نقد و بررسی
نقد دیلینجر (Dillinger) | 1973
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نگاه کلی «Dillinger» محصول ۱۹۷۳، ساخته و نوشتهٔ جان میلیوس، درامی جنایی دربارهٔ جان دیلینجر و تعقیب او به دست مأموران فدرال است؛ اما بیش از آنکه بخواهد زندگینامهای منظم یا بازسازی مو به موی تاریخ باشد، به اسطورهٔ گانگسترِ دوران رکود اقتصادی آمریکا نظر دارد. فیلم جهان خود را با شتاب، خشونت و شورِ یک افسانهٔ عامهپسند بنا میکند: بانکها به صحنهٔ سرقت بدل میشوند، قانون با چهرهای سنگی پاسخ میدهد و مردی قانونگریز در نگاه بخشی از مردم به قهرمانی بدل میشود که گویی از دل خشم و تنگدستی زمانه بیرون آمده است.
این انتخاب به فیلم انرژی و شخصیت میدهد، اما بهایی هم دارد. روایت گاه از یک رویداد به رویدادی دیگر میجهد و پیوند میان لحظهها را به اندازهٔ کافی نمیپرورد. «Dillinger» را بهتر است نه به چشم شرحی جامع از یک زندگی، بلکه همچون حکایتی خشن و پرتحرک دربارهٔ شکلگیری و فرسایش یک اسطوره تماشا کرد.
جهان فیلم و افسانهٔ تبهکار در مرکز فیلم تناقضی جذاب قرار دارد: دیلینجر هم چهرهای محبوب و کاریزماتیک است و هم مردی خودخواه، خشن و بیرحم. فیلم این دو وجه را کنار هم نگه میدارد، بیآنکه بهسادگی یکی را پاککنندهٔ دیگری کند. سرقتهای او، در فضایی که مردم عادی با فقر و بیاعتمادی به نهادها دستوپنجه نرم میکنند، برایش هالهای از شورش میسازند؛ اما رفتار او با نزدیکان و اعضای گروهش نشان میدهد که جذابیت اجتماعیاش به معنای نجابت اخلاقی نیست.
همین دوگانگی، پرسشی محوری برای فیلم میسازد: جامعه چگونه از یک جنایتکار تصویری قهرمانانه میسازد؟ اثر پاسخ روشنی عرضه نمیکند، اما نشان میدهد که شهرت دیلینجر فقط حاصل جسارت فردی نیست؛ به زمانهای وابسته است که در آن بانک، قانون و قدرت رسمی نیز از نگاه مردم بیطرف و بینقص نیستند.
« این انتخاب به فیلم انرژی و شخصیت میدهد، اما بهایی هم دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، فیلم کمتر درنگ میکند تا این زمینه را با دقت تاریخی یا اجتماعی بکاود. بیشتر به نیروی روایی اسطوره تکیه دارد تا تحلیل ریشههای آن. بازی وارن اوتس وارن اوتس نیروی اصلی فیلم است. او دیلینجر را نه نابغهای دور از دسترس، بلکه مردی زمینی، خشن و در عین حال دلنشین بازی میکند؛ کسی که میتواند در یک لحظه اعتمادبهنفس و شوخطبعی نشان دهد و لحظهای بعد به خشونتی عریان پناه ببرد.
این تضاد مانع میشود شخصیت به تصویری یکبعدی از «قهرمان یاغی» فروکاسته شود. اوتس کاری میکند که جذابیت دیلینجر را بفهمیم، بیآنکه ناچار شویم او را تحسین کنیم. بازی او همچنین از نظر جسمانی و لحن، به بافت زمخت فیلم میپیوندد. دیلینجرِ اوتس وقار آراستهٔ یک ستارهٔ کلاسیک را ندارد؛ بیشتر مردی است که از دل خیابان و خشونت بیرون آمده و در جمع، حضوری مسلط دارد.
این حضور، در صحنههایی که فیلم فرصت میدهد شخصیت از میان شلیکها و تعقیبها بیرون بیاید، به اثر عمق میبخشد. هرجا روایت مجال مکث پیدا میکند، اوتس پیچیدگی شخصیت را بهیادماندنیتر از خود رخدادها میسازد. گروه بازیگران و تقابل دو جهان بن جانسون در نقش ملون پورویس، مأمور فدرالِ مصمم، نقطهٔ مقابل دیلینجر را میسازد.
حضور او کمحرف و سختگیرانه است؛ شخصیتی که در برابر نمایشگری و بیپروایی قانونگریز، به انضباط و پیگیری تکیه دارد. بااینحال، تقابل این دو به جدالی روانشناختیِ کاملاً پرورده تبدیل نمیشود. فیلم بیشتر از آنکه در ذهن و انگیزههای هر دو مرد نفوذ کند، آنان را به دو نیروی متضاد در یک تعقیب پرخشونت بدل میسازد.
« بااینحال، فیلم کمتر درنگ میکند تا این زمینه را با دقت تاریخی یا اجتماعی بکاود. »
شخصیتها و اجرا
بازیگران مکمل، بهویژه هری دین استنتون، ریچارد دریفوس، کلوریس لیچمن و میشل فیلیپس، به جهان فیلم رنگ میافزایند. دریفوس در نقش بیبیفیس نلسون حضوری عصبی و پرتحرک دارد و به گروه وجهی بیثبات میدهد؛ استنتون نیز با خویشتنداری آشنای خود، از میان هیاهوی اطرافش چهرهای متمایز میسازد.
بااینهمه، تعدد شخصیتها گاهی به پراکندگی میانجامد: گروه پرجمعیت است، اما همهٔ اعضایش فرصت کافی برای تبدیلشدن به شخصیتهایی مستقل و چندلایه پیدا نمیکنند. خشونت، اکشن و ریتم تیراندازیها مهمترین منبع هیجان فیلماند. صحنههای اکشن پرصدا و بیپرده طراحی شدهاند و فیلم از نمایش آشوب، خون و خطر پرهیز نمیکند.
خشونت در اینجا تزئینی و بیهزینه نیست؛ بدنها آسیب میبینند و هر درگیری فضایی آشفته و هولناک دارد. همین صراحت، از یک سو به فیلم نیرویی خشن و غریزی میبخشد و از سوی دیگر ممکن است برای تماشاگرانی که خواهان واقعگرایی تاریخیاند، اغراقآمیز جلوه کند. ریتم اثر ناهموار است. آغاز پرجنبوجوش و رشتهٔ سرقتها و تعقیبها وعدهٔ فیلمی تند و پیوسته را میدهند، اما میان برخی لحظههای پرتنش، روایت کند میشود یا از یک خط داستانی به خط دیگر میپرد.
این پراکندگی همیشه فرصتی برای تنفس یا تأمل نمیسازد؛ گاهی صرفاً حس میشود که فیلم از یک واقعه به واقعهٔ بعدی شتاب کرده است. صداگذاری روایی نیز در بعضی بخشها بیش از آنکه اطلاعات ضروری بدهد، فاصلهای میان تماشاگر و رخدادها ایجاد میکند و توضیحی را بر تصویر میافزاید که خود تصویر میتوانست منتقل کند.
« خشونت، اکشن و ریتم تیراندازیها مهمترین منبع هیجان فیلماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
سبک بصری و موسیقی فیلم در بازآفرینی حالوهوای گذشته به جزئیات دیداری و شنیداری تکیه میکند. لباسها، خودروها و فضاهای آن، جهانی قدیمی و زمخت میسازند؛ جهانی که از تجمل دور است و با تصویر صیقلیِ فیلمهای تاریخیِ پرهزینه تفاوت دارد. این خشونت بصریِ ناصاف، با شخصیت مرکزی و دورانی که فیلم تصویر میکند تناسب دارد.
دوربین روی دست در برخی صحنهها نیز میکوشد حس بیثباتی و نزدیکی به درگیری را افزایش دهد، اما اجرای آن همیشه یکدست نیست و گاه بهجای تشدید تنش، توجه را از خود صحنه منحرف میکند. موسیقی و فضای صوتی در شکلدادن به لحن اثر نقش مهمی دارند. موسیقی، فیلم را از یک بازسازی خشک تاریخی دور میکند و به رخدادها رنگی حماسی و عامهپسند میدهد؛ رنگی که با تبدیل تبهکار به چهرهای اسطورهای سازگار است.
در کنار آن، صدای شلیکها و آشوب میدانهای درگیری به تجربهای خشن و بیواسطه کمک میکنند. البته همین اغراق در صدا و موسیقی، در لحظههایی که فیلم به لحن مستندگونه یا روایت توضیحی نزدیک میشود، گاه به ناهماهنگی میانجامد. تاریخ در خدمت درام «Dillinger» ادعای بازسازی دقیق و بیطرفانهٔ تاریخ ندارد و برای ساختن درامی فشرده، رخدادها و چهرهها را دستکاری میکند.
ازاینرو، بهتر است فیلم را منبعی برای شناخت جزئیات زندگی واقعی دیلینجر یا کارنامهٔ مأموران فدرال ندانست. برخی رخدادها و نسبتهای تاریخی در فیلم با واقعیت فاصله دارند؛ هدف اصلی اثر ظاهراً ثبت دقیق ترتیب وقایع نیست، بلکه ساختن رویاروییای نمایشی میان گانگستر و قانون است. این رویکرد در لحظههایی که فیلم به تصویرسازی اسطورهای نزدیک میشود، مؤثر است؛ اما به بهای کاهش ظرافت تاریخی تمام میشود.
« سبک بصری و موسیقی فیلم در بازآفرینی حالوهوای گذشته به جزئیات دیداری و شنیداری تکیه میکند. »
قوتها و کاستیها
شخصیتها گاهی چنان برجسته و خشن ترسیم میشوند که از آدمهای تاریخی به چهرههایی در یک قصهٔ عامهپسند نزدیکترند. این فاصله برای برخی تماشاگران بخشی از لذت فیلم است؛ برای برخی دیگر، مانعی در برابر باورپذیری و درگیری عاطفی. جمعبندی «Dillinger» فیلمی زمخت، پرتحرک و نابرابر است که بیش از هر چیز با بازی پرقدرت وارن اوتس و نیروی صحنههای اکشنش در حافظه میماند.
نگاهش به دیلینجر، همزمان مجذوب کاریزمای او و آگاه از خشونت و خودخواهیاش است؛ همین کشمکش، از تبدیلشدن فیلم به ستایش سادهلوحانهٔ تبهکاری جلوگیری میکند. در سوی دیگر، روایت پراکنده، صدای روایی گاه خستهکننده و برخی انتخابهای بصری ناهموار، مانع میشوند اثر به درامی کاملاً منسجم و ژرف تبدیل شود.
تماشاگرانی که در پی زندگینامهای دقیق یا مطالعهای روانشناختی از شخصیتها هستند، ممکن است از شتاب و اغراق فیلم فاصله بگیرند. اما برای علاقهمندان به سینمای گانگستریِ خشن، بازیگران شخصیتپرداز و روایتهای اسطورهساز دربارهٔ قانونگریزان، این اثر جذابیتی خام و قابل اعتنا دارد: تصویری از مردی که شهرتش از واقعیت پیشی میگیرد، بیآنکه خشونت نهفته در پس آن کاملاً از نظر پنهان بماند.
« این فاصله برای برخی تماشاگران بخشی از لذت فیلم است؛ برای برخی دیگر، مانعی در برابر باورپذیری و درگیری عاطفی. »



ثبت دیدگاه