نقد و بررسی
نقد Donovan's Reef | 1963
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جزیرهای در برابر نظم بوستونی «Donovan's Reef» ساختهٔ جان فورد، در ظاهر کمدی ماجراجویانهای سبکبال دربارهٔ مردانی خوشگذران، جزیرهای آفتابی و ورود زنی از بوستون به محیطی ناآشناست. آملیا دیدهم پس از مرگ عمهبزرگش راهی جزیره میشود تا پدرش را بیابد؛ پدری که هرگز ندیده است. اما فیلم خیلی زود نشان میدهد که تقابل اصلیاش صرفاً میان شهر و جزیره نیست: موضوع، برخورد دو نوع نگاه به زندگی است.
در یک سو، آملیا با معیارهای طبقاتی، آداب رسمی و اطمینان اخلاقیِ جامعهٔ بوستونی وارد قصه میشود؛ در سوی دیگر، جمعی قرار دارند که مناسباتشان با انعطاف، شوخی و نوعی همبستگی روزمره پیش میرود. جزیره در این فیلم نه فقط پسزمینهای زیبا، بلکه نیرویی است که نظم ذهنی مهمان تازهوارد را بهتدریج به پرسش میگیرد.
فورد بهجای آنکه این دگرگونی را با خطابه توضیح دهد، آن را از خلال موقعیتها، برخوردها و دشواریهای آملیا برای سازگارشدن با فضای تازه پیش میبرد. از همین رو، جذابیت فیلم تا اندازهای در تغییر فاصلهٔ تماشاگر با شخصیتهاست: آنچه ابتدا بینظمی یا بینزاکتی به نظر میرسد، کمکم میتواند نشانهای از صمیمیت و رهایی از قیدهای تصنعی باشد.
فیلم در این مسیر از افشای جزئیات مهم داستان پرهیز نمیکند، اما این نقد نیز از بیان آنها خودداری میکند. جان فورد در حالوهوایی سبکتر تماشاگرانی که جان فورد را عمدتاً با وسترنهای حماسی و نگاه تاریخیاش میشناسند، ممکن است از بیپرواییِ بازیگوشانهٔ این اثر غافلگیر شوند. «Donovan's Reef» خود را بیش از آنکه داستانی پرشتاب و پرپیچوخم بداند، فرصتی برای گذراندن وقت با گروهی از شخصیتهای پرسروصدا میبیند.
« آملیا دیدهم پس از مرگ عمهبزرگش راهی جزیره میشود تا پدرش را بیابد؛ پدری که هرگز ندیده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم بهجای حرکت مستقیم بهسوی حادثهای بزرگ، از معاشرتها، شوخیها و تکرار رسموراههای جمعی نیرو میگیرد. خود فورد نیز هنگام توصیف اثر آن را فیلمی شوخیآمیز و سبک معرفی کرده بود؛ برداشتی که با آزادی و بیادعاییِ لحن فیلم سازگار است. این آخرین همکاری فورد و جان وین نیز بود؛ جزئیاتی که به فیلم، در کنار کیفیت کمدیاش، جایگاهی خاص در کارنامهٔ آن دو میبخشد.
بااینحال، سبکبودن فیلم به معنای بیفکری کامل آن نیست. زیر سطح شوخیها، پرسشهایی دربارهٔ تعصب نژادی، برتریپنداری اجتماعی و دوروییِ کسانی دیده میشود که خود را معیار رفتار متمدنانه میدانند. فیلم این موضوعات را با دقت و حساسیتِ یک درام جدی نمیکاود و گاهی حتی به کلیشههای زمانهاش تکیه دارد؛ اما حضور همین لایهها سبب میشود اثر را نتوان تنها مجموعهای از شوخیهای جزیرهای دانست.
جهان فیلم تصویری آرمانی و تا حدی سادهشده از همزیستی است، اما همین آرمانگرایی گاه ابزار طعنه به تعصبهای بیرون از جزیره میشود. جان وین و لی ماروین؛ موتور کمدی فیلم بخش مهمی از انرژی فیلم از رابطهٔ مایکل داناوان و توماس گیلهولی میآید؛ دو رفیق قدیمی که پیوندشان بیشتر شبیه رقابتی همیشگی است تا دوستیِ آرام.
جان وین در نقش داناوان، با قامت و حضور آشنای خود به مرکز ثقل جمع تبدیل میشود؛ مردی که فرمانرواییاش بر محیط را نه با تشریفات، بلکه با اعتمادبهنفس و راحتیِ رفتارش نشان میدهد. لی ماروین، در نقش گیلهولی، نیروی مقابلی فراهم میآورد: بدنی نامتوازنتر، واکنشهایی تندتر و آمادگیای همیشگی برای بههمریختن اوضاع.
« فیلم بهجای حرکت مستقیم بهسوی حادثهای بزرگ، از معاشرتها، شوخیها و تکرار رسموراههای جمعی نیرو میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
کلکل این دو بازیگر از آن جنس طنزی است که بیش از آنکه به زیرکیِ کلام وابسته باشد، از زمانبندی، مکث و حرکت بدن نیرو میگیرد. دعواهایشان خشونتِ واقعی را به نمایش نمیگذارند، بلکه به آیینی آشنا و تماشایی بدل میشوند؛ نوعی نمایش رفاقت که هر بار از کنترل خارج میشود و دوباره به جمع بازمیگردد.
فیلم در این صحنهها بهترین ریتم خود را پیدا میکند، زیرا تماشاگر میتواند رابطهٔ دو مرد را بینیاز از توضیحهای طولانی بفهمد. شوخیِ مشهورِ مراقبت از بطریِ برندی در میانهٔ دعوا نیز نمونهای از همین طنز جسمانی و ساده است. با این همه، کارکرد دو بازیگر کاملاً همسنگ نیست. جان وین در نقش مردی که از پیش به محیط تعلق دارد، حضوری محکم و کاریزماتیک دارد، اما برای برخی تماشاگران ممکن است این نقش بیش از اندازه به شمایل همیشگی او وابسته باشد.
لی ماروین، در مقابل، با آشفتگیِ خشن و چهرهٔ انعطافپذیرش به صحنهها رنگی تازه میدهد و گاه بیآنکه مرکز روایت باشد، توجه را میرباید. این تفاوت به سود کمدی تمام میشود؛ هرچند در لحظاتی که فیلم به رابطهٔ عاشقانه یا تغییر درونی آملیا میپردازد، ممکن است وزن حضور مردان بیش از اندازه بر فضای اثر سایه بیندازد.
آملیا و مسئلهٔ تغییر نگاه آملیا مهمانِ اصلیِ جهان فیلم است، اما حضورش تنها وسیلهای برای پیشبرد ماجرای خانوادگی نیست. او از محیطی میآید که برای رفتار درست، منزلت و فاصلهٔ اجتماعی ارزش فراوان قائل است؛ بنابراین، ورودش به جزیره نوعی برخورد فرهنگی پدید میآورد. فیلم از این تقابل برای ساختن موقعیتهای طنز استفاده میکند، اما مسیر آملیا را میتوان همچون آزمونی برای باورهای خودش نیز دید.
« شوخیِ مشهورِ مراقبت از بطریِ برندی در میانهٔ دعوا نیز نمونهای از همین طنز جسمانی و ساده است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
پرسش ضمنی این است: آیا آنچه او بینظمی میپندارد واقعاً نشانهٔ بیمسئولیتی است، یا فقط با معیارهایی دیگر معنا پیدا میکند؟ بخش خانوادگی روایت، که با حضور فرزندان دکتر ویلیام دیدهم شکل میگیرد، امکان میدهد فیلم از کمدیِ رفاقت فراتر برود و به تفاوت میان ظاهر و واقعیت بپردازد. آملیا در مواجهه با این جمع باید واکنشهای اولیهاش را بازبسنجد.
بااینحال، تحول او گاه بیش از آنکه از کشمکشهای درونیِ پیچیده به دست آید، نتیجهٔ موقعیتهایی است که فیلم برایش ترتیب میدهد. به همین دلیل، شخصیت آملیا در مقایسه با داناوان و گیلهولی کمتر بهیادماندنی میشود؛ نه به این علت که نقشی بیاهمیت دارد، بلکه چون بخش عمدهای از جذابیت اجرایی فیلم به دو مرد پرهیاهوی آن سپرده شده است.
تصویر جزیره و مسئلهٔ نگاه «Donovan's Reef» از رنگ، فضای باز و چشماندازهای هاوایی برای ساختن حالوهوایی دلنشین بهره میگیرد. فیلمبرداریِ ویلیام اچ. کلوتیه و بهرهگیری از تکنیکالر، محیط را به چیزی بیش از دکور تبدیل میکند: ساحل، دریا و رفتوآمد قایقها احساس گشودگی و آسودگی به جهان داستان میدهند.
فیلم در جزیرهٔ کائوآی در هاوایی فیلمبرداری شده، هرچند داستان در جزیرهای خیالی در پلینزی فرانسه میگذرد. همین فاصله میان محل واقعی فیلمبرداری و فضای داستانی یادآور آن است که فیلم بهجای بازنمایی دقیق جغرافیا، به دنبال ساختن تصویری دلخواه و سینمایی از «جزیرهٔ جنوب» است. این تصویر زیبا، درعینحال، محدودیتهایی دارد.
« آملیا در مواجهه با این جمع باید واکنشهای اولیهاش را بازبسنجد. »
قوتها و کاستیها
فرهنگ جزیره در بسیاری از لحظات از صافی نگاه هالیوودیِ آن دوره میگذرد و ممکن است بیش از آنکه تجربهای مستقل و پیچیده باشد، به منظرهای برای آسایش و ماجراجویی قهرمانان آمریکایی تبدیل شود. لحن آرمانی فیلم، همزیستیِ آسان میان گروههای گوناگون را به نمایش میگذارد، اما همین آسانی میتواند تنشهای واقعی را از قاب بیرون بگذارد.
پس زیبایی محیط را باید همزمان با ساختگیبودنِ بخشی از تصویر آن دید: جزیره هم خانهٔ شخصیتهاست و هم خیالپردازیِ آرامشبخش فیلم. ریتم، شوخیها و فرسودگیِ لحظهها ضعف اصلی فیلم، ناپایداریِ ریتم آن است. هنگامی که جان وین و لی ماروین در مرکز صحنهاند، شوخیها معمولاً جان میگیرند و فیلم از انرژیِ بازیگران تغذیه میکند.
اما در بخشهایی دیگر، قصه از حرکت بازمیایستد و به رشتهای از لحظههای پراکنده بدل میشود. برای تماشاگرانی که انتظار روایت عاشقانهای فشرده یا ماجرایی پرپیچوخم دارند، این مکثها میتوانند بیش از اندازه طولانی باشند. فیلم عمداً حالتی آسوده و معاشرتمحور دارد، ولی این انتخاب همیشه به سود آن عمل نمیکند.
همچنین، بخشی از شوخیها به سنت کمدیِ زمان خود وابستهاند و امروز ممکن است کهنه، تکراری یا کماثر به نظر برسند. فیلم گاهی از یک الگوی طنزآمیز چند بار بهره میگیرد، بیآنکه هر بار آن را به شکل تازهای بپروراند. در نتیجه، تجربهٔ تماشایش تا حد زیادی به میزان علاقهٔ مخاطب به شوخیهای جسمانی، دعواهای نمایشی و فضای «رفیقانه» وابسته است.
« ریتم، شوخیها و فرسودگیِ لحظهها ضعف اصلی فیلم، ناپایداریِ ریتم آن است. »
جمعبندی
اگر این عناصر جذاب باشند، کندیِ میان آنها قابلتحمل میشود؛ اگر نه، ضعف روایی آشکارتر به چشم میآید. جمعبندی «Donovan's Reef» فیلمی است که بیشتر با حالوهوا، شخصیتهای پرجنبوجوش و لذتِ تماشای همراهیِ بازیگران در ذهن میماند تا با داستانی محکم و بیوقفه. جان وین و لی ماروین، با تضاد میان وقارِ خونسرد و آشفتگیِ انفجاری، نیروی کمدیِ اصلی اثر را میسازند؛ درحالیکه آملیا راهی برای آشکارشدن تقابل میان رسمهای خشک و شیوهٔ آزادتر زندگی در جزیره فراهم میکند.
چشماندازهای گرم و فضای خوشنشین فیلم نیز به آن کیفیتی آسوده میبخشند که با روایت پرکشش یکی نیست، اما میتواند تماشایش را دلپذیر کند. در کنار این امتیازها، باید کندیِ بخشهایی از روایت، نابرابریِ جذابیت شخصیتها و شوخیهایی را دید که گذر زمان از تازگیشان کاسته است. تصویر جزیره نیز همزمان چشمنواز و سادهساز است و بهتر است آن را خیالپردازی سینمایی بدانیم، نه تصویری جامع از جامعه و فرهنگ پلینزی.
با این همه، فیلم برای تماشاگرانی که از کمدیِ سبک، رفاقتهای پرآشوب و حضور کاریزماتیک بازیگران لذت میبرند، اثری خوشتماشا و گرم است؛ نه بینقص، اما سرشار از لحظههایی که نشان میدهند گاهی خودِ معاشرت، بیش از طرح داستان، دلیل ماندن در جهان یک فیلم است.
« اگر این عناصر جذاب باشند، کندیِ میان آنها قابلتحمل میشود؛ اگر نه، ضعف روایی آشکارتر به چشم میآید. »



ثبت دیدگاه