نقد و بررسی
نقد طراحی کریسمس با تو (Designing Christmas with You) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی آشنا با وعدهای فصلی «Designing Christmas with You» از همان ابتدا خود را در قلمرو آشنای فیلمهای عاشقانهٔ کریسمسی قرار میدهد: زنی که آیندهٔ حرفهایاش به یک مأموریت مهم وابسته است، همکاری که دیدگاهی متفاوت دارد و خانهای که باید برای جشن سالانه آماده شود. کلبی کلارک، دکوراتور، در کنار بن ترستون، مدیر املاک، مسئول آراستن خانهای میشود که قرار است میزبان جشن کریسمس باشد.
اختلاف نظر آن دو دربارهٔ شیوهٔ تزئین، موتور اصلی رابطه و روایت است؛ کلبی به تازگی و نوآوری گرایش دارد و بن سنتگرایی را ترجیح میدهد. فیلم از این تقابل، هم کشمکش کاری میسازد و هم زمینهای برای نزدیک شدن شخصیتها. این طرح برای اثری مناسبتی ظرفیت دارد: خانهای که بهتدریج آماده میشود، فرصتی برای خلق تصاویر گرم و جشنگونه فراهم میکند و تفاوت سلیقهٔ دو شخصیت میتواند به گفتوگویی دربارهٔ سنت، تغییر و معنای خانه تبدیل شود.
بااینحال، فیلم در بهرهگیری از این امکانها محتاط میماند. آشنایی با الگوی داستانی نه بهخودیخود نقطهضعف است و نه تضمینی برای جذابیت؛ مسئله این است که اثر تا چه اندازه به این الگو جزئیات، شخصیت و حسوحال میبخشد. روایت میان فرمول و فرصت ازدسترفته داستان بهسرعت موقعیت مرکزی خود را معرفی میکند و مخاطب را در مسیر قابلانتظارِ برخورد، اختلاف و نزدیکی قرار میدهد.
« فیلم از این تقابل، هم کشمکش کاری میسازد و هم زمینهای برای نزدیک شدن شخصیتها. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب با قالب فیلم تلویزیونی عاشقانه همخوان است: روایت قرار نیست معمایی پیچیده بسازد یا قواعد ژانر را زیرورو کند، بلکه میخواهد تجربهای سبک و آسوده فراهم آورد. همین سادگی میتواند برای تماشاگرانی که بهدنبال قصهای بیدردسر و مناسب تعطیلاتاند، جذاب باشد. اما سادگی زمانی به کممایگی نزدیک میشود که صحنهها بیش از آنکه به تحول شخصیتها کمک کنند، صرفاً پلههایی برای پیشبرد رابطه باشند.
تقابل کلبی و بن در ظاهر ظرفیت ایجاد کشش دارد، ولی اختلاف سلیقهٔ حرفهای آنها به اندازهای بسط نمییابد که به برخوردی معنادار دربارهٔ ارزشهایشان بدل شود. در نتیجه، روایت گاه به جای کاوش در تفاوت دو نگاه، به تکرار همان کشمکش آشنا بسنده میکند. ساختار کلی پیشبینیپذیر است و ضرباهنگ نیز، بهویژه برای تماشاگرانی که انتظار پیشرفت پیوسته دارند، ممکن است کشدار احساس شود.
کلبی و بن؛ کشش در ایده، نه همیشه در اجرا مهمترین سرمایهٔ داستان، تضاد میان رویکرد نوآورانهٔ کلبی و وفاداری بن به سنت است. این تضاد میتوانست چیزی فراتر از اختلاف بر سر رنگها و تزئینات باشد: فرصتی برای نشان دادن اینکه هر یک از شخصیتها چه چیزی را در خاطره، خانواده و مفهوم جشن ارزشمند میداند.
« همین سادگی میتواند برای تماشاگرانی که بهدنبال قصهای بیدردسر و مناسب تعطیلاتاند، جذاب باشد. »
شخصیتها و اجرا
اگر جزئیات طراحی خانه با گذشته و عواطف آنها پیوند میخورد، کار مشترکشان میتوانست به شکل طبیعیتری رابطه را پیش ببرد. فیلم تا حدی از این تقابل برای ساختن کشش استفاده میکند، اما پیوند میان کار و عاطفه همیشه به اندازهٔ کافی قانعکننده نیست. نزدیکی شخصیتها گاهی بیشتر نتیجهٔ ضرورتهای فرمول عاشقانه به نظر میرسد تا پیامد شناختی که از یکدیگر پیدا کردهاند.
از این رو، رابطه برای تماشاگرانی که به شیمی روشن و گفتوگوهای پرطراوت اهمیت میدهند، احتمالاً کمتر از آنچه وعدهٔ موقعیت داستانی است اثر میگذارد. بازیها و گفتوگوها؛ مانع باورپذیری ضعف محسوس فیلم در بازیهاست. اجرای سوزی ابرومایت و لیام مکاینتایر در نقشهای اصلی، در لحظاتی بهجای آنکه احساسات را روان و بیتکلف منتقل کند، تصنعی به نظر میرسد.
این مسئله در اثری که بخش بزرگی از جذابیتش بر صمیمیت و شکلگیری رابطه استوار است، اهمیت ویژه دارد: وقتی واکنشها یا مکثها طبیعی جلوه نکنند، تماشاگر دشوارتر میتواند به نزدیکی شخصیتها باور پیدا کند. گفتوگوها نیز همیشه به جریان روانی مطلوب نمیرسند. مکثهای ناموزون و جملههایی که گویی بهآسانی از زبان شخصیتها بیرون نمیآیند، در برخی صحنهها لطافت موردنیاز رابطه را کاهش میدهند.
« بازیها و گفتوگوها؛ مانع باورپذیری ضعف محسوس فیلم در بازیهاست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ضعف ممکن است گاهی ناخواسته لحنی خندهدار ایجاد کند، اما چنین لحنی جایگزین کمدی سنجیده یا صمیمیت عاشقانه نمیشود. نقدهای تماشاگران نیز بارها به مصنوعی بودن بازیها و گیرکردن دیالوگها اشاره کردهاند؛ بازتابی از همان گسست میان قصد فیلم و کیفیت اجرای آن. طراحی کریسمسی؛ عنصر مرکزی که کمرنگ میماند عنوان و پیشفرض فیلم، انتظار دیدن دگرگونی چشمگیر یک خانه را به وجود میآورد.
کریسمس در اینجا فقط پسزمینه نیست؛ طراحی و آمادهسازی خانه باید هم به روایت شکل بدهد و هم جهان بصری فیلم را غنی کند. در بهترین حالت، هر انتخاب در نورپردازی، درختآرایی یا چینش فضا میتواند دیدگاه شخصیتها را آشکار کند و تغییر رابطهشان را به تصویر بکشد. بااینحال، این بخش برای بسیاری از تماشاگران ناامیدکننده بوده است.
واکنشهای مخاطبان به سادگی و کمرمقی تزئینات، درخت مصنوعی و برف ساختگی اشاره میکنند؛ حتی لحظهٔ نمایش نهایی خانه، که باید نتیجهٔ کوشش شخصیتها را به اوج بصری برساند، از نگاه برخی واکنشها کماثر از کار درآمده است. این نکته صرفاً ایرادی دربارهٔ سلیقهٔ دکور نیست: وقتی طراحی کریسمسی محور داستان است، کمبود ظرافت در آن مستقیماً از باورپذیری مأموریت کلبی و بن میکاهد.
« بااینحال، این بخش برای بسیاری از تماشاگران ناامیدکننده بوده است. »
قوتها و کاستیها
فضاسازی و ضرباهنگ فیلم بههرحال از حالوهوای مناسبتی خود بهره میبرد. جشن، خانهٔ آمادهشونده و نشانههای فصل تعطیلات، چارچوبی گرم برای روایت فراهم میکنند؛ چارچوبی که میتواند برای تماشای سبک و خانوادگی دلنشین باشد. فیلم نیز قصد ندارد فضای تلخ یا پرتنشی بسازد و، مطابق با سنت این گونه آثار، بر آسودگی و خوشباشی تکیه میکند.
بااینهمه، فضاسازی بهتنهایی برای حفظ توجه کافی نیست. وقتی دکورها چندان خیالانگیز نیستند و رابطه نیز از نظر بازی و گفتوگوها جان نمیگیرد، بخشهایی از فیلم ممکن است کمتحرک به نظر برسند. اینجا همانجاست که ریتم اهمیت پیدا میکند: قصهای ساده میتواند بسیار دلپذیر باشد، اگر صحنههایش با شوخی، جزئیات شخصیتپردازی یا جذابیت دیداری غنا پیدا کنند.
فیلم در فراهم آوردن این تنوع همیشه موفق نیست و در نتیجه، زمان روایت برای برخی مخاطبان طولانیتر از آنچه هست احساس میشود. جمعبندی «Designing Christmas with You» بر طرحی آشنا بنا شده است: همکاری اجباری، تفاوت نگاه به سنت و نوآوری و فضایی که وعدهٔ گرمای کریسمس میدهد. این عناصر، بالقوه، میتوانند فیلمی دلپذیر و سرراست بسازند؛ تقابل کلبی و بن نیز نقطهٔ شروع مناسبی برای شکلگیری همزمان رابطه و ایدهٔ طراحی خانه است.
« فضاسازی و ضرباهنگ فیلم بههرحال از حالوهوای مناسبتی خود بهره میبرد. »
جمعبندی
اما اجرای کمرمق، گفتوگوهای گاه ناموزون و دکورهایی که برای یک داستان دربارهٔ طراحی کریسمسی چندان چشمگیر نیستند، از اثرگذاری این ظرفیت میکاهند. فیلم برای تماشاگرانی که از قصههای عاشقانهٔ مناسبتی انتظار پیچیدگی یا نوآوری ندارند و با پیشبینیپذیری ژانر کنار میآیند، ممکن است انتخابی سبک باشد.
اما اگر انتظار رابطهای باورپذیر، بازیهایی طبیعی و خانهای واقعاً تماشایی در ذهن دارید، احتمال دارد فاصلهٔ میان وعدهٔ داستان و آنچه روی پرده میبینید، ناامیدتان کند.



ثبت دیدگاه