نقد و بررسی
نقد فرزندان ۳ (Descendants 3) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
وارثانِ شر؛ میان میراث و انتخاب «Descendants 3» سومین فیلم تلویزیونی از مجموعهای است که جهان افسانههای دیزنی را از زاویهای وارونه مینگرد: قهرمانان افسانهای صاحب قدرت و فرمانرواییاند، حال آنکه فرزندان تبهکاران در جزیرهای دورافتاده حبس شدهاند. فیلم با بازگرداندن مالی، ایوی، جِی و کارلوس به جزیره، پرسشی را که از آغاز مجموعه در مرکز توجه بوده دوباره پیش میکشد: آیا فرزندان باید تاوان گذشته والدینشان را بدهند، یا میتوانند سرنوشت خود را از نو بسازند؟
این بار مسئله از انتخاب چند نوجوان فراتر میرود و به امنیت آدورادون و معنای همزیستی میان دو جامعه گره میخورد. فیلم در مقام پایانبخش داستان اصلی این چهار شخصیت، میکوشد خطوط روایی پیشین را به جمعبندی برساند و همزمان چند شخصیت و درگیری تازه را وارد میدان کند. حاصل، اثری است که گاه از نظر عاطفی رضایتبخش و سرگرمکننده میشود، اما در نظم داستانی به یکپارچگی لازم نمیرسد.
داستانی گسترده با پیوندهای سست آغاز فیلم، مأموریت تازه گروه را به شکلی طبیعی از تحولات قسمتهای پیشین بیرون میکشد: آنها برای دعوت از نسل دیگری از فرزندان شرور به آدورادون راهی جزیره میشوند. اما رخنه در سد جادویی، تهدیدی را به وجود میآورد که بحث درباره پذیرش و امنیت را ناگهان به مسئلهای فوری تبدیل میکند.
مالی در برابر انتخابی دشوار قرار میگیرد و فیلم از این نقطه میکوشد چند خط داستانی را به موازات هم پیش ببرد: آینده جزیره، رابطه مالی و بن، بازگشت اودری به مرکز ماجرا و حضور هیدس. این گستردگی بالقوه میتوانست به روایتی چندلایه منجر شود، اما اتصال میان رخدادها همیشه قانعکننده نیست.
« این بار مسئله از انتخاب چند نوجوان فراتر میرود و به امنیت آدورادون و معنای همزیستی میان دو جامعه گره میخورد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بعضی تصمیمها چنان سریع گرفته میشوند که مجال کافی برای فهم انگیزه شخصیتها یا پیامدهای احتمالیشان فراهم نمیشود. فیلم موضوعاتی چون تبعیض، میراث خانوادگی، خشم و بخشایش را مطرح میکند، ولی گاه از یک موضوع به موضوع دیگر میجهد، بیآنکه پیوند میان آنها را با دقت دراماتیک بسازد. به همین دلیل، بخشهایی از قصه بیشتر شبیه مجموعهای از ایستگاههای لازم برای رسیدن به لحظههای نمایشی بعدیاند تا زنجیرهای محکم از علت و معلول.
مالی و مسئله انتخاب مالی همچنان نیروی محرک اصلی فیلم است و بخش مهمی از کشمکش او از فاصله میان جایگاه تازهاش در آدورادون و تجربهای میآید که در جزیره پشت سر گذاشته است. او به آیندهای روشنتر دست یافته، اما این موفقیت پرسشی اخلاقی را نیز پیش رویش میگذارد: آیا امنیت یک جامعه را میتوان با محرومکردن همیشگی جامعهای دیگر تأمین کرد؟
فیلم از خلال این پرسش، موضوعی فراتر از مناسبات سلطنتی و افسانهای را لمس میکند؛ ترس از «دیگری» و وسوسه تبدیلکردن جدایی موقت به راهحل دائمی. نقطه قوت این محور آن است که تصمیمهای مالی صرفاً شخصی نیستند و بر سرنوشت گروههای بزرگی اثر میگذارند. بااینحال، فیلم گاهی چنان شتاب میکند که تضاد درونی او به اندازه ظرفیت ایدهاش پرورش نمییابد.
مخاطب میتواند جهت تحول مالی را تشخیص دهد، اما بعضی مرحلههای این تحول بیش از آنکه از دل مواجههای طولانی و دشوار بیرون آیند، نتیجه ضرورتهای طرح داستانی به نظر میرسند. با وجود این، حضور او بهعنوان شخصیتی که میان قدرت و مسئولیت دستوپا میزند، پیوند عاطفی فیلم با دو قسمت پیشین را حفظ میکند.
« نقطه قوت این محور آن است که تصمیمهای مالی صرفاً شخصی نیستند و بر سرنوشت گروههای بزرگی اثر میگذارند. »
شخصیتها و اجرا
بازیها و شخصیتهای گروهی بازیگران اصلی با جهان پرزرقوبرق و اغراقشده اثر هماهنگاند. داو کامرون در نقش مالی، جدیت و آسیبپذیری را با حالوهوای فانتزی فیلم ترکیب میکند؛ او بهویژه در لحظههایی که شخصیتش باید میان احساس شخصی و مسئولیت عمومی تعادل برقرار کند، مرکز ثقل روایت باقی میماند.
سوفیا کارسون، بو بو استوارت و کامرون بویس نیز به گروه اصلی انسجام میبخشند. همکاری آنها یادآور این است که جذابیت مجموعه فقط از افسانههای آشنا نمیآید، بلکه از رفاقت و تفاوت شخصیتهای نوجوانش نیرو میگیرد. شخصیتهای فرعی و تازه نیز رنگوبوی متنوعی به فیلم میدهند، هرچند همه به یک اندازه مجال پرداخت نمییابند.
اودری در این قسمت از حاشیه به مرکز تهدید روایی منتقل میشود و خشم و دلخوری او موتور بخشی از داستان را به حرکت درمیآورد. بااینحال، گذار شخصیتش به جایگاهی تازه گاه بیش از آنکه از تحول تدریجی روانی سرچشمه بگیرد، به کارکرد داستانیاش وابسته است. حضور او میتوانست کاوشی دقیقتر درباره رنجش، منزلت و احساس نادیدهگرفتهشدن باشد؛ فیلم بخشی از این ظرفیت را میبیند، اما همیشه آن را تا انتها دنبال نمیکند.
هیدس؛ حضوری پرجاذبه، پرداختی ناکافی ورود هیدس از جذابترین امکانات داستان است، زیرا پیوندی خانوادگی و عاطفی به زندگی مالی میافزاید و در عین حال شخصیتی از جهان افسانهای دیزنی را وارد فضای مدرن مجموعه میکند. اجرای شاین جکسون به این نقش انرژی و حضور صحنهای میدهد؛ هیدس با شوخطبعی و خودنماییاش میتواند هر لحظه توجه را به سوی خود بکشاند.
« بازیها و شخصیتهای گروهی بازیگران اصلی با جهان پرزرقوبرق و اغراقشده اثر هماهنگاند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما جذابیت بازی و ظاهر شخصیت بهتنهایی برای ساختن رابطهای عمیق با مالی کافی نیست. فیلم اطلاعات و بار عاطفی زیادی را در زمانی محدود به هیدس پیوند میزند، اما فرصت چندانی برای مکث، اختلاف یا نزدیکی تدریجی میان او و دخترش فراهم نمیکند. ازاینرو، رابطهای که میتوانست یکی از مهمترین لایههای عاطفی داستان باشد، گاه بیشتر ابزار پیشبردن ماجرا به نظر میرسد.
این کمپرداختگی، بهخصوص برای مخاطبانی که انتظار مواجههای پختهتر با میراث خانوادگی مالی دارند، میتواند ناامیدکننده باشد. موسیقی، رقص و جلوههای نمایشی «Descendants 3» همچنان به موسیقی و رقص بهعنوان بخش جداییناپذیر روایت تکیه میکند. این شماره از نظر اجرای حرکات و صحنهآرایی، گاه پویاتر و سنجیدهتر از بخشهای پیشین به نظر میرسد.
طراحی رقص بهخوبی با فضای رنگارنگ فیلم جور درمیآید و لحظههای گروهی، بهویژه برای مخاطبان جوان، انرژی و نشاط اثر را حفظ میکنند. کارگردانی کنی اورتگا نیز در حفظ ضرباهنگ صحنههای موزیکال نقش مهمی دارد. بااینحال، قطعهها کمتر از آنچه مجموعه از خود انتظار میسازد در ذهن میمانند.
موسیقی در لحظه کارکرد سرگرمکننده دارد، اما تعداد کمی از ترانهها به نقطه اوج عاطفی یا نمایشی تبدیل میشوند که پس از پایان فیلم نیز در خاطر بماند. گاهی ترانهها بیشتر برای ایجاد وقفهای پرتحرک در قصه به کار میروند تا برای عمیقترکردن شخصیت یا پیشبردن معنای صحنه. بنابراین، فیلم از نظر اجرا و حرکت موفقتر از نظر ماندگاری موسیقایی است.
« اما جذابیت بازی و ظاهر شخصیت بهتنهایی برای ساختن رابطهای عمیق با مالی کافی نیست. »
قوتها و کاستیها
مضمونها و محدودیتهای روایت در لایه زیرین ماجرا، فیلم درباره مسئولیت جمعی و امکان تغییر سخن میگوید. جزیره فقط محل زندگی شخصیتهای شرور نیست؛ نمادی از جامعهای است که بهواسطه ترس و پیشداوری از دیگران جدا شده است. آدورادون نیز، با همه شکوه و ظاهر خیرخواهانهاش، از این قاعده مستثنا نیست و تصمیمهایش میتوانند نابرابری را بازتولید کنند.
همین تنش به فیلم ظرفیت میدهد تا از داستانی نوجوانانه فراتر برود و درباره بخشایش، عدالت و معنای اصلاح سخن بگوید. اما فیلم برای یک اثر خانوادگی پرتحرک، بیش از آنکه بر پیچیدگی سیاسی این مفاهیم مکث کند، به پیامهای روشن و نتیجهگیریهای سریع گرایش دارد. برخی موقعیتها امکان بحث جدیتری درباره مجازات جمعی و اعتماد فراهم میکنند، ولی روایت ترجیح میدهد آنها را در قالب کشمکشهای شخصی و صحنههای نمایشی حلوفصل کند.
این انتخاب، اثر را روان و قابلدسترس نگه میدارد، اما بخشی از عمق بالقوهاش را نیز محدود میکند. جمعبندی «Descendants 3» پایانبندیای دلنشین برای سهگانه مالی و دوستانش فراهم میآورد و در عین حال عناصر آشنای مجموعه، از رفاقت و شوخی تا رقص و لباسهای پررنگ، را حفظ میکند. بازیهای سرگرمکننده، فضای فانتزی جذاب و دغدغهای انسانی درباره جدایی و پذیرش، به فیلم نیروی عاطفی میبخشند.
در سوی دیگر، داستان در پیوندزدن رخدادهایش گاه شلخته است، موسیقیها چندان در خاطر نمیمانند و هیدس با وجود جذابیت بالقوهاش پرداختی بهاندازه اهمیتش دریافت نمیکند. فیلم برای مخاطبی که با شخصیتها و مسیر سهگانه همراه بوده، تجربهای گرم و رضایتبخش فراهم میکند؛ اما بهعنوان اثری مستقل، بیش از آنکه با انسجام روایی یا ترانههایی فراموشنشدنی بدرخشد، بر نیروی شخصیتهای محبوب و حس پایانیافتن یک دوره تکیه دارد.
« مضمونها و محدودیتهای روایت در لایه زیرین ماجرا، فیلم درباره مسئولیت جمعی و امکان تغییر سخن میگوید. »
جمعبندی
این پایان، بینقص نیست، اما به جهان «وارثان» فرصتی میدهد تا از تقابل ساده خیر و شر فاصله بگیرد و از امکان ساختن آیندهای مشترک سخن بگوید.
ثبت دیدگاه