نقد و بررسی
نقد روز اژدها، تو مردی (Dragon Day, You're Dead) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
آغاز آشنا، اما نه کاملاً پیشبینیپذیر «Dragon Day, You’re Dead» با مجموعهای از نشانههای آشنای درامهای دبیرستانی آغاز میشود: دانشآموزی ممتاز که وارد محیطی تازه میشود، پسر بانفوذ و دردسرسازی که نظم مدرسه را بههم میزند، و برخوردی خصمانه که از همان ابتدا نوید رابطهای پرتنش را میدهد.
ژانگ جینگمی و لانگ رییی در نگاه نخست چنان در قالبهای شناختهشده جا میگیرند که ممکن است تصور شود با بازگویی دیگری از داستان «دختر خوب و پسر بد» روبهرو هستیم. این شروعِ آشنا یکی از ضعفهای افتتاحیه است؛ چند رویارویی نخست بیش از آنکه شخصیتها را بهعنوان افرادی یگانه معرفی کند، نقشهای ازپیشساختهشان را به نمایش میگذارد.
بااینحال، سریال در ادامه صرفاً به همان الگوی اولیه وفادار نمیماند. مسیر قصه با پیچشها و تغییر جهتهایی همراه میشود که کنجکاوی را حفظ میکند و کمک میکند مجموعه از تکرار کامل نمونههای مشابه فاصله بگیرد. این تغییرات همیشه یکدست یا کاملاً باورپذیر نیستند، اما نیروی محرک قابلتوجهی به روایت میبخشند.
از تقابل تا رابطهای پرهیاهو موتور اصلی قصه، کشمکش میان جینگمی و رییی است؛ کشمکشی که از خصومت و رقابت آغاز میشود و بهتدریج رنگی عاشقانه پیدا میکند. جذابیت رابطه در تضاد میان خویشتنداری و ارادهمندی جینگمی از یکسو و رفتار تکانشی و سلطهجویانهٔ رییی از سوی دیگر است. هر دو شخصیت در کنار یکدیگر فرصت مییابند وجهی تازه از خود نشان دهند: جینگمی ناچار میشود از تصویر مرتب و کنترلشدهاش فاصله بگیرد و رییی نیز در مواجهه با او از تکبعدیبودنِ «پسر شرور مدرسه» بیرون میآید.
« بااینحال، سریال در ادامه صرفاً به همان الگوی اولیه وفادار نمیماند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینهمه، سریال در پرداخت این تحول همیشه ظرافت لازم را به خرج نمیدهد. گاهی تغییر احساسات چنان سریع پیش میرود که فاصلهٔ میان دلخوری، لجاجت و دلبستگی بهخوبی پر نمیشود. افزون بر این، برخی رفتارهایی که قرار است نشانهٔ علاقه یا غیرت باشند، بیشتر به کنترلگری و حسادت شباهت دارند. این مسئله در قالب کمدی و ملودرام عرضه میشود، اما لحن شیرین داستان بهتنهایی نمیتواند ناراحتی ناشی از چنین رفتارهایی را از میان ببرد.
در نتیجه، رابطهٔ زوج اصلی همزمان دوستداشتنی و مسئلهدار است؛ دو کیفیتی که تماشاگر را میان همراهی با شور عاشقانهٔ آنها و انتقاد از شیوهٔ رفتاریشان معلق نگه میدارد. جینگمی؛ میان استقلال و واکنشپذیری جینگمی در ظاهر دختری منظم و ممتاز است، اما شخصیتش صرفاً به نقش «دانشآموز خوب» محدود نمیشود.
ورود او به مدرسهٔ تازه، تصوری را که از زندگی آرام و قابلپیشبینی داشته بههم میریزد و او را در موقعیتهایی قرار میدهد که باید از خود دفاع کند. همین ناهمخوانی میان تصویر بیرونی و واکنشهای درونی، زمینهای برای طنز و تعارض فراهم میآورد. بااینحال، شخصیتپردازی او گاهی نوسان دارد.
در بعضی صحنهها جینگمی مقاوم و مصمم است و در بعضی دیگر، تصمیمها یا واکنشهایش به شکلی نوشته میشوند که انگیزهٔ روشنی ندارند. بنابراین، استقلال او همیشه بهصورت یک خط شخصیتی پیوسته و قانعکننده شکل نمیگیرد. این ناپایداری ممکن است تماشاگر را از او دور کند، بهویژه هنگامی که اختلاف میان دو شخصیت اصلی با سوءتفاهم یا پنهانکاری طولانی میشود.
« بااینهمه، سریال در پرداخت این تحول همیشه ظرافت لازم را به خرج نمیدهد. »
شخصیتها و اجرا
با وجود این، جینگمی بهسبب حضور فعالش در کشمکشها، قربانی صرفِ ماجراها نیست و همین نکته به رابطهٔ محوری توازن نسبی میبخشد. رییی و جذابیت پرخطرِ «پسر بد» رییی از همان ابتدا با عنوان «شیطان مدرسه» معرفی میشود؛ لقبی که برای ایجاد هیجان و جذابیت رمانتیک به کار میرود. او پرخاشگر، خودرأی و گاه حسود است، اما روایت در کنار این ویژگیها لحظههایی از آسیبپذیری و توجه عاطفی را نیز به او نسبت میدهد.
تضاد میان ظاهر خشن و احساسات پنهان، یکی از ابزارهای آشنای این نوع داستانگویی است و سریال از آن برای پیشبردن رابطه استفاده میکند. مسئله آنجاست که مرز میان کاریزما و رفتار آزاردهنده همیشه روشن نمیماند. بعضی اوقات، رییی بهجای آنکه با گفتوگو یا اعتماد رشد کند، از راه غیرت و اصرار به مرکز رابطه بدل میشود.
سریال نیز گاه این رفتارها را چنان رمانتیک جلوه میدهد که پیامدهایشان کمرنگ میشوند. این انتخاب ممکن است برای مخاطبی که از عاشقانههای پراغراق لذت میبرد بخشی از سرگرمی باشد، اما برای تماشاگر حساس به روابط سالم، لحظاتی معذبکننده و حتی خستهکننده میآفریند. روایت، پیچشها و ریتم یکی از امتیازهای سریال این است که پس از شروعی نسبتاً کلیشهای، به یک الگوی ثابت بسنده نمیکند.
پیچشهای داستانی، مسیر رابطه و تنشهای مدرسهای را تغییر میدهند و باعث میشوند ماجرا صرفاً به مجموعهای از برخوردهای عاشقانهٔ تکراری تبدیل نشود. همین جابهجاییها از عوامل اصلی جذابیت سریالاند و بهویژه برای تماشاگرانی که با چنین داستانهایی آشنایی دارند، حس غافلگیری ایجاد میکنند.
« مسئله آنجاست که مرز میان کاریزما و رفتار آزاردهنده همیشه روشن نمیماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در مقابل، ریتم اثر یکنواخت نیست. برخی صحنهها بهجای افزودن لایهای تازه به شخصیتها یا قصه، زمان روایت را طولانی میکنند. در این بخشها، تکرار مشاجرهها و سوءتفاهمها به چشم میآید و تماشاگر ممکن است وسوسه شود از بعضی لحظات عبور کند. پیوند میان خط عاشقانه و کشمکشهای فرعی نیز همیشه به استحکام لازم نمیرسد؛ برخی شخصیتهای پیرامونی بیشتر برای ایجاد مانع یا برانگیختن حسادت وارد داستان میشوند تا آنکه زندگی مستقلی پیدا کنند.
به همین دلیل، گسترش جهان سریال گاهی به بهای کاهش تمرکز بر شخصیتهای فرعی تمام میشود. بازیها و فضای مدرسه بازیهای گروه اصلی به حفظ انرژی مجموعه کمک میکنند. اجرای بازیگران در صحنههای کمدی و عاطفی عموماً روان است و زوج اصلی میتوانند لحظههایی بسازند که شیرینی و شیطنت رابطه را منتقل کند.
بخشی از جذابیت سریال نیز به همین توانایی در ایجاد تضاد میان لحظات پرتنش و موقعیتهای سبکتر وابسته است. چند صحنهٔ خندهدار بهخوبی فضای سنگینِ مشاجرهها را میشکنند و به مجموعه حسی زنده و سرخوش میدهند. فضای معاصر مدرسه نیز با حضور پررنگ تلفنهای همراه و شیوههای ارتباطی امروز شکل میگیرد.
این عناصر تنها تزئین صحنه نیستند؛ به رفتار شخصیتها و گردش اطلاعات در محیط مدرسه پیوند میخورند و به روایت رنگی امروزی میدهند. البته این حضور مدرن بهخودیخود تضمینکنندهٔ واقعگرایی نیست: جهان مدرسه همچنان تا حدی اغراقآمیز و نمایشی است و روابط دانشآموزان بیشتر تابع قراردادهای ملودراماند تا مشاهدهای دقیق از زندگی روزمره.
« برخی صحنهها بهجای افزودن لایهای تازه به شخصیتها یا قصه، زمان روایت را طولانی میکنند. »
قوتها و کاستیها
اما در محدودهٔ لحن سبک سریال، این انتخابها به ایجاد هویت بصری و روایی آن کمک میکنند. طنز و شیرینی عاشقانه طنز «Dragon Day, You’re Dead» بیشتر از برخورد شخصیتها و واکنشهای اغراقشدهٔ آنها سرچشمه میگیرد. جینگمی و رییی در کنار هم ظرفیت کمدی دارند، زیرا هر یک میکوشد موقعیت را به سود خود تغییر دهد؛ همین تلاشهای متقابل، صحنههایی بامزه و گاه دلنشین میآفریند.
عاشقانهٔ میان آنها نیز در بهترین لحظاتش ساده و بازیگوش است و برای تماشاگرانی که به روابط پرهیجان و احساساتی علاقه دارند، جذابیت ویژهای دارد. اما طنز همیشه از دل شخصیتها بهطور طبیعی بیرون نمیآید. گاهی تکرار واکنشها یا بزرگنماییِ رفتارها، شوخی را کماثر میکند. از سوی دیگر، همین لحن سبک ممکن است برخورد سریال با حسادت یا رفتارهای سلطهگرانه را بیش از اندازه بیاهمیت جلوه دهد.
بنابراین، شیرینی رابطه زمانی بیشترین اثر را دارد که از شوخی و همدلی دو شخصیت نیرو بگیرد؛ نه هنگامی که تنش ناسالم با برچسبی عاشقانه پوشانده میشود. جمعبندی «Dragon Day, You’re Dead» در آغاز به قالب آشنای عاشقانههای مدرسهای نزدیک است، اما با پیچشهای داستانی، بازیهای پرانرژی و لحظههای بامزه میتواند از تکرار محض فاصله بگیرد.
رابطهٔ جینگمی و رییی قلب عاطفی اثر است: رابطهای شیرین و پرتحرک که در عین حال، بهسبب حسادت، کنترلگری و ضعف ارتباطی گاه نگرانکننده یا ناخوشایند میشود. ریتم نامنظم و بخشهای کشدار نیز از کاستیهایی است که مانع انسجام کامل روایت میشوند. این مجموعه بیش از آنکه در پی واقعنمایی باشد، بر هیجان، اغراق و لذتِ پیگیری یک عاشقانهٔ پرماجرا تکیه دارد.
« اما در محدودهٔ لحن سبک سریال، این انتخابها به ایجاد هویت بصری و روایی آن کمک میکنند. »
جمعبندی
برای مخاطبی که با کلیشههای این گونه آشناست و از زوجهای پرتنش و لحظههای رمانتیکِ سبک لذت میبرد، میتواند سرگرمکننده باشد؛ اما اگر پرداخت دقیق شخصیتها و نمایش رابطهای سالم معیار اصلی باشد، بعضی انتخابهای داستانی آن دشوارتر پذیرفته میشوند.
ثبت دیدگاه