نقد و بررسی
نقد دفاع از زندگیات (Defending Your Life) | 1991
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای درخشان برای مواجهه با زندگی «دفاع از زندگیات» از همان آغاز، مرگ را نه چونان پایان قطعی، بلکه همچون آستانهای اداری و غریب تصویر میکند: دنیل میلر پس از مرگ به شهر داوری میرسد، جایی که زندگی او در جلساتی رسمی و با شواهدی از گذشتهاش بررسی میشود. این تصور، هم سرچشمهٔ کمدی فیلم است و هم چارچوبی برای پرسشی جدیتر: آیا زندگی را باید با دستاوردهایش سنجید یا با لحظههایی که ترس، ما را از انتخاب بازداشته است؟
آلبرت بروکس، که فیلمنامه را نوشته، کارگردانی کرده و نقش دنیل را بر عهده دارد، جهان پس از مرگ را به قلمرویی باشکوه و رازآلود بدل نمیکند. شهر داوری بیشتر به شهری مدرن و خوشسامان میماند؛ مکانی با تشریفات، کارمندان، سرگرمیها و روالهایی که یادآور زندگی روزمرهاند. همین آشناییِ بوروکراتیک، طنز جهان فیلم را میسازد: حتی پس از مرگ نیز آدمی باید در جلسه حاضر شود، پروندهاش را دنبال کند و دربارهٔ گذشتهاش توضیح بدهد.
ترس، انتخاب و معنای شجاعت هستهٔ فکری فیلم، سنجش شجاعت است؛ اما شجاعت در اینجا الزاماً به معنای انجام کارهای قهرمانانه و خارقالعاده نیست. فیلم بیشتر به تصمیمهای کوچک و آشنایی مینگرد که ترس میتواند شکلشان را عوض کند: عقبنشینی از یک فرصت، سکوت در برابر موقعیتی دشوار یا ترجیحِ امنیت بر تجربهای تازه.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دنیل با این پرسش روبهروست که در لحظات حساس زندگیاش واقعاً چه انتخابی داشته و چه اندازه از انتخابهایش را اضطراب هدایت کرده است. جذابیت ایده در این است که دادگاه، بهجای آنکه صرفاً دربارهٔ نیکی و بدی حکم صادر کند، آدم را با نسخههایی از خودش روبهرو میسازد. بازبینی گذشته، میتواند خندهدار باشد، اما همزمان حس ناخوشایندی از حسابکشی درونی ایجاد میکند.
تماشاگر نیز ناگزیر میشود به زندگی خویش فکر کند: اگر هر تصمیم و تردید به شاهدی در دادگاه بدل میشد، کدام لحظهها بیشتر از همه نیازمند دفاع بودند؟ فیلم این پرسش را تحمیل نمیکند؛ آن را در دل موقعیتهای کمیک و گفتوگوهای روزمره مینشاند. طنز اداری و جهانسازی شهر داوری از هوشمندانهترین دستاوردهای فیلم است.
محیطی که باید رازآلود و متافیزیکی باشد، با نظم و سازوکارهای آشنا اداره میشود؛ انگار مرگ نیز سازمانی دارد با خدمات، برنامهها و سرگرمیهای ویژهٔ مراجعان. این تضاد، زمینهٔ شوخیهایی ظریف فراهم میآورد و اجازه میدهد جهان فیلم بدون توضیحهای سنگین، بهتدریج شکل بگیرد. در عین حال، فضای خنثی و منظم شهر با آشفتگی عاطفی دنیل مقابله میکند: همهچیز ظاهراً مرتب است، جز آنچه او دربارهٔ خودش نمیداند.
« بازبینی گذشته، میتواند خندهدار باشد، اما همزمان حس ناخوشایندی از حسابکشی درونی ایجاد میکند. »
شخصیتها و اجرا
طنز بروکس معمولاً بر اغراق و شوخیهای پرهیاهو تکیه ندارد. بخش مهمی از خندهها از واکنشهای خشک، مکثها و برخورد جدی شخصیتها با موقعیتهایی نامتعارف پدید میآید. این شیوه با جهان فیلم تناسب دارد؛ زیرا شهر داوری هرقدر هم عجیب باشد، ساکنانش آن را امری عادی میدانند. با این همه، بعضی ایدههای محیطی در نیمهٔ دوم تازگی آغازین خود را از دست میدهند.
فیلم گاه بیش از آنکه جهانش را گسترش دهد، دوباره به همان سازوکارهای آشنا بازمیگردد و از نیروی کنجکاویبرانگیز آغازش فاصله میگیرد. دنیل و دشواری همدلی دنیل شخصیتی است که ضعفهایش آشکار و قابلشناساییاند، اما همین ویژگی گاهی به محدودیت بدل میشود. او مردی مردد و خودآگاه است که بهجای آنکه صرفاً از ترسهایش رنج ببرد، اغلب میکوشد آنها را با شوخی و توجیه مهار کند.
آلبرت بروکس این تناقض را با بازیای کمادا و عصبی به نمایش میگذارد. شخصیتش نه قهرمانی پرجاذبه است و نه قربانیِ صرف؛ بیشتر انسانی معمولی است که ناگهان باید دربارهٔ معمولیبودن خود توضیح بدهد. این انتخاب با مضمون فیلم هماهنگ است، اما ممکن است فاصلهای میان دنیل و بخشی از مخاطبان ایجاد کند.
« طنز بروکس معمولاً بر اغراق و شوخیهای پرهیاهو تکیه ندارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم از ما میخواهد محدودیتهای او را جدی بگیریم، درحالیکه شخصیتپردازیاش همیشه به اندازهٔ ایدهٔ مرکزی پیچیده نمیشود. بعضی موقعیتها بیش از آنکه لایههای تازهای از او آشکار کنند، همان تردید و کمجرئتی را تکرار میکنند. با وجود این، آسیبپذیری دنیل به فیلم گرمایی انسانی میدهد و مانع از آن میشود که دادگاه به تمثیلی خشک و انتزاعی فروکاسته شود.
رابطهٔ دنیل و جولیا ورود جولیا، با بازی مریل استریپ، به روایت انرژی عاطفی تازهای میبخشد. او در برابر دنیل، شخصیتی آزادتر و بیواهمهتر به نظر میرسد؛ حضوری که نه فقط جذابیت عاشقانه، بلکه پرسشی دربارهٔ شیوهٔ زیستن را نیز با خود میآورد. کنار هم قرار گرفتن این دو، تقابل میان احتیاط و گشودگی را مجسم میکند و به دنیل امکان میدهد تصویری متفاوت از نزدیکی و آسیبپذیری را تجربه کند.
هماهنگی استریپ و بروکس از نقاط قوت فیلم است. بازی استریپ نرم و دلنشین است و واکنشهایش به شوخیها و رفتارهای دنیل، رابطه را از حالت مکانیکی بیرون میآورد. بروکس نیز در کنار او، از خشکی و خودکمبینی شخصیتش به لحظههایی صمیمیتر میرسد. با این حال، رابطه گاهی بیش از اندازه آرام و بیدردسر پیش میرود و برخی چرخشهای عاطفی آن قابلحدس به نظر میرسند.
« بعضی موقعیتها بیش از آنکه لایههای تازهای از او آشکار کنند، همان تردید و کمجرئتی را تکرار میکنند. »
قوتها و کاستیها
جولیا نیز در بعضی لحظات بیشتر نقش نیرویی برای بیدارکردن دنیل را دارد تا شخصیتی با کشمکشهای مستقل و پررنگ. ریتم، اجرا و لحن فیلم بهجای شتاب در پیشبرد ماجرا، فضایی آسوده و کمتنش میسازد. این آرامش با شهر داوری و طنز اداری آن سازگار است، اما گاه به کندی میانجامد. بعضی صحنهها پس از آنکه شوخی یا نکتهٔ اصلیشان روشن شده، کمی بیش از اندازه ادامه پیدا میکنند؛ در نتیجه، کنجکاوی ناشی از ایدهٔ نخستین جای خود را به یکنواختی میدهد.
این مسئله بهخصوص زمانی محسوس است که داستان میان جلسات داوری و لحظههای عاشقانه رفتوآمد میکند، بیآنکه هر بخش همواره نیروی تازهای به دیگری ببخشد. با اینهمه، لحن فیلم یکدست و سنجیده باقی میماند. «دفاع از زندگیات» نه میخواهد کمدیای پرشتاب باشد و نه درامی تلخ دربارهٔ مرگ. شوخیهایش اغلب کمصدا هستند و تأملهایش نیز از سنگینیِ بیش از حد پرهیز میکنند.
همین میانهروی به فیلم هویت خاصی میدهد، هرچند ممکن است برای مخاطبی که انتظار خندههای مداوم یا واکاوی فلسفی عمیقتری دارد، کمرمق جلوه کند. جمعبندی «دفاع از زندگیات» بر ایدهای خلاقانه بنا شده و با نگاهی شوخطبعانه، مسئلهای جدی را پیش میکشد: ترس تا چه اندازه در تصمیمهای ما دخالت دارد و زندگیِ محتاطانه چه چیزی را از ما میگیرد؟
« جولیا نیز در بعضی لحظات بیشتر نقش نیرویی برای بیدارکردن دنیل را دارد تا شخصیتی با کشمکشهای مستقل و پررنگ. »
جمعبندی
جهان اداریِ پس از مرگ، بازی کمادای آلبرت بروکس و حضور گرم مریل استریپ، فیلم را به تجربهای دلنشین و تأملبرانگیز بدل میکنند. در سوی دیگر، ریتم آرام، تکرار بعضی موقعیتها و سادهبودن بخشی از رابطهٔ عاشقانه، مانع از آن میشوند که فیلم در تمام مسیر همپای تازگی ایدهاش حرکت کند. با این حال، اثر در ذهن میماند؛ نه بهسبب پاسخ قطعیاش دربارهٔ شجاعت، بلکه بهخاطر پرسشی که پس از پایان تماشایش باقی میگذارد: اگر فرصتی دیگر برای زندگی باشد، آیا این بار کمتر از ترس اطاعت خواهیم کرد؟



ثبت دیدگاه