نقد و بررسی
نقد دکتر دولیتل 1998 (Doctor Dolittle) | 1998
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشتِ صدایی فراموششده «Doctor Dolittle» ساختهٔ Betty Thomas، کمدی خانوادگی سال ۱۹۹۸، ایدهای ساده اما سرشار از امکان را پیش میکشد: پزشکی که دوباره توانایی کودکیاش، یعنی گفتوگو با حیوانات، را به دست میآورد. جان دولیتل در ظاهر زندگی جاافتادهای دارد؛ پزشک موفقی است، خانوادهای دارد و در مسیر حرفهای خود پیش میرود.
اما بازگشت این قابلیت نامعمول، نظم روزمرهاش را بههم میریزد و او را در برابر خواستهها و دردسرهای جانورانی قرار میدهد که ناگهان میتوانند حرفشان را به او بزنند. فیلم از همین برخورد میان زندگی مرتبِ بزرگسالانه و جهان پرجنبوجوش حیوانات، موتور اصلی کمدیاش را میسازد. جذابیت ایده و محدودیت داستان نقطهٔ قوت اولیهٔ فیلم، ظرفیت نمایشی ایدهٔ مرکزی آن است.
ارتباط مستقیم با حیوانات، افزون بر آنکه راهی برای خلق موقعیتهای خندهدار فراهم میکند، امکان نگاهکردن به جهان از زاویهای تازه را نیز به داستان میدهد. جان فقط با موجوداتی سخنگو روبهرو نیست؛ او با شخصیتهایی مواجه میشود که هرکدام گرفتاری، خلقوخو و شیوهٔ خاص خود را دارند. همین تفاوتها میتواند صحنههایی سرگرمکننده بسازد و فضای فیلم را از کمدیهای خانوادگی متعارف متمایز کند.
بااینحال، فیلم کمتر از آنچه وعده میدهد، از این ایده برای ساخت روایتی یکپارچه بهره میگیرد. بسیاری از صحنهها بیشتر بهانهای برای شوخی تازهاند تا حلقهای ضروری در پیشبرد قصه. در نتیجه، ماجراها گاهی کنار هم قرار میگیرند، بیآنکه پیوندی محکم و رو به رشد میانشان شکل بگیرد. روایت نه آنقدر پیچیده است که ذهن را درگیر کند و نه آنقدر موجز و خوشضرباهنگ که ضعفهایش را پشت سرعت پنهان سازد.
« جان دولیتل در ظاهر زندگی جاافتادهای دارد؛ پزشک موفقی است، خانوادهای دارد و در مسیر حرفهای خود پیش میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حاصل، داستانی است که با وجود لحظههای دلنشین، اندکی پراکنده و کمجان به نظر میرسد. ادی مورفی و نیروی حضور بازیگر Eddie Murphy به نقش جان دولیتل انرژی و تحرک میبخشد. واکنشهای سریع، بیان پرجنبوجوش و توانایی او در بازیکردن با موقعیتهای ابزورد، به فیلم کمک میکند تا در لحظههای کمرمقتر نیز زنده بماند.
جان در بسیاری از صحنهها میان منطق حرفهای پزشکی و هجوم مسائل عجیبوغریب حیوانات گرفتار است؛ Murphy این دوگانگی را با اغراق کمیک و شتابی آشنا اجرا میکند. او لازم نیست شخصیت را به قهرمانی پیچیده بدل کند؛ حضورش بیشتر نیروی محرکهای است که رشتهای از آشفتگیهای پیدرپی را به هم متصل میکند.
بااینهمه، فیلم فرصت چندانی برای پرداخت عمیق به جان یا روابط خانوادگیاش فراهم نمیآورد. همسر و فرزندان او بیشتر در مدار داستان اصلی جای میگیرند تا آنکه به شخصیتهایی مستقل با کشمکشهای پررنگ بدل شوند. بنابراین، جنبهٔ خانوادگی اثر بیشتر کارکردی روایی دارد: نشان میدهد بازگشت این توانایی چه اندازه زندگی عادی جان را مختل میکند.
اگرچه این انتخاب از ریتم کمدی پشتیبانی میکند، در عوض از بار عاطفی و عمق شخصیتپردازی میکاهد. حیوانات؛ بازیگران واقعی صحنه حیوانات جذابترین بخش فیلماند؛ نه فقط به سبب ظاهر بامزهشان، بلکه بهخاطر صداگذاری پرشور و شخصیتپردازیهای کوتاه و مشخص. صداپیشگانی چون Norm Macdonald، Chris Rock و Albert Brooks به جانوران لحنهایی متمایز میدهند و به آنها اجازه میدهند از پسِ نقش همراهان کمیک جان برآیند.
« حاصل، داستانی است که با وجود لحظههای دلنشین، اندکی پراکنده و کمجان به نظر میرسد. »
شخصیتها و اجرا
گفتوگوهایشان گاه چنان سرزنده است که توجه از قهرمان انسانی بهسوی آنان جابهجا میشود. حیوانات صرفاً آرایهای دیداری نیستند؛ بخش بزرگی از ضرباهنگ و هویت کمدی فیلم را شکل میدهند. همین تمرکز، البته پیامدی دوگانه دارد. از یکسو، صحنههای حیوانمحور بیشترین خاطرهانگیزی را پدید میآورند و برای تماشاگر کمسنوسال جذاباند.
از سوی دیگر، چون بسیاری از شوخیها و اتفاقها به همین شخصیتهای جانوری وابستهاند، گاهی فیلم به تکرار یک الگوی ثابت نزدیک میشود: حیوانی تازه، مسئلهای تازه و فرصتی دیگر برای شوخی. ایدهای که در آغاز تازه و بکر مینماید، در بخشهایی از فیلم به دستگاهی برای تولید پیدرپی لطیفه بدل میشود.
کمدی میان شیرینی و لودگی لحن کمدی فیلم گسترده و عامهپسند است؛ از شوخیهای کلامی و واکنشهای اغراقشده تا طنزهای جسمانی و شوخیهای مربوط به بدن. این تنوع برای بخشی از مخاطبان، بهویژه کودکان و کسانی که با فیلم خاطره دارند، سرگرمکننده است. فیلم از جدیگرفتن بیش از اندازهٔ خود پرهیز میکند و میخواهد تماشاگر را بیدرنگ وارد بازیاش کند.
بعضی شوخیها هنوز هم بهواسطهٔ زمانبندی مناسب یا اجرای پرانرژی Murphy کار میکنند. اما همهٔ شوخیها به یک اندازه موفق نیستند. بخشهایی از طنز به لودگی آشکار و شوخیهای دمدستی تکیه میکنند؛ لحظههایی که بهجای غافلگیری یا ظرافت، تنها بر تکرار و اغراق حساب باز میکنند. این نوع کمدی برای بعضی تماشاگران نشانهٔ سبکی بیتکلف فیلم است، اما برای دیگران ممکن است بهسرعت خستهکننده شود.
« گفتوگوهایشان گاه چنان سرزنده است که توجه از قهرمان انسانی بهسوی آنان جابهجا میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ناهمگونی کیفیت شوخیها سبب میشود خندهها پیوسته و همسطح نباشند: صحنهای ممکن است بانمک از کار درآید و صحنهٔ بعد، بیش از اندازه کش پیدا کند. ریتم و ساختار «Doctor Dolittle» با زمان نسبتاً کوتاهش قرار نیست ماجرایی گسترده یا پیچیده روایت کند، اما کوتاهی بهتنهایی به معنای خوشریتمبودن نیست.
فیلم در لحظههایی که باید از یک شوخی به ماجرای بعدی برسد، گاه مکث میکند یا مسیرش را بیدلیل طولانی میسازد. از آنجا که ستون اصلی روایت بر مجموعهای از برخوردهای کمیک استوار است، انسجام داستانی اهمیت ویژهای پیدا میکند؛ اما فیلم همیشه نمیتواند این قطعات را به سوی هدفی روشن هدایت کند.
برخی صحنهها جذابیت مستقل دارند، ولی در مجموع به ساخت تعلیق یا تحول چشمگیری نمیانجامند. بااینحال، این ناپیوستگی لزوماً مانع لذتبردن از فیلم نمیشود. «Doctor Dolittle» بیش از آنکه اثری متکی بر ظرافت روایی باشد، کمدیای است که از موقعیتهای سبک و شخصیتهای حیوانی نیرو میگیرد. اگر تماشاگر انتظار داستانی محکم و پرداختشده داشته باشد، ضعفهای ساختاری آشکارتر میشوند؛ اما اگر هدف، تماشای سرگرمیای بیادعا باشد، همان لحظههای پراکنده نیز میتوانند کفایت کنند.
نوستالژی و مخاطب امروز برای کسانی که در کودکی با فیلم آشنا شدهاند، بازگشت به آن میتواند تجربهای آمیخته با یادآوری و لذت باشد. جذابیت حیوانات سخنگو، لحن پرتحرک فیلم و سادگی جهانش بخشی از حالوهوای کمدیهای خانوادگی دههٔ نود را زنده میکند. نوستالژی در اینجا فقط به معنای خاطرهٔ گذشته نیست؛ نوعی پذیرشِ آگاهانهٔ بیپیرایگی فیلم نیز هست.
« فیلم در لحظههایی که باید از یک شوخی به ماجرای بعدی برسد، گاه مکث میکند یا مسیرش را بیدلیل طولانی میسازد. »
قوتها و کاستیها
تماشاگر بزرگسال ممکن است همان شوخیهایی را که زمانی بیدردسر میپذیرفت، اکنون خامتر یا فرسودهتر بیابد، اما همچنان از بازگشت به فضای آشنای اثر لذت ببرد. تماشاگر تازه نیز احتمالاً با فیلمی روبهرو میشود که جذابیت ایدهاش از استحکام روایتش بیشتر است. برای کودکان، جانوران و ماجراهای پرجنبوجوش میتوانند کافی باشند؛ برای بزرگسالان، میزان لذت بیشتر به تحمل طنز لوس و پذیرش قصهای کمعمق بستگی دارد.
اثر در بهترین لحظههایش سرگرمکننده و گرم است و در ضعیفترین لحظههایش به مجموعهای از شوخیهای گذرا فروکاسته میشود. جمعبندی «Doctor Dolittle» کمدی خانوادگیای است که ایدهای دوستداشتنی، بازی پرانرژی Eddie Murphy و صداگذاری جانوران را در مرکز توجه قرار میدهد. حیوانات اغلب از شخصیتهای انسانی بهیادماندنیترند و فضای نوستالژیک اثر میتواند برای تماشای سبک و بیتکلف دلچسب باشد.
در مقابل، داستان انسجام و جان چندانی ندارد، شوخیها کیفیتی نابرابر دارند و برخی بخشها بیش از اندازه کش میآیند. فیلم نه از ظرفیت ایدهٔ اصلیاش تا انتها بهره میگیرد و نه در شخصیتپردازی یا روایت به عمقی ماندگار میرسد؛ بااینحال، اگر انتظار تجربهای ساده و شاداب وجود داشته باشد، هنوز هم میتواند لحظههایی خوشایند بسازد.
« تماشاگر تازه نیز احتمالاً با فیلمی روبهرو میشود که جذابیت ایدهاش از استحکام روایتش بیشتر است. »
ثبت دیدگاه