نقد و بررسی
نقد دراگون بال سوپر: ابر قهرمان (Dragon Ball Super: Super Hero) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جهان آشنا، با مرکز ثقلی تازه «Dragon Ball Super: Super Hero» از مصالحی کاملاً آشنا آغاز میشود: ارتش روبان سرخ، دشمنی قدیمی که پس از سالها دوباره سر برمیآورد و با دو اندروید تازهساخت، گاما ۱ و گاما ۲، خود را برای رویارویی با قهرمانان آماده میکند. این بار اما فیلم تصمیم میگیرد مرکز روایت را از گوکو و وجیتا دور کند و نگاه را به پیکولو و گوهان بسپارد؛ انتخابی که مهمترین تمایز اثر با بسیاری از ماجراجوییهای پیشین مجموعه است.
فیلم همچنان بر نبردهای بزرگ و تهدیدی فراگیر تکیه دارد، اما قلب داستان نه در صرفِ افزایش قدرت، بلکه در پیوندهای خانوادگی و مسئولیتپذیری شخصیتها میتپد. این جابهجایی، فرصتی برای بازنگری در قهرمانانی فراهم میکند که مدتی در حاشیه مانده بودند. بااینهمه، خط اصلی داستان از همان الگوی آشنای بازگشت دشمنان گذشته پیروی میکند.
سازمانی که زمانی شکست خورده، دوباره شکل میگیرد؛ گروهی از افراد با تصویری نادرست از قهرمانان، به نبرد کشیده میشوند؛ و سوءتفاهمها بهانهای برای درگیریهای پیدرپی میشوند. فیلم این مواد را با ریتمی پرتحرک عرضه میکند، اما کمتر میکوشد بنیان روایی تازهای بر آنها بنا کند. مخاطبی که با مجموعه آشنایی دارد، بهسرعت میتواند مسیر کلی را تشخیص دهد؛ ازاینرو تعلیق داستان بیش از آنکه بر ناشناختهبودن رخدادها استوار باشد، بر انتظار برای دیدار شخصیتها و تماشای رویاروییهایشان تکیه دارد.
آشنایی این ساختار لزوماً مانع سرگرمکنندگی نیست، اما به فیلم اجازه نمیدهد در سطح روایت به اندازهٔ ایدهٔ شخصیتمحورش تازه جلوه کند. پیکولو، گوهان و پان؛ گرمایی انسانی در میان نبردها بهترین دستاورد فیلم، توجه به رابطهٔ پیکولو با گوهان و پان است. پیکولو که همواره شخصیتی سختگیر و کمحرف بوده، در اینجا بار دیگر نقش آموزگار و حامی را به شکلی ملموس بر عهده میگیرد.
« این جابهجایی، فرصتی برای بازنگری در قهرمانانی فراهم میکند که مدتی در حاشیه مانده بودند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دلبستگی او به پان فقط از راه سخنان مستقیم بیان نمیشود؛ از نگاه مراقب، تصمیمهای حسابشده و آمادگیاش برای مداخله نیز میتوان آن را دریافت. در سوی دیگر، گوهان با تصویری از زندگی روزمره روبهروست که تنش میان علاقههای علمی و مسئولیتهایش را بهروشنی نشان میدهد. او نه قهرمانی بینقص است و نه جنگجویی که همیشه آمادهٔ نبرد باشد؛ همین فاصله میان توان بالقوه و بیتوجهی روزمره، به مسیر او معنای عاطفی میبخشد.
پان نیز در ساختار فیلم صرفاً وسیلهای برای برانگیختن واکنش دیگران نیست. حضور او کیفیت رابطهٔ پیکولو و گوهان را تغییر میدهد و پیوند نسلها را وارد ماجرا میکند. فیلم از این رابطهها برای ایجاد لحظههایی گرم و گاه لطیف بهره میبرد، بیآنکه کاملاً از فضای ماجراجویانهٔ مجموعه خارج شود.
در نتیجه، حتی هنگامی که روایت به سوی رویاروییهای بزرگ پیش میرود، انگیزهای شخصی و قابلدرک در پسِ خطرها باقی میماند. این جنبه، فیلم را برای مخاطبی که بیشتر از جلوههای نبرد به تحول و نزدیکی شخصیتها اهمیت میدهد، به تجربهای رضایتبخشتر بدل میکند. گاماها و بازی با مفهوم قهرمانی گاما ۱ و گاما ۲ از حیث طراحی ظاهری و شیوهٔ حضور، بهسرعت توجه را جلب میکنند.
آنها خود را قهرمان میپندارند و همین خودتصویری، امکان طنز و تقابل اخلاقی را فراهم میآورد. فیلم از تضاد میان ظاهر پرزرقوبرق و برداشت سادهانگارانهٔ آنان از قهرمانی بهره میبرد؛ تقابلی که با فضای خودآگاه و گاه هجوآمیز مجموعه سازگار است. این دو شخصیت صرفاً مانعهایی مکانیکی برای قهرمانان نیستند و رابطهٔ میانشان نیز به آنها رنگوبویی فراتر از «دشمنان تازه» میدهد.
« پان نیز در ساختار فیلم صرفاً وسیلهای برای برانگیختن واکنش دیگران نیست. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، ظرفیت این ایده بهطور یکسان در سراسر فیلم بسط پیدا نمیکند. مفهوم قهرمانی میتوانست زمینهای جدیتر برای پرسش دربارهٔ تبلیغات، حقیقت و مسئولیت فراهم آورد، اما روایت بیشتر آن را در خدمت شوخیها و پیشبرد ماجرا قرار میدهد. بنابراین گاماها جذاباند، ولی اثر همیشه از امکان دراماتیک حضورشان بیشترین بهره را نمیگیرد.
فیلم در این زمینه بیش از آنکه به کاوشی عمیق دست بزند، به تضادهای روشن و قابلفهم بسنده میکند؛ انتخابی که با لحن سرگرمکنندهاش هماهنگ است، اما بُعد فکری داستان را محدود نگه میدارد. انیمیشن سهبعدی و زبان حرکت یکی از تصمیمهای شاخص اثر، فاصلهگرفتن از شیوهٔ دوبعدیِ آشنای مجموعه و تکیه بر انیمیشن رایانهای سهبعدی است.
این تغییر در آغاز ممکن است برای برخی مخاطبان غریب به نظر برسد، زیرا حرکت چهرهها، حجم بدنها و بافت صحنهها از زیباییشناسیای متفاوت پیروی میکنند. بااینحال، فیلم نمیکوشد گذشته را دقیقاً بازسازی کند؛ بلکه از قالب تازه برای طراحی حرکت و میزانسن بهره میگیرد. دوربین در صحنههای مبارزه بهسرعت جابهجا میشود، زاویههای متنوع میآفریند و مسیر ضربهها را دنبال میکند.
در بهترین لحظهها، این آزادی حرکتی نبردها را پرشتاب و خوانا نگه میدارد و هر حرکت را بخشی از سازمان بصری صحنه میکند، نه صرفاً انفجاری از رنگ و نور. کارکرد این شیوه البته همیشه یکسان نیست. وقتی میزانسن روشن است و فاصلهٔ شخصیتها بهخوبی تعریف میشود، دوربین پویا به صحنه انرژی میبخشد؛ اما حرکتهای پیدرپی و نماهای متغیر گاهی توجه را از خود نبرد میربایند.
« بااینحال، ظرفیت این ایده بهطور یکسان در سراسر فیلم بسط پیدا نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
طراحی سهبعدی نیز برای کسانی که به خطوط و بافتهای دوبعدی خو گرفتهاند، ممکن است در بعضی لحظات بیش از اندازه صیقلی یا شبیه بازی رایانهای به نظر برسد. با وجود این، انتخاب بصری فیلم صرفاً نمایش فناوری نیست: در مجموع، ابزاری برای بازآفرینی مقیاس، سرعت و ضرباهنگ مبارزه است و هویت دیداری مستقلی به این قسمت میدهد.
طنز و ریتم روایت طنز از عناصر همیشگی دنیای «دراگون بال» است و این فیلم نیز از شوخیهای موقعیتی، واکنشهای اغراقآمیز و تضاد میان جدیت قهرمانانه و روزمرگی فاصله نمیگیرد. بسیاری از شوخیها با شخصیتها سازگارند و بهویژه در لحظاتی که فضای داستان در آستانهٔ جدیشدن بیش از اندازه قرار میگیرد، فشار را کاهش میدهند.
این لطافت، فیلم را از تبدیلشدن به زنجیرهای پیوسته از تهدید و نبرد دور میکند و به آن حالوهوایی سرزنده میبخشد. حضور طنز همچنین باعث میشود قهرمانان همچنان آدمهایی با عادتها و ضعفهای کوچک باقی بمانند، نه صرفاً نمادهایی برای نمایش قدرت. مشکل از جایی آغاز میشود که شوخیهای پراکنده بیش از آنکه به شخصیتپردازی یا پیشبرد داستان کمک کنند، ضرباهنگ را متوقف میسازند.
فیلم گاه درست هنگامی که تنش باید افزایش یابد، از مسیر اصلی فاصله میگیرد و به موقعیتی فرعی میپردازد. بخشهایی از روایت بهجای آنکه میان کمدی و خطر تعادلی پیوسته برقرار کنند، به نوبت میان این دو رفتوآمد دارند؛ از همین رو ریتم در نیمههایی نامتوازن احساس میشود. این مکثها برای تماشاگرانی که با لحن بازیگوش مجموعه همراهاند، احتمالاً بخشی از جذابیت اثر خواهد بود، اما برای کسانی که روایتی فشرده و کمحاشیه میخواهند، ممکن است از نیروی صحنهها بکاهد.
« فیلم گاه درست هنگامی که تنش باید افزایش یابد، از مسیر اصلی فاصله میگیرد و به موقعیتی فرعی میپردازد. »
قوتها و کاستیها
اوجگیری و محدودیتهای دراماتیک فیلم در مسیر رسیدن به اوج، همان منطق آشنای مجموعه را دنبال میکند: تهدید بزرگتر میشود، قهرمانان ناچار به فراتررفتن از توان پیشین خود میشوند و نبردها به ابعادی چشمگیرتر میرسند. این الگو از نظر هیجان دیداری مؤثر است و مخاطبی را که برای تقابلهای حماسی آمده، دستخالی نمیگذارد.
بااینحال، وقتی قدرتگیری بهسرعت رخ میدهد و فاصلهٔ میان بحران و پاسخ قهرمانانه کوتاه میشود، تحول ممکن است بیش از آنکه نتیجهٔ یک مسیر درونی باشد، به راهحلی فوری برای تشدید هیجان شباهت پیدا کند. در چنین لحظههایی، نیروی عاطفیای که فیلم پیشتر با رابطهٔ پیکولو و گوهان ساخته، زیر فشار نمایش قدرت قرار میگیرد.
از سوی دیگر، دشمن نهایی آنقدر که انتظارهای داستانیِ فیلم وعده میدهند، همواره از حضور دراماتیک پرقدرتی برخوردار نیست. وقتی نبرد پایانی بر مقیاس و شدت فیزیکی تکیه میکند، اما شخصیتپردازی یا کشمکش مفهومی به همان اندازه رشد نمیکند، اوج بصری و اوج احساسی از یکدیگر فاصله میگیرند. بدون ورود به جزئیات رخدادها، میتوان گفت فیلم در این بخش سرگرمکننده میماند، اما به دشواری به همان عمق عاطفی رابطههایی دست مییابد که پیشتر ساخته است.
همین تفاوت، یکی از محدودیتهای مهم اثر به شمار میآید. جمعبندی «Dragon Ball Super: Super Hero» فیلمی پرانرژی و خوشتماشا است که ارزش اصلیاش را در توجه تازه به پیکولو، گوهان و پان پیدا میکند. رابطهٔ میان این شخصیتها به نبردهای پرتحرک فیلم گرما میبخشد و تغییر سبک بصری نیز تجربهای متفاوت، هرچند گاه ناآشنا، میسازد.
« این الگو از نظر هیجان دیداری مؤثر است و مخاطبی را که برای تقابلهای حماسی آمده، دستخالی نمیگذارد. »
جمعبندی
طنز و اکشن در بسیاری از لحظهها با یکدیگر هماهنگاند و دو اندروید تازه نیز به داستان رنگی بازیگوشانه میدهند. در مقابل، بازگشت دشمنان قدیمی ایدهٔ روایی چندان تازهای نمیآفریند، شوخیهای پراکنده گاهی ریتم را کند میکنند و اوج داستان از نظر تحول دراماتیک همیشه همسنگ جاهطلبی بصری آن نیست.
فیلم بیش از آنکه روایتی انقلابی در جهان «دراگون بال» باشد، بازگشتی مؤثر به شخصیتهایی است که شایستهٔ سهم بیشتری از مرکز صحنهاند. برای طرفداران مجموعه، همین تغییر کانون، لحظههای عاطفی و نبردهای چشمگیر بهتنهایی دلیل مهمی برای تماشاست. برای مخاطب تازهوارد نیز فیلم میتواند سرگرمکننده باشد، هرچند بخشی از تأثیر روابط و ارجاعات آن زمانی کاملتر میشود که پیشینهٔ این شخصیتها شناخته شده باشد.
« طنز و اکشن در بسیاری از لحظهها با یکدیگر هماهنگاند و دو اندروید تازه نیز به داستان رنگی بازیگوشانه میدهند. »
ثبت دیدگاه