نقد و بررسی
نقد دیوید کاپرفیلد (David Copperfield) | 1935
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
اقتباس ادبی در قالب سینما نسخهٔ «دیوید کاپرفیلد» محصول ۱۹۳۵، به کارگردانی George Cukor، با کاری دشوار روبهروست: تبدیل رمانی گسترده و سرشار از شخصیت، حادثه و لحنهای متغیر به فیلمی بلند، اما محدود به زمان نمایش سینمایی. نتیجه نه بازگویی کامل اثر Charles Dickens، بلکه گزیدهای سینمایی از جهان آن است؛ گزیدهای که میکوشد هم مسیر رشد دیوید را حفظ کند و هم بخشی از رنگارنگی آدمها و موقعیتهای رمان را به پرده بیاورد.
فیلم در همین انتخاب، هم به دستاورد میرسد و هم به محدودیت: حالوهوای دیکنزی را با گرما و جزئیات بازمیسازد، اما گاه پیوند میان رخدادها را قربانی شتابِ عبور از آنها میکند. رشد در جهانی بیثبات ستون اصلی روایت، گذر دیوید از کودکی به بزرگسالی است؛ سفری که در آن، امنیتِ نخستین سالها بهتدریج جای خود را به تجربهٔ خشونت، فقر، بیپناهی و مناسبات نابرابر میدهد.
داستان از رنج قهرمانش تصویری ساده و یکدست نمیسازد: جهان فیلم میتواند سخت و بیرحم باشد، اما در آن مهربانی و یاری نیز از میان آدمهایی نامتوقع سر برمیآورد. به این ترتیب، بلوغ دیوید نه صرفاً فرایندی درونی، بلکه حاصل برخوردهای پیدرپی او با طبقات و خلقوخوهای گوناگون است. این نگاه، از ویژگیهای ماندگار ادبیات دیکنز است: شخصیت اصلی در جامعهای حرکت میکند که گاه بهسرعت داوری میکند و گاه فرصت دوبارهای برای برخاستن فراهم میآورد.
فیلم این مضمون را در قالب روایتی روشن و قابلدنبالکردن عرضه میکند. بااینحال، چون مراحل زندگی دیوید باید در زمانی نسبتاً فشرده کنار هم قرار گیرند، بعضی دگرگونیهای عاطفی بیش از آنکه بهآرامی تجربه شوند، به شکل ایستگاههایی در مسیر دیده میشوند. سازوکار روایت و بهای فشردهسازی مهمترین چالش فیلم، فشردهکردن رمانی بلند و پُرماجراست.
« فیلم این مضمون را در قالب روایتی روشن و قابلدنبالکردن عرضه میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اقتباس ناگزیر بسیاری از شخصیتها و خطوط فرعی را کنار میگذارد و در نتیجه، تصویر سینمایی بیش از آنکه همهٔ گسترهٔ کتاب را بازتاب دهد، مجموعهای از لحظههای برجسته و دیدارهای بهیادماندنی میشود. این انتخاب به روایت وضوح میبخشد: مخاطب میتواند مسیر کلی زندگی دیوید را دنبال کند، بیآنکه در انبوه جزئیات گم شود.
اما همان انتخاب، گاه به قیمت کاهش انسجام دراماتیک تمام میشود. در بخشهایی، فیلم بهجای آنکه هر حادثه را بهطور کامل بپرورد، از یک موقعیت به موقعیت بعدی میجهد؛ گویی ورقهای مصور کتابی پرشخصیت را پشت سر هم ورق میزنیم. این شیوه برای انتقال تنوع دنیای دیکنز مؤثر است، ولی رابطهٔ علت و معلولی میان برخی تجربهها کمرنگ میشود.
شخصیتهایی که در رمان فرصت طولانی برای شکلگیری دارند، در این نسخه ممکن است تنها با چند صحنه به یاد بمانند. بنابراین فیلم برای خوانندهٔ رمان، جایگزین آن نیست؛ اما برای تماشاگر ناآشنا، دریچهای پرجاذبه به جهان آن میگشاید. بازیگری و حضور شخصیتها یکی از بزرگترین امتیازهای اثر، گروه بازیگران پرشمار و تواناست که به جهان قصه بافتی انسانی میبخشد.
Freddie Bartholomew در نقش دیویدِ کودک، آسیبپذیری و کنجکاوی را با اجرایی سنجیده درهم میآمیزد؛ او نه فقط قربانی شرایط، بلکه پسربچهای است که پیوسته میکوشد معنای رفتار بزرگترها را بفهمد. Frank Lawton در مقام دیویدِ بزرگسال، چهرهای آرامتر و متأملتر ارائه میکند و همین تفاوت، گذر زمان را محسوس میسازد؛ هرچند تغییر بازیگر، ناگزیر اندکی از پیوستگی عاطفی شخصیت میکاهد.
« اما همان انتخاب، گاه به قیمت کاهش انسجام دراماتیک تمام میشود. »
شخصیتها و اجرا
Edna May Oliver در نقش عمه بتسی با صلابت، خشکی ظاهری و عطوفت پنهانش از برجستهترین حضورهای فیلم است. شخصیت او هم نیرویی کمیک دارد و هم جایگاهی محوری در مسیر دیوید؛ بازی Oliver این دو سویه را بهگونهای طبیعی کنار هم نگه میدارد. W. C. Fields نیز در نقش میکاوبر، سرزندگی و طنزی خاص به فیلم میآورد.
حضور او گاه چنان پررنگ است که نگاه را از قهرمان دور میکند، اما همین انرژی، به جهان اثر تنوع میبخشد. در سوی دیگر، Basil Rathbone با خویشتنداری سرد و اقتدار تهدیدآمیزش، چهرهای بهیادماندنی از سختگیری و سلطه میسازد. شخصیتهای فرعی؛ غنا و ازدحام دنیای «دیوید کاپرفیلد» با قهرمانش تعریف نمیشود؛ بلکه از برخورد او با مجموعهای از آدمهای نامتعارف و متضاد شکل میگیرد.
برخی شخصیتها نمایندهٔ امنیت و حمایتاند، برخی دیگر فرصتطلبی، غرور یا آسیبپذیری را مجسم میکنند. همین تنوع، به فیلم حس زندگی میدهد و از تبدیلشدنش به شرحی خشک از رشد یک فرد جلوگیری میکند. از خانوادهٔ پگاتی تا میکاوبرها و ساکنان خانهٔ عمه بتسی، هر جمعْ رنگ و آهنگ اجتماعی خاص خود را دارد.
بااینحال، انبوه شخصیتها نقطهضعف روایی نیز میشود. بعضی آدمها با ویژگیای پررنگ وارد میشوند، اما پیش از آنکه رابطهشان با دیوید یا یکدیگر بهقدر کافی گسترش یابد، از مرکز توجه کنار میروند. در نتیجه، تماشاگر ممکن است بیش از آنکه شاهد تحول روابط باشد، با رشتهای از معرفیها و دیدارها روبهرو شود.
« Edna May Oliver در نقش عمه بتسی با صلابت، خشکی ظاهری و عطوفت پنهانش از برجستهترین حضورهای فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این مسئله بهویژه در نیمهای که دیوید بزرگسال شده، محسوس است: شخصیتهای تازه و مناسبات تازه از راه میرسند، اما همه فرصت برابر برای رسوبکردن در ذهن پیدا نمیکنند. فضاسازی و زبان سینمایی فیلم در ساختن محیطی تاریخی و ملموس کامیاب است. لباسها، خانهها، خیابانها و فضاهای طبقاتی، جهانی میسازند که در آن شکوه و تنگدستی، آسایش و ناامنی، فاصلهای محسوس با یکدیگر دارند.
طراحی صحنه و جزئیات دورهای تنها پسزمینهای تزئینی نیستند؛ آنها بخشی از تجربهٔ اجتماعی دیوید را شکل میدهند و نشان میدهند که زندگی آدمها تا چه اندازه به موقعیت و امکاناتشان وابسته است. کارگردانی Cukor نیز بهجای تکیهٔ مداوم بر جلوهگری، بر حضور بازیگران و فضای موقعیتها متکی است.
حاصل، فیلمی کلاسیک و خوشساخت است که بیشتر از راه چهرهها، گفتوگوها و ترکیبهای تصویری اثر میگذارد تا از طریق نوآوریهای نمایشی پرخطر. همین رویکرد به آن وقار و دلنشینی میبخشد، اما گاهی نیز ایستایی به همراه دارد. بعضی صحنهها به تصویرهای زیبا و کاملشدهای میمانند که در آنها حرکت دراماتیک اندکی کند میشود.
طنز، اندوه و لحن دیکنزی یکی از دشواریهای اقتباس دیکنز، حفظ همزمان طنز و اندوه است. فیلم در بسیاری از لحظات میکوشد از تلخی زندگی دیوید به سوی گرمای روابط انسانی حرکت کند، بیآنکه رنجهای او را کاملاً سبک بشمارد. شخصیتهای کمیک، بهویژه میکاوبر، از شدت فضای دشوار میکاهند و در عین حال بخشی از آسیبپذیری اجتماعی جهان داستان را آشکار میکنند.
« فضاسازی و زبان سینمایی فیلم در ساختن محیطی تاریخی و ملموس کامیاب است. »
قوتها و کاستیها
طنز در اینجا فقط وسیلهٔ سرگرمی نیست؛ راهی است برای تابآوردن در برابر دشواریها. اما این تعادل همیشه یکسان نیست. گاهی شوخطبعیِ شخصیتها چنان جلب توجه میکند که زمینهٔ تلختر داستان برای مدتی به حاشیه میرود؛ گاهی نیز فشردهسازی، مجال کافی برای همنشینی آرامِ طنز و اندوه نمیدهد.
با وجود این، فیلم در مجموع از روح انسانی و همدلانهٔ رمان فاصله نمیگیرد. نگاهش به آدمها، حتی هنگامی که آنان خطا میکنند یا ضعف نشان میدهند، بیشتر بر پیچیدگی و تناقضشان تأکید دارد تا بر محکومکردن شتابزدهٔ آنها. جمعبندی «دیوید کاپرفیلد» محصول ۱۹۳۵ اقتباسی گرم، پرشخصیت و چشمنواز است که نیروی اصلی خود را از بازیگران، فضاسازی دورهای و حس زندهٔ جهان دیکنز میگیرد.
فیلم مسیر کلی رشد دیوید و رویارویی او با بیعدالتی و پیچیدگی روابط انسانی را با وضوح دنبال میکند و در شخصیتهایی چون عمه بتسی و میکاوبر لحظههایی فراموشنشدنی مییابد. در مقابل، فشردگی روایت گاه آن را به مرور سریع رویدادها نزدیک میکند و مانع میشود بعضی شخصیتها و روابط به عمق کامل خود برسند.
ارزش فیلم در آن نیست که همهٔ ثروت رمان را در خود جای دهد؛ چنین کاری در قالبی سینمایی ممکن نیست. ارزشش در آن است که با انتخاب چند چهره و موقعیت برجسته، دریافتی صمیمی و کلاسیک از جهان دیکنز میسازد. تماشاگرِ جویای روایتی روان و پر از شخصیتهای رنگارنگ احتمالاً از آن لذت خواهد برد؛ و خوانندهٔ رمان نیز میتواند آن را نه بازآفرینی کامل کتاب، بلکه تصویری مستقل و دلنشین از بخشی از میراث ادبی آن ببیند.
« طنز در اینجا فقط وسیلهٔ سرگرمی نیست؛ راهی است برای تابآوردن در برابر دشواریها. »



ثبت دیدگاه