نقد و بررسی
نقد Darling Lili | 1970
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شکوه صحنه و سایهٔ جاسوسی «Darling Lili» ساختهٔ Blake Edwards، از همان ایدهٔ مرکزی خود تضادی پُرظرفیت میسازد: زنی که با آوازهای میهنپرستانه دل سربازان را گرم میکند، در همان حال برای دشمن اطلاعات گرد میآورد. لیلی اسمیت، ستارهٔ تالارهای موسیقی بریتانیا، هم چهرهای محبوب و آشناست و هم جاسوسی با هویتی پنهان؛ نقشی که برای Julie Andrews فرصتی فراهم میکند تا تصویر پاک و معصومانهای را که تماشاگران از او داشتند، به قلمرویی پیچیدهتر ببرد.
جذابیت فرض اولیه در همین دوگانگی است: هر اجرای عمومی لیلی میتواند هم نمایش هنری باشد و هم بخشی از نقاب او. فیلم میکوشد این کشاکش را در بستری آراسته از موسیقی، عاشقانه و ماجرای جنگی پیش ببرد. اما این عناصر همیشه در یک مسیر همجهت حرکت نمیکنند. گاه داستان جاسوسی به مرکز توجه میآید، گاه رابطهٔ عاطفی، و گاهی اجرای صحنهای همهچیز را برای چند دقیقه به سود خود کنار میزند.
حاصل، اثری است که ایدهاش از ابتدا نوید انسجامی چشمگیر میدهد، اما در عمل بیش از آنکه این لایهها را بهخوبی در هم ببافد، میان آنها رفتوآمد میکند. Julie Andrews؛ ستارهای میان دو چهره نقطهٔ اتکای اصلی فیلم حضور Julie Andrews است. او لیلی را با وقار و مهارت اجراییای بازی میکند که برای یک ستارهٔ صحنه باورپذیر است؛ صدایی روشن و مطمئن دارد و میتواند توجه جمع را بیتکلف به خود جلب کند.
« جذابیت فرض اولیه در همین دوگانگی است: هر اجرای عمومی لیلی میتواند هم نمایش هنری باشد و هم بخشی از نقاب او. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با این حال، نقش تنها به آوازخوانی و جذابیت ظاهری محدود نیست. لیلی باید همزمان اعتماد دیگران را جلب کند، راز خود را پنهان نگه دارد و با پیامدهای عاطفی زندگی دوگانهاش روبهرو شود. Andrews در لحظههایی که این تضاد از زیر ظاهر کنترلشدهٔ شخصیت سر برمیآورد، بهترین کارکرد را دارد. فیلم بهروشنی از فاصلهٔ میان چهرهٔ عمومی و هویت پنهان لیلی لذت میبرد.
او روی صحنه نماد روحیهبخشی و وفاداری است، اما در خلوت باید نقش دیگری را ایفا کند. این کشمکش میتوانست به مطالعهای دقیق دربارهٔ بازیگری، فریب و خودساختگی بدل شود؛ فیلم گاه چنین امکانی را لمس میکند، اما اغلب زود از کنار آن میگذرد تا به صحنهای عاشقانه یا موزیکال برسد. در نتیجه، توانایی Andrews بیشتر از آنکه در تحول روانی شخصیت به کار گرفته شود، در حضور کاریزماتیک و اجرای ترانهها جلوه میکند.
موسیقی؛ نیرویی زنده و گاه جدا از روایت ترانهها از دوستداشتنیترین اجزای «Darling Lili» هستند. موسیقی Henry Mancini و کلام Johnny Mercer در کنار قطعههای آشنای دورهٔ جنگ، فضایی میسازند که به فیلم رنگ و بافت میدهد. آوازها فقط وقفههایی تزئینی نیستند: اجرای لیلی در برابر سربازان و مردم، بخشی از زندگی حرفهای او و نیز سازوکار ساختن تصویر عمومیاش است.
« با این حال، نقش تنها به آوازخوانی و جذابیت ظاهری محدود نیست. »
شخصیتها و اجرا
در بهترین لحظات، موسیقی هم حالوهوای تاریخی را منتقل میکند و هم به تماشاگر یادآوری میکند که هنرِ لیلی به ابزار فریب و بقا نیز بدل شده است. با این همه، پیوند میان شمارههای موسیقایی و پیشروی داستان همیشه محکم نیست. بعضی ترانهها از نظر حالوهوا یا مضمون به جهان شخصیت نزدیکاند، اما گاهی فیلم برای جا دادن آنها مکثی طولانی میکند که تنش روایی را فرو مینشاند.
موسیقی بهتنهایی دلنشین است، ولی دلنشینی هر قطعه الزاماً به معنای ضرورت دراماتیک آن نیست. همین فاصله سبب میشود بخشی از صحنهها بیشتر به نمایش تواناییهای Andrews و شکوه تولید شبیه باشند تا گامی روشن در تحول داستان. فضای بصری و لباسها؛ فریبندگی سطح طراحی لباس و ظاهر فیلم سهم بزرگی در جذابیت آن دارند.
جامههای لیلی نهفقط چشمنواز، بلکه بخشی از هویت صحنهای او هستند: هر تغییر لباس، تصویری تازه از زنی میسازد که برای تماشاگران به ستاره بدل شده است. جزئیات بصری، نورپردازی و دکورهای پرزرقوبرق به «Darling Lili» حالوهوای یک نمایش بزرگ را میدهند؛ جهانی که در آن حتی فضای جنگ نیز از شکوه کلاسیک و صیقلی هالیوود جدا نمیشود.
« با این همه، پیوند میان شمارههای موسیقایی و پیشروی داستان همیشه محکم نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این زیبایی، البته، گاهی به محدودیت هم بدل میشود. جهان فیلم چنان آراسته و حسابشده است که خشونت و آشفتگی جنگ به حاشیه رانده میشوند. نبردها و خطرهای نظامی حضور دارند، اما بیشتر همچون زمینهای برای ماجراجویی و عاشقانه عمل میکنند تا نیرویی که واقعاً زندگی شخصیتها را خرد یا دگرگون کند.
فیلم بهجای آنکه تضاد میان شکوه صحنه و واقعیت تلخ جنگ را به شکلی تند و ناآرام بپروراند، اغلب به زیبایی قاب و جلوهٔ دیداری خود وفادار میماند. عاشقانه و بازی جاسوسی رابطهٔ لیلی با سرگرد William Larrabee هستهٔ عاطفی داستان است؛ پیوندی که از ابتدا با سوءظن، مأموریت و فریب آلوده شده است.
لیلی به او نزدیک میشود تا اطلاعات به دست آورد، اما نزدیکی حسابشده میتواند به احساسی واقعی تبدیل شود. این موقعیت ظرفیت دراماتیک روشنی دارد: در چنین رابطهای، هر ابراز محبت ممکن است هم صادقانه باشد و هم بخشی از نقشه. فیلم در لحظههایی که این ابهام را زنده نگه میدارد، کشش قابلتوجهی پیدا میکند.
« این زیبایی، البته، گاهی به محدودیت هم بدل میشود. »
قوتها و کاستیها
با وجود این، رابطهٔ عاشقانه گاه بیش از اندازه آسان و کمپیچوخم پیش میرود. تناقضهای اخلاقی و خطرهای سیاسیِ موقعیت، آنگونه که باید بر هر گفتوگو و تصمیم سایه نمیاندازند. نتیجه آن است که داستان میان جدیت یک مأموریت جنگی و سبکیِ یک کمدی عاشقانه معلق میماند. حضور بازیگران و جذابیت کلی موقعیت، این نوسان را تماشایی میکند، اما نمیتواند همیشه آن را به انسجام بدل سازد.
ریتم و پراکندگی روایت ضعف آشکار فیلم، طول و ریتم آن است. «Darling Lili» فرصت زیادی به صحنهها میدهد تا گسترش یابند، اما این گسترش همیشه به تعمیق شخصیت یا افزایش تعلیق نمیانجامد. گاهی روایت با جزئیات و موقعیتهایی روبهرو میشود که به نظر میرسد مسیر تازهای میگشایند، ولی پیوندشان با خط اصلی روشن نمیشود.
جابهجایی میان کمدی، عاشقانه، جاسوسی و موزیکال نیز میتواند تجربهای ناپیوسته بسازد؛ فیلم نه کاملاً به هیجان جاسوسی متعهد میماند و نه همیشه در قالب موزیکال ریتمی روان پیدا میکند. با این حال، پراکندگی به معنای فقدان هرگونه جذابیت نیست. برخی موقعیتهای فرعی و بازیهای کمیک، به فیلم جان میدهند و لحظاتی از سبکیِ دلپذیر میآفرینند.
« با وجود این، رابطهٔ عاشقانه گاه بیش از اندازه آسان و کمپیچوخم پیش میرود. »
جمعبندی
نیمهٔ پایانی نیز برای تماشاگرانی که تا آنجا با جهان فیلم همراه شدهاند، میتواند تأثیر عاطفی بیشتری پیدا کند. مسئله این است که فیلم برای رسیدن به این لحظهها راهی طولانی و نهچندان یکدست طی میکند؛ راهی که تماشاگر را وادار میسازد میان لحظات زیبا و بخشهای کمرمق بارها از نو تمرکز کند.
جمعبندی «Darling Lili» فیلمی است با اجزایی جذاب که بهتمامی در خدمت یک کلیت منسجم قرار نمیگیرند. بازی تماشایی Julie Andrews، موسیقی دلنشین، لباسهای چشمنواز و ایدهٔ زنِ هنرمندی که میان نمایش و جاسوسی زندگی میکند، به فیلم هویتی متمایز میبخشند. در مقابل، روایت گاه پراکنده میشود، ریتم کند است و تغییر لحن میان ماجرای جنگی، عاشقانه و کمدی همیشه طبیعی به نظر نمیرسد.
ارزش تماشای فیلم بیش از هر چیز در حضور Andrews و فضای موزیکال پرزرقوبرق آن نهفته است. «Darling Lili» نه آنقدر منسجم است که ایدهٔ پرظرفیتش را به اثری تمامعیار بدل کند و نه آنقدر بیروح که جذابیتهایش نادیدهگرفتنی باشند. تماشاگرِ مشتاق موسیقی کلاسیک سینمایی و بازی Julie Andrews احتمالاً از بخشهای درخشان آن لذت خواهد برد؛ اما کسی که در پی تعلیقی پیوسته و روایتی فشرده است، ممکن است با طول فیلم و پراکندگیاش فاصله بگیرد.
« نیمهٔ پایانی نیز برای تماشاگرانی که تا آنجا با جهان فیلم همراه شدهاند، میتواند تأثیر عاطفی بیشتری پیدا کند. »



ثبت دیدگاه