نقد و بررسی
نقد به ج… آپارتمان ۲۳ اعتماد نکنید (Don't Trust the B---- in Apartment 23) | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدمه: نیویورک، همخانهها و فروپاشی رؤیا «Don't Trust the B---- in Apartment 23» کمدی موقعیت آمریکاییای است که از برخورد دو جهانبینی ناهمساز نیرو میگیرد: جین، زنی امیدوار و محتاط که با رؤیای شروعی تازه به نیویورک میآید، و کلوئی، همخانهای بیپروا، خودخواه و بهطرزی عجیب جذاب.
فروپاشی زودهنگام برنامههای جین او را به آپارتمان ۲۳ میکشاند؛ جایی که قواعد معمول معاشرت، مسئولیتپذیری و حتی آداب همخانهبودن چندان اعتباری ندارند. آنچه در آغاز به شکل نبردی میان مستأجر خوشقلب و میزبان دردسرساز به نظر میرسد، بهتدریج به رابطهای نامتعارف بدل میشود که هم موتور طنز سریال است و هم هسته عاطفی آن.
مجموعه را Nahnatchka Khan خلق کرده و در مرکز آن کریستن ریتر و دریما واکر قرار دارند. دو شخصیت، دو تصور از زندگی جین و کلوئی صرفاً دو تیپ متضاد نیستند؛ هر یک نماینده شیوهای متفاوت برای روبهروشدن با ناکامیاند. جین میکوشد زندگی را با برنامهریزی، حسننیت و رعایت قواعد پیش ببرد. همین ویژگیها در محیطی که هر اتفاقی ممکن است برنامهاش را بر هم بزند، هم نقطه قوت اوست و هم سرچشمه موقعیتهای کمیک.
او بهسرعت درمییابد که خوشبینی بهتنهایی برای بقا در شهر بزرگ کافی نیست، اما این کشف الزاماً او را به نسخهای شبیه کلوئی تبدیل نمیکند. کلوئی در سوی دیگر، ظاهراً زندگی را به بازی بیپایانی از شیطنت و لذتجویی بدل کرده است. او از آزار دیگران یا عبور از خط قرمزهای متعارف پرهیز نمیکند و معمولاً پیش از آنکه پیامد رفتارش سر برسد، به ماجرای بعدی میپرد.
« مجموعه را Nahnatchka Khan خلق کرده و در مرکز آن کریستن ریتر و دریما واکر قرار دارند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با این حال، جذابیت شخصیتش فقط در بدجنسی یا زبان تند او خلاصه نمیشود. کلوئی نوعی اعتمادبهنفس نمایشی دارد که پشت آن، بیاعتنایی به تأیید دیگران و گاه آسیبپذیری پنهان شده است. رابطه این دو زن، بهجای آنکه بر اصلاح اخلاقی یکی به دست دیگری استوار باشد، از برخورد و سازگاری تدریجی دو منش متفاوت شکل میگیرد.
طنز سیاه و لحن بیپروا یکی از امتیازهای مهم سریال، جسارت آن در استفاده از طنزی است که همیشه مایل نیست شخصیتها را دوستداشتنی یا رفتارشان را پذیرفتنی جلوه دهد. شوخیها گاه گزنده، گاه عامدانه نابهنجار و گاه متکی بر موقعیتهایی هستند که در کمدیهای خانوادگیتر بهسادگی کنار گذاشته میشوند.
این لحن باعث میشود مجموعه از کمدیهای متعارف همدورهاش فاصله بگیرد و هویتی مستقل پیدا کند؛ هویتی که نه بر گرمای همیشگی یک جمع دوستانه، بلکه بر بینظمی و بیپروایی آن بنا شده است. برخی نقدها نیز بر وجه تند، سرزنده و عامدانه آشوبطلب سریال تأکید کردهاند. با این همه، مرزشکنی همیشه به کشف تازه نمیانجامد.
شوخیهایی که بر بیملاحظگی کلوئی یا رفتارهای افراطی اطرافیانش تکیه دارند، گاهی به جای آنکه موقعیت را پیچیدهتر کنند، همان ویژگی را دوباره تکرار میکنند. در چنین لحظههایی، طنز از تیزی میافتد و به نمایش مکرر یک شوخی آشنا بدل میشود. این نوسان بخشی از تجربه تماشای مجموعه است: گاهی از غافلگیری و جسارتش لذت میبریم و گاهی احساس میکنیم سریال بیش از اندازه به همان ابزارهای کمیک مطمئن خود تکیه کرده است.
« با این حال، جذابیت شخصیتش فقط در بدجنسی یا زبان تند او خلاصه نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
کریستن ریتر و گروه بازیگران کریستن ریتر مهمترین نیروی اجرایی مجموعه است. او کلوئی را چنان بازی میکند که شخصیت، با وجود رفتارهای زننده و تصمیمهای خودخواهانه، به کاریکاتوری یکبعدی فروکاسته نمیشود. ریتر در تغییر سریع لحن مهارت دارد: میتواند جملهای را با خونسردی کامل ادا کند، سپس با یک نگاه یا مکث کوتاه، وجه دیگری از شخصیت را نمایان سازد.
کلوئی همزمان تهدیدآمیز، مضحک و سرگرمکننده است و بخش بزرگی از این تعادل حاصل کنترل بازیگر بر ریتم و حضور بدنی شخصیت است. دریما واکر نیز نقش مهمی در ساختن این تضاد دارد. بازی او اجازه نمیدهد جین صرفاً قربانی شوخیهای کلوئی باشد؛ واکنشهایش ترکیبی از سردرگمی، سرسختی و کنجکاوی است و همین به شخصیت استقلال میبخشد.
حضور جیمز وندربیک در نقش نسخهای خیالی از خودش، بازیای خودآگاه و دستانداختن تصویر عمومی یک چهره مشهور را به ساختار سریال اضافه میکند. در کنار او، شخصیتهای پیرامونی با رفتارهای نامعمولشان فضای آپارتمان و محیط کار را پرجنبوجوش میکنند، هرچند همه فرصت یکسانی برای عمقیافتن ندارند.
ساختار روایی: انرژی بالا، پیوستگی ناپایدار این مجموعه بیشتر از آنکه بر طرحی بلندمدت و پیوسته متکی باشد، از موقعیتهای مستقل و آشوبهایی که در هر قسمت شکل میگیرند جان میگیرد. این انتخاب با روحیه کلوئی سازگار است: زندگی او زنجیرهای از تصمیمهای ناگهانی و پیامدهای گاه مضحک است. قالب اپیزودیک به نویسندگان امکان میدهد شخصیتها را در موقعیتهای گوناگون بیازمایند و ریتمی تند و سرزنده بسازند؛ در مقابل، گاهی حس پراکندگی ایجاد میکند و قسمتها را به رشتهای از شوخیها و بحرانهای جداگانه نزدیک میسازد.
« کریستن ریتر و گروه بازیگران کریستن ریتر مهمترین نیروی اجرایی مجموعه است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
پیوستگی پخش نیز به یکدستی تجربه کمک نکرد. فصل نخست کوتاه شد و شماری از قسمتهای آن در فصل بعد، بدون رعایت ترتیب روایی، به نمایش درآمدند؛ مجموعه در مجموع دو فصل و ۲۶ قسمت دارد. چنین جابهجاییای برای سریالی که به رشد رابطهها و تغییر تدریجی شخصیتها تکیه دارد، میتواند مسیر تماشای آن را نامنظم کند.
با وجود این، آشفتگی ساختاری گاه با بیقاعدگی جهان داستان همخوان میشود؛ همان بیقاعدگیای که به مجموعه انرژی میدهد و در عین حال مانع از شکلگیری روایتی کاملاً منسجم میشود. محدودیتها و دوام شخصیتها بزرگترین محدودیت سریال آن است که هر شخصیت به یک اندازه از امکان تحول برخوردار نیست.
جین و کلوئی به سبب تضاد بنیادینشان میدان بیشتری برای دگرگونی و بازشناسی یکدیگر دارند، اما برخی چهرههای فرعی بیشتر بهعنوان منبع یک شوخی یا عامل ایجاد دردسر عمل میکنند. حضورشان ممکن است در لحظه سرگرمکننده باشد، ولی همیشه به کشف تازهای از شخصیت یا رابطه نمیانجامد. در نتیجه، جهان سریال از نظر ایده و انرژی غنیتر از آن است که از نظر عمق همه شخصیتهایش به نظر میرسد.
از سوی دیگر، مجموعه گاهی چنان مشتاق غافلگیرکردن تماشاگر است که منطق موقعیت را قربانی شدت شوخی میکند. اغراق، بهخودیخود، عیب نیست؛ بلکه بخشی از زبان کمدی این اثر است. مسئله وقتی پدید میآید که اغراق جای ظرافت را بگیرد یا شوخی برای رسیدن به ضربه نهایی، شخصیتها را به ابزارهایی قابلتعویض تبدیل کند.
« پیوستگی پخش نیز به یکدستی تجربه کمک نکرد. »
قوتها و کاستیها
با این حال، حتی در قسمتهای نامتوازن نیز صدای مشخص سریال و میل آن به شکستن انتظار مخاطب باقی میماند. جمعبندی «Don't Trust the B---- in Apartment 23» کمدیای پرانرژی و بیپرواست که بیش از هر چیز از تضاد میان جین و کلوئی و بازی درخشان کریستن ریتر نیرو میگیرد. طنز تلخ، شوخیهای جسورانه و رابطهای که از دل ناسازگاری شکل میگیرد، آن را از کمدیهای آشناتر متمایز میکند.
در مقابل، تکرار بعضی شوخیها، روایت پراکنده و کمعمقی برخی شخصیتهای فرعی مانع میشود مجموعه در همه لحظات به یک اندازه موفق باشد. ارزش اصلی سریال در این نیست که تصویری واقعگرایانه از دوستی یا زندگی شهری عرضه کند؛ بلکه در این است که از آشوب و ناسازگاری، کمدیای با لحن ویژه خود میسازد.
تماشاگرانی که طنز گزنده، شخصیتهای اخلاقاً نامتعارف و روایتهای غیرقابلپیشبینی را میپسندند، در آپارتمان ۲۳ تجربهای سرگرمکننده و بهیادماندنی خواهند یافت.
« با این حال، حتی در قسمتهای نامتوازن نیز صدای مشخص سریال و میل آن به شکستن انتظار مخاطب باقی میماند. »
ثبت دیدگاه