نقد و بررسی
نقد Dragon Ball: Curse of the Blood Rubies | 1986
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینیِ آشنایی در قالب ماجرایی تازه «Dragon Ball: Curse of the Blood Rubies» نخستین فیلم بلند سینماییِ مجموعهٔ «Dragon Ball» است؛ اثری که در سال ۱۹۸۶ ساخته شد و بهجای آنکه روایتی کاملاً مستقل از جهان مجموعه عرضه کند، بخشی از ماجرای آغازین آن را با دگرگونیهایی بازمیگوید. جایگاه امپراتور پیلاف را در این روایت شاه گورومس میگیرد؛ فرمانروایی که گرسنگی پایانناپذیرش با ثروت و سنگهای سرخ پیوند خورده است.
این تغییر، آشناییِ تماشاگر با گوکو، بولما و همراهانشان را در بستری تازه قرار میدهد: ماجرایی دربارهٔ غارت، آزمندی و مردمی که از ستم به ستوه آمدهاند. فیلم با مدتزمانی نزدیک به پنجاه دقیقه، بیش از آنکه قصد گسترش عمیق جهان مجموعه را داشته باشد، خواهان فراهمکردن سرگرمیای موجز و پرجنبوجوش است.
قصهای ساده با نیروی پیشبرندهٔ روشن داستان از ستم سپاهیان گورومس بر روستاییان آغاز میشود. پانسی، دختری از همان روستا، برای یافتن کمک به راه میافتد و مسیرش به گوکو و دوستانش میرسد؛ گروهی که جستوجوی گویهای اژدها، آنان را به ماجرایی بزرگتر میکشاند. این خط روایی ساده، از همان ابتدا انگیزههای شخصیتها را روشن میکند: از یکسو نیاز فوری مردم به رهایی از خشونت و از سوی دیگر حرص شاهی که میکوشد گرفتاری خود را با قدرت جادویی گویها برطرف کند.
فیلم از پیچیدگی سیاسی یا روانشناختی پرهیز میکند و بر حرکت پیوستهٔ قهرمانان و تقابل خیر و شر تکیه دارد. سادگیِ طرح نه بهخودیخود نقطهضعف فیلم است و نه تضمینکنندهٔ اثرگذاری آن. در بهترین لحظات، قصه همچون افسانهای مصور پیش میرود: مأموریتی روشن، گروهی ناهمگون از همراهان و فرمانروایی که نیروی تخریبش از آزمندی او سرچشمه میگیرد.
« قصهای ساده با نیروی پیشبرندهٔ روشن داستان از ستم سپاهیان گورومس بر روستاییان آغاز میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما شتاب روایت گاهی فرصت نمیدهد برخی رخدادها پیامد عاطفی یا داستانی کافی پیدا کنند. فیلم از یک برخورد به برخورد بعدی میرسد، پیش از آنکه همیشه بتواند مکثی برای پرداختن به دشواریهای راه یا دگرگونیهای شخصیتها فراهم کند. این شتاب، هم منشأ نشاط فیلم است و هم محدودیت آن. گورومس و مضمون آزمندی گورومس، با صورت هیولایی و گرسنگیِ سیریناپذیرش، چهرهٔ اغراقشدهای از قدرتی است که هرچه بیشتر به دست میآورد، کمتر خشنود میشود.
سنگهای سرخ و گویهای اژدها در منطق داستان دو صورت متفاوت از میل به مالکیت و رهاییاند: یکی با بهرهکشی از زمین و مردم به دست میآید و دیگری وعدهٔ برآوردن آرزوها را میدهد. فیلم این تقابل را به زبان ساده و مناسب فضای افسانهای خود بیان میکند. پیام اخلاقی آن چندان پیچیده نیست، اما در چارچوب ماجراجویی کودکانه و طنزآلودش کارکردی روشن دارد.
بااینحال، شخصیتهای تازهٔ داستان همیشه به اندازهٔ ایدهٔ مرکزیشان بهیادماندنی نمیشوند. گورومس بیش از آنکه شخصیتی چندلایه باشد، نیروی محرکِ آشوب و تهدید است؛ و پانسی نیز عمدتاً در نقش کسی ظاهر میشود که جستوجوی کمک را آغاز میکند. در نتیجه، فیلم برای پیشبرد قصه بیشتر بر چهرههای آشنای مجموعه و برخوردهای بامزهٔ میان آنان تکیه میکند تا بر رشد کامل شخصیتهای جدید.
این انتخاب با قالب کوتاه فیلم سازگار است، اما مجال چندانی برای ساختن پیوندی عمیق با سرنوشت قهرمانان تازه باقی نمیگذارد. گوکو و جمعی که موتور کمدی فیلماند گوکوی کودک، با سادگی و توانایی جسمانی خارقالعادهاش، همچنان یکی از دلپذیرترین عناصر فیلم است. تضاد میان نگاه معصومانهٔ او به جهان و قدرتی که در موقعیتهای خطرناک از خود نشان میدهد، هم صحنههای اکشن را جذاب میکند و هم سرچشمهٔ طنز است.
« اما شتاب روایت گاهی فرصت نمیدهد برخی رخدادها پیامد عاطفی یا داستانی کافی پیدا کنند. »
شخصیتها و اجرا
بولما با اعتمادبهنفس و صراحتش نقطهٔ مقابل گوکوی سادهدل قرار میگیرد و برخورد این دو، از همان آشناییهای نخستین، به فیلم جنبوجوش میبخشد. یامچا، پوآر، اولونگ و استاد موتنروشی نیز با خلقوخوهای متفاوت خود فضای گروهی اثر را زنده نگه میدارند. بخش مهمی از لذت فیلم نه از پیچیدگی پیرنگ، بلکه از تماشای این شخصیتها در کنار یکدیگر میآید.
شوخیها، واکنشهای اغراقآمیز و تفاوت میان ظاهر جدی خطرها و رفتار گاه کودکانهٔ قهرمانان، حالوهوایی کمیک میسازد که با فضای ماجراجویانهٔ داستان پیوند دارد. فیلم میداند که چه چیزی در این گروه تماشایی است: دوستیهایی که هنوز در ابتدای راهاند، تفاوتهای رفتاری و تواناییهای نامتوازن.
در همین معنا، اثر بیشتر به جشنِ آشنایی دوباره با شخصیتها شباهت دارد تا مطالعهای تازه دربارهٔ آنان. ریتم پرتحرک؛ امتیاز و محدودیت فیلم در حرکتدادن قصه توانمند است. صحنهها عموماً کوتاهاند و ماجرا بهسرعت از معرفی تهدید به برخوردهای قهرمانانه و موقعیتهای طنزآمیز میرسد. چنین ریتمی با قالب فشردهٔ فیلم و روحیهٔ پرتحرک مجموعه هماهنگ است؛ تماشاگر کمتر در انتظار میماند و سرگرمی پیوستهای دریافت میکند.
در عوض، این شتاب گاهی میان معرفی موقعیت، شکلگیری خطر و حل آن فاصلهٔ کافی نمیگذارد. برخی رخدادها بیشتر بهانهای برای رفتن به صحنهٔ بعدی به نظر میرسند تا لحظههایی که بتوانند بهتنهایی وزن دراماتیک پیدا کنند. برای بینندهای که با مجموعه آشناست، این فشردگی میتواند لذتبخش باشد، زیرا بسیاری از قواعد جهان داستان و منش شخصیتها از پیش شناخته شدهاند.
« یامچا، پوآر، اولونگ و استاد موتنروشی نیز با خلقوخوهای متفاوت خود فضای گروهی اثر را زنده نگه میدارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برای تماشاگر تازهوارد، ماجرا همچنان قابلپیگیری است، اما فیلم همیشه برای توضیح رابطهها و زمینهٔ جهانش مکث نمیکند. بنابراین، تجربهٔ آن تا اندازهای از آشنایی مخاطب با گوکو و همراهانش نیرو میگیرد؛ شناختی که به بعضی صحنهها معنایی بیشتر از آنچه بهتنهایی در قاب فیلم دارند میبخشد.
رنگ، حرکت و موسیقی فضای فانتزی رنگارنگ فیلم از جذابیتهای پایدار آن است. طراحی چهرهها و پیکرهها اغراقآمیز و کارتونی است؛ انتخابی که با طنز و ماجراجویی داستان تناسب دارد. چهرههای بامزه و واکنشهای پرحرکت شخصیتها، بهخصوص در رفتوبرگشت میان شوخی و اکشن، به صحنهها جان میبخشند.
انیمیشن در لحظات پرتحرک انرژی مناسبی دارد و مبارزهها با اغراق تصویری خود از خشونت واقعگرایانه فاصله میگیرند. این زبان بصری باعث میشود خطرها جدی بمانند، بیآنکه لحن فیلم بهکلی تیره شود. در عین حال، کیفیت تصویر همیشه یکدست نیست. طراحی پسزمینهها و جزئیات بصری گاه ساده به نظر میرسد و بعضی صحنهها ظرافتی را که از تولیدی پرهزینهتر انتظار میرود ندارند.
بااینهمه، سادگیِ ظاهر در بسیاری از لحظات به زیان فیلم تمام نمیشود؛ زیرا تمرکز را بر حرکت، حالت چهرهها و شوخیهای تصویری نگه میدارد. موسیقیِ شونسوکه کیکوتچی نیز به حفظ حالوهوای آشنای ماجراجویی کمک میکند و به فیلم رنگی نوستالژیک میبخشد، بیآنکه از فضای سرزندهٔ آن جدا بیفتد. جایگاه فیلم در جهان مجموعه «Curse of the Blood Rubies» را بهتر است بازگوییِ تغییریافتهای از آغاز مسیر گوکو دانست، نه فصلی ضروری برای دنبالکردن روایت اصلی.
« رنگ، حرکت و موسیقی فضای فانتزی رنگارنگ فیلم از جذابیتهای پایدار آن است. »
قوتها و کاستیها
این فیلم، شخصیتهای آشنا را در شرایطی تازه کنار هم میگذارد و بخشهایی از آشناییها و موقعیتهای نخستین مجموعه را با تهدیدی متفاوت بازترکیب میکند. همین انتخاب برای طرفدار قدیمی همزمان جذاب و آشناست: جذاب، چون میتواند لحظههایی شناختهشده را در ترکیبی دیگر ببیند؛ آشنا، چون بازگوییِ آغاز ماجراها بهناچار تازگیِ محدودتری دارد.
از این رو، ارزش فیلم بیش از آنکه در افزودن نکتهای تعیینکننده به تاریخ شخصیتها باشد، در ارائهٔ نسخهای فشرده، رنگین و سرگرمکننده از جهان آغازین «Dragon Ball» است. فیلم نه میکوشد از کمدی و سادگی ریشههای مجموعه فاصله بگیرد و نه ادعای حماسهای گسترده دارد. آنچه عرضه میکند، سفری کوتاه با قهرمانانی دوستداشتنی است که جذابیتشان از ترکیب معصومیت، توانایی و آشوب طنزآلود سرچشمه میگیرد.
جمعبندی «Dragon Ball: Curse of the Blood Rubies» ماجرایی سرزنده و خوشنیت است که در آن، قصهای ساده دربارهٔ آزمندی و ستم با طنز، اکشن سبک و گروهی از شخصیتهای محبوب پیوند میخورد. ریتم تند، فضای رنگارنگ، موسیقی نوستالژیک و پویایی چهرهها، تماشای آن را دلپذیر میکند؛ در برابر، شتاب روایت، پرداخت محدود برخی شخصیتهای تازه، سادگیِ گاه آشکارِ تصویر و آشناییِ بیش از اندازهٔ طرح، از عمق تجربه میکاهند.
فیلم برای کسی که خواهان بازگشتی کوتاه به حالوهوای نخستین روزهای مجموعه است، سرگرمیای صمیمی و پرتحرک فراهم میآورد. اما بهترین راه مواجهه با آن، انتظارِ داستانی پیچیده یا بازتعریفی بنیادین نیست: این اثری است سبکبال که بیش از هر چیز به بازیگوشی، ماجراجویی و لذت دیدار دوباره با گوکو و همراهانش وفادار میماند.
« فیلم نه میکوشد از کمدی و سادگی ریشههای مجموعه فاصله بگیرد و نه ادعای حماسهای گسترده دارد. »
ثبت دیدگاه