نقد و بررسی
نقد دوم ۳ (Dhoom 3) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در مجموعه «Dhoom 3» ساختهٔ ویجی کریشنا آچاریا، سومین قسمت از مجموعهای است که از آغاز بر تعقیبوگریز، نمایشهای پرزرقوبرق و جذابیت دزدانی تکیه داشته که گاه از مأموران قانون دیدنیترند. فیلم این الگو را حفظ میکند، اما میکوشد به آن رنگی جدیتر و عاطفیتر ببخشد: این بار مرکز ثقل ماجرا نه فقط یک سارق زیرک، بلکه هنرمندی است که گذشتهای تلخ دارد و خشم خود را به سوی یک مؤسسهٔ مالی قدرتمند نشانه میرود.
داستان میان شیکاگو و جهان سیرک رفتوآمد میکند و تقابل میان تماشای شعبده و کشف راز را به موتور تعلیق بدل میسازد. فیلم در سال ۲۰۱۳ اکران شد و امیر خان، آبیشک باچان، اودای چوپرا و کاترینا کایف در آن ایفای نقش میکنند. این انتخاب، هم نقطهٔ قوت فیلم است و هم سرچشمهٔ بخشی از کاستیهایش.
«Dhoom 3» میخواهد یکجا فیلم سرقت، ملودرام خانوادگی، نمایش سیرک و اکشن پرهزینه باشد. چنین ترکیبی در سینمای جریان اصلی هند بیگانه نیست؛ مسئله آن است که فیلم گاهی میان این لحنها پیوندی طبیعی برقرار نمیکند. نتیجه اثری است که در لحظههای تماشاییاش پرانرژی و گیراست، اما در بخشهایی که به باورپذیری و پیوستگی نیاز دارد، بیش از اندازه به قراردادهای ژانر تکیه میکند.
روایت انتقام و معمای سرقت هستهٔ داستان ساده و مؤثر است: ساهر، هنرمند سیرک و استاد شعبدهبازی و بندبازی، دست به سرقتهایی میزند که به بانکی در شیکاگو مربوطاند؛ بانکی که پیوندی تاریک با زندگی گذشتهٔ او دارد. مأموران پلیس بمبئی، جای و علی، برای پیگیری پرونده وارد ماجرا میشوند و با سارقی روبهرو هستند که گویی نه فقط از دست قانون میگریزد، بلکه قواعد تعقیب را نیز به بازی میگیرد.
« فیلم در سال ۲۰۱۳ اکران شد و امیر خان، آبیشک باچان، اودای چوپرا و کاترینا کایف در آن ایفای نقش میکنند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این پیشفرض به فیلم امکان میدهد هر سرقت را همچون اجرایی طراحیشده عرضه کند: صحنهای که در آن تماشاگر، مانند پلیس، باید بکوشد میان آنچه میبیند و آنچه واقعاً رخ میدهد تفاوت بگذارد. در نیمهٔ نخست، این سازوکار تعلیقآفرین است. فیلم سرنخها را به اندازهای میپراکند که کنجکاوی حفظ شود و در عین حال، نمایش مهارتهای ساهر را به مرکز توجه نگه دارد.
بااینحال، فیلمنامه از همان منطق سرقتهای نمایشیاش آسیب میبیند: هرچه نقشهها پیچیدهتر میشوند، ضرورت توضیح دقیقتر و قانعکنندهتر آنها نیز افزایش مییابد. فیلم گاه از این بار شانه خالی میکند و از تماشاگر میخواهد ناممکنبودن یک اتفاق را به حساب هوشمندی شخصیت بگذارد. بنابراین معما کشش دارد، اما همیشه استحکام لازم را ندارد.
امیر خان و شخصیت محوری امیر خان نیروی اصلی جاذبهٔ فیلم است. حضور او در قالب ساهر، به شخصیت ترکیبی از انضباط، غرور و زخم عاطفی میبخشد؛ شخصیتی که ظاهر آرامش میتواند به همان اندازهٔ حرکات سریع و بدلکاریهایش تهدیدآمیز باشد. بازی او بیش از آنکه بر شور بیرونی متکی باشد، بر کنترل بدن و نگاه تکیه میکند.
در فیلمی که شخصیت اصلی پیوسته در حال فریبدادن دیگران است، همین خویشتنداری به ساختن حس ابهام کمک میکند: تماشاگر نه بهسادگی میتواند به او اعتماد کند و نه میتواند از تماشای او چشم بردارد. وجه فیزیکی اجرا نیز اهمیت دارد. بدن ساهر در محیط سیرک، ابزار کار و نمایش است؛ حرکت روی طناب، مهارتهای شعبده و تسلط بر موتورسیکلت، بخشی از شخصیتپردازی او را بر عهده میگیرند.
« در نیمهٔ نخست، این سازوکار تعلیقآفرین است. »
شخصیتها و اجرا
بااینهمه، فیلم گاهی چنان به کاریزمای ستارهٔ خود وابسته میشود که دیگر شخصیتها و حتی خود داستان در حاشیه قرار میگیرند. این تمرکز در لحظههای نمایشی سودمند است، اما در بخشهای دراماتیک باعث میشود برخی واکنشها بیشتر برای پیشبرد تصویر قهرمان طراحی شوند تا برای شکلدادن به روابطی باورپذیر.
پلیس، تعقیب و منطق درام جای و علی، بهعنوان مأموران پیگیر پرونده، باید قطب مقابل ساهر باشند؛ اما فیلم در طراحی رقابت ذهنی میان آنها و سارق به اندازهٔ کافی دقیق نیست. جای مأموری جدی و متمرکز است و علی با شوخطبعی و سبک رفتاری متفاوتش از سنگینی فضا میکاهد. بااینحال، روند تحقیق بارها به جای آنکه از مشاهده، استنتاج و خطاهای معنادار شکل بگیرد، تابع نیاز لحظهای روایت میشود.
گاهی پلیس به سرنخی میرسد چون داستان به آن نیاز دارد و گاهی از نکتهای آشکار غافل میماند تا بازی تعقیب ادامه یابد. این ضعف فقط به پلیس محدود نمیماند. برخی گریزها و ترفندها چنان نامحتملاند که تعلیق را تضعیف میکنند؛ زیرا تماشاگر به جای پرسیدن اینکه «آیا او دستگیر میشود؟» از خود میپرسد چرا دیگران نتوانستهاند اتفاقی را که برای بیننده روشن است تشخیص دهند.
فیلم در صحنههای اکشن از اغراق آگاهانه بهره میبرد، اما در معمای پلیسی انتظار میرود قواعد جهان داستان دستکم تا حدی پایدار بمانند. هرگاه این تعادل از بین میرود، جذابیت تعقیب نیز کاهش مییابد. زنان و حاشیهٔ روایت آلیا، با بازی کاترینا کایف، از نظر تصویری در جهان سیرک جایگاهی مناسب دارد؛ حضورش با رنگ، حرکت و زیبایی بصری این فضا هماهنگ است.
« جای مأموری جدی و متمرکز است و علی با شوخطبعی و سبک رفتاری متفاوتش از سنگینی فضا میکاهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما نقش او در روایت به ظرفیت واقعی این محیط نمیرسد. سیرک میتوانست بستری برای نمایش توانایی، استقلال و مهارت او باشد، ولی فیلم بیشتر از او در مقام حضوری دلپذیر و پشتیبان استفاده میکند. رابطهٔ عاطفی و جایگاه او در میان شخصیتها نیز بهسرعت شکل میگیرد و فرصت کافی برای یافتن عمق یا پیچیدگی پیدا نمیکند.
شخصیتهای زن دیگر هم سهم محدودی دارند و کمتر در تصمیمگیریهای اصلی یا پیشبرد پرونده مؤثرند. این کمپرداختی از آن جهت چشمگیر است که فیلم جهانی نمایشی و پرتحرک ساخته و میتوانست از زنان این جهان نقشی فراتر از حضور تزئینی بسازد. رقصها و صحنههای نمایشی کایف از دید بصری قابلتوجهاند، اما زیبایی اجرای صحنه جای شخصیتپردازی را نمیگیرد.
در نتیجه، فیلم از نظر توازن روایی بهشدت مردمحور باقی میماند. اکشن، تصویر و موسیقی جایی که «Dhoom 3» بیپرده برتری خود را نشان میدهد، طراحی صحنههای پرتحرک آن است. تعقیبهای موتورسیکلت، گریزهای شهری و نمایشهای سیرک با مقیاسی بزرگ ساخته شدهاند و هدفشان روشن است: تماشاگر باید از حرکت، سرعت و ترفند لذت ببرد، حتی اگر همهٔ جزئیات از نظر واقعگرایی پذیرفتنی نباشند.
فیلم در این صحنهها بهخوبی میان مهارت بدنی و جلوهٔ سینمایی پیوند برقرار میکند. فیلمبرداری و طراحی بصری نیز شیکاگو را نه صرفاً پسزمینه، بلکه فضای مناسبی برای تضاد میان نظم شهری و آشوب نمایشی قرار میدهند. موسیقی و رقص نیز بخش جداییناپذیر این تجربهاند. قطعات موزیکال از روایت جدا نمیشوند، اما گاه جریان درام را متوقف میکنند تا فیلم دوباره به سوی شکوه و نمایش بازگردد.
« اما نقش او در روایت به ظرفیت واقعی این محیط نمیرسد. »
قوتها و کاستیها
این مکثها برای مخاطبی که از سینمای پرزرقوبرق هندی انتظار ترکیب موسیقی و اکشن دارد، بخشی از لذت فیلم است؛ برای تماشاگرانی که ریتم پیوستهتری میخواهند، ممکن است وقفهای اضافی به نظر برسد. در هر دو حالت، فیلم میداند چگونه صحنه را به یک تصویر ماندگار تبدیل کند، هرچند نه همیشه چگونه از آن تصویر به روایت روان بازگردد.
جمعبندی «Dhoom 3» فیلمی است که جذابیتش را بیش از همه از مقیاس، ستارهمحوری و لذت تماشای نمایش به دست میآورد. امیر خان حضوری نافذ دارد، صحنههای اکشن پرتحرکاند و پیوند سیرک با سرقت، ایدهای دیدنی برای ساختن تعلیق فراهم میکند. در سوی دیگر، منطق پروندهٔ پلیسی سست است، برخی ترفندها به باورپذیری لطمه میزنند و شخصیتهای زن، بهویژه آلیا، ظرفیت نمایشی خود را به تمامی به کار نمیگیرند.
فیلم در بهترین لحظههایش تماشاگر را به قلمرو شعبده میبرد؛ جایی که مهمتر از واقعیت، نحوهٔ ارائهٔ آن است. اما درام برای آنکه تنها نمایش باقی نماند، به شخصیتهایی نیاز دارد که فراتر از تصویر بدرخشند و روایتی که قواعد خودش را جدی بگیرد. «Dhoom 3» به این هدف نزدیک میشود، اما به آن نمیرسد.
بااینحال، اگر مخاطب آن را بهعنوان اکشن پرزرقوبرقی ببیند که میخواهد احساس، معما و نمایش را در یک قاب گرد آورد، تجربهای سرگرمکننده و گاه چشمگیر خواهد یافت.
« جمعبندی «Dhoom 3» فیلمی است که جذابیتش را بیش از همه از مقیاس، ستارهمحوری و لذت تماشای نمایش به دست میآورد. »



ثبت دیدگاه