نقد و بررسی
نقد Dogfight | 1991
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی که از شرمی دشوار آغاز میشود «Dogfight» ساختهٔ نانسی ساوکا، بیش از آنکه فیلمی دربارهٔ جنگ باشد، دربارهٔ جنگطلبیِ روزمره و خشونتی است که آدمها در پوشش شوخی و رفاقت به یکدیگر روا میدارند. داستان در سانفرانسیسکوی سال ۱۹۶۳ میگذرد؛ ادی بردلِیس و دوستان تفنگدار دریاییاش، در آستانهٔ اعزام به ویتنام، مسابقهای برگزار میکنند که معیار پیروزی در آن تحقیر زنانی است که آنان را زشتتر میپندارند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ادی برای این مسابقه رز را به مهمانی میبرد؛ دختری خجالتی، علاقهمند به موسیقی و بسیار دور از تصویر زنانی که او و دوستانش در ذهن خود ساختهاند. فیلم از همان ابتدا بیننده را در موقعیتی اخلاقی ناراحتکننده قرار میدهد. تحقیر نه در حاشیه، بلکه در قلب طرح داستانی است و شوخیهای سربازان هم قرار نیست بیخطر جلوه کنند.
« فیلم از همان ابتدا بیننده را در موقعیتی اخلاقی ناراحتکننده قرار میدهد. »
شخصیتها و اجرا
«Dogfight» از مخاطب نمیخواهد به سادگی از این رفتار عبور کند؛ برعکس، ابتدا اجازه میدهد زشتی آن کاملاً آشکار شود و سپس میسنجد که آیا امکان تغییر در دل همان فضای مردانه و خشن وجود دارد یا نه. این انتخاب، جسورانه و در عین حال دشوار است: تماشاگر ممکن است مدتی طول بکشد تا از انزجار آغازین به کنجکاوی دربارهٔ رابطهٔ دو شخصیت اصلی برسد.
فضا و فرم؛ لحن بصری
ادی: میان همرنگی و وجدان ادی در آغاز
ثبت دیدگاه