نقد و بررسی
نقد شیطان وحشی (Deuces Wild) | 2002
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به بروکلینِ پرآشوب «Deuces Wild» به کارگردانی Scott Kalvert، در بروکلینِ دههٔ پنجاه میگذرد؛ محلهای که خیابانهایش نهفقط محل رفتوآمد، بلکه قلمرو هویت، تعلق و قدرتاند. دئوسها میخواهند محدودهٔ خود را از مواد مخدر دور نگه دارند، اما بازگشت مارکو، رهبر خشن وایپرها، تعادل شکنندهٔ محله را به هم میزند.
در میانهٔ این رویارویی، بابی دلباختهٔ اَنی میشود؛ رابطهای که او را میان وابستگی به گروه و امکان ساختن زندگیای متفاوت قرار میدهد. فیلم در اصل از همین کشمکش تغذیه میکند: آیا وفاداری به محله و خانواده ناگزیر باید با خشونت همراه باشد؟ این مقدمه آشناست و فیلم نیز چندان تلاشی نمیکند تا خود را از سنت ملودرامهای گنگستری جدا کند.
با این حال، آشنایی الگوها بهتنهایی مانع تماشای آن نیست. «Deuces Wild» بیشتر از آنکه بخواهد معمایی پیچیده بسازد، به نمایش جهانی علاقه دارد که در آن غرور، رفاقت، خشم و میل به تعلق در هم تنیدهاند. مسئله این است که فیلم گاهی میان نمایش جذاب این فضا و بازآفرینی بیواسطهٔ کلیشههای آن گرفتار میشود.
خیابانهایی با رنگوبوی دوره یکی از امتیازهای روشن فیلم، توجه به ظاهر جهان داستان است. لباسها، خودروها و نمای خیابانها میکوشند تصویری نوستالژیک از نیویورک دههٔ پنجاه بسازند؛ تصویری که بیش از آنکه به بازسازی مستندانهٔ دوره متکی باشد، بر حالوهوا و نشانههای بصری تکیه دارد. رنگها و طراحی محیط به فیلم انرژی میدهند و کمک میکنند محله همچون فضایی زنده و قابلتشخیص جلوه کند، نه پسزمینهای بیاثر برای نزاع دو گروه.
« فیلم در اصل از همین کشمکش تغذیه میکند: آیا وفاداری به محله و خانواده ناگزیر باید با خشونت همراه باشد؟ »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، این زیباییشناسی گاه بیش از اندازه صیقلی و نمایشی میشود. خیابانها بهجای آنکه همیشه حس مکانی واقعی و ناهموار را منتقل کنند، گاهی همچون صحنهای آماده برای درگیری به نظر میرسند. همین فاصله میان ادعای واقعگرایی خشن و ظاهر آراستهٔ قابها، نوعی مصنوعیبودن ایجاد میکند.
فیلم در لحظاتی از همان چیزی لذت میبرد که میخواهد خطرناک و تلخ نشان دهد: جوانانی با لباسهای چشمگیر، در محلهای که خشونت در آن به سبک بدل شده است. داستانی آشنا با کششی محدود هستهٔ روایی فیلم ترکیبی از نزاع خیابانی و عاشقانهای میان دو سوی دشمنی است. بابی میان پیوند خانوادگی و امکان رهایی از چرخهٔ خصومت قرار میگیرد؛ در نتیجه، رابطهٔ او با اَنی تنها خطی عاشقانه نیست، بلکه آزمونی برای تصور آیندهای بیرون از قواعد گروهی نیز به شمار میرود.
فیلم از این ظرفیت بهره میگیرد تا وفاداری را هم نیرویی حمایتگر نشان دهد و هم بندی که خروج از آن آسان نیست. اما قصه در سطح کلی به مسیرهای آشنایی میرود. تقابل دو گروه، بازگشت رهبر خشونتطلب، کینههای قدیمی و رابطهای که از دل دشمنی جوانه میزند، همگی مصالحی هستند که تماشاگر سینمای گنگستری و ملودرامهای خیابانی پیشتر دیده است.
چند تغییر مسیر کوچک میتوانند کنجکاوی ایجاد کنند و روایت را برای مدتی سرپا نگه دارند، اما معمولاً چنان غافلگیرکننده نیستند که تصویر کلی ماجرا را دگرگون کنند. فیلم بیشتر بر انتظار برای وقوع بحران تکیه دارد تا بر ابهامی که معنای بحران را زیرورو کند. وفاداری، خانواده و راه دشوار گریز جذابترین پرسش فیلم در کشمکش درونی بابی نهفته است.
« بااینحال، این زیباییشناسی گاه بیش از اندازه صیقلی و نمایشی میشود. »
شخصیتها و اجرا
او فقط با انتخابی میان دو گروه روبهرو نیست؛ باید بفهمد آیا میتواند از تعریفی که دیگران برای مردانگی، وفاداری و شجاعت ساختهاند فاصله بگیرد یا نه. این وجه، روایت را از یک درگیری سادهٔ خیابانی فراتر میبرد. در جهان فیلم، تعلق به جمع میتواند پناه و هویت فراهم کند، اما همزمان فرد را به تکرار خشونتی بکشاند که خود گروه مدعی مقابله با آن است.
دئوسها در واکنش به فاجعهای خانوادگی، میکوشند مواد مخدر را از محله دور کنند؛ انگیزهای که در آغاز معنایی اخلاقی به کنش آنان میبخشد. بااینحال، فیلم پرسش مهمی را پیش میکشد: آیا دفاع از محله، هنگامی که با تهدید و انتقام پیش میرود، هنوز از منطق همان خشونتی جداست که با آن مخالفت میکند؟
پاسخ فیلم به این پرسش همیشه عمیق یا روشن نیست، اما همین تناقض میتوانست زمینهٔ درامی پیچیدهتر باشد. گاهی روایت بهجای کاوش در آن، به هیجان تقابلها بسنده میکند. گروه بازیگران؛ جاذبهای بیش از پرداخت شخصیتها «Deuces Wild» از گروه بازیگران پرچهرهای بهره میبرد. Stephen Dorff در نقش لئون و Brad Renfro در نقش بابی مرکز ثقل داستاناند؛ Fairuza Balk نیز به اَنی حضوری متمایز میدهد.
در کنار آنان، چهرههایی چون Matt Dillon، Norman Reedus، James Franco، Frankie Muniz و Deborah Harry به جهان فیلم تنوع میبخشند. این ترکیب، حتی پیش از آنکه شخصیتها فرصت رشد کامل پیدا کنند، کنجکاوی تماشاگر را برمیانگیزد. بااینهمه، انبوه چهرههای آشنا لزوماً به معنای شخصیتپردازی غنی نیست.
« این وجه، روایت را از یک درگیری سادهٔ خیابانی فراتر میبرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بسیاری از آدمهای فیلم بیش از آنکه فردیت پیچیدهای داشته باشند، نمایندهٔ تیپهایی شناختهشدهاند: رهبر خشن، برادر وفادار، عاشق گرفتار، رفیق شوخطبع و دشمن خطرناک. بازیگران میکوشند به این نقشها جان بدهند، اما متن اغلب آنان را در محدودهٔ همان تیپها نگه میدارد. دیالوگهای اغراقآمیز نیز گاهی بهجای آشکارکردن شخصیت، بر هیجان لحظه میافزایند و باورپذیری رابطهها را کاهش میدهند.
خشونت، تدوین و لحن ناپایدار صحنههای درگیری قرار است اوج انرژی فیلم باشند، اما انتخابهای اجرایی همیشه به سودشان عمل نمیکند. اسلوموشنهای مکرر و تدوین شلوغ، بهجای آنکه خشونت را سنگینتر و ملموستر کنند، گاهی آن را تصنعی جلوه میدهند. ضرباهنگ صحنهها نیز یکدست نیست: لحظاتی کشدار میشوند و لحظاتی دیگر آنقدر سریع از قاب میگذرند که تأثیر عاطفی برخوردها مجال شکلگیری پیدا نمیکند.
حاصل کار ممکن است برای برخی تماشاگران پرجنبوجوش و سرگرمکننده باشد، اما در مواردی ناخواسته حالتی خندهدار پیدا میکند. این مشکل با نوسان لحن پیوند دارد. فیلم میخواهد هم تراژدی جوانانی گرفتار در محیطی خشن باشد، هم ملودرامی عاشقانه و هم نمایش پرهیاهویی از گروههای خیابانی. این سه وجه میتوانند در کنار یکدیگر کار کنند، اما نیازمند مهار دقیق لحناند.
در اینجا، گاه اغراق بازیها و دیالوگها با فضای جدی داستان ناسازگار میشود و گاه خشونت چنان سبکپردازی میشود که وزن پیامدهایش کاهش مییابد. فیلم از نظر بصری پرتحرک است، اما این تحرک همیشه به معنای انسجام نیست. میان فیلمی ناکامل و تماشایی نوستالژیک ارزش «Deuces Wild» برای تماشاگر تا اندازهای به انتظارات او بستگی دارد.
« بازیگران میکوشند به این نقشها جان بدهند، اما متن اغلب آنان را در محدودهٔ همان تیپها نگه میدارد. »
قوتها و کاستیها
اگر انتظار درامی تازهگو و واقعگرایانه از زندگی گروههای خیابانی باشد، کلیشههای روایی و تصنع بعضی صحنهها احتمالاً برجسته خواهند شد. اگر در عوض، جاذبهٔ اصلی برای تماشاگر فضای دورهای، جمع بازیگران و ترکیب رفاقت، عشق و درگیری باشد، فیلم میتواند سرگرمیای پرنوسان اما قابلپیگیری فراهم کند.
همین دوگانگی توضیح میدهد که چرا فیلم برای برخی مخاطبان تجربهای دوستداشتنی و آشناست و برای برخی دیگر اثری سطحی و فراموششدنی. ظاهر دههٔ پنجاهی و حضور بازیگران متعدد، شخصیت و گیرایی میآفریند؛ اما فیلمنامه و اجرای صحنههای اکشن بارها این امتیازها را محدود میکنند. فیلم نه آنقدر منسجم است که از مصالح آشنایش اثری ماندگار بسازد و نه آنقدر بیجاذبه که نتوان از لحظات موفقش لذت برد.
جمعبندی «Deuces Wild» فیلمی است با هویتی دوپاره: از یک سو، به لطف حالوهوای بروکلینِ دههٔ پنجاه و گروه بازیگران جذاب، تماشایی و سرزنده به نظر میرسد؛ از سوی دیگر، در روایت قابلپیشبینی، شخصیتهای تیپوار و صحنههای درگیری اغراقشده گرفتار میشود. قصهٔ بابی و اَنی ظرفیت آن را دارد که دربارهٔ وفاداری، خشونت و امکان گسستن از گذشته حرف بزند، اما فیلم همیشه این ظرفیت را تا ژرفای لازم دنبال نمیکند.
بااینحال، ضعفهایش مانع از آن نیست که برای علاقهمندان به ملودرامهای گنگستری و فضای نوستالژیک جذابیت داشته باشد. این اثری است که بیشتر با حالوهوا و چهرههایش در ذهن میماند تا با تازگی داستان یا دقت پرداختش؛ فیلمی ناتمام و پرادعا، اما در بخشهایی سرگرمکننده و صاحب جذابیتی که نمیتوان یکسره نادیدهاش گرفت.
ثبت دیدگاه