نقد و بررسی
نقد دل جنگلی (Dil Juunglee) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
عاشقانهای با قلبی سرکش و روایتی پراکنده «Dil Juunglee» ساختهٔ Aleya Sen، کمدیرمانتیکی است که از برخورد دو آدم با آرزوهایی متفاوت نیرو میگیرد: کورولی نایر، دختر خانوادهای ثروتمند که زندگی دلخواهش را بیرون از کسبوکار خانوادگی جستوجو میکند، و سومیت اوپال، جوانی از دهلی که سودای بازیگری در بالیوود دارد.
آشنایی این دو در کلاس زبان انگلیسی، زمینهٔ شکلگیری رابطهای را میسازد که قرار است هم دربارهٔ عشق باشد و هم دربارهٔ جاهطلبی، انتخاب شخصی و تصویری که هر فرد از خوشبختی در ذهن دارد. فیلم در ظاهر نوید داستانی سرزنده و جوانپسند را میدهد؛ قصهای که با تفاوت طبقاتی و فرهنگی دو شخصیت، فضای شهری دهلی و لندن، و رؤیاهای شخصی آنان میتواند به رابطهای پرکشمکش و پرجزئیات برسد.
بااینحال، «Dil Juunglee» در اجرای این وعده پیوسته میان شیرینی عاشقانه، کمدی اغراقشده و ملودرام جابهجا میشود و کمتر فرصت مییابد بنیان عاطفی داستانش را محکم کند. نتیجه، اثری است که لحظاتی دلنشین دارد، اما در کلیت خود از انسجامی که برای تأثیرگذاری لازم است برخوردار نیست. کورولی؛ خیالپردازی در برابر واقعیت کورولی شخصیتی است که فیلم او را با آرمانگرایی رمانتیکش به یاد میآورد.
او از زندگیای که پدرش برایش در نظر گرفته فاصله میگیرد و به دنبال رضایتی شخصیتر میرود؛ رضایتی که در نگاه او با عشق، ازدواج و تشکیل خانواده پیوند خورده است. این تصویر میتوانست نقطهٔ عزیمت مناسبی برای بررسی فاصلهٔ میان رؤیای عاشقانه و واقعیت رابطه باشد: آیا خیالپردازی به کورولی کمک میکند خواستههایش را بهتر بشناسد یا او را از دیدن پیچیدگی آدمها بازمیدارد؟
« نتیجه، اثری است که لحظاتی دلنشین دارد، اما در کلیت خود از انسجامی که برای تأثیرگذاری لازم است برخوردار نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم به این پرسش نزدیک میشود، اما بهاندازهٔ کافی در آن درنگ نمیکند. رفتارهای کورولی گاه بیش از آنکه از درونیات شخصیتی مشخص برخیزند، بهانهای برای ساختن لحظات بانمک یا احساسیاند. تپسی پانوو با انرژی و بازیگوشی، وجه خیالپرداز شخصیت را زنده میکند و به او جذابیتی فوری میبخشد؛ اما متن بارها او را به تیپی کودکانه و واکنشی فرو میکاهد.
ازاینرو، فاصلهای میان گیرایی بازیگر و عمق محدود شخصیت پدید میآید: کورولی دوستداشتنی است، اما همیشه بهقدر کافی باورپذیر نیست. سومیت و جاهطلبیِ کمپرداخته سومیت نیز با رؤیایی روشن وارد داستان میشود: او میخواهد در سینمای هند به موفقیت برسد و از زندگی روزمرهاش فراتر برود. چنین آرزویی، اگر با ترسها، مصالحهها و تناقضهای شخصیت همراه میشد، میتوانست مکمل خوبی برای آرمانگرایی کورولی باشد.
یکی آینده را در پیوند عاطفی تصور میکند و دیگری در شهرت و پیشرفت حرفهای؛ فیلم میتوانست از تقابل این دو برداشت، پرسشی جدیتر دربارهٔ بلوغ و مسئولیت بسازد. ساقب سلیم حضور پرتحرکی دارد و در کنار پانوو، نوعی کشش و هماهنگی تصویری ایجاد میکند. این شیمی، بخشهایی از رابطه را گرمتر میسازد و سبب میشود لحظات عاشقانه، دستکم در سطح اجرا، گاه صمیمیتی قابلقبول پیدا کنند.
بااینحال، خود سومیت اغلب به مجموعهای از نشانههای آشنای «جوان دهلیِ جاهطلب» محدود میماند. فیلم برای خواستههایش انگیزههایی ساده عرضه میکند، اما کمتر به بهای روانی این خواستهها یا تغییری که باید در نگرش او رخ دهد میپردازد. در نتیجه، او بیشتر حامل یک تیپ است تا شخصیتی که مسیر تحولش را با جزئیات دنبال کنیم.
« فیلم به این پرسش نزدیک میشود، اما بهاندازهٔ کافی در آن درنگ نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
فیلمنامه و دشواریِ باور کردن رابطه ضعف اصلی فیلم در فیلمنامهای است که میان رویدادهای مهم پیوندی کافی برقرار نمیکند. آشنایی، نزدیکشدن و تغییر وضعیت رابطه گاه با شتابی پیش میروند که فرصت شکلگیری اعتماد یا شناخت متقابل را از مخاطب میگیرد. سپس سوءتفاهمها و موانع عاطفی، بهجای آنکه پیامد طبیعی تصمیمهای شخصیتها باشند، بیشتر همچون ابزارهایی برای پیشبردن قصه ظاهر میشوند.
این ساختار شلخته، بهویژه زمانی آشکار میشود که فیلم از کمدی سبک به احساسات غلیظ میرسد. فیلم همچنین از کلیشههای متعددی دربارهٔ عشق، خانواده و جاهطلبی بهره میگیرد، بیآنکه همواره آنها را دگرگون یا نقد کند. بعضی موقعیتها ظرفیت طنز دارند، اما شوخیها بیش از حد بر اغراق در واکنشها و رفتارهای نمایشی تکیه میکنند.
در لحظات عاشقانه نیز، بهجای آنکه سکوت، نگاه یا گفتوگویی دقیق به نزدیکی دو نفر شکل دهد، فیلم گاه احساسات را با تأکید و تکرار به تماشاگر اعلام میکند. این رویکرد از لطافت رابطه میکاهد و آن را تصنعیتر جلوه میدهد. دهلی و لندن؛ رنگوبویی که جای عمق را نمیگیرد یکی از امتیازهای «Dil Juunglee» استفاده از فضاهای شهری متضاد است.
دهلی با رفتوآمد، رنگ و انرژی اجتماعیاش، زمینهای زنده برای برخورد شخصیتها فراهم میآورد؛ لندن نیز تصویری متفاوت از نظم، فاصله و فرصتهای تازه به داستان میدهد. جابهجایی میان این دو شهر، به فیلم تنوع بصری میبخشد و کمک میکند قصه در محیطی یکنواخت محصور نماند. بااینحال، شهرها بیشتر نقش پسزمینهای خوشنما دارند تا عنصری مؤثر در شکلگیری تجربهٔ شخصیتها.
« این ساختار شلخته، بهویژه زمانی آشکار میشود که فیلم از کمدی سبک به احساسات غلیظ میرسد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تفاوت دهلی و لندن میتوانست به تضادهای طبقاتی، فرهنگی و عاطفی داستان عمق بدهد، اما فیلم این ظرفیت را فقط بهطور محدود به کار میگیرد. فضاسازی چشمنواز است، ولی بهندرت به لایهای معنایی تبدیل میشود؛ به همین دلیل، زیبایی ظاهری اثر نمیتواند کمبود انسجام روایی را جبران کند. گروه بازیگران و موسیقی تپسی پانوو مهمترین نقطهٔ اتکای فیلم است.
او با حرکتی پرانرژی میان معصومیت، شور عاشقانه و اضطراب، به کورولی حضوری زنده میدهد؛ حتی زمانی که فیلمنامه از او شخصیتی یکبعدی میسازد. ساقب سلیم نیز در ایجاد پویایی میان دو شخصیت اصلی سهم دارد، هرچند متن فرصت چندانی برای نشاندادن پیچیدگیهای سومیت فراهم نمیکند. بازیگران مکمل در بعضی لحظات به فضای کمدی نیرو میدهند، اما شخصیتپردازی محدود، نقش آنان را نیز به کارکردهای روایی ساده فرو میکاهد.
موسیقی و ترانهها با حالوهوای پرتحرک فیلم تناسب دارند و در لحظاتی به سرزندگی آن کمک میکنند. بااینهمه، حضور موسیقایی نیز گاه همان گرایش کلی اثر به تأکید عاطفی را تقویت میکند: جایی که داستان به مکث و ظرافت نیاز دارد، شور موسیقایی و جلوههای نمایشی ممکن است احساس را بیش از حد برجسته کنند.
موسیقی، مانند بازی بازیگران، میتواند لحظاتی خوشایند بسازد، اما بهتنهایی قادر نیست فاصلههای میان صحنهها و کاستیهای فیلمنامه را پر کند. لحن؛ میان کمدی و ملودرام «Dil Juunglee» میخواهد هم فیلمی شاداب و خندهآور باشد و هم داستانی عاطفی دربارهٔ عشق و انتخابهای بزرگ. این دو مسیر ذاتاً ناسازگار نیستند، اما فیلم برای پیوندشان به لحنی منسجمتر نیاز دارد.
« گروه بازیگران و موسیقی تپسی پانوو مهمترین نقطهٔ اتکای فیلم است. »
قوتها و کاستیها
در برخی صحنهها، اغراق کمدی بهسرعت جای خود را به اندوه یا شور رمانتیک میدهد؛ تغییرهایی که بهجای ایجاد تضاد مؤثر، گاه ناهماهنگ به نظر میرسند. ازاینرو، مخاطب ممکن است در یک لحظه به بازیگوشی صحنه بخندد و لحظهای بعد با احساسی روبهرو شود که هنوز زمینهٔ کافی برای باورکردنش فراهم نشده است.
این نوسان همچنین بر ضرباهنگ اثر تأثیر میگذارد. فیلم در بخشهایی از شوخی یا احساسات تکراری فراتر نمیرود و روایت بهجای آنکه هر صحنه را برای شناخت بیشتر شخصیتها به کار گیرد، در حرکت میان موقعیتهای آشنا گرفتار میشود. اگر لحن کمدی مهارشدهتر و لحظات عاطفی دقیقتر بودند، تفاوت میان رؤیای عاشقانهٔ کورولی و جاهطلبی سومیت میتوانست به نیروی اصلی فیلم بدل شود.
جمعبندی «Dil Juunglee» از دو بازیگر اصلی برخوردار است که حضورشان به رابطه گرما میبخشد، و از فضاهایی شهری بهره میبرد که به آن رنگ و حرکت میدهند. تپسی پانوو بهویژه در جانبخشیدن به شور خیالپردازانهٔ کورولی موفق است و شیمی او با ساقب سلیم، بخشهایی از داستان را تماشاییتر میکند.
اما این امتیازها در برابر فیلمنامهای ناپیوسته، شخصیتهایی کمعمق و شوخیها و احساساتی که گاه به اغراق میافتند، کافی نیستند. فیلم ظرفیت آن را دارد که دربارهٔ تفاوت میان تصور عاشقانه و مسئولیت واقعی رابطه حرف بزند؛ همچنین میتوانست آرزوهای شخصی را در برابر انتظارات خانواده و جامعه بسنجد.
« این نوسان همچنین بر ضرباهنگ اثر تأثیر میگذارد. »
جمعبندی
بااینحال، بیشتر به مسیر آشنای یک کمدیرمانتیک تکیه میکند و کمتر میکوشد از آن فراتر برود. حاصل، اثری خوشرنگ و گاه دلنشین است که به لطف بازیگرانش لحظاتی از صمیمیت میآفریند، اما در نهایت نمیتواند عشق، جاهطلبی و بلوغ را در روایتی منسجم و قانعکننده به هم پیوند دهد.
« بااینحال، بیشتر به مسیر آشنای یک کمدیرمانتیک تکیه میکند و کمتر میکوشد از آن فراتر برود. »

ثبت دیدگاه