نقد و بررسی
نقد کارآگاه نایت یاغی 2022 (Detective Knight: Rogue) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در چرخهٔ کارآگاهی نایت «Detective Knight: Rogue» فیلمی اکشن و جنایی به کارگردانی Edward Drake است و نخستین قسمت از مجموعهای سهگانه دربارهٔ کارآگاه جیمز نایت بهشمار میآید. فیلم با تصویری آشنا آغاز میشود: شب هالووین، نقابهایی که چهرهها را میپوشانند، سرقتی مسلحانه و تعقیبی که خیلی زود از خیابانهای لسآنجلس به نیویورک کشیده میشود.
شریک نایت بهشدت زخمی شده و تعقیب سارقان، برای او از یک مأموریت اداری فراتر میرود؛ پای گذشتهای تاریک نیز به ماجرا باز میشود. این مقدمات وعدهٔ یک فیلم پلیسی دربارهٔ انتقام، مسئولیت و مرز میان قانون و خشونت را میدهند، هرچند اثر در همهٔ این مسیرها به یک اندازه موفق نیست. فیلم بیش از آنکه بخواهد قالب ژانر را دگرگون کند، به الگوی آشنای تریلرهای پلیسی تکیه دارد: مأمور سرسخت، گروهی خلافکار که نقشهای بزرگتر از یک سرقت ساده دارند و گذشتهای که در لحظههای نامناسب سر برمیآورد.
این آشنایی گاهی نقطهٔ قوت اثر است؛ تماشاگر بهسرعت میفهمد با چه نوع قصهای روبهروست و میتواند بیدغدغه وارد تعقیبوگریز شود. اما همین تکیه بر کلیشهها سبب میشود فیلم کمتر به هویت مستقل دست یابد. «Rogue» در محدودهٔ یک سرگرمی جنایی جمعوجور باقی میماند، نه یک بازآفرینی تازه از داستان کارآگاهی.
روایتی که دیر جان میگیرد شروع فیلم در ساختن زمینهٔ داستان چندان چابک نیست. سرقت و درگیری آغازین ظرفیت آن را دارند که از همان ابتدا تنش را بالا ببرند، اما روایت برای تثبیت شخصیتها و پیوند دادن خطوط داستانی مکث میکند؛ مکثهایی که همیشه به عمق بیشتر نمیانجامند. گاهی اطلاعات بهجای آنکه بهتدریج و در دل کنش آشکار شوند، به شکلی پراکنده میان شخصیتها ردوبدل میشوند.
« اما همین تکیه بر کلیشهها سبب میشود فیلم کمتر به هویت مستقل دست یابد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، بخش نخست ممکن است بیش از اندازه طولانی یا اندکی درهم به نظر برسد. بااینحال، پس از آنکه ارتباط میان سرقتها و تعقیب نایت روشنتر میشود، فیلم تمرکز بیشتری پیدا میکند. ماجرای دزدیها بهتدریج اهمیت مییابد و انگیزهها و مناسبات اعضای گروه، قصه را از یک تعقیب ساده فراتر میبرند.
این افزایش کشش دیر اتفاق میافتد، اما به فیلم نیروی حرکتی میبخشد و تماشاگر را برای ادامه همراهتر میکند. ساختار روایت همچنان بینقص نیست؛ برخی شخصیتها ناگهان وارد صحنه میشوند یا برای مدتی از جریان اصلی کنار میروند، بیآنکه حضور و غیبتشان همیشه پیوندی کاملاً روان بسازد. جیمز نایت و گذشتهای که نیمهکاره میماند عنوان فیلم بر جیمز نایت تأکید دارد، اما همهٔ بار دراماتیک آن بر دوش او نیست.
نایت کارآگاهی است که گذشتهاش در پروندهٔ تازه دخالت میکند و همین گره میتوانست به شخصیت او بُعدی پیچیدهتر ببخشد: آیا او در پی اجرای قانون است، یا در پی تسویهحسابی که لباس وظیفه پوشیده؟ فیلم این پرسش را پیش میکشد، اما همیشه مجال کافی برای کاوش در آن فراهم نمیکند. نایت بیشتر در مقام نیروی محرک قصه حضور دارد تا شخصیتی که درونمایههای اخلاقی فیلم را با تحول روشن و پیوسته به دوش بکشد.
حضور Bruce Willis در نقش محوری نیز موضوعی دوگانه است. نام او بیتردید بار نوستالژیک و جذابی دارد و یادآور دورهای از اکشنهای ستارهمحور است؛ بااینحال، سهم او در پیشبرد رخدادها محدودتر از چیزی است که عنوان فیلم و تبلیغ پیرامونش ممکن است القا کند. بخش مهمی از زمان نمایش به دیگر چهرهها و خطهای داستانی اختصاص مییابد و نایت گاهی از مرکز صحنه فاصله میگیرد.
« در نتیجه، بخش نخست ممکن است بیش از اندازه طولانی یا اندکی درهم به نظر برسد. »
شخصیتها و اجرا
برای تماشاگرانی که فیلم را پیش از هر چیز بهخاطر Willis انتخاب میکنند، این کمرنگی میتواند ناامیدکننده باشد. در عین حال، او در لحظههای مهمی حضور دارد و شخصیت نایت را با خویشتنداری و خشکی مناسب فضای فیلم شکل میدهد. گروه سارقان؛ ایدهای بهتر از پرداخت آن یکی از جنبههای قابلتوجه قصه، انتخاب اعضای گروه خلافکار از میان ورزشکاران پیشین است.
این ایده امکان میدهد سرقتها صرفاً به طمع مالی فروکاسته نشوند و به پرسشهایی دربارهٔ شکست، طردشدگی و فرصتهای ازدسترفته راه باز کنند. گروه، در ظاهر، مجموعهای از افراد مسلح و نقابدار است؛ اما پیشینهٔ آنان میتوانست تصویر پیچیدهتری از کسانی بسازد که زمانی در جایگاه ستاره بودهاند و اکنون بیرون از ساختارهای حمایتی قرار گرفتهاند.
فیلم از این ظرفیت بهطور کامل بهره نمیگیرد. ایده روشن و بالقوه جذاب است، ولی شخصیتپردازی و پیوندهای درونی گروه آنقدر بسط نمییابد که انگیزههایشان به نیرویی ماندگار تبدیل شود. در بعضی لحظات، تماشاگر اطلاعاتی دربارهٔ افراد دریافت میکند، اما فرصت چندانی برای شناخت رفتار، رابطه یا تناقضهایشان ندارد.
بااینهمه، همین گروه و طرح سرقتها هستند که در ادامه به قصه تحرک بیشتری میدهند. هرچه فیلم از معرفیهای اولیه فاصله میگیرد و به پیامدهای عملی نقشهها نزدیک میشود، ریتم آن نیز بهتر میشود. اکشن کمخرج و کارآمد «Rogue» از نظر مقیاس، فیلمی جمعوجور است و ظاهر تولیدش نیز ادعای یک نمایش عظیم و پرهزینه را ندارد.
« برای تماشاگرانی که فیلم را پیش از هر چیز بهخاطر Willis انتخاب میکنند، این کمرنگی میتواند ناامیدکننده باشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
صحنههای درگیری و تعقیب، در مجموع، بهاندازهای هستند که تماشاگر را در جریان پرونده نگه دارند؛ اما نه آنقدر چشمگیر که بهتنهایی امضای بصری فیلم شوند. کارگردانی بیشتر در خدمت رساندن داستان از نقطهای به نقطهٔ دیگر است تا ساختن تعلیقی تازه از طریق میزانسن، تدوین یا طراحی اکشن. با وجود محدودیتها، این صرفهجویی در مقیاس گاهی به سود فیلم عمل میکند.
«Rogue» بهجای انباشتن صحنههای پرزرقوبرق، بر پیگیری یک پرونده و گسترش تدریجی خطر تکیه میکند. برای تماشاگرانی که به یک تریلر پلیسی ساده و بیتکلف رضایت دارند، این رویکرد میتواند کافی باشد. مشکل آنجاست که فیلم همیشه میان صحنههای اکشن و بخشهای توضیحی تعادل نمییابد؛ در نتیجه، بعضی گذارها تند و بعضی دیگر بیش از حد کشدار احساس میشوند.
جمعوجور بودن اثر، پس از مدتی به معنای محدود ماندن دامنهٔ دراماتیک آن نیز هست. بازیها و ناهماهنگی لحن بازیها یکدست نیستند. بعضی اجراها با لحن سرد و جنایی فیلم هماهنگی دارند، اما در مواردی دیالوگگویی یا واکنشها بهاندازهٔ کافی طبیعی و متقاعدکننده نیستند. وقتی شخصیتها با اطلاعات تازه یا خطرهای ناگهانی روبهرو میشوند، فیلم به بازیهایی نیاز دارد که وزن عاطفی موقعیت را منتقل کنند؛ این وزن گاهی بهخوبی شکل میگیرد و گاهی زیر فشار ریتم شتابزده یا گفتوگوهای کمظرافت از دست میرود.
در کنار این مسئله، لحن فیلم نیز همیشه ثبات ندارد. داستان میان تعقیب پلیسی، گذشتهٔ شخصی نایت و زندگی اعضای گروه سارقان رفتوآمد میکند، اما این خطها در همهٔ لحظات با یکدیگر همافزا نمیشوند. نتیجه آن است که برخی موقعیتها فرصتی برای ایجاد همدلی یا تنش پیدا میکنند، ولی پیش از آنکه اثرشان کامل شود، روایت به موضوع دیگری میپرد.
« با وجود محدودیتها، این صرفهجویی در مقیاس گاهی به سود فیلم عمل میکند. »
قوتها و کاستیها
این پراکندگی بهویژه در بخشهایی که قرار است پیامد عاطفی تصمیمها را نشان دهند، محسوس است. پایانبندی و وعدهٔ قسمتهای بعد بیآنکه وارد جزئیات رخدادهای پایانی شویم، میتوان گفت جمعبندی داستان به اندازهٔ میانهٔ فیلم قانعکننده نیست. اثر چند خط روایی و تعارض شخصی را به سوی نقطهٔ اوج میبرد، اما نحوهٔ بستن آنها گاهی شتابزده به نظر میرسد.
برخی نتیجهها بیشتر حسِ ضرورت برای رساندن قصه به خط پایان را دارند تا پیامد طبیعی تصمیمهایی که شخصیتها پیشتر گرفتهاند. به همین دلیل، پایانی که باید طنین عاطفی یا معنایی بیشتری داشته باشد، ممکن است برای بخشی از تماشاگران سرهمبندیشده جلوه کند. از سوی دیگر، چون فیلم قسمت آغازین یک سهگانه است، بخشی از انرژی خود را صرف معرفی جهانی میکند که قرار است در ادامه گسترش یابد.
این انتخاب میتواند برای شروع یک مجموعه منطقی باشد، اما بهتنهایی جای رضایتبخش بودن قصهٔ همین قسمت را نمیگیرد. فیلم در برخی زمینهها مسیر ادامه را باز میگذارد، ولی خط اصلی خود نیز باید به اندازهای استوار باشد که تماشاگر احساس کند با اثری کامل روبهرو بوده است؛ اینجا آن احساس همیشه فراهم نمیشود.
جمعبندی «Detective Knight: Rogue» تریلری پلیسی کمخرج و قابلتماشاست که ارزش سرگرمیاش بیش از تازگی یا پرداخت هنری آن است. شروع کند، روایت گاه نامنظم، بازیهای نابرابر و کمرنگی حضور Bruce Willis، از محدودیتهای اصلی آناند. در مقابل، قصه پس از گذشتن از بخش آغازین کشش بیشتری پیدا میکند، ماجرای سرقتها کنجکاویبرانگیزتر میشود و قالب سادهٔ فیلم برای تماشایی بیدردسر کفایت میکند.
« این پراکندگی بهویژه در بخشهایی که قرار است پیامد عاطفی تصمیمها را نشان دهند، محسوس است. »
جمعبندی
این اثر احتمالاً برای مخاطبی مناسبتر است که از یک فیلم جنایی سرراست انتظار تجربهای آشنا و نسبتاً جمعوجور دارد، نه پیچیدگی روایی یا اکشنی خیرهکننده. ایدهٔ ورزشکاران پیشین در مقام سارقان، گذشتهٔ نایت و فضای هالووینی، هرکدام امکان ساخت فیلمی متمایزتر را فراهم میکنند؛ اما «Rogue» فقط بخشی از این امکانها را محقق میسازد.
حاصل، فیلمی است که بد نیست، اما در مقام آغاز مجموعهٔ کارآگاه نایت، بیش از آنکه اثری بهیادماندنی باشد، مقدمهای متوسط و نابرابر باقی میماند.
ثبت دیدگاه