نقد و بررسی
نقد دانتون ابی (Downton Abbey) | 2010
«Downton Abbey» بیش از آنکه صرفاً یک درام تاریخی درباره یک خاندان اشرافی باشد، تصویری گسترده از جامعهای در آستانه دگرگونی است؛ جامعهای که در آن سنت، طبقه، وظیفه و جایگاه اجتماعی هنوز قدرت تعیینکننده دارند، اما نشانههای جهان تازه از هر سو سر برمیآورند. جذابیت اصلی سریال در همین مرز میان گذشته و آینده شکل میگیرد؛ جایی که زندگی ساکنان عمارت و خدمتکاران آن، به شکلی همزمان باشکوه، صمیمی و پرتنش روایت میشود. اثر در بهترین لحظات خود نشان میدهد که تغییرات تاریخی فقط در میدان سیاست و جنگ رخ نمیدهند، بلکه میتوانند در میز شام، راهروهای خدمتکاران و حتی شیوه پوشیدن لباس نیز خود را آشکار کنند.
وعده ژانری؛ شکوه تاریخی در خدمت یک درام انسانی
«Downton Abbey» از همان ابتدا تکلیف خود را با مخاطب روشن میکند: قرار نیست با یک بازسازی خشک تاریخی یا مطالعهای صرفاً اجتماعی روبهرو باشیم. سریال در قالب درام تاریخی، ملودرام خانوادگی، روایت عاشقانه و داستانی درباره مناسبات طبقاتی حرکت میکند و همین ترکیب چندلایه، یکی از دلایل ماندگاری آن است. فضای اشرافی، لباسهای فاخر، معماری عمارت و آیینهای پیچیده اجتماعی در حکم تزئینات بیرونی نیستند؛ همه این عناصر بخشی از سازوکار داستان هستند و به مخاطب یادآوری میکنند که شخصیتها در جهانی زندگی میکنند که کوچکترین رفتارشان میتواند حامل معنای طبقاتی باشد. با این حال، سریال از همان ابتدا بیش از آنکه شیفته تاریخ باشد، شیفته آدمهای درون تاریخ است. خاندان Crawley و مجموعه بزرگ خدمتکاران، دو جهان جدا از هم نیستند؛ این دو جهان به شکل مداوم بر یکدیگر اثر میگذارند و سرنوشتشان به هم گره خورده است. همین نکته باعث میشود «Downton Abbey» صرفاً داستان آدمهای ثروتمندی نباشد که در خانهای عظیم زندگی میکنند. در زیر لایههای تجمل، داستانی درباره ترس از دست دادن، میل به استقلال، وفاداری، جاهطلبی، عشق، غرور و تلاش برای پیدا کردن جایگاه خود در جهانی متغیر جریان دارد. نکته مهم دیگر این است که سریال برخلاف بسیاری از آثار تاریخی، گذشته را بهطور کامل در برابر حال قرار نمیدهد. نه همه ارزشهای سنتی را احمقانه میداند و نه هر آنچه را که متعلق به گذشته است مقدس میشمارد. این رویکرد دوگانه یکی از ویژگیهای اساسی اثر است؛ «Downton Abbey» گاهی با نظام طبقاتی همدلی میکند، گاهی محدودیتهای آن را نشان میدهد و گاهی نیز از جذابیت عاطفی جهانی دفاع میکند که میداند در حال از بین رفتن است. همین ابهام، هم نقطه قوت آن است و هم زمینهساز بخشی از انتقادهای واردشده به سریال. S Series +1
« در Downton، تاریخ پیش از آنکه در کتابها نوشته شود، در زندگی روزمره آدمها اتفاق میافتد. »
روایت و ریتم؛ ملودرامی که آهسته اما پیوسته پیش میرود
روایت «Downton Abbey» بیش از آنکه بر یک خط داستانی واحد متکی باشد، مجموعهای از خطوط روایی است که بهتدریج در یک شبکه پیچیده به یکدیگر متصل میشوند. زندگی اعضای خانواده، روابط میان خدمتکاران، مسائل مالی، ازدواج، ارث، جایگاه اجتماعی و تحولات بیرون از عمارت همگی سهمی در پیشبرد داستان دارند. این ساختار چندشاخه ممکن است در نگاه نخست پراکنده به نظر برسد، اما سریال بهتدریج نشان میدهد که تقریباً هر اتفاق کوچک میتواند پیامدی بزرگتر برای یکی از شخصیتها داشته باشد. ریتم اثر بهشدت وابسته به صبر مخاطب است. «Downton Abbey» از آن سریالهایی نیست که در هر قسمت الزاماً بخواهد با یک اتفاق عظیم، تماشاگر را غافلگیر کند. بخش قابل توجهی از جذابیت آن در گفتوگوها، نگاهها، مناسبات اجتماعی و تغییرات تدریجی روابط شکل میگیرد. همین ویژگی برای مخاطبی که به روایتهای پرشتاب عادت دارد ممکن است در مقاطعی کند به نظر برسد. سریال گاهی بیش از اندازه به چرخهای از سوءتفاهم، رقابت، دسیسه و بحرانهای خانوادگی تکیه میکند و در چنین لحظاتی مرز میان درام تاریخی و ملودرام کلاسیک باریک میشود. با وجود این، همین ملودراماتیک بودن را نمیتوان بهسادگی ضعف دانست. یکی از هوشمندیهای سریال این است که اتفاقهای ظاهراً کوچک را چنان در بافت زندگی شخصیتها قرار میدهد که وزن عاطفی پیدا میکنند. مخاطب به مرور با آدمهایی آشنا میشود که برایش اهمیت یافتهاند؛ بنابراین تغییر یک رابطه یا تهدیدی کوچک برای جایگاه اجتماعی یک شخصیت میتواند به اندازه یک حادثه بزرگ تنش ایجاد کند. منتقدان نیز بارها به همین ترکیب میان داستانگویی عامهپسند و ظاهر اشرافی اشاره کردهاند؛ اثری که عملاً ملودرام را با پوششی تاریخی و بسیار شیک عرضه میکند. R
> ریتم Downton تند نیست؛ اما اگر با منطق آن همراه شوید، هر مکث داستانی به
بخشی از تجربه تبدیل میشود.
شخصیتها و بازیگران؛ جایی که سریال واقعاً جان میگیرد
اگر معماری و طراحی صحنه چشم «Downton Abbey» باشند، بازیگران قلب آن هستند. سریال برای مجموعهای بسیار بزرگ از شخصیتها، تفاوتهای رفتاری و عاطفی مشخصی ایجاد میکند و اجازه نمیدهد همه ساکنان عمارت صرفاً مهرههایی برای اجرای داستان باشند. این ویژگی بهخصوص در شخصیتهایی که در ابتدا تیپهایی آشنا به نظر میرسند اهمیت پیدا میکند؛ بسیاری از آنان به مرور از کلیشههای اولیه فاصله میگیرند و ابعاد تازهای از خود نشان میدهند. در میان بازیگران، Maggie Smith با نقش Dowager Countess یکی از درخشانترین نمونههای پیوند بازیگری، دیالوگنویسی و شخصیتپردازی است. حضور او اغلب میتواند فضای یک صحنه را تنها با یک نگاه یا نحوه ادای جمله تغییر دهد. شوخطبعی خشک، غرور، تعصب نسلی و هوش اجتماعی این شخصیت در کنار بازی دقیق Smith باعث شده است که او از یک شخصیت فرعی به یکی از قطبهای عاطفی و طنزآمیز سریال تبدیل شود. جذابیت این شخصیت فقط در تیز بودن زبانش نیست؛ بلکه در این است که سریال اجازه میدهد پشت آن ظاهر سخت، انسانی متعلق به جهانی در حال افول را نیز ببینیم. در کنار او، Hugh Bonneville، Elizabeth McGovern، Michelle Dockery، Jim Carter، Phyllis Logan و مجموعهای گسترده از بازیگران نقشهای اصلی و فرعی، به سریال نوعی انسجام گروهی میدهند. نکته قابل توجه این است که «Downton Abbey» تنها به ستارههای بالادست داستان متکی نیست. خدمتکاران نیز هویت، خواسته و کشمکشهای خود را دارند و بسیاری از بهترین لحظات سریال از همین رفتوآمد میان جهان بالا و پایین عمارت شکل میگیرد. این دوگانگی باعث میشود ساختار اجتماعی سریال همزمان در سطح داستان و شخصیت قابل مشاهده باشد. R
+1
« قدرت اصلی بازیگران Downton در این است که آدمهای یک نظام اجتماعی را بازی میکنند، نه صرفاً شخصیتهای یک داستان را. »
فضا، طراحی صحنه و فرم؛ وقتی عمارت به یک شخصیت تبدیل میشود
یکی از بزرگترین دستاوردهای «Downton Abbey» ساختن جهانی است که پیش از آنکه داستانش توضیح داده شود، دیده و احساس میشود. عمارت، باغها، اتاقهای پذیرایی، آشپزخانه، اتاقهای خدمتکاران و راهروهای میان این فضاها، فقط پسزمینه نیستند. معماری عمارت در حقیقت نقشهای تصویری از سلسلهمراتب اجتماعی است. اینکه چه کسی در کجا میایستد، چه کسی از کدام در وارد میشود و چه کسی حق حضور در چه اتاقی را دارد، بخشی از زبان بصری سریال است. تفاوت میان فضای طبقه بالادست و بخش خدمتکاران، یکی از ظریفترین ابزارهای روایت سریال است. در طبقات بالا، فضاها وسیع، مرتب و رسمیاند و گفتگوها تحت کنترل قواعد رفتاری انجام میشوند. پایینتر، زندگی روزمره شکل دیگری دارد؛ سرعت بیشتر است، کار فیزیکی حضور پررنگتری دارد و روابط انسانی مستقیمتر به نظر میرسند. اما این تفکیک هرگز مطلق نیست. صداها، خبرها، شایعات و بحرانها دائماً از یک طبقه به طبقه دیگر منتقل میشوند و همین ارتباط، عمارت را به یک جامعه کوچک تبدیل میکند. طراحی لباس نیز دقیقاً در همین راستا عمل میکند. لباسها نه فقط دوره تاریخی را بازسازی میکنند، بلکه تغییر شخصیتها و تغییر جامعه را نیز بازتاب میدهند. فرم لباس، رنگ، میزان رسمی بودن و حتی نحوه حرکت شخصیتها در لباسهایشان، بخشی از روایت است. موسیقی و فیلمبرداری نیز به جای آنکه بخواهند خودنمایی کنند، عمدتاً در خدمت ساختن حس نوستالژیک و باشکوه اثر قرار میگیرند. نتیجه، جهانی است که از نظر بصری چنان منسجم ساخته شده که گاهی خود عمارت از بسیاری از شخصیتها ماندگارتر به نظر میرسد. ارزیابیهای تاریخی نیز بر دقت و جزئیات قابل توجه سریال در بازنمایی زندگی خانههای اشرافی تأکید کردهاند، هرچند همزمان باید آن را اثری سرگرمکننده و دراماتیک دانست، نه مستندی درباره گذشته. F Foreign Affairs طبقه اجتماعی و سنت؛ همدلی یا نوستالژی؟ بحثبرانگیزترین وجه «Downton Abbey» نه طراحی لباس است و نه داستانهای عاشقانه، بلکه تصویری است که از نظام طبقاتی ارائه میکند. سریال بهروشنی نشان میدهد که جامعه مورد نظرش بر پایه سلسلهمراتب بنا شده است؛ جایگاه تولد، ثروت، جنسیت و شغل میتواند مسیر زندگی افراد را تعیین کند. با این حال، اثر همیشه با فاصله انتقادی به این نظام نگاه نمیکند. در بسیاری از مواقع، جهان اشرافی را با چنان گرمی و زیبایی به تصویر میکشد که مخاطب ممکن است به جای محکوم کردن آن، برای از دست رفتنش احساس دلتنگی کند. این ویژگی موجب شده است که «Downton Abbey» از یک سو بهعنوان اثری انسانی و متعادل مورد تحسین قرار گیرد و از سوی دیگر بهدلیل تصویری بیش از حد پاکیزه و نوستالژیک از اشرافیت مورد انتقاد واقع شود. مسئله اصلی این نیست که سریال به شخصیتهای ثروتمند اجازه میدهد دوستداشتنی باشند؛ مسئله این است که گاهی ساختار اجتماعیای که این شخصیتها درون آن زندگی میکنند، آنقدر با فضیلتهای شخصی، وفاداری و مسئولیتپذیری آمیخته میشود که مرز میان نقد یک نظام و دلتنگی برای آن کمرنگ میشود. پژوهشهای دانشگاهی درباره واکنش مخاطبان نیز دقیقاً بر همین دوگانگی تأکید کردهاند: برخی مخاطبان دفاع محافظهکارانه سریال از ارزشهای اشرافی را برجسته میکنند، در حالی که برخی دیگر همان داستانها را از منظر نابرابری و قدرت طبقاتی میخوانند. S Series +1 با این همه، سادهسازی اثر به «سریالی در ستایش اشرافیت» نیز منصفانه نیست. یکی از نکات ظریف آن، نشان دادن این واقعیت است که نظام طبقاتی حتی برای کسانی که درون آن زندگی میکنند، مجموعهای از محدودیتها و وظایف تحمیلشده ایجاد میکند. بسیاری از شخصیتها نمیتوانند صرفاً بر اساس میل شخصی تصمیم بگیرند، زیرا خانواده، عنوان، جنسیت، ثروت و انتظار جامعه دائماً بر انتخابهایشان سایه میاندازد. بنابراین سریال همزمان میتواند مخاطب را مجذوب یک جهان در حال نابودی کند و او را متوجه هزینههای انسانی همان جهان سازد.
« Downton گذشته را نقد نمیکند تا آن را کاملاً پس بزند؛ گذشته را آنقدر زیبا میسازد که حتی نقد آن نیز با حس دلتنگی همراه میشود. »
زنها، مردها و مسئله تغییر اجتماعی
یکی از جذابترین جنبههای سریال، بررسی جایگاه زنان در جامعهای است که قوانین آن اغلب پیش از آنکه زنان بتوانند درباره آینده خود تصمیم بگیرند، برایشان تصمیم گرفته است. شخصیتهای زن «Downton Abbey» در شرایطی زندگی میکنند که ازدواج، ارث، آبرو و خانواده به شکل پیچیدهای به یکدیگر گره خوردهاند. در چنین جهانی، استقلال فردی مفهومی ساده نیست و هر تلاش برای انتخاب مسیر شخصی میتواند پیامدهای اجتماعی گسترده داشته باشد. سریال از طریق نسلهای مختلف زنان، برخورد میان سنت و مدرنیته را به نمایش میگذارد. زنان مسنتر اغلب نماینده جهان قواعد تثبیتشدهاند، در حالی که نسل جوانتر تمایل بیشتری به بازتعریف نقش خود دارد. اما «Downton Abbey» این تفاوت را به شکل سیاه و سفید ترسیم نمیکند. حتی شخصیتهایی که محافظهکار به نظر میرسند، گاهی از سر تجربه و شناخت جهان سخن میگویند و حتی شخصیتهای پیشرو نیز همیشه تصمیمهای درست نمیگیرند. همین خاکستری بودن، شخصیتپردازی را از شعارزدگی نجات میدهد. از سوی دیگر، مسئله تغییر اجتماعی در این سریال فقط به زنان محدود نیست. مردان نیز در برابر جهانی قرار دارند که تعریف سنتی از قدرت، کار و مسئولیت را به چالش میکشد. ورود ارزشهای جدید، تغییرات اقتصادی و دگرگونی ساختار اجتماعی به تدریج نشان میدهد که هیچکس نمیتواند برای همیشه در جایگاه تثبیتشده خود باقی بماند. سریال از این منظر، داستان یک خانه است که در حقیقت استعارهای از جامعهای بزرگتر محسوب میشود؛ جامعهای که میکوشد هم تغییر کند و هم چیزی از هویت گذشته خود را حفظ کند. پژوهشهای مربوط به سریال نیز بر همین نقش عمارت بهعنوان تصویری کوچکشده از جامعه و ساختارهای اجتماعی تأکید کردهاند. U Ulster University +1
قوتها و ضعفها؛ مرز میان ظرافت و سانتیمانتالیسم
بزرگترین قوت «Downton Abbey» توانایی آن در تبدیل جزئیات روزمره به درام است. یک مهمانی، یک گفتوگوی خانوادگی، یک اختلاف میان خدمتکاران یا تصمیمی درباره آینده عمارت میتواند به رویدادی عاطفی تبدیل شود. این توانایی از فیلمنامهای میآید که به آداب اجتماعی و روابط میان آدمها توجه زیادی دارد. دیالوگها معمولاً اطلاعات را بدون توضیحهای سنگین منتقل میکنند و شخصیتها اغلب از طریق نحوه سخن گفتن، مکث کردن و واکنش نشان دادن خود را معرفی میکنند. دومین نقطه قوت، تعادل میان جهان خصوصی و تاریخی است. وقایع بزرگ دوران در سریال حضور دارند، اما همیشه از زاویه تجربه شخصیتها دیده میشوند. این روش باعث میشود تاریخ به چیزی ملموس تبدیل شود. مخاطب به جای آنکه صرفاً درباره تغییرات اجتماعی بشنود، آن را در تصمیمهای شخصیتها و تغییر قواعد زندگی روزمره احساس میکند. همین ویژگی سبب شده است که اثر برای بسیاری از مخاطبان حتی زمانی که از نظر تاریخی فاصله گرفتهاند، همچنان قابل ارتباط باقی بماند. اما همین فرمول در مقاطعی به نقطه ضعف تبدیل میشود. سریال گاهی برای حفظ کشش عاطفی، بیش از اندازه به ملودرام، سوءتفاهم، رقابت و بحران متکی میشود. بعضی خطوط داستانی ممکن است برای مخاطبی که به روایتهای واقعگرایانهتر عادت دارد، بیش از حد حسابشده یا تصادفی به نظر برسند. همچنین تصویری که از روابط طبقاتی ارائه میشود، در برخی لحظات بیش از اندازه نرم و دلپذیر است و همین مسئله میتواند وجه تاریخی و سیاسی اثر را محدود کند. منتقدان و پژوهشگران مختلف دقیقاً میان این دو سویه در نوسان بودهاند: از یک طرف، تحسین ساختار روایی، بازیها و بازسازی تاریخی؛ و از سوی دیگر، اشاره به سطحی بودن یا رمانتیکسازی بیش از حد برخی جنبههای جامعه طبقاتی. R
+1
« ضعف Downton این نیست که ملودرام است؛ مشکل زمانی آغاز میشود که ملودرام بر ظرافت تاریخی و روانشناختی آن غلبه میکند. »
جایگاه اثر و مخاطب هدف؛ چرا Downton ماندگار شد؟
«Downton Abbey» در دورهای به موفقیت رسید که درام تاریخی بار دیگر توانست مخاطب گستردهای را با خود همراه کند. راز موفقیت آن را نمیتوان فقط در لباسهای زیبا یا عمارت باشکوه جستوجو کرد. سریال موفق شد میان دو میل متفاوت تعادل برقرار کند: میل مخاطب به فرار موقت از جهان معاصر و میل او به دیدن شخصیتهایی که مشکلاتشان، با وجود تفاوت تاریخی، کاملاً انسانی و قابل درک است. عشق، حسادت، ترس، جاهطلبی، فقدان، خانواده و تلاش برای یافتن جایگاه اجتماعی، تاریخ مصرف ندارند. اثر همچنین توانست مفهوم «درام تاریخی» را برای مخاطبانی که شاید علاقهای جدی به تاریخ نداشتند، قابل دسترس کند. بیننده برای لذت بردن از سریال لازم نیست با جزئیات نظام اشرافی بریتانیا آشنا باشد. قواعد جهان سریال بهتدریج از طریق رفتار شخصیتها، روابط خانوادگی و مناسبات کاری توضیح داده میشوند. به همین دلیل، اثر هم برای علاقهمندان به داستانهای تاریخی جذاب است و هم برای کسانی که بیش از تاریخ، به روابط شخصیتها اهمیت میدهند. با این حال، مخاطبی که انتظار یک اثر کاملاً واقعگرایانه، سیاسی یا انتقادی درباره طبقه اجتماعی دارد، احتمالاً با محدودیتهایی مواجه خواهد شد. «Downton Abbey» در نهایت یک درام سرگرمکننده است و قصد ندارد تمام تناقضهای جامعه طبقاتی را با بیرحمی کالبدشکافی کند. جذابیت آن بیشتر در همین مصالحه میان نقد و نوستالژی، واقعیت و افسانه، تاریخ و ملودرام شکل میگیرد. این سریال میخواهد مخاطب هم درباره گذشته فکر کند و هم از تماشای آن لذت ببرد؛ و در بیشتر مواقع، این دو هدف را با مهارتی قابل توجه کنار یکدیگر قرار میدهد.
جمعبندی؛ وداع با جهانی که هنوز تمام نشده است
«Downton Abbey» را میتوان یکی از نمونههای موفق درام تاریخی دانست که توانسته شکوه ظاهری یک عصر را با اضطرابهای انسانی ساکنان آن ترکیب کند. اثر نه صرفاً درباره یک خانواده اشرافی است و نه فقط درباره خدمتکارانی که در سایه آن خانواده زندگی میکنند؛ موضوع اصلی آن، رابطه میان آدمها و ساختاری است که برای هرکدام از آنان جایگاهی تعیین کرده است. تغییرات تاریخی نیز در این میان همچون نیرویی آرام اما اجتنابناپذیر عمل میکنند و به تدریج مرزهای آشنای این جهان را جابهجا میسازند. قدرت سریال در بازیهای درخشان، شخصیتهای متعدد اما بهیادماندنی، طراحی صحنه و لباس چشمگیر، دیالوگهای هوشمندانه و توانایی کمنظیرش در ایجاد وابستگی عاطفی به یک جهان داستانی نهفته است. ضعفهایش نیز عمدتاً از همان جایی سرچشمه میگیرند که نقطه قوتش قرار دارد: علاقه شدید به ملودرام و نوستالژی گاهی باعث میشود نقد اجتماعی آن به اندازه ظرفیت موضوعش تند و عمیق نباشد. در نهایت، «Downton Abbey» اثری است درباره پایان تدریجی یک نظم، اما نه به شیوه یک رساله تاریخی. سریال این پایان را از خلال میزهای شام، اتاقهای خواب، راهروهای خدمتکاران، روابط خانوادگی و تصمیمهای شخصی روایت میکند. شاید مهمترین دلیل جذابیت آن نیز همین باشد: تماشاگر در پایان با مجموعهای از تاریخهای بزرگ مواجه نمیشود، بلکه با آدمهایی روبهرو میشود که تلاش میکنند در جهانی که قواعدش آرامآرام تغییر میکند، معنای وظیفه، عشق، آزادی و تعلق را دوباره تعریف کنند. S R F Sources



ثبت دیدگاه