نقد و بررسی
نقد جنگو و جنگو: سرجیو کوربوچیِ رها از بند (Django & Django: Sergio Corbucci Unchained) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ادای احترام میان دو جهان سینمایی «Django & Django: Sergio Corbucci Unchained» بیش از آنکه زندگینامهای جامع از سرجو کوربوچی باشد، گفتوگویی میان دو فیلمساز از دو نسل و دو سوی اقیانوس است: کوربوچی، معمار یکی از خشنترین و تلخترین جهانهای وسترن اسپاگتی، و کوئنتین تارانتینو، شیفتهای که سینمایش بارها ردّ آن جهان را آشکار کرده است.
مستند لوکا رئا از همان ابتدا نشان میدهد که قرار نیست فاصلهای سرد و دانشگاهی با موضوعش حفظ کند؛ اینجا تاریخ سینما از دریچهٔ شور شخصی روایت میشود، و همین شور هم نیروی محرک فیلم است و هم محدودیت آن. حاصل، اثری دیدنی و پرحرارت است که بیشتر به دعوتی برای کشف کوربوچی شباهت دارد تا پژوهشی نهایی دربارهٔ او.
آغاز نامتوازن و قصهٔ ریک دالتون فیلم با ماجرای خیالی ریک دالتون و تصور او از دیدار با کوربوچی آغاز میشود؛ پیوندی میان جهان «روزی روزگاری در هالیوود» و سینمای ایتالیا که در نگاه نخست بامزه و هوشمندانه است. این مقدمه قرار است مخاطب را از مسیر آشنایی با تارانتینو به سوی کوربوچی هدایت کند، اما بیش از اندازه مکث میکند و محور بحث را موقتاً از فیلمساز ایتالیایی دور میسازد.
« حاصل، اثری دیدنی و پرحرارت است که بیشتر به دعوتی برای کشف کوربوچی شباهت دارد تا پژوهشی نهایی دربارهٔ او. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
داستان، با وجود جذابیتش برای علاقهمندان تارانتینو، راهی طولانی برای رسیدن به موضوع اصلی میپیماید. این انتخاب، بیش از آنکه صرفاً لغزشی در ریتم باشد، نشانهای از مسئلهٔ بنیادین مستند است: کوربوچی از ابتدا موضوع اعلامشدهٔ فیلم است، اما تارانتینو گاه چنان فضای روایت را اشغال میکند که سوژه در سایهٔ راوی قرار میگیرد.
بااینحال، پس از عبور از این مقدمه، فیلم بهتدریج وارد قلمرو اصلی خود میشود و علاقهٔ تارانتینو به سینمای کوربوچی به نیرویی مؤثرتر بدل میگردد. تارانتینو؛ راوی پرشور و حضوری سنگین تارانتینو در این مستند فقط اطلاعات نمیدهد؛ او با شیوهٔ بیان پرجنبوجوش و حافظهٔ گستردهاش، تماشاگر را به تماشای دوبارهٔ فیلمهایی دعوت میکند که شاید پیشتر از کنارشان گذشته باشد.
شور او تصنعی به نظر نمیرسد. وقتی از خشونت، بدبینی و بیرحمی جهان کوربوچی حرف میزند، میتوان دریافت که این آثار برایش صرفاً نمونههایی از تاریخ ژانر نیستند، بلکه بخشی از تبار هنری خود او بهشمار میروند. مستند در بهترین لحظات، همین پیوند را روشن میکند: چگونه فیلمهای کوربوچی میتوانند در حافظهٔ یک فیلمساز معاصر ادامه پیدا کنند.
« داستان، با وجود جذابیتش برای علاقهمندان تارانتینو، راهی طولانی برای رسیدن به موضوع اصلی میپیماید. »
شخصیتها و اجرا
اما حضور مداوم او بهایی دارد. صدای تارانتینو گاه از موضوع پیشی میگیرد و امکان شنیدن دیدگاههای مستقلتر را محدود میکند. فرانکو نرو و روگرو دئوداتو بهعنوان شاهدان و همکارانی آشنا با جهان کوربوچی حضور دارند، اما گفتوگوهایشان به اندازهای گسترش نمییابد که تصویر کاملی از شخصیت حرفهای او بسازد.
در نتیجه، فیلم گاهی بیشتر دربارهٔ شیفتگی تارانتینو است تا خود کوربوچی؛ شیفتگیای جذاب، اما نه همیشه متوازن. آرشیو؛ جایی که فیلم جان میگیرد یکی از دستاوردهای چشمگیر مستند، استفاده از نماهای آرشیوی و پشتصحنههاست. این تصاویر صرفاً تزئین روایت نیستند؛ آنها امکان لمس فضایی را فراهم میکنند که در گفتار دربارهاش شنیدهایم.
چهرهها، محیطهای فیلمبرداری و لحظههای ثبتشده در پشت دوربین، تاریخ سینما را از حالت مفهومی بیرون میآورند و به تجربهای حسی بدل میکنند. تماشاگر نهفقط دربارهٔ سینمای کوربوچی میشنود، بلکه با بقایای زندهٔ آن مواجه میشود. این بخشها برای مخاطبی که پیشتر آثار او را دیده نیز ارزش دارند؛ زیرا تصاویر آشنا در کنار مواد کمتر دیدهشده، لذت تماشای دوباره را ایجاد میکنند.
« صدای تارانتینو گاه از موضوع پیشی میگیرد و امکان شنیدن دیدگاههای مستقلتر را محدود میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برای تازهواردان، آرشیوها همچون دروازهای به جهان وسترن اسپاگتی عمل میکنند. مستند در این لحظهها از وابستگی به توضیحهای تارانتینو فاصله میگیرد و اجازه میدهد خود تصویر، بخشی از روایت را به دوش بکشد. وسترنی تلخ، خشن و سیاسی روایت فیلم بر وجهی از سینمای کوربوچی تأکید میکند که آن را از تصویر باشکوه و قهرمانانهٔ وسترن کلاسیک جدا میسازد: غرب او محیطی بیرحم است؛ جایی که خشونت نه حادثهای استثنایی، بلکه بخشی از نظم روزمره به نظر میرسد.
قهرمانانش نیز همیشه پهلوانانی پاک و قابلاعتماد نیستند؛ گاه انتقامجویانیاند که مرز اخلاقیشان با دشمنان چندان روشن نیست. این نگاه تیره، مستند را از یک مرور سادهٔ آثار فراتر میبرد و به آن امکان میدهد دربارهٔ جهانبینی فیلمساز بحث کند. فیلم همچنین به ریشههای سیاسی این جهان اشاره میکند و خشونت و بدبینی کوربوچی را در نسبت با تجربهٔ تاریخی و فضای فاشیستی ایتالیا میخواند.
این مسیر بالقوه یکی از غنیترین بخشهای مستند است، زیرا میتواند نشان دهد چگونه زیباییشناسی ژانر با تاریخ و سیاست پیوند میخورد. بااینحال، طرح این ایدهها گاه سریعتر از آن است که فرصت کند آنها را بهطور کامل بکاود. مخاطب با چند سرنخ مهم روبهرو میشود، اما برای رسیدن به تصویری عمیقتر باید خود به سراغ فیلمهای کوربوچی برود.
« برای تازهواردان، آرشیوها همچون دروازهای به جهان وسترن اسپاگتی عمل میکنند. »
قوتها و کاستیها
تأثیر کوربوچی بر سینمای تارانتینو مستند در نشاندادن رابطهٔ میان کوربوچی و تارانتینو موفق است، بهخصوص چون این تأثیر را در حد یک ادعای کلی رها نمیکند. تارانتینو با اشاره به فیلمها و عناصر موردعلاقهاش، مسیر انتقال لحن، تصویر و نگاه را برای تماشاگر قابلپیگیری میسازد. از این منظر، فیلم هم ادای احترام به یک استاد قدیمی است و هم فرصتی برای دیدن سینمای تارانتینو از زاویهای دیگر: نه بهعنوان سبکی بیریشه، بلکه بهمثابه گفتوگویی پیوسته با تاریخ ژانرها.
بااینهمه، همین تمرکز بر تأثیرگذاری، گاهی مستند را به سوی تارانتینو بازمیگرداند. ارزش کوربوچی ممکن است در ذهن مخاطب بیش از حد با میزان تأثیرش بر فیلمساز آمریکایی سنجیده شود، حال آنکه سینمای او مستقل از این پیوند نیز سزاوار بررسی است. اشاره به آثار مختلف و مسیرهای الهامبخش، اشتیاق تماشاگر را برمیانگیزد، اما جای تحلیل دقیقتر انتخابهای فرمی، تفاوتهای آثار و تحول کارنامهٔ خود کوربوچی را کاملاً پر نمیکند.
ریتم، انتخابها و خلأهای پژوهشی مستند با وجود مواد جذابش، در گزینش موضوعها یکدست نیست. بعضی فیلمها و ایدهها فرصت بیشتری برای طرح پیدا میکنند و برخی دیگر تنها بهاختصار از کنار قاب میگذرند. چنین تمرکزی برای اثری که میخواهد مخاطب تازه را جذب کند قابلفهم است، اما گاهی حس میشود فیلم در آستانهٔ یک بحث جدی میایستد و پیش از آنکه نتیجهای روشن به دست دهد، به موضوع بعدی میرود.
« بااینهمه، همین تمرکز بر تأثیرگذاری، گاهی مستند را به سوی تارانتینو بازمیگرداند. »
جمعبندی
حاصل، روایتی خوشتماشا و پرانرژی است، اما نه چندان جامع. این ناتمامی به معنای بیفایدهبودن مستند نیست؛ برعکس، فیلم در معرفی جاذبههای سینمای کوربوچی تواناست. بااینحال، نباید آن را جایگزین مطالعهای فراگیر دربارهٔ کارنامهٔ او دانست. «Django & Django» بیش از آنکه پروندهای کامل بگشاید، چند مسیر مهم را نشان میدهد و تماشاگر را به ادامهٔ راه فرامیخواند.
جمعبندی «Django & Django: Sergio Corbucci Unchained» مستندی پرشور و تماشایی است که بیشترین نیروی خود را از تصاویر آرشیوی و شوق آشکار تارانتینو میگیرد. مقدمهٔ طولانی دربارهٔ ریک دالتون و حضور غالب راوی، گاه تمرکز را از کوربوچی میرباید؛ همچنین برخی جنبههای کارنامه و اندیشهٔ فیلمساز ایتالیایی سطحی باقی میمانند.
بااینحال، فیلم در زندهکردن جهان خشن و بدبینانهٔ وسترنهای او و نشاندادن ردّ آن در سینمای تارانتینو موفق است. برای دوستداران کوربوچی، فرصتی برای دیدن تصاویر ارزشمند و شنیدن ستایشی صمیمانه فراهم میکند؛ برای تازهواردان نیز نقطهٔ شروعی مؤثر است، به شرط آنکه پایان مسیر را نه در همین مستند، بلکه در خود فیلمهای کوربوچی بجویند.
« حاصل، روایتی خوشتماشا و پرانرژی است، اما نه چندان جامع. »



ثبت دیدگاه