نقد و بررسی
نقد جوانان پرشور (Dashing Youth) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رفاقت در آستانهٔ جهان رزمی «Dashing Youth» که با عنوان چینی «Shao Nian Bai Ma Zui Chun Feng» شناخته میشود، پیشدرآمدی در جهان داستانی «The Blood of Youth» است؛ اما نیروی اصلیاش نه وابستگی به مجموعهٔ پیشین، بلکه روایت جوانیِ نسلی است که بعدها به چهرههایی نامآشنا بدل میشوند. سریال از پیمانی ساده و شاعرانه آغاز میکند: بایلِی دونگجون میخواهد خدای شراب شود و دوست دوران کودکیاش، یه یون، خدای شمشیر.
این آرزو، در ظاهر بازیگوشانه، به هستهٔ عاطفی روایت بدل میشود؛ زیرا سرنوشت دو دوست را در مسیرهایی جداگانه میافکند و از فاصلهٔ میان آرمان کودکی و واقعیت بزرگسالی، درام میسازد. دونگجون در آغاز نه قهرمانی آماده، بلکه جوانی سرزنده و لجوج است که جهان را از دریچهٔ شرابسازی و آزادی شخصی میبیند.
ورودش به مسیر هنرهای رزمی، صرفاً تغییر یک سرگرمی با مهارتی تازه نیست؛ آغاز مواجههاش با میراث خانوادگی، مسئولیت اجتماعی و خطرهای دنیایی است که پیشتر از آن فاصله میگرفت. سریال در بهترین لحظاتش، این دگرگونی را به دوستی پیوند میزند: رشد قهرمان وقتی معنا پیدا میکند که در کنار همراهانش و در نسبت با گذشتهاش سنجیده شود.
دوستی و دو مسیر متفاوت رابطهٔ دونگجون و یه یون، یا همان یه دینگژی، ستون عاطفی اثر است. آنان تنها دو دوست قدیمی نیستند که پس از سالها یکدیگر را مییابند؛ هر یک تصویری متفاوت از امکانهای دیگریاند. پیمان کودکیشان همچون رشتهای پنهان در سراسر داستان امتداد مییابد، حتی وقتی تجربهها و نیروهای بیرونی آنان را به سوی انتخابهایی متفاوت سوق میدهند.
« دوستی و دو مسیر متفاوت رابطهٔ دونگجون و یه یون، یا همان یه دینگژی، ستون عاطفی اثر است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این پیوند به سریال اجازه میدهد که مفهوم وفاداری را از سطح شعار فراتر ببرد و آن را در تردید، فاصله و تلاش برای فهم دیگری بیازماید. با این همه، روایت گاهی به پیوند این دو بیش از آنچه درام بتواند بهطور پیوسته پرورش دهد، تکیه میکند. برخی رخدادها باید فوراً بار عاطفی فراوانی حمل کنند، در حالی که زمان کافی برای شکلگیری تدریجی آن بار فراهم نشده است.
به همین دلیل، رابطه در لحظات مهم تأثیرگذار است، اما گاه گذار میان صمیمیت، کشمکش و تصمیمهای سرنوشتساز شتابزده به نظر میرسد. با وجود این نوسان، همین دوستی است که پراکندگی بخشهایی از داستان را مهار میکند و به ماجراهای متعدد آن مرکز احساسی میبخشد. قهرمانی که با شمشیر آغاز نمیشود یکی از دلنشینترین انتخابهای سریال آن است که دونگجون را از ابتدا شیفتهٔ شمشیر و افتخار رزمی تصویر نمیکند.
شرابسازی برای او راهی شخصی برای وفادارماندن به خاطره و قولی قدیمی است؛ ازاینرو، ورود به جهان مبارزهها تعارضی واقعی پدید میآورد. شاگردی نزد لی چانگشِنگ، استاد بزرگ هنرهای رزمی، مسیر تازهای میگشاید، اما داستان در اصل دربارهٔ آن نیست که جوانی ناگهان نیرومند شود؛ پرسش مهمتر این است که او چگونه میان خواست شخصی و مسئولیتی که بر دوشش میافتد، تعادل برقرار میکند.
بازی هو مینگهاو در نقش دونگجون، سرزندگی و سبکبالی شخصیت را بهخوبی منتقل میکند و اجازه نمیدهد شوخی و شیطنت او به بیمسئولیتی صرف فروکاسته شود. در مقابل، هه یو برای یه دینگژی لحنی جدیتر و اندوهی زیرپوستی میآفریند. تفاوت بازی این دو به تمایز مسیرهایشان کمک میکند و رابطهشان را باورپذیرتر میسازد.
« با این همه، روایت گاهی به پیوند این دو بیش از آنچه درام بتواند بهطور پیوسته پرورش دهد، تکیه میکند. »
شخصیتها و اجرا
هو لیانشین در نقش یوئهیائو نیز به مرکز عاطفی داستان رنگی آرامتر میدهد؛ هرچند پرداخت شخصیت او و برخی پیوندهای عاشقانه، به اندازهٔ دوستیهای مردانهٔ سریال فرصت پرورش پیدا نمیکند. گروه همراهان و جاذبهٔ جهان داستان ورود سیکونگ چانگفِنگ و دیگر همراهان، داستان را از سرگذشت دو شخصیت اصلی فراتر میبرد.
ماجراجویی در جهان رزمی با جمعی از آدمهای متفاوت جان میگیرد: کسانی که گاه همپیماناند، گاه رقیب و گاه نیرویی تازه در مسیر رشد قهرمانان. دوستیهای تازه، شوخیها و برخوردهای ناگهانی میان شخصیتها، فضای اثر را از سنگینی کامل دور میکنند و به آن حالوهوایی جوانانه میبخشند. حضور سیکونگ، بهویژه، انرژی گروهی روایت را بالا میبرد و ماجراجویی را از تقابلهای صرفاً شخصی بیرون میآورد.
اما همین گستردگی، گاهی به بهای تمرکز تمام میشود. شخصیتها و خردهروایتهای متعددی معرفی میشوند که برخی از آنها پیش از آنکه عمق کافی بیابند، از مرکز توجه کنار میروند. در نتیجه، جهان داستان وسیع و پرجمعیت به نظر میرسد، ولی همهٔ اجزایش به یک اندازه دراماتیک نیستند. سریال در بخشهایی بیشتر مشغول گشودن مسیرهای تازه است تا پرداخت کامل مسیرهایی که پیشتر آغاز کرده؛ مسئلهای که انسجام روایی را کاهش میدهد.
مبارزه، فانتزی و جلوههای بصری «Dashing Youth» از قراردادهای آشنای ووشیا بهره میبرد: استادان نامدار، شاگردی دشوار، رقابتهای رزمی و جهانی که در آن مهارت شمشیر با افسانه و اغراق درآمیخته است. صحنههای نبرد پرتحرکاند و طراحی قدرتها میکوشد مقیاس حماسی جهان را به تصویر بکشد. در کنار آن، طنز و لحظات سبکتر مانع از آن میشوند که فضای فانتزی به جدیتی یکنواخت دچار شود.
« حضور سیکونگ، بهویژه، انرژی گروهی روایت را بالا میبرد و ماجراجویی را از تقابلهای صرفاً شخصی بیرون میآورد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ترکیب برای مخاطبی که ماجراجویی رزمی را با رگههایی از کمدی و رفاقت میپسندد، جذابیت دارد. بااینحال، جلوههای رایانهای همیشه به سود صحنهها عمل نمیکنند. هرجا نبرد بر حرکت بدنی، مهارت رزمی و میزانسن روشن تکیه دارد، کشمکش ملموستر میشود؛ اما استفادهٔ پررنگ از تصاویر دیجیتال گاه حس وزن و تماس را از مبارزه میگیرد.
جلوهها به بزرگنمایی لحظهها کمک میکنند، ولی در مواردی جایگزین ظرافت طراحی کنش میشوند. ازاینرو، صحنههای رزمی سریال بیشتر از آنکه همواره بر واقعنمایی تکیه کنند، در پی خلق شکوه بصریاند؛ انتخابی که بخشی از مخاطبان را سرگرم میکند و ممکن است برای گروهی دیگر فاصلهای عاطفی ایجاد کند.
ریتم و ساختار روایت ساختار چهلقسمتی اثر مجال میدهد که شخصیتها و مناسباتشان در مسیرهای گوناگون گسترش یابند، اما این فرصت همیشه به انسجام نمیانجامد. ریتم در بخشهایی کند میشود و روایت برای معرفی چهرهها یا گشودن ماجراهای فرعی از خط اصلی فاصله میگیرد. در بخشهای دیگر، برعکس، رخدادهای مهم با شتاب از پی هم میآیند و پیامدهای احساسی یا سیاسیشان مجال کافی برای جاافتادن نمییابد.
حاصل، ضربآهنگی نامتوازن است: داستان گاه بیش از اندازه مکث میکند و گاه زودتر از موعد از یک نقطهٔ دراماتیک عبور میکند. این نوسان بر خطهای سیاسی و عاشقانه نیز اثر میگذارد. رقابتها و دسیسهها ظرفیت ساختن تعلیق دارند، اما گاهی توضیح داده میشوند بیآنکه پیچیدگی بازیگران یا انگیزههایشان به همان اندازه بسط یابد.
« این ترکیب برای مخاطبی که ماجراجویی رزمی را با رگههایی از کمدی و رفاقت میپسندد، جذابیت دارد. »
قوتها و کاستیها
رابطههای عاشقانه نیز در لحظاتی لطافت و کشش دارند، ولی معمولاً در حاشیهٔ محور دوستی و ماجراجویی میمانند. بنابراین، اگر انتظار روایتی سیاسیِ چندلایه یا عاشقانهای پرورشیافته داشته باشیم، نتیجه ممکن است کممایهتر از ظرفیت اولیهٔ داستان به نظر برسد. جایگاه سریال در جهان ووشیا ارزش «Dashing Youth» بیش از آنکه در نوآوری کامل ژانری باشد، در بازخوانی جوانی شخصیتهایی است که جهان داستانی پیشتر آنان را در موقعیتهایی پختهتر و تثبیتشدهتر نشان داده است.
این پیشدرآمد برای تماشاگران «The Blood of Youth» لایهای از آشنایی و انتظار میسازد؛ بااینحال، روایت چنان سامان یافته که پیگیری آن به شناخت قبلی از مجموعه وابسته نباشد. جذابیت اصلی در دیدن شکلگیری رفاقتها، نخستین انتخابها و آرمانهایی است که زیر فشار سیاست و خشونت جهان رزمی آزموده میشوند.
اثر در لحظات موفقش شور جوانی را با اندوهِ ازدسترفتن معصومیت کنار هم مینشاند. رؤیای خدای شراب و خدای شمشیر، از یک وعدهٔ کودکانه آغاز میشود، اما داستان نشان میدهد که زندگی بزرگسالی میتواند معنای همان وعده را دگرگون کند. این فاصله میان رؤیا و واقعیت، هستهٔ شاعرانهٔ سریال است؛ هرچند روایت همیشه به اندازهٔ ایدهاش منسجم و عمیق نمیماند.
جمعبندی «Dashing Youth» اثری سرگرمکننده و پرشخصیت است که نیروی اصلی خود را از رفاقت دونگجون و یه دینگژی، جذابیت گروه همراهان و ترکیب ووشیا با طنز و فانتزی میگیرد. بازیهای اصلی، بهویژه در نمایش صمیمیت و تفاوت منش دو دوست، به داستان گرما میبخشند و سفر دونگجون از جوانی خودرأی به قهرمانی مسئول را قابلپیگیری میکنند.
« رابطههای عاشقانه نیز در لحظاتی لطافت و کشش دارند، ولی معمولاً در حاشیهٔ محور دوستی و ماجراجویی میمانند. »
جمعبندی
در مقابل، پراکندگی خردهروایتها، نوسان ریتم، پرداخت کمعمق برخی مناسبات و اتکای گاه افراطی به جلوههای دیجیتال مانع از آن میشود که همهٔ ظرفیتهای اثر به یک اندازه شکوفا شوند. با این همه، سریال بهواسطهٔ روحیهٔ جوانانه و پیوندهای عاطفیاش تماشایی میماند. این روایت بیش از آنکه دربارهٔ پیروزی در نبردها باشد، دربارهٔ آن است که آدمی چگونه در میان وفاداری، آرمان و مسئولیت، راه خود را پیدا میکند؛ و همین پرسش، با وجود نابرابریهای ساختاری، به داستان ماندگاری عاطفی میدهد.
« با این همه، سریال بهواسطهٔ روحیهٔ جوانانه و پیوندهای عاطفیاش تماشایی میماند. »



ثبت دیدگاه