نقد و بررسی
نقد موج (Dhoom) | 2004
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و جهان پرشتاب آن «Dhoom» ساختهٔ Sanjay Gadhvi، فیلمی هندی به زبان هندی و محصول ۲۰۰۴ است که سرقت، تعقیبوگریز، کمدی و ملودرام را در قالبی پرتحرک به هم میآمیزد. داستان از گروهی موتورسوار آغاز میشود که سرقتهای پیاپیشان در بمبئی، پلیس را به واکنشی عاجل وامیدارد. مأمور جی دیکسیت برای یافتن راهی جهت متوقفکردن آنان، از علی، مکانیک و موتورسوار جوان، کمک میگیرد.
این نقطهٔ شروع نه بر پیچیدگی یک معمای جنایی، بلکه بر برخورد شخصیتها، نمایش مهارتهای رانندگی و شتابی استوار است که فیلم از همان ابتدا وعدهاش را میدهد. «Dhoom» نخستین فیلم مجموعهای شد که بعدها ادامه یافت؛ با این حال، فیلم نخست بیش از آنکه طرحی پیچیده برای جهانسازی داشته باشد، بر انرژی و جاذبهٔ مستقیم خود تکیه میکند.
روایت و منطق درام ساختار داستانی فیلم ساده و آشناست: گروهی قانونگریز، تعقیب پلیس و تلاش برای پیشبینی حرکت بعدی طرف مقابل. این سادگی به روایت اجازه میدهد وقت زیادی را صرف توضیحهای طولانی نکند و سریع به موقعیتهای پرتنش برسد. در مقابل، همین انتخاب گاهی به کمتوجهی به پیوندهای علتومعلولی میانجامد.
برخی رخدادها چنان طراحی شدهاند که صحنهٔ بعدی را ممکن کنند، نه اینکه از منطق پیشین داستان بهطور طبیعی برآیند؛ ازاینرو، تماشاگر ممکن است بهجای دنبالکردن حسابشدهٔ نقشهها، متوجه آسانگیری فیلمنامه شود. فیلم در بخشهایی از تعقیبوگریز، با غافلگیریهای کوتاه و جابهجایی موقعیتها کشش ایجاد میکند، اما پیچیدگی رواییاش محدود میماند.
« داستان از گروهی موتورسوار آغاز میشود که سرقتهای پیاپیشان در بمبئی، پلیس را به واکنشی عاجل وامیدارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نشانههایی که برای حدسزدن مسیر کلی قصه کفایت میکنند، از همان میانهٔ روایت قابلمشاهدهاند. این امر الزاماً تجربه را بیارزش نمیکند؛ زیرا «Dhoom» بیش از آنکه بخواهد مخاطب را با معمایی چندلایه درگیر سازد، به دنبال سرگرمکردن او با حرکت و نمایش است. بااینحال، هرجا فیلم از ریتم و هیجان فاصله میگیرد و از تماشاگر انتظار دارد منطق داستانی را جدی بگیرد، کاستیهایش آشکارتر میشوند.
شخصیتها و تقابل نیروها کبیر، رهبر خونسرد و مغرور گروه، با ظاهری آراسته و رفتاری مطمئن، مرکز ثقل بخش مهمی از کشمکش فیلم است. جذابیت او در این است که صرفاً مانعی برای قهرمان پلیس نیست؛ حضورش به بازی تعقیبوگریز وجهی نمایشی میدهد و نوعی رقابت شخصی را به آن اضافه میکند. John Abraham این خونسردی را با کمترین اغراق در چهره و حرکات منتقل میکند و در نتیجه، در میان شلوغی پیرامونش حضوری نسبتاً متمرکز دارد.
در سوی دیگر، جی دیکسیت با بازی Abhishek Bachchan نمایندهٔ نظم، تمرکز و برنامهریزی است. تقابل او با علی، که Uday Chopra نقشش را ایفا میکند، یکی از منابع اصلی کمدی فیلم به شمار میرود. تفاوت میان جدیت جی و بیپروایی علی موقعیتهایی میسازد که میتوانند تنش را سبک کنند؛ هرچند شوخیها همیشه به یک اندازه مؤثر نیستند.
گاهی علی بیش از آنکه شخصیتی دارای مسیر تحول باشد، به ابزاری برای ایجاد خنده و شکستن فضای جدی بدل میشود. شخصیتهای زن فیلم نیز در قیاس با محور اصلی تعقیبوگریز فرصت کمتری برای شکلگیری مستقل پیدا میکنند؛ حضوری که بیش از آنکه به گسترش درام کمک کند، بخشی از آرایش تجاری و عاطفی اثر است.
« نشانههایی که برای حدسزدن مسیر کلی قصه کفایت میکنند، از همان میانهٔ روایت قابلمشاهدهاند. »
شخصیتها و اجرا
صحنههای اکشن و موتورسواری مهمترین دارایی «Dhoom» بیتردید صحنههای موتورسواری آن است. فیلم از موتورسیکلت صرفاً بهعنوان وسیلهٔ جابهجایی استفاده نمیکند، بلکه آن را به امضای تصویری خود بدل میسازد: حرکتهای سریع، عبور از خیابانها و جادهها و رویاروییهای تعقیبکننده و گریزان، ریتمی میآفرینند که بخش بزرگی از جذابیت فیلم را حفظ میکند.
کارگردانی صحنهها بر هیجان فوری تکیه دارد و کمتر در پی واقعگرایی خشک است؛ هدف، القای حس خطر و شتاب است، نه بازسازی دقیق کار پلیسی یا محدودیتهای عملی موتورسواری. از همینجا هم نقطهٔ قوت فیلم به ضعف احتمالیاش نزدیک میشود. برخی حرکات و موقعیتها چنان نمایشیاند که باورپذیری را کنار میزنند.
اگر مخاطب با قراردادهای اغراقآمیز سینمای اکشن همراه شود، این بیپروایی میتواند لذتبخش باشد؛ اما اگر انتظار داشته باشد هر اتفاق با منطق واقعگرایانه سازگار بماند، بخشی از صحنهها ممکن است مضحک یا ناموجه به نظر برسند. فیلم آگاهانه اغراق را بر احتیاط ترجیح میدهد، ولی همیشه نمیتواند مرز میان هیجان خوشساخت و شلوغکاری بیقاعده را حفظ کند.
لحن، ریتم و طنز «Dhoom» فیلمی است که از سکون گریزان است. صحنههای تعقیب، گفتوگوهای شوخطبعانه و لحظههای نمایشی پیدرپی جای یکدیگر را میگیرند و اثر میکوشد حوصلهٔ تماشاگر را با تغییر مداوم حالوهوا نگه دارد. این ترکیب، بهویژه در بخشهایی که جی و علی کنار هم قرار میگیرند، ظرفیت سرگرمکنندهای دارد.
« صحنههای اکشن و موتورسواری مهمترین دارایی «Dhoom» بیتردید صحنههای موتورسواری آن است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، فیلم گاهی آنقدر در نمایش هیجان و شوخی اصرار میورزد که لحنش پراکنده میشود. صحنهای که باید تعلیقآفرین باشد ممکن است با شوخی یا ژستی اغراقآمیز از فشار بیفتد و لحظهای که برای خنده طراحی شده، بهدلیل اجرای بیشازحد یا موقعیت نامتناسب، تصنعی جلوه کند. این نوسان بخشی از هویت فیلم است، اما برای همهٔ تماشاگران پذیرفتنی نیست.
کسانی که با سینمای تجاری پرزرقوبرق اوایل دههٔ دوهزار ارتباط میگیرند، احتمالاً از پرتحرکی و بیپروایی آن لذت میبرند. در مقابل، مخاطبی که بازی کماغراق و پیوستگی دقیق لحن را ترجیح میدهد، ممکن است از حجم اداها و جابهجاییهای ناگهانی خسته شود. فیلم در این زمینه کمتر به تعادل ظریف میرسد و بیشتر روی شدت و فراوانی حساب میکند.
موسیقی و طراحی صدا موسیقی از عناصر تعیینکنندهٔ هویت فیلم است. ترانههای ساختهٔ Pritam و موسیقی زمینهٔ Salim–Sulaiman، هر یک کارکردی متفاوت دارند: موسیقی زمینه در صحنههای پرتحرک به ضرباهنگ کمک میکند و ترانهها فضای پرزرقوبرق و تجاری اثر را گسترش میدهند. ترانهٔ «Dhoom Machale» بهخوبی با روحیهٔ پرانرژی فیلم هماهنگ است و به آن نشانی شنیداری میبخشد که بهسادگی در ذهن میماند.
آلبوم فیلم نیز چند ترانهٔ دیگر دارد که در کنار قطعهٔ محوری، رنگی متنوع به فضای موسیقایی میدهند. بااینهمه، حضور موسیقی همیشه به نفع روایت عمل نمیکند. در برخی لحظهها، ترانهها چنان ناگهانی وارد میشوند که جریان داستان را متوقف یا از حالوهوای صحنه جدا میکنند. بنابراین، جذاببودن یک قطعه لزوماً به معنای جاافتادن آن در ساختار فیلم نیست.
« بااینحال، فیلم گاهی آنقدر در نمایش هیجان و شوخی اصرار میورزد که لحنش پراکنده میشود. »
قوتها و کاستیها
این فاصله میان گیرایی مستقل موسیقی و پیوند آن با روایت، یکی از دوگانگیهای اثر است: فیلم در ساختن آهنگهایی بهیادماندنی موفقتر از ادغام بینقص همهٔ آنها در درام عمل میکند. اجرا و شیوهٔ فیلمسازی بازیگران در چارچوبی کار میکنند که بیش از ظرافت روانشناختی، به حضور پررنگ و تیپسازی متکی است.
Abhishek Bachchan برای نقش مأمور جدی مناسب است، زیرا میتواند در برابر آشوب اطرافش رفتاری نسبتاً کنترلشده حفظ کند. John Abraham نیز با ظاهر و منش سرد خود، به کبیر وقار و خودنمایی لازم را میدهد. Uday Chopra بخش بزرگی از مسئولیت کمدی فیلم را بر عهده دارد، اما اثر برای آنکه شوخیهای علی پیوسته کار کنند، گاه بیش از اندازه به واکنشهای نمایشی او تکیه میکند.
کارگردانی Sanjay Gadhvi نیز بیش از آنکه بر واقعگرایی یا لایههای درونی شخصیتها تأکید کند، به طراحی تجربهای پرشتاب گرایش دارد. این انتخاب با موضوع موتورسواری سازگار است و اجازه میدهد فیلم هویت بصری روشنی داشته باشد. در عوض، برخی شخصیتهای فرعی و خطوط عاطفی، در حاشیهٔ موتورهای پرسرعت و رقابت اصلی میمانند.
نتیجه، اثری است که در لحظات نمایش و حرکت اعتمادبهنفس دارد، اما در پرداخت متوازن همهٔ اجزای درام به همان اندازه نیرومند نیست. جمعبندی «Dhoom» تجربهای پرانرژی و گاه بیمنطق است که ارزش اصلیاش را از موتورسواریهای تماشایی، تقابل جی و کبیر، شوخیهای میان جی و علی و موسیقی بهیادماندنی میگیرد.
« John Abraham نیز با ظاهر و منش سرد خود، به کبیر وقار و خودنمایی لازم را میدهد. »
جمعبندی
در برابر این امتیازها، روایت ساده و گاه سهلانگارانه، اغراقهای فراوان، شوخیهایی با موفقیت نابرابر و ترانههایی که همیشه در جای مناسب قرار نمیگیرند، مانع از آن میشوند که فیلم به اثری یکدست تبدیل شود. مسیر کلی داستان نیز برای تماشاگر باتجربه چندان دشوار برای حدسزدن نیست؛ اما جذابیت فیلم را نمیتوان تنها به تازگی یا پیچیدگی قصه وابسته دانست.
این اثر را بهتر است بهمثابه سرگرمیای دید که با سرعت، نمایش و سبکپردازی پیش میرود، نه درامی جنایی که قرار است منطق هر رخدادش زیر ذرهبین دوام بیاورد. اگر تماشاگر با قراردادهای اغراقآمیز آن کنار بیاید، «Dhoom» میتواند همچنان سرزنده و مفرح باشد؛ اگر نه، همان شلوغیای که برای گروهی نیروی محرک فیلم است، برای گروهی دیگر به مانعی خستهکننده بدل خواهد شد.



ثبت دیدگاه