نقد و بررسی
نقد دی هارت (Die Hart) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایده و جایگاه اثر «Die Hart» کمدیـاکشنی است که از یک خیال آشنا در هالیوود آغاز میکند: بازیگری که از نقشهای کمیک خسته شده و میخواهد به قهرمان فیلمهای اکشن بدل شود. تفاوت در اینجاست که کوین هارت نسخهای اغراقشده از خودش را بازی میکند؛ شخصیتی جاهطلب، پرحرف و خودآگاه که شهرتش را همزمان دستمایهٔ شوخی و ابزار پیشبرد رؤیایش میسازد.
این انتخاب، برای فیلم امکان طنزی خودارجاع فراهم میکند: هارت میتواند به تصویر عمومی خود طعنه بزند، از قالبی که در آن جا افتاده گلایه کند و در همان حال، همان رفتارهای نمایشی و پرانرژی را به نمایش بگذارد که او را مشهور کردهاند. جذابیت اولیهٔ فیلم بیش از آنکه در تازگی داستان باشد، در همین بازی میان واقعیت و نقش نهفته است.
تماشاگر میداند با زندگی واقعی هارت روبهرو نیست؛ فیلم نیز از این آگاهی بهره میگیرد تا مرز میان ستاره، شخصیت و تصویر رسانهای او را به شوخی بگیرد. بااینحال، این ایده ظرفیت بیشتری از آنچه در نهایت روی پرده میآید دارد. اثر گاه بهجای گسترش کنایههایش دربارهٔ ستارهسازی و کلیشههای اکشن، به خودِ شوخی دربارهٔ کوین هارت بسنده میکند.
« جذابیت اولیهٔ فیلم بیش از آنکه در تازگی داستان باشد، در همین بازی میان واقعیت و نقش نهفته است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
روایت و ساختار مسیر داستان روشن و بیپیچیدگی است: هارت میخواهد ثابت کند توانایی تبدیلشدن به یک قهرمان اکشن را دارد و برای رسیدن به این هدف، در موقعیتهایی قرار میگیرد که هم خطرناکاند و هم زمینهٔ مناسبی برای کمدی فراهم میکنند. این طرح، از همان آغاز به مخاطب میگوید قرار است با چه نوع سفری همراه شود؛ بنابراین فیلم کمتر بر غافلگیری روایی تکیه میکند و بیشتر میکوشد از برخورد شخصیتها و موقعیتهای پرتنش خنده بگیرد.
اما پیشبینیپذیری فقط به کلیت مسیر محدود نمیماند. بسیاری از ایستگاههای روایی، چنان آشنا چیده شدهاند که پیش از وقوع میتوان حدس زد شوخی یا واکنش بعدی چه خواهد بود. وقتی فیلم بخواهد از خطر جدی به طنز برسد، معمولاً تضاد میان ترس شخصیت و ادعای قهرمانانهاش را پیش میکشد؛ تمهیدی مؤثر، اما نه آنقدر متنوع که بتواند بهتنهایی بار تمام ماجرا را حمل کند.
در نتیجه، قصه بیش از آنکه مخاطب را با تحول یا کشف تازهای درگیر کند، بستری برای اجرای شوخیها و بدلکاریها باقی میماند. طنز و خودارجاعی بهترین لحظات کمدی زمانی شکل میگیرند که فیلم به تناقض درونی شخصیت اصلی نزدیک میشود: او خواهان تصویری جسور و خشن از خود است، اما همزمان از خطر واقعی میترسد و برای حفظ ظاهرش تقلا میکند.
« اما پیشبینیپذیری فقط به کلیت مسیر محدود نمیماند. »
شخصیتها و اجرا
این فاصله میان خودپندارهٔ قهرمانانه و واکنشهای عصبی، منبعی طبیعی برای طنز است. هارت در چنین لحظاتی، با سرعت کلام و اغراق بدنی خود، به فیلم انرژی میبخشد و نشان میدهد چرا بازی در نقش نسخهای ساختگی از خودش میتواند جواب بدهد. طنز خودارجاع اثر همچنین به کلیشههای فیلمهای اکشن نظر دارد: آموزشهای سخت، ژستهای قهرمانانه، خطرهای نمایشی و این تصور که عبور از یک رشته آزمون بدنی برای تبدیلشدن به ستاره کافی است.
مشکل آن است که فیلم بعضی شوخیها را بیش از اندازه توضیح میدهد. بهجای آنکه به تصویر، مکث یا واکنش بازیگر اعتماد کند، گاه معنا را چند بار تکرار میکند؛ گویی نگران است مخاطب کنایه را نگیرد. این توضیحگویی از تیزی شوخی میکاهد و ریتمی را که کمدی برای اثرگذاری به آن نیاز دارد، کند میکند.
بازیها و مناسبات شخصیتها کوین هارت مرکز ثقل فیلم است و تقریباً تمام انرژی آن به حضور او وابسته میماند. بازی او نه بر دگرگونی بنیادین، بلکه بر شدتبخشیدن به ویژگیهای آشنا بنا شده است: جاهطلبی، خودنمایی، واکنشهای تند و میل به کنترل تصویری که دیگران از او دارند. این رویکرد با ماهیت پروژه سازگار است؛ هارت قرار نیست از خود فاصله بگیرد، بلکه نسخهای نمایشیتر و آسیبپذیرتر از چهرهٔ عمومیاش میسازد.
« این فاصله میان خودپندارهٔ قهرمانانه و واکنشهای عصبی، منبعی طبیعی برای طنز است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حاصل، بازیای پرتحرک است که حتی در بخشهایی که فیلمنامه افت میکند، توجه را زنده نگه میدارد. جان تراولتا در نقش مربیای که وظیفه دارد هارت را وارد دنیای قهرمانان اکشن کند، با وقار خشک و جدیتی بازی میکند که تضاد خوبی با آشفتگی شاگردش میسازد. جاش هارتنت نیز با حضور خود لایهای بازیگوش به جهان فیلم اضافه میکند؛ او در مقام بازیگری که به فضای اکشن تعلق دارد، میتواند هم بخشی از شوخی باشد و هم آن را تقویت کند.
ناتالی امانوئل حضوری متعادلتر دارد و در میان شخصیتهای پرهیاهو، به تعاملها اندکی ثبات میبخشد. بااینحال، شخصیتها بیش از آنکه فرصت رشد یا شکلدادن رابطهای پیچیده پیدا کنند، اغلب در خدمت موقعیت کمدی باقی میمانند. اکشن، لحن و ضرباهنگ اکشن فیلم قرار نیست با طراحی پیچیده یا واقعگرایی سختگیرانهاش مخاطب را شگفتزده کند.
خطرها و بدلکاریها بیشتر نقش محرک کمدی دارند: هرچه موقعیت جدیتر جلوه کند، واکنشهای هارت مضحکتر میشود. همین پیوند میان تهدید و خنده، شروعی خوشریتم و سرگرمکننده میسازد و به اثر کمک میکند از یک رشته شوخیهای کلامی صرف فراتر برود. بااینهمه، ضرباهنگ در ادامه یکنواخت نمیماند.
« حاصل، بازیای پرتحرک است که حتی در بخشهایی که فیلمنامه افت میکند، توجه را زنده نگه میدارد. »
قوتها و کاستیها
بعضی صحنهها بهسرعت به نکتهٔ کمدی خود میرسند و از آن عبور میکنند، اما برخی دیگر بیش از اندازه کش پیدا میکنند یا در جزئیات شوخی متوقف میشوند. از همینجا فیلم گاهی به مجموعهای از طرحهای کوتاه و جدا از هم شباهت پیدا میکند؛ موقعیتهایی که ممکن است بهتنهایی سرگرمکننده باشند، اما همیشه به شکل طبیعی در یک ماجرای پیوسته به هم متصل نمیشوند.
این پراکندگی، هیجان اکشن را نیز محدود میکند، زیرا هر صحنه بیشتر برای اجرای یک ایده طراحی شده تا افزایش تدریجی تنش. نگاه به هالیوود و ستارهسازی در زیر لایهٔ شوخیها، فیلم میکوشد به سازوکار ستارهسازی و قالببندی بازیگران در هالیوود کنایه بزند. شکایت هارت از گرفتارشدن در نقشهای کمیک، موضوعی مناسب برای طنزی دربارهٔ برچسبهایی است که صنعت سرگرمی بر بازیگران میزند؛ اما اثر آن را به پرسشی جدی دربارهٔ هویت هنری یا بهای شهرت تبدیل نمیکند.
بیشتر اوقات، این ایده بهانهای برای قرار دادن هارت در موقعیتهای مضحک است، نه نقطهٔ عزیمت برای کاوشی عمیقتر. همین محدودماندن، هم نقطهٔ قوت فیلم است و هم ضعفش. از یک سو، «Die Hart» ادعای درام جدی یا نقد تند صنعت سینما ندارد و بهعنوان سرگرمی سبک، انتظارات را بیجهت بالا نمیبرد. از سوی دیگر، چون خود فیلم موضوعی جذاب در اختیار دارد، تماشاگر ممکن است انتظار داشته باشد طنز آن دربارهٔ شهرت، تصویر عمومی و فرمولهای قهرمانسازی با ظرافت بیشتری پیش برود.
« بیشتر اوقات، این ایده بهانهای برای قرار دادن هارت در موقعیتهای مضحک است، نه نقطهٔ عزیمت برای کاوشی عمیقتر. »
جمعبندی
اثر به این امکان نزدیک میشود، اما معمولاً پیش از آنکه کنایهاش عمق بگیرد، به شوخی بعدی میرود. جمعبندی «Die Hart» تجربهای سبک و پرانرژی است که قوت اصلیاش در حضور کوین هارت و بازی آگاهانهٔ او با تصویر عمومی خودش قرار دارد. تقابل او با بازیگران دیگر، بهویژه در برخورد میان اعتمادبهنفس نمایشی و ترس واقعی، لحظات بامزهای میآفریند و ترکیب طنز خودارجع با موقعیتهای اکشن، در آغاز نوید سرگرمی دلپذیری میدهد.
فیلم همچنین با کلیشههای قهرمانسازی شوخی میکند، بیآنکه خود را به جدیتی نامتناسب گرفتار سازد. در مقابل، داستان راهی کمغافلگیری را دنبال میکند؛ بعضی شوخیها بیش از حد شرح داده میشوند و پیوند میان صحنهها همیشه استحکام یک ماجرای سینمایی منسجم را ندارد. از این رو، فیلم بیش از آنکه اثری ماندگار یا روایی باشد، به سرگرمیای وابسته است که از کاریزمای بازیگر اصلی نیرو میگیرد.
برای تماشاگرانی که از کمدیهای خودارجع و اکشنهای سبک استقبال میکنند، «Die Hart» میتواند انتخابی خوشگذران باشد؛ اما کسانی که در پی طنزی دقیقتر، داستانی پرپیچوخمتر یا اکشنی چشمگیرند، احتمالاً با اثری محدودتر از ظرفیت ایدهٔ اولیه روبهرو خواهند شد.
« اثر به این امکان نزدیک میشود، اما معمولاً پیش از آنکه کنایهاش عمق بگیرد، به شوخی بعدی میرود. »



ثبت دیدگاه