نقد و بررسی
نقد دراگون بال زد: نبرد خدایان (Dragon Ball Z: Battle of Gods) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جهان آشنا «Dragon Ball Z: Battle of Gods» بیش از آنکه صرفاً فیلمی تازه در مجموعهای محبوب باشد، بازگشتی به جهانی است که جذابیتش همیشه از آمیزهٔ نبردهای اغراقآمیز، طنز ناگهانی و رفاقتهای دیرپا نیرو گرفته است. داستان پس از رویارویی با ماجین بو جریان دارد؛ گوکو و همراهانش بار دیگر در برابر تهدیدی بزرگ قرار میگیرند، اما این بار خطر از سوی بیروس، خدای ویرانی، میآید؛ موجودی که کنجکاویاش دربارهٔ قدرت سایانها، مسیر وقایع را به سوی زمین میکشاند.
فیلم از همان آغاز روشن میکند که قرار نیست فقط مسابقهای از قدرتها را تماشا کنیم: برخورد شخصیتها، واکنشهایشان و فضای زندگی روزمرهٔ آنان نیز بخش مهمی از ماجراست. این انتخاب، امتیاز اصلی فیلم و در عین حال یکی از سرچشمههای نوسان آن است. «نبرد خدایان» به جای آنکه پیوسته در وضعیت اضطراری بماند، به شخصیتها مجال میدهد دور هم باشند، شوخی کنند و در موقعیتهایی عادیتر از میدان نبرد قرار بگیرند.
برای مخاطبی که سالها با این گروه همراه بوده، چنین لحظههایی حکم دیدار دوباره با آشنایان قدیمی را دارند. در مقابل، تماشاگرانی که انتظار دارند فیلمی فشرده و پرشتاب ببینند، ممکن است بعضی از این مکثها را کشدار بیابند. بیروس و ویس؛ تهدیدی با چهرهای نامنتظر بیروس از نظر جایگاه روایی، حضوری تازه و مهم در جهان مجموعه است.
عنوان خدای ویرانی، پیشاپیش تصویری از نیرویی هراسانگیز میسازد؛ شخصیتی که میتواند توازن قدرت را بهکلی بر هم بزند. فیلم در نمایش تفاوت سطح او با جنگجویان زمین، از تعلیق و شوخی همزمان بهره میگیرد. بیروس گاه بیاعتنا و سرد به نظر میرسد و گاه با رفتاری بازیگوشانه، لحن صحنه را تغییر میدهد.
« این انتخاب، امتیاز اصلی فیلم و در عین حال یکی از سرچشمههای نوسان آن است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین دوگانگی او را از دشمنان متعارف مجموعه متمایز میکند، اما همیشه به سود فیلم نیست: شوخطبعیاش در برخی لحظات از تهدیدی که شخصیتش نوید میدهد میکاهد. در کنار او، ویس با آرامش و وقاری که دارد، مکمل مناسبی است. رابطه و گفتوگوی این دو، به فیلم فرصتی میدهد تا جهان تازهاش را بدون توضیحگویی سنگین معرفی کند.
حضورشان صرفاً برای افزودن دو چهرهٔ قدرتمند نیست؛ آنها چشمانداز کیهانی بزرگتری به داستان میدهند و حس میآفرینند که ماجرا از مرز رقابتهای آشنای زمینی فراتر رفته است. با این همه، فیلم در گسترش کامل ظرفیت این دو شخصیت چندان درنگ نمیکند و بیشتر به معرفی جذابشان بسنده میکند. جمع دوستان؛ نیروی عاطفی فیلم یکی از دلنشینترین ویژگیهای «نبرد خدایان» این است که قهرمانان را فقط در قامت جنگجو نشان نمیدهد.
گردهمایی شخصیتها و موقعیتهای طنزآمیز پیرامون آنان، فضایی صمیمی میسازد که در بسیاری از آثار اکشن زیر سایهٔ تهدید مرکزی محو میشود. فیلم به تماشاگر یادآوری میکند که اهمیت این گروه تنها به قدرت مبارزهشان نیست؛ تاریخ مشترک و پیوندهای میانشان نیز بخشی از جذابیت مجموعه است. در این میان، وجوه متفاوت شخصیتها فرصتی برای شوخی و غافلگیری فراهم میکنند.
رفتارهای غیرمنتظرهٔ وجیتا، بهویژه، از لحظههایی است که هم خنده میآورد و هم بُعدی تازه از شخصیت او را آشکار میکند. این لحظهها برای برخی از هواداران ممکن است بیش از اندازه نمایشی یا ناسازگار با تصویری جدیتر از او به نظر برسند؛ اما از منظر فیلم، همین فاصله میان غرور همیشگی و موقعیت مضحک، منبع بخش مهمی از کمدی است.
« در کنار او، ویس با آرامش و وقاری که دارد، مکمل مناسبی است. »
شخصیتها و اجرا
کمدی و لحن؛ میان حماسه و بازیگوشی طنز فیلم نه زائدهای بر داستان، بلکه یکی از اصول ساختاری آن است. «نبرد خدایان» میان خطر کیهانی و شوخیهای روزمره رفتوآمد میکند و از تقابل این دو لحن انرژی میگیرد. این رویکرد یادآور آن است که جهان دراگونبال همواره آمیزهای از ماجراجویی، هجو و لحظات پرهیاهو بوده است؛ بنابراین سبک کمدی فیلم در کلیت خود با روح مجموعه بیگانه نیست.
با این حال، تعادل میان خنده و خطر همیشه دقیق نمیماند. هنگامی که تهدید بیروس جدیتر میشود، برخی شوخیها میتوانند از شدت اضطراب بکاهند؛ گویی فیلم در لحظاتی که باید وزن پیامدها را حس کنیم، دوباره به فضای سبک و بازیگوشانه بازمیگردد. نتیجه برای تماشاگران یکسان نخواهد بود: گروهی این تغییر لحن را بخشی از هویت دوستداشتنی اثر میدانند و گروهی دیگر آن را مانعی برای باورپذیری خطر میبینند.
ریتم و ساختار داستان ساختار روایی فیلم ساده و سرراست است: بیروس در جستوجوی رقیبی شایسته، سرنخهایی دربارهٔ سایانها دنبال میکند و این جستوجو سرانجام زمین و دوستان گوکو را درگیر میسازد. فیلم برای مخاطب آشنا با مجموعه، از معرفی دوبارهٔ مفصل شخصیتها پرهیز میکند و از پیشینهٔ آنان بهعنوان زمینهای آماده بهره میبرد.
در عوض، بخش مهمی از زمان خود را صرف آمادهکردن برخورد نهایی و نمایش واکنشهای گروه میکند. این تمرکز بر موقعیتهای میانراهی، گاهی به بهای شتاب داستان تمام میشود. برخی صحنهها بیش از اندازه ادامه مییابند و ریتم را کند میکنند، بهویژه زمانی که انتظار داریم روایت به سوی مواجههٔ اصلی حرکت کند.
« کمدی و لحن؛ میان حماسه و بازیگوشی طنز فیلم نه زائدهای بر داستان، بلکه یکی از اصول ساختاری آن است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در سوی دیگر، فیلم در بعضی گذرها سریع از مرحلهای به مرحلهٔ بعد میرود و فرصت کافی برای پرورش ایدههای تازهاش نمییابد. بنابراین مشکل اصلی نه فقدان سرگرمی، بلکه ناهماهنگی میان مکثهای طولانی و بخشهایی است که میتوانستند مجال بیشتری برای اثرگذاری داشته باشند. پویانمایی و صحنههای نبرد از نظر بصری، فیلم میکوشد چهرهٔ آشنای مجموعه را با زبانی تازهتر ارائه کند.
رنگهای زنده، حرکتهای سریع و طراحی پرتحرک، جهان داستان را پرجنبوجوش نگه میدارند. در صحنههای نبرد، دوربین با حرکتهای روان و زاویههای متنوع، به ضربهها و جابهجاییهای جنگجویان حس شتاب میدهد. رویارویی گوکو و بیروس نقطهٔ اوج این رویکرد است: مبارزهای پرانرژی که مقیاس قدرت دو طرف را از راه حرکت و تصویر منتقل میکند، نه فقط از طریق گفتوگو.
با اینحال، شیوهٔ تصویری فیلم ممکن است برای همهٔ مخاطبان پذیرفتنی نباشد. ظاهر دیجیتالیتر و صیقلیتر برخی نماها با خاطرهٔ بافت دستی آثار قدیمی تفاوت دارد و در بعضی لحظات، استفاده از پویانمایی رایانهای با تصویر دوبعدی بهخوبی یکدست نمیشود. این ناهماهنگی بهخصوص هنگامی به چشم میآید که تغییر سبک بصری توجه را از خود صحنه منحرف کند.
افزون بر آن، نبرد پایانی با وجود هیجان و طراحی چشمنوازش، برای برخی تماشاگران کوتاهتر از انتظاری است که مقدمهچینی فیلم ایجاد میکند. پیوند با میراث مجموعه «نبرد خدایان» در برخورد با میراث دراگونبال، هم به نوستالژی تکیه میکند و هم در پی گشودن دریچهای تازه است. بازگشت چهرههای آشنا و شوخیهایی که از شناخت قبلی مخاطب نیرو میگیرند، به فیلم گرمایی ویژه میبخشند؛ اما اثر به بازسازی صرف گذشته بسنده نمیکند.
« پویانمایی و صحنههای نبرد از نظر بصری، فیلم میکوشد چهرهٔ آشنای مجموعه را با زبانی تازهتر ارائه کند. »
قوتها و کاستیها
مفهوم سوپر سایان خدا و حضور موجوداتی با جایگاهی فراتر از دشمنان پیشین، دامنهٔ جهان را گسترش میدهد و امکان شکلگیری ماجراهایی تازه را فراهم میآورد. در همین مسیر، فیلم پرسشی جالب پیش میکشد: آیا پیشرفت قهرمانان فقط به معنای دستیابی به قدرتی بزرگتر است، یا مواجهه با نیرویی نامتعارف میتواند معنای دیگری به رشد و رقابت بدهد؟
پاسخ فیلم بیشتر بر شور و نمایش تکیه دارد تا تأمل فلسفی، اما همین گسترش افق داستانی به آن اهمیت میبخشد. اثر بهروشنی میخواهد هم برای هواداران قدیمی جشن دیدار دوباره باشد و هم راه را برای مرحلهای تازه در جهان مجموعه باز کند. جمعبندی «Dragon Ball Z: Battle of Gods» فیلمی است که قوتهایش را از همان چیزهایی میگیرد که دراگونبال را ماندگار کردهاند: شخصیتهای دوستداشتنی، طنز پرتحرک، نبردهای بزرگ و جهانی که پیوسته امکان گسترش دارد.
دورهمی قهرمانان به داستان صمیمیت میدهد و رویارویی گوکو و بیروس، از نظر انرژی و جلوهٔ بصری، لحظاتی تماشایی میآفریند. در مقابل، ریتم نامتوازن، شوخیهایی که گاه از تهدید میکاهند و ناهماهنگی محدود در پویانمایی، مانع آن میشوند که فیلم در تمام مسیر به یک اندازه اثرگذار باشد. با وجود این کاستیها، فیلم بیش از آنکه صرفاً نوستالژی بفروشد، رابطهٔ مخاطب با جهان مجموعه را دوباره زنده میکند.
تماشاگر آشنا با شخصیتها احتمالاً از لحظههای آرام و کمدی آن به همان اندازهٔ مبارزهها لذت خواهد برد؛ بینندهای که فقط در پی اکشنی بیوقفه است، ممکن است با مکثهای داستان کنار نیاید. در نهایت، «نبرد خدایان» بازگشتی گرم و سرگرمکننده است؛ اثری که با معرفی تهدیدی تازه و گشودن افقی بزرگتر، یادآور میشود در این جهان، حتی پس از پایان یک نبرد بزرگ، هنوز ماجراهای دیگری در انتظارند.
« پاسخ فیلم بیشتر بر شور و نمایش تکیه دارد تا تأمل فلسفی، اما همین گسترش افق داستانی به آن اهمیت میبخشد. »



ثبت دیدگاه