نقد و بررسی
نقد انتقام بگیر (Do Revenge) | 2022
بازگشت به دبیرستانی که هرگز ساده نبود «Do Revenge» کمدی سیاه نوجوانانهای است که از همان آغاز روشن میکند قرار نیست تصویری واقعگرایانه و روزمره از زندگی دبیرستانی ارائه دهد. فیلم جهان خود را همچون صحنهای اغراقآمیز میسازد: مدرسهای خصوصی و اعیاننشین، نوجوانانی که جایگاه اجتماعیشان را با دقتی بیرحمانه حفظ میکنند، و روابطی که گویی زیر نورافکن نمایش قرار گرفتهاند. در این محیط، یک رسوایی و سقوط ناگهانی از محبوبیت، دو دانشآموز را به هم پیوند میدهد؛ هر یک میپذیرد انتقام دیگری را از کسی بگیرد که زندگیاش را به هم ریخته است. این طرح ساده، بستری برای بازی با قواعد آشنای فیلمهای دبیرستانی فراهم میکند. «Do Revenge» از سنت آثار نوجوانانهای بهره میگیرد که محبوبیت، شایعه، ظاهر و سلسلهمراتب اجتماعی را به موتور درام تبدیل میکنند. فیلم در عین حال به کمدی سیاه نزدیک میشود: شخصیتها در موقعیتهایی قرار میگیرند که هم مضحکاند و هم تلخ، و انتقام را نه راهحلی روشن، بلکه نوعی سرگرمی خطرناک و فریبنده جلوه میدهند. فیلم در سال ۲۰۲۲ ساخته شد و Jennifer Kaytin Robinson آن را کارگردانی کرد؛ Camila Mendes و Maya Hawke نیز دو نقش محوری را بر عهده دارند. نوستالژی با رنگولعاب معاصر یکی از دستاوردهای آشکار فیلم، بازآفرینی حالوهوای آثار نوجوانانهٔ دهههای پیشین است؛ اما این بازآفرینی صرفاً به ارجاعهای مستقیم یا تقلید از ظاهر فیلمهای قدیمی محدود نمیشود. «Do Revenge» از الگوهای آشنای آن آثار ــ مدرسه بهمثابه میدان قدرت، گروههای محبوب و مطرود، و رقابت بر سر تصویری که دیگران از آدمها میسازند ــ استفاده میکند و آنها را با حساسیتهای امروز پیوند میدهد. فیلم با همین ترکیب، هم حس آشنایی میآفریند و هم میکوشد جهان دبیرستانیاش را متناسب با نسل تازهای از تماشاگران بازسازی کند. در این بازسازی، نوستالژی هم مزیت است و هم محدودیت. برای تماشاگرانی که به کمدیهای نوجوانانهٔ قدیمی علاقه دارند، آشنایی با قواعد بازی لذتبخش است: میتوان از همان ابتدا تشخیص داد چه کسی مرکز توجه است، چه کسی پشت ظاهر آرامش نقشهای پنهان دارد و شهرت چگونه مانند پولی قابل خرجکردن عمل میکند. اما اتکای فیلم به این نشانهها گاهی باعث میشود از مسیری امن و قابلپیشبینی بیرون نرود. هرچه جهان آن جذابتر و آراستهتر به نظر میرسد، ضرورتِ افزودن لایهای تازه به شخصیتها و موقعیتها بیشتر احساس میشود. دو شخصیت محوری و شیمی میان بازیگران مرکز ثقل فیلم رابطهٔ دو شخصیت اصلی است؛ رابطهای که ابتدا بر معامله و منفعت متقابل بنا میشود، اما بهتدریج بیش از آنچه طرفین انتظار دارند اهمیت پیدا میکند. تفاوت میان دو قهرمان، به فیلم امکان میدهد کشمکش را نه فقط در تقابل با دشمنان بیرونی، بلکه در برخورد دو شیوهٔ زیستن و دو تصویر متفاوت از خود بنا کند. یکی به مهار نگاه دیگران و بازپسگرفتن جایگاه ازدسترفتهاش چشم دوخته است؛ دیگری با سکوت و احتیاط، فاصلهای میان خود و جمع حفظ میکند. Camila Mendes در نقش دریا، ترکیبی از آسیبپذیری و کنترلگری را به نمایش میگذارد. شخصیت او میخواهد دوباره اختیار روایت زندگیاش را به دست بگیرد، اما شیوههایی که برای این کار انتخاب میکند همیشه پسندیده یا بیخطر نیستند. Maya Hawke نیز به الینور لحنی متفاوت میدهد: ظاهر آرام و کمحرف شخصیت در کنار هوش و شوخطبعیاش، نوعی تضاد دلپذیر میسازد. بازی این دو، بهویژه در صحنههایی که گفتوگو و نگاه جای کنشهای بزرگ را میگیرند، به فیلم گرما میبخشد. شیمی میان آنها از مهمترین عواملی است که تماشاگر را درگیر میکند، حتی هنگامی که مسیر روایت از انسجام لازم فاصله میگیرد. رنگ، لباس و طراحی جهان فیلم جهان بصری «Do Revenge» از عناصر اصلی شخصیتپردازی آن است. رنگها، لباسها و فضاهای مدرسه فقط پسزمینهای زیبا برای ماجرا نیستند؛ آنها بخشی از زبان اجتماعی فیلماند. ظاهر هر شخصیت به نحوی جایگاه، اعتمادبهنفس یا میل او به دیدهشدن را آشکار میکند و فضای آراستهٔ مدرسه، تضاد میان شکوه بیرونی و خشونت پنهان روابط را پررنگتر میسازد. فیلم از این راه، محیط دبیرستان را به صحنهای نمایشی تبدیل میکند که در آن حتی انتخاب پوشش نیز میتواند معنای اجتماعی پیدا کند. این جلوهٔ بصری، بهویژه در کنار لحن پرتحرک و شوخیهای فیلم، به اثر هویتی متمایز میبخشد. رنگولعاب فراوان باعث میشود تماشای آن سرگرمکننده باشد و از یکنواختی فضای مدرسهای که بارها در آثار مشابه دیدهایم فاصله بگیرد. بااینحال، زیبایی صحنهها گاهی چنان بر تجربهٔ تماشا مسلط میشود که توجه از جزئیات روانشناختی و پیامدهای عاطفی کنشها منحرف میماند. فیلم بهندرت اجازه میدهد زرقوبرقش کنار برود و سکوت یا عواقب تصمیمها بهتنهایی حرف بزنند.
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طنز و دیالوگ؛ نیروی محرک فیلم دیالوگها از نقاط قوت «Do Revenge» هستند. شوخیها اغلب با لحنی گزنده و مطمئن بیان میشوند و از شکاف میان ادعاهای اخلاقی شخصیتها و رفتارهای خودخواهانهشان نیرو میگیرند. فیلم از کنایه برای نشاندادن مناسبات قدرت استفاده میکند: آدمها دربارهٔ عدالت، دوستی یا محبوبیت حرف میزنند، اما همزمان مراقباند این مفاهیم چگونه به سودشان تمام میشود.
چنین طنزی با فضای شیک و حسابشدهٔ اثر تناسب دارد و به آن اجازه میدهد گاهی از سطح یک کمدی سادهٔ مدرسهای فراتر برود. بااینهمه، موفقیت همهٔ شوخیها یکسان نیست. بعضی دیالوگها تیز و بهیادماندنیاند، اما گاه لحن شوخ و سبک فیلم مانع از آن میشود که موقعیتهای جدیتر فرصت کافی برای اثرگذاری پیدا کنند.
« طنز و دیالوگ؛ نیروی محرک فیلم دیالوگها از نقاط قوت «Do Revenge» هستند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شخصیتها ممکن است در یک لحظه با زبانی دقیق و بامزه حرف بزنند و در لحظهای دیگر، زیر فشار طرح داستان به ابزار پیشبرد ماجرا بدل شوند. طنز در بهترین لحظاتش نقابهای اجتماعی را کنار میزند؛ در لحظات ضعیفتر، به جای پرداختن به تناقض شخصیتها، صرفاً ضرباهنگی سرگرمکننده به صحنه میدهد.
انتقام، هویت و کلیشههای ژانر ایدهٔ انتقام در این فیلم بیش از آنکه مسئلهای اخلاقی با پاسخ روشن باشد، نیرویی است که شخصیتها را به تصمیمهای تازه و رابطههای پیچیدهتر میکشاند. اثر به این پرسش علاقهمند است که آدمها تا چه اندازه برای جبران تحقیر حاضرند به همان ابزارهایی متوسل شوند که از آنها آسیب دیدهاند.
شخصیتها و اجرا
در این مسیر، شهرت و قدرت اجتماعی نقشی محوری پیدا میکنند: انتقام فقط مجازات یک فرد نیست، بلکه تلاشی برای بازنویسی تصویری است که دیگران از شخص دارند. اما فیلم برای پیشبرد این بحث از کلیشههای آشنای ژانر فاصلهٔ زیادی نمیگیرد. مدرسه همچنان به گروههایی با مرزهای روشن تقسیم میشود؛ ظاهر و محبوبیت وزن زیادی دارند و رازهای پنهان، ریتم بحرانها را تنظیم میکنند.
چنین الگویی برای یک کمدی نوجوانانه الزاماً عیب نیست، بهخصوص وقتی فیلم با آگاهی از اغراق خود بازی میکند. مسئله آنجاست که برخی شخصیتهای فرعی بیشتر نمایندهٔ یک تیپ آشنا هستند تا انسانهایی با انگیزهها و تناقضهای مستقل. نتیجه این میشود که جهان داستان جذاب و پرجزئیات به نظر میرسد، اما عمق اجتماعی آن به اندازهٔ ظاهر پرزرقوبرقش گسترش نمییابد.
« اما فیلم برای پیشبرد این بحث از کلیشههای آشنای ژانر فاصلهٔ زیادی نمیگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم و پایانبندی مدت نسبتاً طولانی فیلم به آن مجال میدهد تا رابطهٔ دو قهرمان و مناسبات اجتماعی مدرسه را مرحلهبهمرحله بپروراند؛ اما این فرصت همیشه به سود اثر تمام نمیشود. در بخشهایی، تکرار نقشهها و رفتوآمد میان بحرانها ضرباهنگ را کند میکند و تماشاگر ممکن است احساس کند روایت برای رسیدن به نقطهٔ بعدی بیش از حد مکث کرده است.
چند صحنهٔ سرگرمکننده و گفتوگوی بامزه نمیتواند در همهٔ موارد این کشآمدن را جبران کند. در سوی دیگر، وقتی داستان به مرحلهٔ نهایی خود نزدیک میشود، جمعبندی نسبتاً شتابزده احساس میشود. فیلم برای بستن مسیرهای گوناگون و پرداختن به پیامدهای عاطفی آنها، فرصت کافی فراهم نمیکند؛ ازاینرو بعضی تغییرات بیش از آنکه بهتدریج آماده شده باشند، ناگهان از راه میرسند.
« چند صحنهٔ سرگرمکننده و گفتوگوی بامزه نمیتواند در همهٔ موارد این کشآمدن را جبران کند. »
قوتها و کاستیها
اثر از غافلگیری و پیچشهای روایی برای حفظ کنجکاوی استفاده میکند، اما نیازی نیست جزئیات آنها را آشکار کرد: لذت فیلم تا حدی به تماشای چگونگی تغییر برداشت مخاطب از روابط و انگیزهها وابسته است. بهتر است با دانستن کلیت ماجرا وارد آن شد، نه با آگاهی از لحظههای تعیینکننده. جمعبندی «Do Revenge» فیلمی است که بیش از هر چیز با انرژی بصری، بازی دو بازیگر اصلی و لحن شوخطبعانهاش به یاد میماند.
اثر با بهرهگیری از سنت کمدیهای دبیرستانی، جهانی پرزرقوبرق میسازد و در دل آن به موضوعاتی چون شهرت، تحقیر، دوستی و میل به انتقام میپردازد. شیمی میان Camila Mendes و Maya Hawke به رابطهٔ مرکزی جان میدهد و دیالوگهای تند و بامزه، لحظات سرگرمکنندهٔ فراوانی میآفرینند. در مقابل، تکیه بر کلیشههای ژانر، کندشدن ریتم در بخشهایی و جمعبندی شتابزده مانع از آن میشود که فیلم همهٔ ظرفیتهایش را به کار گیرد.
« بهتر است با دانستن کلیت ماجرا وارد آن شد، نه با آگاهی از لحظههای تعیینکننده. »
جمعبندی
«Do Revenge» نه اثری کاملاً تازه در گونهٔ خود است و نه میکوشد از تمام قواعد آشنا بگریزد؛ قوتش بیشتر در اجرای پرشور و ظاهر متمایز آن قواعد است. برای تماشاگر علاقهمند به کمدیهای نوجوانانهٔ گزنده، فیلمی سرگرمکننده و خوشساخت در سطح ارائهٔ بصری است، هرچند در پرداخت عمیقتر شخصیتها و پیامدهای داستان میتوانست دقیقتر و صبورتر باشد.
ثبت دیدگاه