نقد و بررسی
نقد شیطان در جسم (Devil in the Flesh) | 1947
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
عشق در سایهٔ جنگ «Devil in the Flesh» یا «Le Diable au corps» ساختهٔ Claude Autant-Lara، درام عاشقانهای است که جنگ جهانی اول را نه از میدان نبرد، بلکه از حاشیهٔ آن مینگرد: از خانهها، ایستگاهها و خلوتهایی که غیبت سربازان و انتظار خانوادههایشان در آنها رسوب کرده است. در مرکز روایت، مارت، زنی جوان و همسر سربازی در جبهه، و فرانسوا، نوجوانی هفدهساله قرار دارند؛ رابطهای پیشین میان این دو، با بازگشت فرانسوا به زندگی مارت، دوباره جان میگیرد و به عشقی پرتنش و پرهزینه بدل میشود.
فیلم در اقتباس از رمان Raymond Radiguet ساخته شده و در کنار Micheline Presle و Gérard Philipe، بازیگرانی چون Denise Grey و Jean Debucourt را نیز در گروه بازیگران دارد. جنگ بهمثابه غیبت جنگ در این فیلم بیش از آنکه مجموعهای از نبردها و تصویرهای مستقیم از خشونت باشد، نیرویی غایب اما همهجا حاضر است.
فاصلهٔ جبهه تا خانه، مرز میان زندگی روزمره و هراس را محو میکند؛ خبرها و انتظارها، مناسبات خانوادگی را از درون فرسوده میسازند. شوهر مارت، ژاک، در جبهه است، اما غیبت او صرفاً یک دادهٔ داستانی نیست: خلئی است که شخصیتها میکوشند با میل، خیال و تصمیمهای نسنجیده پُر کنند. این انتخاب به فیلم امکان میدهد جنگ را در مقیاسی صمیمی بررسی کند.
« این انتخاب به فیلم امکان میدهد جنگ را در مقیاسی صمیمی بررسی کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بهجای آنکه قهرمانان در برابر حادثهای بزرگ و بیرونی قرار گیرند، با پیامدهای خصوصی آن دستوپنجه نرم میکنند: تنهایی، انتظار، بیثباتی و احساس گناه. حاصل، فضایی است که در آن حتی لحظههای آرام نیز آرامش کامل ندارند؛ انگار بحرانِ بیرون از قاب، پیوسته بر گفتوگوها و رابطهها سایه انداخته است.
مثلثی از میل و مسئولیت جاذبهٔ اصلی روایت در برخورد سه وضعیت متفاوت شکل میگیرد: مارت در پی عاطفه و وفاداری است، فرانسوا با حسادت و تملکجویی دستبهگریبان میشود، و ژاک حضوری دارد که هرچند دور است، از نظر اخلاقی و عاطفی تعیینکننده میماند. فیلم رابطهٔ عاشقانه را به رؤیایی بیدردسر تبدیل نمیکند؛ هر گامی در آن، پیامدی دارد و هر ادعای وفاداری در برابر پرسشی دشوار قرار میگیرد.
فرانسوا میخواهد مارت را از تعلقهای دیگرش جدا کند، اما خود هنوز با بیپختگی و تندیِ سنش روبهروست. حسادت او صرفاً نشانهٔ عشق نیست؛ گاهی به میلِ تصاحب نزدیک میشود. مارت نیز در موقعیتی ساده یا یکدست قرار ندارد: او میکوشد به احساس خود وفادار بماند، اما این وفاداری با مسئولیتهای زناشویی و فشارهای اجتماعی برخورد میکند.
« فرانسوا میخواهد مارت را از تعلقهای دیگرش جدا کند، اما خود هنوز با بیپختگی و تندیِ سنش روبهروست. »
شخصیتها و اجرا
فیلم در بهترین لحظاتش از صدور حکم قطعی پرهیز میکند و اجازه میدهد تناقضهای شخصیتها در کنار یکدیگر باقی بمانند. بازیها و ظرافت عاطفی Micheline Presle به مارت وقاری شکننده میبخشد. او زنی را تصویر میکند که نه صرفاً قربانی شرایط است و نه کاملاً بر آنها مسلط؛ در رفتار و نگاهش میتوان هم میل به رهایی را دید و هم نگرانی از بهای آن.
این بازی، شخصیت را از نقش سادهٔ «همسر بیوفا» فراتر میبرد و او را به انسانی گرفتار میان خواستههای شخصی و انتظارات پیرامونش بدل میکند. Gérard Philipe نیز فرانسوا را با آمیزهای از جذابیت، خودخواهی و آسیبپذیری میسازد. تندیهای او گاه از بیتجربگی سرچشمه میگیرد و گاه به چالشی جدی برای همدلی تماشاگر تبدیل میشود.
همین نوسان به شخصیت انرژی میدهد، هرچند باورپذیری رابطه برای برخی مخاطبان ممکن است به میزان همنوایی دو بازیگر وابسته بماند. فیلم بر کشمکش عاطفی تکیه دارد، اما همهٔ تماشاگران الزاماً شدت این دلبستگی را به یک اندازه قانعکننده نخواهند یافت. زبان تصویری و حالوهوای اثر سیاهوسفید بودن تصویر به روایت بافتی اندوهناک و اندیشمندانه میدهد.
« بازیها و ظرافت عاطفی Micheline Presle به مارت وقاری شکننده میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم از تضادهای بصری برای برجستهکردن فاصلهٔ میان فضای خصوصی عاشقان و جهان اجتماعیِ ناظر بر آنها بهره میگیرد. این جهان، با همهٔ محدودیتها و داوریهایش، حضوری فعال دارد: شخصیتها در خلوت هم از نگاه دیگران و از پیامدهای انتخابهای خود جدا نمیشوند. کارگردانی Claude Autant-Lara به جای تکیه بر نمایش بیرونیِ شور و هیجان، بیشتر بر تغییرهای عاطفی و لحظههای مکث استوار است.
این رویکرد به بعضی صحنهها فرصت میدهد تا تنششان را آرامآرام آشکار کنند، اما گاه نیز به کندی میانجامد. برخی موقعیتها بیش از آنچه برای انتقال معنایشان لازم است امتداد مییابند و ضرباهنگ کلی را سنگین میکنند. بااینحال، همین سکون گاهی با حالوهوای انتظار در دوران جنگ تناسب مییابد و به فیلم حس فرسودگیِ زمان میبخشد.
رسوایی، اخلاق و گذر زمان فیلم هنگام ساختهشدن با موضوعی حساس سروکار داشت: رابطهٔ زنی متأهل با نوجوانی هفدهساله در روزگار جنگ. این موقعیت در آن زمان میتوانست برای مخاطبان تکاندهنده باشد و اثر در برابر برداشتهای اخلاقیِ محافظهکارانه قرار گیرد؛ حتی گزارش شده است که نمایندهٔ فرانسه در بلژیک در یکی از نمایشهای جشنوارهای فیلم سالن را ترک کرد.
« این رویکرد به بعضی صحنهها فرصت میدهد تا تنششان را آرامآرام آشکار کنند، اما گاه نیز به کندی میانجامد. »
قوتها و کاستیها
امروز، وجه رسواگرایانهٔ ماجرا ممکن است بهتنهایی نیروی سابق را نداشته باشد؛ مخاطب معاصر بیشتر از آنکه صرفاً از تابوشکنی داستان شگفتزده شود، احتمالاً دربارهٔ نابرابری تجربه و پختگی میان شخصیتها، مسئولیتهای مارت و رفتارهای مالکانهٔ فرانسوا پرسش میکند. این جابهجاییِ زاویهٔ نگاه، از ارزش تاریخی فیلم نمیکاهد؛ بلکه نشان میدهد اثر چگونه از زمانهٔ خود نشانههایی در خود دارد و در عین حال، با گذشت زمان موضوعی تازه برای داوری و گفتوگو فراهم میآورد.
محدودیتها و نقاط قوت قوت فیلم در ساختن کشمکشی است که هم خصوصی است و هم اجتماعی. جنگ، ازدواج، میل و حسادت در کنار هم قرار میگیرند و داستان را از یک عاشقانهٔ معمولی فراتر میبرند. بازیهای اصلی، بهویژه در لحظههایی که شخصیتها میان خواستن و ترسیدن مردد میشوند، به این کشمکش جان میبخشند.
فضای تلخ و متراکم اثر نیز پس از پایان تماشای آن در ذهن میماند. در سوی دیگر، ریتم نامتوازن و برخی صحنههای کشدار از تمرکز روایت میکاهند. افزون بر این، اگر تماشاگر با رابطهٔ مرکزی ارتباط عاطفی برقرار نکند، بخش مهمی از نیروی فیلم کاهش مییابد؛ زیرا روایت بیش از هر چیز به شدت این دلبستگی وابسته است.
« محدودیتها و نقاط قوت قوت فیلم در ساختن کشمکشی است که هم خصوصی است و هم اجتماعی. »
جمعبندی
امروزه نیز مضمون ممنوعهٔ اثر بهتنهایی برای ایجاد شوک کافی نیست و فیلم باید با شخصیتپردازی و فضای خود تماشاگر را همراه کند. جمعبندی «Devil in the Flesh» اثری دربارهٔ عشقی بیمانع نیست؛ دربارهٔ عشقی است که در جهانی آکنده از غیبت، مسئولیت و داوری شکل میگیرد و از همان آغاز با پیامدهای خود روبهروست.
Claude Autant-Lara با محور قرار دادن رابطهٔ مارت و فرانسوا، جنگ را به تجربهای روزمره و عاطفی تبدیل میکند و از دل آن پرسشهایی دربارهٔ وفاداری، بلوغ و آزادی بیرون میکشد. کندیِ مقطعی و تردیدپذیریِ رابطه ممکن است فاصلهای میان فیلم و بعضی تماشاگران ایجاد کند، اما بازیهای ظریف و فضای اندوهبار آن همچنان ارزش تماشا دارند.
این فیلم بیش از آنکه رسواییاش را به رخ بکشد، تصویری از انسانهایی ارائه میدهد که میلشان را دنبال میکنند، اما نمیتوانند از جهان و مسئولیتهایی که پیرامونشان قرار گرفتهاند بگریزند.
ثبت دیدگاه