نقد و بررسی
نقد D@bbe 5: Curse of the Jinn | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ترس در خانه و فروپاشی اطمینان «D@bbe 5: Curse of the Jinn» از نقطهای آشنا در سینمای وحشت آغاز میشود: زنی در خانهاش حضور چیزی نامرئی را حس میکند، اما نزدیکترین فرد به او، همسرش عمر، تجربهاش را جدی نمیگیرد. دیلک میان هراس از نیرویی ناشناخته و بیاعتباریای که در زندگی روزمره با آن روبهروست گرفتار میشود.
این تردید اولیه، بیش از آنکه صرفاً مقدمهای برای چند صحنهٔ ترسناک باشد، سازوکار اصلی تعلیق را میسازد: آیا آنچه دیلک میبیند واقعی است، یا دیگران میتوانند رنج او را به توهم و آشفتگی روانی تقلیل دهند؟ فیلم بهتدریج این پرسش را از سطح تجربهٔ شخصی فراتر میبرد و به قلمرو نفرین و رازهای خانوادگی میکشاند.
هرچه وقایع شدت میگیرند، خانه از پناهگاه به فضایی تهدیدآمیز بدل میشود؛ جایی که آشناییِ اشیا و اتاقها نه آرامشبخش، بلکه زمینهساز انتظار و اضطراب است. این گذار تدریجی، نقطهٔ قوت مهم فیلم به شمار میآید: تهدید فقط از بیرون به شخصیتها حمله نمیکند، بلکه حریم خصوصی و احساس امنیت آنان را از درون میفرساید.
ساختار روایت و کشف گذشته روایت فیلم بر انباشتن نشانهها و آشکارشدن تدریجی لایههای پنهان بنا شده است. تلاش برای یافتن راه رهایی، بهجای آنکه مسئله را سادهتر کند، پرسشهای تازهای دربارهٔ گذشتهٔ دیلک و سرچشمهٔ مصیبت پیش میکشد. در نتیجه، قصه از الگوی معمولِ «حضور شوم در خانه» فاصله میگیرد و به معمایی خانوادگی نزدیک میشود؛ معمایی که هر پاسخ، دامنهٔ خطر را وسیعتر میکند.
« دیلک میان هراس از نیرویی ناشناخته و بیاعتباریای که در زندگی روزمره با آن روبهروست گرفتار میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب به فیلم ظرفیت روایی میدهد، اما بیهزینه نیست. در بخشهایی، اطلاعات و رخدادها با آهنگی کند عرضه میشوند و فیلم بیش از اندازه در مسیر رسیدن به افشاگریها مکث میکند. طولانیشدن این مسیر گاه از نیروی تعلیق میکاهد؛ تماشاگر ممکن است پیش از آنکه سرنخ تازهای دریافت کند، احساس کند روایت درجا میزند.
بااینحال، کندیِ فیلم همیشه بیکارکرد نیست: گاهی زماندادن به انتظار، حس درماندگی شخصیتها را تشدید میکند. مسئله آن است که این مکثها در همهٔ لحظات به یک اندازه ثمربخش نیستند. اتمسفر نفرین و زبان ترس مؤثرترین دستاورد «D@bbe 5» فضایی است که پیرامون نفرین میسازد. فیلم بهجای اتکا به یک تهدید روشن و ملموس، از ابهام، پیشبینیناپذیری و حس حضور نیروهایی بیرون از فهم متعارف بهره میگیرد.
تماشاگر، مانند دیلک، نمیداند خطر دقیقاً از کجا سر برمیآورد؛ همین ناآگاهی، خانه و موقعیتهای روزمره را به سرچشمهٔ اضطراب بدل میکند. ترس فیلم بیش از آنکه بر نمایش مداوم موجودی فراطبیعی متکی باشد، از انتظار برای وقوع اتفاقی نامطلوب تغذیه میکند. چند صحنهٔ ناگهانی و غافلگیرکننده نیز این فضای سنگین را از یکنواختی بیرون میآورند.
کارکردشان تنها تکاندادن تماشاگر نیست؛ در لحظات موفق، ضرباهنگ و حس ناامنی را از نو فعال میکنند و اجازه نمیدهند بیننده به قواعد صحنه عادت کند. البته فیلم گاهی به راهحلهای آشنای سینمای وحشت نزدیک میشود و بعضی ترسها بیش از آنکه از دل شخصیتها و موقعیتها بجوشند، بر غافلگیری لحظهای تکیه دارند.
« این انتخاب به فیلم ظرفیت روایی میدهد، اما بیهزینه نیست. »
شخصیتها و اجرا
با وجود این، آمیختن دلهرهٔ تدریجی با چند لحظهٔ ناگهانی، بخش مهمی از جذابیت آن است. شخصیتها و واکنشهای انسانی دیلک مرکز ثقل عاطفی فیلم است. تجربهٔ او نه فقط بهسبب آنچه میبیند، بلکه بهدلیل بیاعتمادی اطرافیانش هراسآور میشود. تماشاگر همراه او در موقعیتی قرار میگیرد که در آن هر توضیحی میتواند ناقص باشد: انکار دیگران، ترس خود او و احتمال وجود نیرویی واقعی همزمان بر صحنه سنگینی میکنند.
این کشمکش به نقش اصلی امکان میدهد تا وحشت را از سطح نمایش بیرونی به تجربهای روانی و فرساینده پیوند بزند. عمر اما شخصیتی دوپهلو و در مقاطعی آزاردهنده است. شکگرایی او در آغاز میتوانست زمینهای برای تنش باورپذیر باشد، اما استمرار رفتارهای بیاعتنا یا واکنشهای نامتناسب، گاهی بهجای پیچیدهکردن رابطهٔ زوج، صبر تماشاگر را میآزماید.
این ویژگی ممکن است برای برخی مخاطبان بخشی از تلخی موقعیت باشد؛ برای برخی دیگر، مانعی عاطفی است که همدلی با زندگی مشترک این دو را دشوار میکند. شخصیتهای فرعی نیز در خدمت گسترش فضای رازآلود قرار میگیرند، هرچند همهٔ آنها به یک اندازه فرصت نمییابند از نقشهای کارکردی فراتر بروند.
بازیها و میزانسن بازیها در مجموع با لحن اغراقآمیز و ملتهب فیلم هماهنگاند. اجرای دیلک باید میان ترس، سردرگمی و کوشش برای حفظ کنترل تعادل برقرار کند؛ زیرا اگر وحشت او از ابتدا به اوج برسد، فضای فیلم مجال تشدید نخواهد یافت. همین حرکت تدریجی از نگرانی به استیصال، به بخشهایی از روایت نیروی عاطفی میدهد.
« با وجود این، آمیختن دلهرهٔ تدریجی با چند لحظهٔ ناگهانی، بخش مهمی از جذابیت آن است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
عمر، در مقابل، گاه چنان سرسخت یا ناهماهنگ واکنش نشان میدهد که ناخواسته به یکی از منابع اصطکاک فیلم تبدیل میشود؛ حضوری که میتواند هم بر تنش بیفزاید و هم آن را از مسیر اصلی منحرف کند. میزانسن و استفاده از فضای خانه نیز در خدمت همین حس ناامنیاند. قابها و فضاهای بسته، نزدیکی تهدید را القا میکنند، حتی وقتی منشأ آن آشکار نیست.
این شیوه با مضمون محوری فیلم ــ نفوذ امر ناشناخته به قلمرو خصوصی ــ تناسب دارد. بااینحال، هرجا فیلم برای تثبیت یک موقعیت یا تأکید بر تهدید بیش از حد مکث میکند، همان فضای بسته ممکن است از دلهره به ملال بلغزد. مرز میان انتظار مؤثر و کشدادن بیثمر در این اثر باریک است. جلوههای ویژه و محدودیتهای بصری فیلم در ساختن ترس همیشه به نمایش مستقیم وابسته نیست، اما هرگاه جلوههای رایانهای آشکارا وارد میدان میشوند، ضعف آنها بیشتر به چشم میآید.
بهویژه در بخشهای پایانی، کیفیت مصنوعی برخی جلوهها میتواند تماشاگر را از فضای وهمآلود بیرون بکشد. این مشکل فقط مسئلهای فنی نیست؛ در سینمای وحشت، باورپذیری تصویر بخشی از باورپذیری خطر است. وقتی عنصر فراطبیعی بیش از اندازه ساختگی به نظر برسد، بخشی از فشار روانی صحنه فرو میریزد.
بااینهمه، این نارسایی تمام تجربهٔ فیلم را خنثی نمیکند. بخشهایی از ترس آن بر قاببندی، انتظار و واکنش شخصیتها استوار است، نه بر جلوههای پرهزینه. از همین رو، ضعف بصری بیشتر در لحظاتی نمایان میشود که فیلم تصمیم میگیرد امر نامرئی یا هولناک را آشکارا مجسم کند. نتیجه اثری ناهموار است: گاه در ساختن حس تهدید موفق، و گاه در تحقق تصویری آن کمتوان.
« میزانسن و استفاده از فضای خانه نیز در خدمت همین حس ناامنیاند. »
قوتها و کاستیها
غافلگیری و مدیریت اطلاعات یکی از جاذبههای روایت، نحوهٔ بازچینی اطلاعات در مسیر داستان است. فیلم بخشهایی از گذشته را چنان قطرهچکانی عرضه میکند که معنای برخی رخدادها تا مدتی معلق میماند. این راهبرد میتواند تماشاگر را درگیر کند، چون او را وامیدارد پیوسته برداشتهای خود را بازبینی کند.
غافلگیریِ روایی نیز در همین بازی با انتظار ریشه دارد: آنچه ابتدا ساده یا کماهمیت به نظر میرسد، ممکن است در نگاه بعدی جایگاهی متفاوت پیدا کند. برای حفظ اثر این بخش، بهتر است در این نقد به جزئیات افشاگریها پرداخته نشود. کافی است گفت فیلم بر بازنگری در برداشتهای اولیه تکیه دارد و همین ویژگی برای بسیاری از مخاطبان میتواند تجربهای رضایتبخش باشد.
در عین حال، هرچه روایت بیشتر به غافلگیری متکی شود، اهمیت منطق پیوند میان سرنخها افزایش مییابد. فیلم در برخی لحظات بهخوبی این پیوند را حفظ میکند، اما کندی مسیر و توضیحهای متراکم گاه از ظرافت آن میکاهد. جمعبندی «D@bbe 5: Curse of the Jinn» فیلمی است که بیش از هر چیز با اتمسفر نفرین، حس درماندگی و چند لحظهٔ مؤثرِ غافلگیری در خاطر میماند.
روایتِ رازآلود آن، وحشت را از خانه و زندگی زناشویی آغاز میکند و به گذشتهای پنهان پیوند میزند؛ مسیری که ظرفیت تعلیق و بازتفسیر دارد، اما گاه بهسبب کشآمدن روایت نیروی خود را از دست میدهد. شخصیت عمر نیز برای بخشی از تماشاگران بهجای آنکه صرفاً عامل تنش باشد، حضوری کلافهکننده پیدا میکند و جلوههای رایانهای در بخشهایی، بهخصوص نزدیک پایان، از باورپذیری فضای فراطبیعی میکاهند.
« غافلگیری و مدیریت اطلاعات یکی از جاذبههای روایت، نحوهٔ بازچینی اطلاعات در مسیر داستان است. »
جمعبندی
با وجود این کاستیها، فیلم در ایجاد حس ناامنی و نگهداشتن تماشاگر در انتظار اتفاق بعدی کامیاب است. نقطهٔ قوتش نه بینقصبودن، بلکه تواناییاش در ساختن جهانی است که در آن خانه دیگر امن نیست و گذشته میتواند به شکلی تهدیدآمیز به اکنون بازگردد. برای دوستداران وحشت فراطبیعی و داستانهای نفرینشده، اثری دلهرهآور و نابرابر است که ضعفهایش را پنهان نمیکند، اما لحظات مؤثرش را نیز بهآسانی از یاد نمیبرد.
« با وجود این کاستیها، فیلم در ایجاد حس ناامنی و نگهداشتن تماشاگر در انتظار اتفاق بعدی کامیاب است. »
ثبت دیدگاه