نقد و بررسی
نقد دورائمون: نوبیتا و ارتش رباتهای آهنی (Doraemon: Nobita and the Steel Troops) | 1986
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
از بازی کودکانه تا کابوس علمیتخیلی «دورائمون: نوبیتا و سربازان فولادی» با جرقهای آشنا آغاز میشود: حسادت کودکانه، میل به داشتن اسباببازیای چشمگیرتر از آنچه دیگران دارند، و رؤیای ساختن چیزی بینقص. نوبیتا و دورائمون میخواهند رباتی بسازند که مایهٔ تحسین و شگفتی باشد؛ اما بازیای که در ابتدا ساده و بیخطر به نظر میرسد، کمکم صورتی غریب و تهدیدآمیز پیدا میکند.
ارزش این مقدمه در آن است که گذار فیلم از طنز روزمره به ماجراجویی پرمخاطره، ناگهانی و بیمقدمه نیست: تخیل کودکانه، خود به راهی برای ورود به جهانی بدل میشود که قواعدش دیگر در اختیار سازندگانش نیست. فیلم به این ترتیب از یکی از ابزارهای همیشگی مجموعه، یعنی آرزوی نامتعارف نوبیتا و وسایل شگفتانگیز دورائمون، استفاده میکند؛ اما آن را به سرگرمیای گذرا محدود نمیسازد.
پرسش مرکزی بهتدریج از «چه چیزی میتوان ساخت؟» به «مسئولیت ما در برابر آنچه ساختهایم چیست؟» تغییر میکند. همین تغییر، به داستان زمینهای اخلاقی میدهد بیآنکه خیالپردازی و بازیگوشی آغازین را از میان ببرد. ریتم و ساختمان روایت ساختار داستان دو حرکت اصلی دارد: بخش نخست، که از شوخیها و ماجراهای کوچک و پیدرپی نیرو میگیرد، و بخش دوم، که خطر را به مرکز توجه میآورد و تعلیق را افزایش میدهد.
« پرسش مرکزی بهتدریج از «چه چیزی میتوان ساخت؟» به «مسئولیت ما در برابر آنچه ساختهایم چیست؟» تغییر میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این جابهجایی، نقطهٔ قوت و در عین حال یکی از کاستیهای فیلم است. آغاز پرجنبوجوش، فضای روزمره و مناسبات آشنای گروه را زنده میکند، اما گاهی با پراکندگی همراه میشود؛ گویی روایت پیش از استقرار در مسیر اصلی، چند بار به شاخههای فرعی سر میزند. از سوی دیگر، دیرتر رسیدن داستان به رویارویی گسترده با ارتش رباتها، ممکن است انتظار مخاطبی را که از همان ابتدا چشمبهراه یک ماجرای علمیتخیلی پرشتاب است، طولانی کند.
بااینحال، این تأخیر کارکردی روایی هم دارد: فیلم ابتدا به ما فرصت میدهد شیفتگی و سرگرمی شخصیتها را در برابر ساختهٔ تازهشان ببینیم، تا دگرگونی فضای داستان معنای بیشتری پیدا کند. پس از آشکارترشدن تهدید، ریتم منسجمتر میشود و تعلیق از دل موقعیتهایی شکل میگیرد که پیشتر با لحنی سبکتر زمینهچینی شدهاند.
جهان آینهای و نیروی خیال تصویر جهان آینهای از ماندگارترین ایدههای فیلم است. این مکان، در ظاهر نسخهای خالی و بیمزاحمت از جهان آشناست؛ اما همین تهیبودن، به آن کیفیتی ناآرامکننده میدهد. فضایی که قرار بود پناهگاهی برای بازی و آزمایش باشد، بهتدریج با پرسشهایی دربارهٔ اختیار، خطر و پیامدهای مداخلهٔ انسان پیوند میخورد.
« این جابهجایی، نقطهٔ قوت و در عین حال یکی از کاستیهای فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
آینه در اینجا فقط وسیلهای برای گشودن گذرگاهی خیالی نیست؛ تصویری از جهانی است که از جهان ما فاصله دارد، اما همچنان بازتابی از انتخابهای شخصیتهاست. این تمهید به فیلم اجازه میدهد میان محیط آشنا و قلمرویی نامأنوس رفتوآمد کند. بخشهایی از ماجرا حس کشف و شگفتی دارند، درحالیکه برخی قابها با سکوت و خلأ خود نوعی اضطراب پدید میآورند.
ارتش رباتها نیز در این بافت صرفاً مجموعهای از دشمنان برای صحنههای نبرد نیست؛ حضورشان فضای خیالانگیز فیلم را به تهدیدی ملموس بدل میکند. تقابل میان کودکانهبودن منشأ ماجرا و وسعت خطر، به جهان داستان کششی خاص میبخشد. دوستی، مسئولیت و بلوغ هستهٔ عاطفی فیلم در دوستی میان شخصیتها و شیوهٔ مواجههٔ آنان با خطری نهفته است که ابتدا آن را جدی نمیگرفتند.
نوبیتا، دورائمون و دوستانشان در جریان ماجرا از تماشاگران کنجکاو به کسانی بدل میشوند که باید دربارهٔ رفتار خود تصمیم بگیرند. فیلم این دگرگونی را با خطابههای سنگین توضیح نمیدهد؛ آن را از خلال انتخابها، همکاریها و واکنشهای عاطفی شخصیتها پیش میبرد. از همینجا مفهوم مسئولیت اهمیت پیدا میکند.
« این تمهید به فیلم اجازه میدهد میان محیط آشنا و قلمرویی نامأنوس رفتوآمد کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ساختن چیزی، حتی از سر بازی و کنجکاوی، بهمعنای بیاهمیتبودن پیامدهای آن نیست. فیلم این ایده را برای مخاطب کمسنوسال قابلفهم نگه میدارد، بیآنکه آن را به پندی سادهانگارانه فروبکاهد. مهربانی، همدلی و توجه به دیگری در برابر منطق سلطه و فرمانبرداری قرار میگیرند؛ تقابلی که به داستان عمق میدهد و آن را از یک ماجرای صرفاً پرحادثه فراتر میبرد.
احساسات در این اثر تزئینی نیستند؛ نیروییاند که معنای کنشها را تغییر میدهند. شخصیتها و محدودیتهای پرداخت گروه اصلی دورائمون، نوبیتا، شیزوکا، گون و سونئو از تفاوتهای شخصیتی آشنای خود بهره میگیرد. نوبیتا همچنان آسیبپذیر و خیالپرداز است، اما موقعیت دشوار فرصتی فراهم میکند تا جنبههای دیگری از او آشکار شود.
دورائمون نیز فقط فراهمکنندهٔ ابزارهای شگفتانگیز نیست؛ نگرانی و احتیاط او یادآور این است که هر وسیلهای، هرقدر خارقالعاده، جای داوری و مسئولیت را نمیگیرد. حضور شیزوکا و دیگر دوستان نیز به داستان رنگی جمعی میبخشد و مانع میشود ماجرا تنها بر توانایی یک قهرمان متکی بماند. بااینهمه، همهٔ شخصیتهای فرعی به یک اندازه پرداخت نمیشوند.
« ساختن چیزی، حتی از سر بازی و کنجکاوی، بهمعنای بیاهمیتبودن پیامدهای آن نیست. »
قوتها و کاستیها
برخی رباتها و مخالفان بیشتر نقشهایی در خدمت پیشبرد کشمکش دارند تا شخصیتهایی با انگیزههای روشن و پیچیده. در نتیجه، گاه تهدیدی که نمایندگی میکنند از خودشان برجستهتر میشود. این نابرابری در پرداخت، بخشی از ظرفیت دراماتیک داستان را محدود میکند: فیلم در ساخت موقعیتهای عاطفی و طرح پرسشهای انسانی موفقتر از ترسیم لایههای درونی همهٔ نیروهای مقابل است.
تصویر، حرکت و موسیقی انیمیشن فیلم به سنت آثار سینمایی آن دوره وفادار است: طراحیها ساده و خوانا هستند، اما تخیل بصری در ترکیب مکانها و مقیاس خطر جلوه میکند. تفاوت میان خانهها و محیطهای روزمرهٔ شخصیتها با پهنههای خالی و جهان آینهای، بهخوبی حس جابهجایی میان دو قلمرو را منتقل میکند.
صحنههای مربوط به رباتها نیز از جذابیت تصویر ماشینی بهره میبرند، بیآنکه تمام توجه فیلم را به نمایش فنون یا نبردهای پیاپی محدود سازند. موسیقی در شکلدادن به حالوهوای فیلم نقش مهمی دارد. لحنهای پرتحرک، وجه ماجراجویانه و بازیگوش داستان را همراهی میکنند و در لحظات جدیتر، به فضای عاطفی مجال بروز میدهند.
« برخی رباتها و مخالفان بیشتر نقشهایی در خدمت پیشبرد کشمکش دارند تا شخصیتهایی با انگیزههای روشن و پیچیده. »
جمعبندی
این جابهجایی میان هیجان و تأمل، با دگرگونی لحن روایت هماهنگ است. فیلم در اوجهای احساسی بهجای تکیهٔ صرف بر عظمت رویدادها، بر پیوند میان شخصیتها تکیه میکند؛ انتخابی که صحنهها را انسانیتر و اثرگذارتر میسازد. جمعبندی «دورائمون: نوبیتا و سربازان فولادی» از خیال کودکانه آغاز میکند و به روایتی دربارهٔ پیامدهای ساختن، انتخابکردن و مسئولبودن میرسد.
جهان آینهای، ارتش رباتها و تعلیق رو به افزایش، به آن نیروی بصری و ماجراجویانه میبخشند؛ درحالیکه دوستی و همدلی، بنیان عاطفی اثر را شکل میدهند. شلوغی بخش آغازین، دیر رسیدن به کشمکش اصلی و پرداخت محدود برخی شخصیتهای فرعی، از کاستیهای آن است؛ اما این ضعفها توانایی فیلم در پیوندزدن سرگرمی با اندیشه و احساس را از میان نمیبرند.
حاصل، ماجرایی خیالانگیز و گرم است که بدون افشای رازهای روایت، میتوان گفت نیروی ماندگارش نه فقط در نبردهایش، بلکه در پرسشی است که دربارهٔ مسئولیت در برابر ساختههای خود پیش میکشد.
« این جابهجایی میان هیجان و تأمل، با دگرگونی لحن روایت هماهنگ است. »



ثبت دیدگاه