نقد و بررسی
نقد زنِ قاتلِ شکستناپذیر (Dragnet of the Law) | 1967
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه اثر و جهان داستان «Dragnet of the Law» که با عنوان جایگزین «Lady in Distress: The Invincible Fighter» نیز شناخته میشود، فیلمی هنگکنگی به کارگردانی Mok Hong-See است که در سال ۱۹۶۷ ساخته شد. اثر در پیوند میان فیلم جنایی و اکشن شکل میگیرد و داستانش را بر محور جعل اسکناس، قتل، تعقیب و گریز و تلاش پلیس برای گشودن یک پرونده پیش میبرد.
در مرکز ماجرا، صفحهٔ چاپی قرار دارد که هم مدرکی تعیینکننده است و هم شیئی که چند گروه برای بهدستآوردنش رقابت میکنند. همین عنصر، روایت را از یک تعقیب ساده فراتر میبرد و آن را به شبکهای از سوءظنها و منافع متعارض بدل میکند. فیلم از همان طرح داستانی، تصویری از جهانی میسازد که در آن هیچکس کاملاً از خطر دور نیست: شاهد جرم ممکن است بهجای حمایت، به چشم مظنون نگریسته شود؛ قانون برای رسیدن به حقیقت به زمان و مدرک نیاز دارد؛ و باند تبهکار میتواند با تهدید و خشونت، روند کشف واقعیت را مختل کند.
این وضع، مبنای تعلیق فیلم است. بیننده نه فقط میپرسد چه کسی مرتکب جرم شده، بلکه پیگیر آن است که اطلاعات پراکنده چگونه کنار هم قرار میگیرند و چه کسی پیش از دیگری به مدرک دست مییابد. روایت پروندهمحور و سازوکار تعلیق مهمترین امتیاز ساختاری فیلم، پیشرفتن مرحلهبهمرحلهٔ تحقیقات است.
روایت بهجای اتکا به یک افشاگری ناگهانی، بر زنجیرهای از سرنخها، بازجوییها، جابهجاییها و تلاش شخصیتها برای نجات خود استوار میشود. صفحهٔ چاپ، شاهدان و رفتوآمد میان پلیس و خلافکاران، هرکدام بخشی از سازوکار تعلیقاند. تماشاگر باید پیوند میان این اجزا را دنبال کند؛ از همین رو، جذابیت فیلم بیش از آنکه بر شگفتیهای لحظهای تکیه داشته باشد، از کنجکاوی دربارهٔ روند کشف جرم نیرو میگیرد.
« همین عنصر، روایت را از یک تعقیب ساده فراتر میبرد و آن را به شبکهای از سوءظنها و منافع متعارض بدل میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این شیوه البته بیهزینه نیست. گاهی جزئیات و تشریفات پلیسی چنان بر روایت سایه میاندازند که ضرباهنگ کند میشود. صحنههایی که قرار است حس واقعگرایی یا دقت تحقیقات را تقویت کنند، در برخی لحظات از نیروی دراماتیک ماجرا میکاهند. با این همه، همین مکثها برای مخاطبی که به روایتهای کارآگاهیِ مبتنی بر پیگیری پرونده علاقه دارد، بخشی از جذابیت اثر به شمار میآید.
فیلم میکوشد نشان دهد حل جرم حاصل یک حدس هوشمندانه نیست؛ مجموعهای از کوششها و خطاهاست. دو کارآگاه و محدودیت شخصیتپردازی حضور دو کارآگاه در ساختار فیلم اهمیت ویژهای دارد، زیرا آنان مجرای اصلی تماس تماشاگر با روند رسمی تحقیقاند. هماهنگی بازیگران در این نقشها، حس حرفهایبودن و انسجام گروهی را تقویت میکند.
اجرای سنجیده و کماغراق، با فضای جدی و پلیسی اثر تناسب دارد و مانع میشود که شخصیتها صرفاً به تیپهایی نمایشی و پرهیاهو تبدیل شوند. در مقابل، همین خویشتنداری گاه به خشکی نزدیک میشود: کارآگاهان بیشتر کارکردی روایی دارند تا آنکه زندگی درونی یا تمایز شخصیتی پررنگی پیدا کنند. این محدودیت در شخصیتپردازی به دیگر چهرهها نیز سرایت میکند.
شخصیتها عمدتاً از طریق موقعیتشان در پرونده تعریف میشوند: شاهد، مظنون، مأمور، آدمکش یا سردستهٔ باند. چنین پرداختی برای پیشبرد داستان کارآمد است، اما فرصت چندانی برای کاوش در انگیزهها و تناقضهای فردی فراهم نمیآورد. نتیجه آن است که فیلم در ترسیم شبکهٔ جرم موفقتر از ساختن شخصیتهایی پیچیده و ماندگار عمل میکند.
« گاهی جزئیات و تشریفات پلیسی چنان بر روایت سایه میاندازند که ضرباهنگ کند میشود. »
شخصیتها و اجرا
درام، بیشتر به حرکت پرونده وابسته است تا تحول روانی آدمها. «بانو باند» و بازی با هویت کونگ یین، معروف به «بانو باند»، به روایت امکانی متفاوت میدهد. او با هویتی جعلی وارد فضای باند میشود و میکوشد به حقیقت نزدیک شود؛ بنابراین، برخلاف کارآگاهانی که از مسیر رسمی پیگیری میکنند، حرکتش بر پنهانکاری و خطرپذیری استوار است.
حضور او تنوعی به داستان میبخشد و مفهوم هویت را به یکی از ابزارهای تعلیق بدل میکند: ظاهر یک شخصیت الزاماً با جایگاه واقعیاش یکی نیست و اعتمادکردن میتواند پیامدهای جدی داشته باشد. با این حال، فیلم ظرفیت این شخصیت را کاملاً نمیگشاید. نقش او در پیشبرد ماجرا مهم است، اما انگیزهها و جهان درونیاش بیش از آنکه بهطور مستقل بسط یابند، در خدمت پیرنگ قرار میگیرند.
به همین دلیل، «بانو باند» بیش از آنکه به شخصیتی چندوجهی بدل شود، نیرویی برای برهمزدن قواعد معمول تحقیق و افزودن رنگوبویی ماجراجویانه به داستان است. این امر از اهمیت حضور او نمیکاهد، اما نشان میدهد که فیلم در پرداخت شخصیتها بیشتر به کارکردشان توجه دارد تا به پیچیدگی فردیشان.
فضا، لحن و ارزش تولید لحن جدی و واقعگرایانهٔ اثر، با موضوع جعل اسکناس و شبکهٔ تبهکاری هماهنگی دارد. خطر در این جهان صرفاً تهدیدی انتزاعی نیست؛ در قالب تعقیب، حمله، ربایش و تلاش برای پنهانکردن مدرک جلوه میکند. فیلم از این موقعیتها برای حفظ حس ناامنی بهره میبرد و به تماشاگر یادآوری میکند که هر گام اشتباه میتواند شخصیتها را به دام نزدیکتر کند.
« درام، بیشتر به حرکت پرونده وابسته است تا تحول روانی آدمها. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در کنار خط جنایی، عناصر اکشن به روایت حرکت میدهند و مانع میشوند که فیلم به گزارشی صرف از روند پلیسی فروکاسته شود. با این حال، پیوند میان فضای واقعگرا و لحظههای نمایشی همیشه یکدست نیست. برخی صحنهها بهدلیل موضعگیری اخلاقی صریح، بیش از اندازه پیام خود را توضیح میدهند. وقتی فیلم بهجای اعتماد به موقعیت و رفتار شخصیتها، معنای اخلاقی صحنه را آشکارا برجسته میکند، لحن از درام به موعظه نزدیک میشود.
این لغزش، بهویژه در اثری که بخش مهمی از نیروی خود را از تعلیق و ابهام میگیرد، میتواند ظرافت روایت را کاهش دهد. ریتم و کشمکش میان دقت و سرگرمی «Dragnet of the Law» در انتخاب میان دو گرایش نوسان دارد: از یک سو، میخواهد پرونده را با جزئیات و نظم پیش ببرد؛ از سوی دیگر، برای زنده نگهداشتن ماجرا به تعقیب، درگیری و خطرهای پیدرپی نیاز دارد.
هرگاه این دو وجه به تعادل میرسند، فیلم هم حس یک تحقیق منسجم را منتقل میکند و هم سرگرمکننده میماند. اما هرگاه جزئیات تشریفاتی طولانی میشوند یا صحنهای بیش از حد بر پیام اخلاقی خود اصرار میورزد، حرکت داستان کند میشود. این مسئله در برابر کارآگاهان کمتحرک و شخصیتپردازی محدود، اثر خود را بیشتر نشان میدهد.
اگر تماشاگر با شخصیتها پیوند عاطفی پررنگی پیدا نکند، ریتم کند میتواند فاصلهساز شود. در عوض، کسی که به فیلمهای جنایی کلاسیک و پیگیری منظم سرنخها علاقه دارد، احتمالاً همین آرامش نسبی را بخشی از هویت اثر خواهد دانست. فیلم بیش از آنکه بر شتاب مداوم تکیه کند، از انباشتهشدن فشار و نزدیکشدن تدریجی خطر بهره میبرد.
« با این حال، پیوند میان فضای واقعگرا و لحظههای نمایشی همیشه یکدست نیست. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «Dragnet of the Law» اثری پروندهمحور و جدی است که نقطهٔ قوت اصلیاش را در پیگیری مرحلهبهمرحلهٔ تحقیقات، فضای تعلیقآمیز و بازی هماهنگ گروه بازیگران مییابد. طرح چندلایهٔ تعقیب، مدرک گمشده و رقابت میان قانون و باند تبهکار، چارچوبی مؤثر برای روایتی جنایی فراهم میکند؛ حضور «بانو باند» نیز به آن وجهی از پنهانکاری و تغییر هویت میافزاید.
در سوی دیگر، کندی مقطعی، شخصیتپردازی محدود و گرایش گاه موعظهگرانه مانع میشود که اثر در همهٔ لحظات به یک اندازه پرکشش باشد. ارزش فیلم، در نهایت، بیش از آنکه در پیچیدگی روانشناختی یا ظرافت بینقص روایت باشد، در ترکیب عناصر آشنای سینمای جنایی با حالوهوای پلیسی و ماجراجویانهاش قرار دارد.
این فیلم برای تماشاگر علاقهمند به داستانهای تحقیقات جنایی، تعقیبهای پرخطر و سینمای هنگکنگِ دههٔ شصت تجربهای قابل توجه است؛ اثری که جذابیتش از خودِ روند کشف جرم میآید، هرچند همیشه نمیتواند از دام کندی و توضیحگویی بگریزد.
ثبت دیدگاه