نقد و بررسی
نقد Down a Dark Hall | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
معماریِ وهم و مدرسهای در انتهای راهرو «Down a Dark Hall» از ایدهای آشنا اما پربار آغاز میکند: مدرسهای دورافتاده، گروهی دختر نوجوان با گذشتههای دشوار و مدیریتی که بیش از آنکه راهنما باشد، نگهبان رازی پنهان به نظر میرسد. کیت، دختری سرکش و آشفته، به بلکوود فرستاده میشود؛ جایی که فقط چهار دانشآموز دیگر دارد و برنامهٔ آموزشیاش حول چهار قلمرو هنر و دانش میچرخد.
این چارچوب به فیلم امکان میدهد همزمان قصهای دربارهٔ نوجوانی و انضباط، و روایتی فراطبیعی دربارهٔ استعداد و تسخیرشدگی بسازد. فیلم بر پایهٔ رمانی از Lois Duncan ساخته شده و Rodrigo Cortés آن را به صورت اثری میان وحشت گوتیک و معمای نوجوانانه پرداخته است. بلکوود؛ شخصیت اصلیِ خاموش مهمترین دارایی فیلم، خودِ مدرسه است.
بلکوود صرفاً پسزمینهای برای رخدادها نیست؛ راهروهای بلند، اتاقهای کمنور و فضای سنگین عمارت، نوعی شخصیت خاموش میسازند که بر رفتار دخترها سایه میاندازد. فیلم با پنجرههای بلند، پردههای متحرک، دالانهای خلوت و اتاقهایی که گویی چیزی را از دید پنهان میکنند، حس محصورشدن را بهتدریج تقویت میکند.
دکور و تصویربرداری، جهان فیلم را چنان میسازند که حتی لحظههای آرام نیز رنگ تهدید داشته باشند. این فضا در بهترین لحظاتش، تعلیقی دیداری میآفریند: ترس نه از موجودی که ناگهان از تاریکی میجهد، بلکه از احساسی میآید که شاید خودِ ساختمان ناظر و میزبان نیرویی ناشناخته باشد. بااینحال، فیلم گاه چنان به نشانههای آشنای گوتیک ــ رنگهای سرد، گوشههای تاریک و سکوتهای طولانی ــ تکیه میکند که فضاسازی به جای آنکه هر بار معنایی تازه بیابد، به آرایهای زیبا اما تکرارشونده بدل میشود.
« بلکوود؛ شخصیت اصلیِ خاموش مهمترین دارایی فیلم، خودِ مدرسه است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بلکوود چشمنواز است؛ اما چشمنوازی همیشه به دلهره نمیانجامد. کیت و دخترانی که فرصتِ کاملشدن نمییابند کیت در آغاز با خشم، بیاعتمادی و میل به مخالفت معرفی میشود؛ شخصیتی که میتواند مرکز دراماتیک محکمی برای فیلم باشد. آنا سوفیا راب، با بازیای متکی بر تنش درونی و واکنشهای محتاطانه، به او حضوری قابلباور میدهد.
او کیت را صرفاً نوجوانی سرکش نشان نمیدهد، بلکه در رفتار و نگاهش نشانی از آسیبپذیری نیز میگذارد. این دوگانگی، بهویژه در مواجهه با محیط بستهٔ مدرسه، جذابیت بالقوهٔ شخصیت را بالا میبرد. مشکل آن است که فیلمنامه برای کیت و همکلاسیهایش فضای کافی نمیگشاید. دخترها هر یک با خلقوخو و استعدادهای متفاوت وارد قصه میشوند، اما گذشتهها و انگیزههایشان بهندرت عمق مییابد.
در نتیجه، گاهی بیش از آنکه انسانهایی با روابط و زخمهای مستقل باشند، به اجزای طرح بدل میشوند؛ هرکدام برای پیشبردن یکی از شاخههای راز مدرسه به کار میآیند. فیلم از امکان مهمی نیز کم بهره میبرد: شکلگیری پیوند میان دخترها. نزدیکی و همبستگی آنان میتوانست به قصه نیروی عاطفی بدهد، اما رابطهها اغلب سریع و کمپرداخته باقی میمانند.
مادام دوره و بازیگری در سایهٔ راز اوما تورمن در نقش مادام دوره از همان حضور نخست، نوعی اقتدار نامأنوس را به فضا میآورد. او مدیر مدرسه را نه یک شرورِ آشکار، بلکه زنی آراسته و کنترلگر میسازد که میان ادب رسمی و تهدید پنهان حرکت میکند. تماشاگر میتواند در هر لبخند یا سکوت او دنبال معنای دیگری بگردد.
« بلکوود چشمنواز است؛ اما چشمنوازی همیشه به دلهره نمیانجامد. »
شخصیتها و اجرا
همین ابهام برای فیلم سودمند است، هرچند گاه اجرای شخصیت به سوی اغراق میرود و رازآلودگیاش بیش از آنکه از پیچیدگی روانی برآید، از لحن و ظاهر ساخته میشود. راب نیز در مقام شخصیت محوری، بار بخش بزرگی از روایت را بر دوش میکشد؛ اما گروه بازیگران جوان، با وجود تلاش و انرژی، زیر محدودیت متن میمانند.
استعدادهای شگفت دختران، فرصت مناسبی برای نمایش تغییرات رفتاری و ذهنی آنان فراهم میکند، ولی فیلم کمتر به این میپردازد که چنین دگرگونیهایی چه هزینهای بر شخصیت و هویتشان تحمیل میکند. بازیها از مواد خامی برخوردارند که میتوانستند روابطی غنیتر بسازند، اما فیلمنامه آنها را بیشتر در خدمت پیشبرد راز نگه میدارد.
استعداد، تصرف و مضمونِ بهرهکشی در قلب قصه، پیوندی ناآرام میان استعداد و سلطه شکل میگیرد. دختران ناگهان در قلمروهایی که پیشتر برایشان بیگانه بوده، به تواناییهایی چشمگیر دست مییابند؛ اما این شکوفایی ساده و بیهزینه نیست. فیلم از همین تضاد، پرسشی جذاب میسازد: اگر توانایی خارقالعادهای از بیرون به فرد برسد، آیا هنوز میتوان آن را دستاورد خود او دانست؟
و چه زمانی آموزش و پرورش به ابزاری برای تصاحب بدل میشود؟ این ایده ظرفیت تمثیلی روشنی دارد. بلکوود وعده میدهد دختران را به شکوفایی برساند، اما زیر این وعده، میل به کنترل نهفته است. قصه بهطور ضمنی به بهرهکشی از استعداد و بدن جوانان اشاره میکند؛ به نهادی که زبان پیشرفت و تربیت را به کار میگیرد، حال آنکه اختیار دانشآموزان را محدود میکند.
« استعداد، تصرف و مضمونِ بهرهکشی در قلب قصه، پیوندی ناآرام میان استعداد و سلطه شکل میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینهمه، مضمونها بیشتر در طرح کلی حضور دارند تا در تجربهٔ عاطفی دختران. فیلم ایده را مطرح میکند، اما کمتر آن را از راه انتخابها، کشمکشهای شخصی و پیامدهای اخلاقی بسط میدهد. ریتمِ کند و تعلیقی که به اندازهٔ فضا رشد نمیکند روایت برای گشودن راز بلکوود بهتدریج پیش میرود. این مکثها گاهی به ساختن حس انتظار کمک میکنند، اما در بخشهایی دیگر، ریتم کشدار میشود و کشفها آنقدر اثرگذار نیستند که وقفههای میانشان را جبران کنند.
فیلم نشانههایی از خطر میکارد، اما بهندرت آنها را به اوج تعلیقی نیرومندی میرساند. از همین رو، تماشاگر ممکن است پیش از آنکه شخصیتها به درک روشنی برسند، مسیر کلی راز را حدس بزند. پرهیز از نمایش مستقیم نیز به دو شکل عمل میکند. از یک سو، فیلم به جای تکیه بر خشونت صریح، از فضای بسته و دگرگونیهای ناآرامکننده برای ایجاد هراس بهره میبرد؛ از سوی دیگر، بسیاری از لحظات تهدیدآمیز به حد کافی شدت نمیگیرند تا در ذهن بمانند.
حاصل، فیلمی است که بیش از آنکه ترس واقعی و ماندگار ایجاد کند، حالوهوایی وهمآلود دارد. این انتخاب الزاماً نقص نیست، اما برای اثری که خود را در قلمرو وحشت قرار میدهد، فاصلهٔ میان وعدهٔ ترس و تجربهٔ تماشاگر محسوس است. تصویرپردازیِ گوتیک و محدودیتهای آن تصویرپردازی چشمنواز فیلم، بهخصوص در نماهای داخلی، به ساختن حس انزوا کمک میکند.
طراحی فضا به قصه انسجام بصری میدهد و حرکت در راهروها یا ورود به اتاقهای ممنوعه، اغلب با حسی از کشف همراه است. در عوض، زیبایی بصری گاهی جایگزین تنوع دراماتیک میشود: فیلم میداند چگونه محیط را مرموز نشان دهد، اما همیشه نمیداند چگونه از همان محیط برای افزودن لایهای تازه به شخصیتها یا پیشبردن تعلیق استفاده کند.
« بااینهمه، مضمونها بیشتر در طرح کلی حضور دارند تا در تجربهٔ عاطفی دختران. »
قوتها و کاستیها
این نابرابری در کارکرد عناصر ژانری نیز دیده میشود. فیلم از مدرسهٔ شبانهروزی، مدیر مرموز و دانشآموزان متفاوت، مجموعهای آشنا میسازد؛ سپس میکوشد با راز فراطبیعی به آن تازگی ببخشد. اما اگر جزئیات شخصیتها کم بماند و تعلیق به اندازهٔ کافی اوج نگیرد، آشناییِ الگوها بر تازگی ایده غلبه میکند.
«Down a Dark Hall» بیش از آنکه در بازآفرینی کامل این الگوها موفق باشد، در ساختن جهان دیداری خود توانمند است. جمعبندی «Down a Dark Hall» اثری خوشفضا و خوشتصویر است که از مدرسهای گوتیک، گروهی دختر نوجوان و ایدهٔ استعدادهای رازآلود، زمینهای گیرا برای داستانی فراطبیعی میسازد. بازی آنا سوفیا راب و حضور مرموز اوما تورمن، همراه با طراحی بصری بلکوود، به فیلم جذابیتی ملموس میبخشند.
بااینحال، کمعمقی شخصیتپردازی، ریتم نامتوازن و تعلیقی که بهاندازهٔ فضای فیلم قدرت نمیگیرد، مانع از آن میشود که این جذابیت به تجربهای کاملاً اثرگذار بدل شود. فیلم بیش از آنکه کابوسی هراسانگیز باشد، قصهای گوتیک با ایدهای قابلتوجه و اجرایی ناهموار است؛ اثری که تماشای آن را بیش از همه به علاقهمندان فضای وهمآلود و داستانهای مدرسهایِ رازآمیز میتوان پیشنهاد کرد.
« این نابرابری در کارکرد عناصر ژانری نیز دیده میشود. »



ثبت دیدگاه