نقد و بررسی
نقد خدمتکاران حیلهگر (Devious Maids) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ورود به جهان پرزرقوبرق بورلی هیلز «خدمتکاران حیلهگر» با تقابلی آشنا اما پرظرفیت آغاز میشود: یک سوی ماجرا خانههای بزرگ، مهمانیهای مجلل و خانوادههای بانفوذ بورلی هیلز قرار دارند؛ سوی دیگر، زنانی که در همان خانهها کار میکنند و از نزدیک با رازها، بحرانها و مناسبات قدرت صاحبانشان روبهرو هستند.
سریال از همین فاصلهٔ طبقاتی نیروی محرکهٔ خود را میسازد و آن را با معمای قتل، روابط خانوادگی و طنزی گاه سیاه درمیآمیزد. داستان با مرگ یکی از خدمتکاران آغاز میشود؛ حادثهای که برای تازهواردی مصمم، صرفاً خبری تکاندهنده نیست، بلکه زخمی شخصی است. پیگیری او بهتدریج زندگی چهار زن را به هم پیوند میدهد.
سریال از همان ابتدا روشن میکند که در خانههای اشرافی، نظافت و نظم ظاهری میتواند پوششی برای آشفتگیهای عمیق باشد؛ و کسانی که پشت درهای بسته کار میکنند، اغلب بیش از صاحبان خانه از آنچه میگذرد خبر دارند. راز، ملودرام و طنز یکی از امتیازهای اصلی «خدمتکاران حیلهگر» در کنار هم نشاندن گونههایی است که بهسادگی ممکن است یکدیگر را خنثی کنند.
« پیگیری او بهتدریج زندگی چهار زن را به هم پیوند میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
قتل و تحقیق، تعلیق میآفرینند؛ رازهای خانوادگی به روایت رنگ ملودرام میدهند؛ و طنز، از سنگینشدن فضا جلوگیری میکند. نتیجه، سریالی است که بیش از آنکه بر واقعگرایی سختگیرانه تکیه کند، به ریتم تند، افشاگریهای پیاپی و غافلگیریهای سرگرمکننده وفادار میماند. این ترکیب زمانی بهترین کارکرد را دارد که معما به روابط شخصیتها گره میخورد، نه آنکه صرفاً وسیلهای برای عقبراندن پاسخها باشد.
تماشاگر با هر سرنخ تازه فقط به دنبال حل پرونده نیست؛ میخواهد بداند ظاهر محترمانهٔ یک خانواده تا کجا با زندگی واقعی اعضایش فاصله دارد. در سوی دیگر، طنز غالباً از تضاد میان آداب پرزرقوبرق کارفرمایان و موقعیتهای نامتعارفشان زاده میشود. این شوخیها همیشه ظریف نیستند، اما به سریال انرژی و سرزندگی میبخشند.
چهار زن و نیروی گروهی بازیگران سریال بر گروهی از شخصیتهای زن بنا شده است که هرکدام هدفها، گرفتاریها و شیوهٔ خاص خود را برای دوامآوردن دارند. Marisol، Rosie، Carmen و Zoila فقط ناظر زندگی خانوادههای ثروتمند نیستند؛ زندگی خودشان نیز با آرزوها، روابط و انتخابهایی پیش میرود که گاه به اندازهٔ رازهای کارفرمایان پیچیده است.
« در سوی دیگر، طنز غالباً از تضاد میان آداب پرزرقوبرق کارفرمایان و موقعیتهای نامتعارفشان زاده میشود. »
شخصیتها و اجرا
همین جابهجایی کانون توجه، به مجموعه امکان میدهد از زاویهٔ دید خدمتکاران، فضای خانههای اشرافی را دوباره تعریف کند. اجرای گروهی بازیگران از عوامل مهم جذابیت اثر است. Ana Ortiz، Dania Ramirez، Roselyn Sanchez و Judy Reyes به شخصیتهایشان سرزندگی و تفاوت میبخشند؛ میانشان نوعی هماهنگی شکل میگیرد که حتی در صحنههای پراغراق نیز تماشاگر را با خود همراه میکند.
نقشهای مکملِ خانوادههای ثروتمند هم به کاریکاتورهای رنگارنگ و گاه مضحک نزدیک میشوند، اما بازیگران معمولاً این اغراق را با چنان اطمینانی اجرا میکنند که به بخشی از لحن عامدانهٔ سریال بدل میشود. بورلی هیلز بهمثابه صحنهٔ نمایش فضای بصری سریال صرفاً پسزمینهای زیبا نیست؛ یکی از ابزارهای اصلی روایت است.
خانههای وسیع، لباسها و مهمانیهای پرزرقوبرق، ثروت را به صورتی ملموس پیش چشم میآورند، اما این نمایش تجمل همزمان نوعی شکنندگی را آشکار میکند. هرچه ظاهر خانهها مرتبتر است، احتمال آنکه درونشان بحرانی پنهان شده باشد بیشتر به نظر میرسد. خدمتکاران در این جهان، هم نیروی کارند و هم شاهدانی خاموش؛ نزدیکیشان به زندگی خصوصی کارفرمایان، موقعیتی روایی و گاهی طنزآلود برایشان میسازد.
« اجرای گروهی بازیگران از عوامل مهم جذابیت اثر است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تقابل فضای عمومی و خصوصی، به سریال هویتی مشخص میدهد. بورلی هیلز در اینجا نه صرفاً نشانی از ثروت، بلکه صحنهای است که شخصیتها در آن نقش بازی میکنند: کارفرمایان برای حفظ آبرو و منزلت، و خدمتکاران برای عبور از مرزهایی که طبقهٔ اجتماعی ترسیم کرده است. این ایده در بهترین لحظات، رابطهٔ قدرت را از دل جزئیات روزمره بیرون میکشد؛ گاهی یک نگاه یا گفتوگوی کوتاه در راهرو، از یک افشاگری بزرگ معنادارتر میشود.
کلیشهها و مرزهای نگاه طبقاتی با وجود جذابیت این زاویهٔ دید، سریال از محدودیتهای مهمی رنج میبرد. نمایش زنان لاتینتبار گاه به کلیشههای قومی و طبقاتی متکی میشود؛ گویی هویت شخصیتها پیش از آنکه از تجربهها و تفاوتهای فردیشان شکل بگیرد، در قالب نقشهای ازپیشآشنای خدمتکار، مادر فداکار یا زن اغواگر قرار میگیرد.
این رویکرد ممکن است برای پیشبرد کمدی یا ملودرام کارآمد باشد، اما در نهایت از پیچیدگی اجتماعیای میکاهد که ایدهٔ مرکزی سریال وعدهاش را میدهد. از سوی دیگر، خدمتکاران در روایت همزمان صاحب عاملیت و اسیر نگاه کارفرمایاناند. آنها رازها را کشف میکنند و بر جریان داستان اثر میگذارند، اما گاهی همچنان بیش از آنکه شخصیتهایی مستقل باشند، وسیلهای برای آشکارکردن فساد یا نابسامانی طبقهٔ مرفه به نظر میرسند.
« تقابل فضای عمومی و خصوصی، به سریال هویتی مشخص میدهد. »
قوتها و کاستیها
مجموعه این تناقض را بهطور کامل حل نمیکند: به زنانش فرصت میدهد مرکز روایت باشند، اما در پرداخت آنان همواره از دام کلیشه فاصله نمیگیرد. اغراق در شخصیتپردازی و روایت لحن پرتحرک سریال به آن امکان میدهد از واقعنمایی فاصله بگیرد، اما همین ویژگی گاهی به سطحیشدن شخصیتها و داستان میانجامد.
برخی رخدادها چنان سریع و اغراقآمیز پیش میروند که پیامدهای عاطفیشان فرصت کافی برای شکلگیری پیدا نمیکند. رازها پشت سر هم آشکار میشوند، روابط بهسرعت دگرگون میشوند و شخصیتها گاهی بیش از آنکه بر اساس تحول درونی عمل کنند، تابع نیاز لحظهای پیرنگاند. این ضعف در قسمتهایی که تنش بر انباشت اتفاقهای غیرمنتظره تکیه میکند، بیشتر به چشم میآید.
در چنین لحظاتی، سریال از پرسشهای جذاب خود دربارهٔ قدرت، منزلت و صمیمیت فاصله میگیرد و به ملودرامی پرهیاهو بدل میشود. بااینحال، همین زیادهروی برای مخاطبی که در پی سرگرمی سبک و پرحادثه است، میتواند بخشی از لذت تماشا باشد. «خدمتکاران حیلهگر» در بهترین حالت، از اغراق آگاهانه بهره میگیرد؛ در ضعیفترین حالت، زیر بار همان اغراق از انسجام میافتد.
« برخی رخدادها چنان سریع و اغراقآمیز پیش میروند که پیامدهای عاطفیشان فرصت کافی برای شکلگیری پیدا نمیکند. »
جمعبندی
جمعبندی «خدمتکاران حیلهگر» سریالی خوشریتم و سرگرمکننده است که با آمیختن معمای جنایی، رازهای خانوادگی و کمدی، جهانی متمایز پیرامون خدمتکاران و کارفرمایانشان میسازد. گروه بازیگران پرانرژی و فضای چشمنواز بورلی هیلز، به آن کشش و هویتی قابلتشخیص میبخشند. در مقابل، اتکای گاهوبیگاه به کلیشههای قومی و طبقاتی، شخصیتپردازی نابرابر و پیرنگهای اغراقآمیز، مانع از آن میشود که مجموعه به کاوشی عمیقتر در نابرابری و زندگی زنانش بدل شود.
پایانبندی نیز برای مخاطبی که انتظار بستهشدن همهٔ مسیرهای روایی را دارد، رضایت کامل فراهم نمیکند: سریال پس از چهار فصل لغو شد و با خط داستانی حلنشدهای به پایان رسید. این واقعیت، بیآنکه نیاز باشد جزئیات پایان فاش شود، بر تجربهٔ کلی اثر سایه میاندازد. بااینهمه، تماشاگرانی که به ملودرامهای پرتعلیق، شخصیتهای پرجنبوجوش و طنزِ آمیخته با راز علاقه دارند، در این مجموعه اثری سرگرمکننده خواهند یافت؛ اثری که جذابیتش از شور و سرعت میآید، نه از واقعگرایی یا ظرافت بینقص.
« گروه بازیگران پرانرژی و فضای چشمنواز بورلی هیلز، به آن کشش و هویتی قابلتشخیص میبخشند. »
ثبت دیدگاه