نقد و بررسی
نقد Dogra Magra | 1988
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی که از یقین آغاز نمیکند «Dogra Magra» ساختهٔ Toshio Matsumoto، اقتباسی از رمان پیچیدهٔ Kyūsaku Yumeno، از همان آغاز تماشاگر را در جایگاهی ناآرام مینشاند: مردی جوان در آسایشگاهی روانی بیدار میشود، گذشتهاش را به یاد نمیآورد و نمیداند چرا در آنجاست. روایت، بهجای آنکه معمایی روشن پیش روی او بگذارد و گامبهگام حلش کند، از همان ابتدا پرسش را به خودِ امکان شناخت گره میزند.
آیا میتوان به حافظه اعتماد کرد؟ آیا شرح پزشکان از بیمار، حقیقتی مستقل از نگاه آنان دارد؟ و آیا آنچه بر پرده میبینیم واقعیت است یا صورتی دیگر از ذهنی آشفته؟ این پرسشها بدون افشای پیچشهای اصلی، نشان میدهند که فیلم صرفاً دربارهٔ یافتن پاسخ نیست؛ دربارهٔ دشواریِ تشخیص پاسخ درست از روایتی است که فقط ظاهری منسجم دارد.
«Dogra Magra» از تماشاگر نمیخواهد معما را همچون پازلی ساده کنار هم بگذارد، بلکه او را وادار میکند به پایههای خودِ پازل شک کند. روانپزشکی، قدرت و ساختن هویت دو پزشک مرموز که در مرکز ماجرا قرار میگیرند، فقط راهنمایان شخصیت اصلی نیستند. هر یک میکوشد تفسیر خود را از وضعیت بیمار به او تحمیل کند و از دل گذشتهای مبهم، هویتی قابلفهم بسازد.
در نتیجه، گفتوگوهای آنان با مرد جوان تنها تبادل اطلاعات نیست؛ نوعی کشمکش بر سر تعریف واقعیت است. هر توضیح تازه، بهجای آنکه لزوماً گرهی بگشاید، امکانهای تازهای پیش میکشد و اطمینان پیشین را متزلزل میکند. از این منظر، فیلم به رابطهٔ دانش و قدرت نیز نظر دارد. پزشکانی که مدعی شناخت ذهن بیمارند، خود از دایرهٔ تردید بیرون نمیمانند.
« آیا شرح پزشکان از بیمار، حقیقتی مستقل از نگاه آنان دارد؟ »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آیا آنان حقیقت را کشف میکنند، یا در حال شکلدادن به روایتی هستند که بیمار ناگزیر در آن جای بگیرد؟ فیلم به این پرسش پاسخ سرراستی نمیدهد؛ اهمیتش در آن است که تشخیص، درمان و کنترل را به مفاهیمی درهمتنیده بدل میکند. آسایشگاه در چنین نگاهی مکانی برای مراقبت صرف نیست، بلکه فضایی است که در آن هویت شخصیت اصلی پیوسته بازتعریف میشود.
روایت چندلایه و بازی با زمان ساختار روایی «Dogra Magra» خطی و مطمئن نیست. خاطره، روایت شفاهی و زمان حال گاه چنان در هم میلغزند که تماشاگر ناچار میشود دربارهٔ جایگاه هر صحنه دوباره بیندیشد. فیلم به نشانههای معمولِ بازگشت به گذشته همیشه تکیه نمیکند؛ گاهی گذار میان زمانها آرام و نامحسوس است و همین پیوستگیِ ظاهری، سردرگمی را افزایش میدهد.
گذشته در اینجا صرفاً مجموعهای از رخدادهای سپریشده نیست؛ نیرویی فعال است که اکنون را شکل میدهد، یا شاید تصویری باشد که اکنون برای توضیح خودش میسازد. این انتخاب با مضمون فیلم تناسب دارد، اما بیهزینه نیست. در بخشهایی، تماشاگر ممکن است بهجای درگیری با معنای صحنهها، صرفاً در تلاش برای مرتبکردن اطلاعات بماند.
فیلم گاه بیش از اندازه بر انباشتِ توضیح و ابهام تکیه میکند و از حرکت روایی میکاهد. بااینحال، همین دشواری بخشی از تجربهٔ اثر است: تماشاگر باید فقدانِ قطعیت را تحمل کند، بیآنکه انتظار داشته باشد هر نشانه فوراً به نتیجهای روشن برسد. تصویرپردازی وهمآلود قدرت «Dogra Magra» فقط به طرح داستانیاش وابسته نیست.
« آیا آنان حقیقت را کشف میکنند، یا در حال شکلدادن به روایتی هستند که بیمار ناگزیر در آن جای بگیرد؟ »
شخصیتها و اجرا
Matsumoto با ترکیببندیهای سنجیده، نورپردازی متغیر و شیوههای تصویری متفاوت، جهانی میسازد که از واقعیت روزمره فاصله دارد، اما کاملاً به قلمرو خیال هم نمیگریزد. فیلم از تصویرهای ایستا، بخشهایی با حالوهوای نمایشی و تغییرات بصری بهره میگیرد تا مرز میان آنچه دیده میشود و آنچه در ذهن شخصیت شکل میگیرد، همواره ناپایدار بماند.
رنگ و سیاهوسفید نیز فقط انتخابهایی تزئینی نیستند؛ تغییر زبان بصری به تماشاگر یادآوری میکند که با جهانی یکدست و قابلاعتماد روبهرو نیست. فضای آسایشگاه در این میان نقشی اساسی دارد. راهروها، اتاقها و چهرهها چنان قاب گرفته میشوند که محیط، بهتدریج از پسزمینهٔ داستان به امتداد ذهن شخصیتها بدل میشود.
گاه سکون و خلوت تصویر، بیش از صحنهای پرتحرک اضطراب میآفریند؛ گاه نیز یک برش یا تصویر نامتعارف، فضای داستان را از واقعگرایی دور میکند. این شیوه به فیلم هویتی ماندگار میدهد، هرچند ممکن است برای تماشاگرانی که به روایت بصری روشن و پیوسته خو گرفتهاند، فاصلهگذار یا حتی تصنعی به نظر برسد.
بازیها و کشمکش شخصیتها نقشآفرینی بازیگران، بهویژه در میان چهرههای اصلی، به ابهام فیلم جان میبخشد. Yōji Matsuda شخصیت جوان را با آمیزهای از حیرت، تردید و آسیبپذیری پیش میبرد. او بهجای آنکه قهرمانی مسلط بر موقعیت باشد، بیشتر شبیه کسی است که پیوسته میکوشد بفهمد دیگران چه چیزی را از او پنهان میکنند و خودش چه چیزی را از یاد برده است.
« فضای آسایشگاه در این میان نقشی اساسی دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این حالتِ معلق، برای نقشی که بخش مهمی از هویتش محل پرسش است، انتخابی مناسب به شمار میآید. در برابر او، دو پزشک با تفاوت در رفتار و لحن، تعادل صحنهها را شکل میدهند. Shijaku Katsura به شخصیت خود انرژی و صراحتی نامتعارف میبخشد؛ حضوری که میتواند هم جذاب باشد و هم نگرانکننده. Hideo Murota، در سوی دیگر، با خویشتنداری و رسمیت، تکیهگاهی ظاهری برای رخدادها فراهم میکند.
این تضاد به فیلم کمک میکند تا کشمکش فکری را از راه حضور و رفتار شخصیتها نیز پیش ببرد. گاهی شدت بازیها به مرز اغراق نزدیک میشود، اما در جهانی که قواعد واقعیت در آن پیوسته سست میشوند، این اغراق همیشه بیتناسب نیست. دیالوگهای پرحجم و ریتم ناهموار یکی از موانع اصلی فیلم، ریتم سنگین آن در بخشهای آغازین است.
گفتوگوهای طولانی و توضیحات نظری، پیش از آنکه تماشاگر در فضای معمایی اثر جا بیفتد، بار زیادی بر دوش او میگذارند. برخی اطلاعات چند بار از زاویههای متفاوت بازمیگردند و در نتیجه، حرکت داستان کند میشود. اگرچه تکرار و بازگویی میتواند احساس وسواس و محاصرهشدن را تقویت کند، همهٔ این لحظات به یک اندازه ثمربخش نیستند؛ گاه توضیح، بیش از آنکه فضای رازآلود را غنی کند، ضرباهنگ را متوقف میسازد.
این کندی برای هر بینندهای یکسان آزاردهنده نخواهد بود. تماشاگر علاقهمند به سینمای تجربی ممکن است از مکثها، گفتارهای نظری و تعلیقِ دیرگشا لذت ببرد؛ اما کسی که انتظار پیشرفت سریع معما را دارد، احتمالاً در پردههای آغازین با اثر فاصله خواهد گرفت. فیلم در ادامه، با انباشت لایهها و تصاویر غریب، توجه بیشتری برمیانگیزد، ولی این جاذبه نیازمند حوصله و تمرکز است.
« این حالتِ معلق، برای نقشی که بخش مهمی از هویتش محل پرسش است، انتخابی مناسب به شمار میآید. »
قوتها و کاستیها
«Dogra Magra» از آن آثاری نیست که بتوان در پسزمینه تماشایش کرد؛ جزئیات و جابهجاییهای روایی بخشی از مصالح اصلی آناند. خشونت موروثی و اضطرابِ تکرار در زیرِ معمای هویت، فیلم پرسشی هولناکتر را پیش میکشد: خشونت از کجا میآید و تا چه اندازه میتوان آن را به گذشته، بدن یا تاریخ خانوادگی نسبت داد؟
پزشکان میکوشند میان هویت زیستی، سرگذشت نیاکان و رفتار شخصیت اصلی پیوند برقرار کنند. اما فیلم این پیوندها را بهعنوان حقیقتی مسلم عرضه نمیکند؛ آنها همزمان میتوانند فرضیه، تفسیر یا ابزاری برای هدایت ذهن بیمار باشند. همین تردید، مضمونِ وراثت را پیچیده میکند. اگر فردی با روایتی دربارهٔ گذشتهٔ خود روبهرو شود، آیا آن روایت صرفاً واقعیت را برایش آشکار میکند، یا میتواند در شکلدادن به تصویر او از خویش نقش داشته باشد؟
فیلم بهجای آنکه خشونت را به توضیحی تکعلتی فروبکاهد، نگرانی را در فاصلهٔ میان بدن و حافظه، تاریخ و خیال نگه میدارد. تماشاگر میتواند برداشتهای گوناگونی داشته باشد، اما اثر عمداً از تبدیل این برداشتها به حکم قطعی پرهیز میکند. جمعبندی «Dogra Magra» فیلمی دشوار، نامتعارف و از نظر بصری متمایز است؛ اثری که معمای جنایی را به تأملی دربارهٔ حافظه، هویت، روانپزشکی و امکان اعتماد به روایت بدل میکند.
بازیهای اصلی، فضاسازی وهمآلود و جسارت در شکستن نظم زمانی، آن را به تجربهای خاص و بهیادماندنی تبدیل میکنند. در مقابل، گفتوگوهای پرحجم، کندی آغاز و ابهامی که گاه از حدِ برانگیزاننده فراتر میرود، ممکن است تماشاگر را خسته یا سردرگم کند. ارزش فیلم بیش از آنکه در پاسخهایی باشد که عرضه میکند، در پرسشهایی است که پس از تماشا باقی میگذارد.
« پزشکان میکوشند میان هویت زیستی، سرگذشت نیاکان و رفتار شخصیت اصلی پیوند برقرار کنند. »
جمعبندی
برای بینندهای که از روایتهای چندلایه و نامطمئن استقبال میکند، «Dogra Magra» اثری پربار و قابلتأمل است؛ برای کسی که وضوح و حرکت پیوسته میخواهد، سفری دشوارتر خواهد بود. این دشواری، هم محدودیت فیلم است و هم بخشی از هویت هنری آن.
« این دشواری، هم محدودیت فیلم است و هم بخشی از هویت هنری آن. »
ثبت دیدگاه