نقد و بررسی
نقد Die Hard 2 | 1990
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به بحران؛ اینبار در فرودگاه «Die Hard 2» ساختهٔ Renny Harlin، یک سال پس از ماجرای جان مککلین در لسآنجلس، او را در موقعیتی تازه اما از جهاتی آشنا قرار میدهد: شب کریسمس، فرودگاه دالس، و بحرانی که بهسرعت از یک مزاحمت اداری به تهدیدی برای جان شمار زیادی از مردم بدل میشود.
مککلین که برای استقبال از همسرش آمده، نه در مقام مأمور رسمی، بلکه همچون شهروندی سمج و بداقبال وارد ماجرا میشود؛ همان جایگاهی که هم تواناییهایش را برجسته میکند و هم او را در برابر مقاماتی قرار میدهد که میلی به شنیدن حرفش ندارند. فیلم از همان آغاز بر تضاد میان آشفتگی فردی و سامانههای عظیم و بیچهره تکیه دارد: هواپیماها در آسمان، مسافران در سالنها و مسئولانی که باید در میان بحران تصمیم بگیرند، اما هر کدام درگیر مصلحت، غرور یا تردید خویشاند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مککلین؛ قهرمانِ سرسخت و انسانی جذابیت اصلی فیلم همچنان در حضور Bruce Willis نهفته است. مککلین نه قهرمانی شکستناپذیر با برنامهای بینقص، بلکه مردی خسته، عصبانی و گاه دستوپاچلفتی است که بهسبب خطر پیشِ رو ناچار میشود پیش برود. بدن او در صحنههای اکشن همواره آسیبپذیر به نظر میرسد؛ برخلاف قهرمانانی که خشونت را بیهزینه پشت سر میگذارند، مککلین زمین میخورد، به مانع میخورد و از موقعیتی دشوار به موقعیتی دشوارتر میرسد.
همین کیفیت زمینی، او را برای تماشاگر قابلباور و همراهیپذیر میکند. شوخیهای خشک و واکنشهای کنایهآمیزش نیز صرفاً چاشنی سرگرمی نیستند. طنز، راهی برای کنار آمدن با ترس و ناتوانی است؛ او با زبان تندش هم از فشار لحظه میکاهد و هم اعتراض خود را به اطرافیانی نشان میدهد که خطر را دیر تشخیص میدهند.
« مککلین؛ قهرمانِ سرسخت و انسانی جذابیت اصلی فیلم همچنان در حضور Bruce Willis نهفته است. »
شخصیتها و اجرا
این لحن به فیلم هویتی متمایز میدهد و آن را از اکشنهایی که صرفاً بر انفجار و تعقیب تکیه دارند جدا میکند. بااینحال، تکیهٔ پررنگ بر کاریزمای مککلین گاهی دیگر شخصیتها را به ابزار پیشبرد ماجرا بدل میسازد؛ آنان کمتر مجال مییابند مستقل از قهرمان، با پیچیدگی و انگیزههای کامل دیده شوند.
فرودگاه؛ وسعتی که همیشه به تنش بدل نمیشود انتقال ماجرا از برج ناطاکومی به فرودگاهی بزرگ، انتخابی هوشمندانه و در عین حال دشوار است. در فیلم نخست، فضای محدود ساختمان به تلهای روشن و ملموس تبدیل میشد: راهروها، طبقات و اتاقها مرزهای نبرد را مشخص میکردند. فرودگاه اما فضایی پراکنده و چندلایه است؛ برج مراقبت، سالنها، باندها و هواپیماهای گرفتار در آسمان، هر یک بخشی از بحران را در خود دارند.
« این لحن به فیلم هویتی متمایز میدهد و آن را از اکشنهایی که صرفاً بر انفجار و تعقیب تکیه دارند جدا میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این گستردگی به فیلم امکان میدهد تهدید را بزرگتر کند و خطر را از محدودهٔ یک ساختمان فراتر ببرد. اما وسعت، همیشه به تعلیق بیشتر نمیانجامد. گاهی پراکندگی رویدادها از حس محصور بودن و فشار پیوستهای میکاهد که در قسمت نخست موتور هیجان بود. تماشاگر با موقعیتهایی متعدد روبهرو میشود، ولی پیوند عاطفی و مکانی میان آنها به قوت یک فضای بسته نیست.
فرودگاه در بخشهایی بیشتر زمینهای برای جابهجایی قهرمان و اجرای صحنههای پرهزینه میشود تا مکانی که ویژگیهایش بهتنهایی تنش بسازند. بااینهمه، تقابل زمین و آسمان ایدهای نیرومند است: تصمیمی در یک اتاق میتواند برای مسافران بیخبر در ارتفاعی دوردست پیامد مرگبار داشته باشد. اکشن؛ مقیاس بزرگ، اثرگذاری نابرابر فیلم در طراحی صحنههای اکشن بلندپروازانه است و از انفجار، درگیریهای فیزیکی و خطرهای محیطی برای حفظ ضرباهنگ بهره میگیرد.
« این گستردگی به فیلم امکان میدهد تهدید را بزرگتر کند و خطر را از محدودهٔ یک ساختمان فراتر ببرد. »
قوتها و کاستیها
بخشهایی از این نمایش، بهویژه هنگامی که تجهیزات فرودگاهی و هواپیماها درگیر میشوند، نیروی بصری قابلتوجهی دارند. اکشن صرفاً به شلیک و تعقیب محدود نمیماند؛ قهرمان باید با محیطی پیچیده دستوپنجه نرم کند و از امکاناتی استفاده کند که در یک موقعیت عادی بخشی از زندگی روزمرهٔ فرودگاهاند.
همین تبدیل اشیای معمولی به ابزار بقا، از جذابیتهای سنتی مجموعه است. بااینحال، افزایش مقیاس لزوماً به افزایش اثرگذاری نمیانجامد. بعضی صحنهها بهجای آنکه از منطق موقعیت و خطر تدریجی نیرو بگیرند، بر شدت و شلوغی تکیه میکنند. در نتیجه، انفجارها ممکن است پرهیجان باشند، اما همیشه بهیادماندنی یا باورپذیر نیستند.
« همین تبدیل اشیای معمولی به ابزار بقا، از جذابیتهای سنتی مجموعه است. »
جمعبندی
فیلم
ثبت دیدگاه