نقد و بررسی
نقد Dark Web: Cicada 3301 | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای جذاب میان راز و ماجراجویی «Dark Web: Cicada 3301» از آن سوژههایی بهره میگیرد که خودبهخود تخیل را بیدار میکنند: معمایی اینترنتی، نشانههایی پراکنده در جهان واقعی و انجمنی ناشناس که شاید در پی یافتن افراد استثنایی باشد. فیلم بهجای آنکه هک را صرفاً به ردیفی از صفحهنمایشها و کدهای ناخوانا تقلیل دهد، آن را نقطهٔ آغاز یک ماجراجویی شهری میکند.
کانر، هکری باهوش اما گرفتار زندگی روزمره، پس از برخورد با معمای سیکادا وارد مسیری میشود که او را از فضای مجازی به دیوارنگارهها، کتابخانهها و محفلهای پنهان میکشاند. آوی، دوست هنرشناس او، و گوئن، کتابدار رازآلود، هرکدام به شکلی در این جستوجو سهم دارند؛ درحالیکه مأموران امنیت ملی نیز میکوشند پیش از آنان به سرنخها دست یابند.
جذابیت مرکزی فیلم در همین رفتوآمد میان جهان دیجیتال و مکانهای ملموس نهفته است. معماها فقط مسائلی برای حلکردن نیستند؛ هرکدام بهانهای میشوند تا شخصیتها قدم بعدی را بردارند و تماشاگر نیز از خود بپرسد پشت این بازی چه هدفی پنهان شده است. فیلم از همان آغاز نوید یک تریلر سایبری جدی را نمیدهد، بلکه آمیزهای از تعقیبوگریز، شوخی و ماجراجویی پرزرقوبرق را پیش میگذارد.
این انتخاب، هم به اثر هویت میبخشد و هم گاه آن را از تمرکز لازم دور میکند. روایت معما؛ کشش و آشفتگی ساختار روایی بر زنجیرهای از نشانهها و کشفهای پیاپی استوار است. هر سرنخ دریچهای تازه میگشاید و داستان را از یک موقعیت به موقعیت بعدی میبرد. این شتاب، در بخشهایی حس تعقیب دائمی میآفریند: شخصیتها فرصت چندانی برای درنگ ندارند و تهدید مأموران نیز به آنها مجال نمیدهد با آسودگی دربارهٔ معنای رخدادها گفتوگو کنند.
« جذابیت مرکزی فیلم در همین رفتوآمد میان جهان دیجیتال و مکانهای ملموس نهفته است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
برای تماشاگر علاقهمند به رمزنگاری، رازهای اینترنت و سازمانهای پنهانی، همین سازوکار میتواند سرگرمکننده باشد؛ زیرا روایت پیوسته وعدهٔ کشفی تازه را پیش چشم میگذارد. بااینحال، فیلم همیشه میان پیچیدگی معما و روشنی روایت تعادل برقرار نمیکند. برخی گذارها چنان سریع انجام میشوند که سرنخها بیش از آنکه با منطق درونی داستان پیوند بخورند، مانند ایستگاههایی برای پیشبردن ماجرا جلوه میکنند.
در مقابل، لحظاتی نیز وجود دارد که روایت بیش از اندازه مکث میکند یا با توضیحهای مستقیم، از نیروی کنجکاوی میکاهد. حاصل، ریتمی نابرابر است: گاهی پرتحرک و خوشضرب، و گاهی کشدار یا شتابزده. فیلم میخواهد هم حس یک بازی فکری را منتقل کند و هم تریلری پرحادثه باشد؛ اما این دو وجه همیشه در خدمت یکدیگر قرار نمیگیرند.
شخصیتها و روابط میان آنها کانر در مرکز ماجرا قرار دارد و هوش و جسارتش موتور حرکت داستان است. او از الگوی هکر منزوی و خاموش فاصله میگیرد و با زبانی شوخ، رفتاری سرکش و میل به دستانداختن صاحبان قدرت معرفی میشود. این ویژگیها به فیلم انرژی میدهند و مانع میشوند قهرمان آن تنها مجموعهای از تواناییهای فنی باشد.
بااینهمه، هوش کانر گاهی چنان بیدردسر و همهکاره به نظر میرسد که دشواریهای مسیر را کماهمیت میکند. فیلم در معرفی نبوغ او موفقتر از کاوش در تردیدها، آسیبپذیریها و انگیزههای عمیقترش است. آوی و گوئن نیز ظرفیتهایی فراتر از نقش همراه دارند. آوی با دانش تاریخ هنر میتواند به نشانههایی توجه کند که از نگاه یک هکر پنهان میمانند، و حضور گوئن با فضای کتابخانه و رمزآلودگی معما تناسب دارد.
« بااینحال، فیلم همیشه میان پیچیدگی معما و روشنی روایت تعادل برقرار نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
رابطهٔ سهنفرهشان، در بهترین لحظات، یادآور این نکته است که حل مسئله به دانشی واحد وابسته نیست. اما فیلم برای ساختن پیوند عاطفی محکم میان آنها زمان کافی اختصاص نمیدهد. شخصیتها بیشتر در خدمت کارکرد داستانی خود قرار میگیرند تا آنکه مستقل از معما زندگی کنند. به همین دلیل، برخی تصمیمهایشان بیشتر به نیاز روایت شباهت دارد تا نتیجهٔ تحول روانیشان.
لحن؛ میان شوخی و تهدید یکی از انتخابهای تعیینکنندهٔ فیلم، ترکیب فضای دلهرهآور با طنزی تند و گاه هجوآمیز است. اثر قصد ندارد در قالب تریلری سرد و واقعگرا باقی بماند؛ موقعیتهای عجیب، شوخیهای ناگهانی و اغراق در رفتار برخی مأموران، به داستان حالوهوایی بازیگوش میبخشند. این رویکرد بهویژه در لحظاتی که کانر روایت رخدادها را برای دیگران بازگو میکند، امکان میدهد واقعیت و بزرگنمایی کنار هم قرار گیرند و فیلم با قراردادهای ژانر شوخی کند.
اما این نوسان همیشه خوشنشین نیست. شوخی گاه از دل موقعیت برمیآید و به شخصیتها رنگ میدهد؛ گاه نیز لحن تهدیدآمیز صحنه را میشکند، بیآنکه جایگزینی دراماتیک برای آن بسازد. فیلم میان جدیت معمای سیکادا، هیجان تعقیبوگریز و کمدی پرسروصدا در رفتوآمد است، اما پیوند این عناصر به اندازهای استوار نیست که همهٔ آنها را در یک جهان یکپارچه جمع کند.
در نتیجه، تماشاگر ممکن است در برخی صحنهها نداند باید خطر را جدی بگیرد یا آن را بخشی از بازی طنزآلود فیلم بداند. کارگردانی و جهان بصری این فیلم نخستین تجربهٔ کارگردانی بلند Alan Ritchson است؛ او هم در پشت دوربین حضور دارد و هم در نقش یکی از مأموران امنیت ملی ظاهر میشود. کارگردانی بهروشنی میکوشد از نمایش یکنواخت صفحهنمایشها فاصله بگیرد.
« رابطهٔ سهنفرهشان، در بهترین لحظات، یادآور این نکته است که حل مسئله به دانشی واحد وابسته نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
قاببندیهای متحرک، جلوههای گرافیکی و تصویرهایی که ذهنیت شخصیت را به فضای صحنه پیوند میدهند، به روایت سایبری ظاهر دیداری پرتحرکی میبخشند. این انتخاب برای داستانی که بخش مهمی از آن بر رمز و داده استوار است، کارکردی روشن دارد: اطلاعات باید دیده شوند، نه آنکه صرفاً در گفتوگوها توضیح داده شوند.
بااینحال، شیوهٔ بصری فیلم گاهی بیش از آنکه به فهم معما کمک کند، بر جلب توجه تکیه دارد. بعضی از این تمهیدها از همان ابتدا اعلام میکنند که فیلم میخواهد پرانرژی و نامتعارف باشد؛ اما تکرار یا اغراق در آنها میتواند از اثرگذاریشان بکاهد. فضای مکانهای واقعی ــ از کتابخانه تا محیطهای شهری ــ زمینهای مناسب برای یک ماجراجویی رمزآلود فراهم میکند، هرچند جهان فیلم در مجموع بیش از آنکه ترسناک و ناشناخته باشد، پرزرقوبرق و نمایشی است.
بازیها و ساخت شخصیتها Jack Kesy نقش کانر را با نوعی خودآگاهی و طعنهپردازی پیش میبرد. بازی او با انرژی فیلم هماهنگ است و به شخصیت اجازه میدهد در برابر موقعیتهای خطرناک نیز شوخطبعیاش را حفظ کند. Ron Funches در نقش آوی، وجهی گرمتر به گروه میآورد و حضورش در کنار کانر از خشکی احتمالی داستان میکاهد.
Conor Leslie نیز با حفظ ابهام در رفتار گوئن، به شخصیت حالتی رازآلود میدهد؛ هرچند فیلمنامه همهٔ ظرفیت او را به کار نمیگیرد. در سوی دیگر، بازیگران نقش مأموران با لحنی اغراقآمیز به فضای هجوآمیز فیلم کمک میکنند، اما گاه از واقعنمایی فاصله میگیرند. این بازیها بیش از آنکه بر دگرگونیهای پیچیدهٔ شخصیتها تکیه کنند، بر جذابیت حضور و لحن استوارند.
« بااینحال، شیوهٔ بصری فیلم گاهی بیش از آنکه به فهم معما کمک کند، بر جلب توجه تکیه دارد. »
قوتها و کاستیها
فیلم میخواهد قهرمانانش دوستداشتنی و مأمورانش مضحک یا تهدیدکننده باشند؛ ولی پرداخت محدود شخصیتها باعث میشود تفاوت میان نقشها گاهی سطحی باقی بماند. آنچه ماندگار میشود، بیشتر شیمی لحظهای گروه و شوخیهای میان آنهاست تا مسیر عاطفیشان. پایانبندی و نسبت با واقعیت عنوان فیلم به پدیدهای واقعی و رازآلود اشاره دارد، اما اثر را نباید بازسازی مستندوار آن دانست.
داستان از شهرت معماهای سیکادا الهام میگیرد و سپس آزادی زیادی برای ساختن تریلری ماجراجویانه به خرج میدهد. این فاصله میان الهام واقعی و تخیل سینمایی برای فیلم ضروری است؛ زیرا اجازه میدهد سرنخها، تعقیبها و سازمان مخفی در قالب روایتی سرگرمکننده کنار هم قرار بگیرند. بااینحال، همین آزادی میتواند برای تماشاگرانی که انتظار کاوشی دقیق در فرهنگ رمزنگاری یا واقعیت گروههای آنلاین دارند، ناامیدکننده باشد.
پایانبندی نیز بیش از آنکه همهٔ پرسشها را در نظمی روشن حل کند، بخشی از ابهام را حفظ میکند. این ابهام با ماهیت رازآلود موضوع تناسب دارد، اما همیشه حاصل ظرافت یا چندلایگی نیست؛ گاهی احساس میشود روایت پیش از آنکه پیامدهای ایدههایش را بهطور کامل بسنجد، مسیر خود را به پایان میرساند.
دربارهٔ پیچشهای اصلی نمیتوان چیزی گفت، اما میتوان گفت اثر بیش از پاسخگویی قطعی، به بازی با انتظار تماشاگر علاقه دارد. جمعبندی «Dark Web: Cicada 3301» فیلمی است که سوژهای بسیار گیراتر از میزان پرداخت دراماتیک خود در اختیار دارد. معمای اینترنتی، پیوند فضای مجازی با سرنخهای واقعی و رقابت میان گروهی از جستوجوگران و مأموران، پایهای مناسب برای تریلری پرکشش میسازند.
« آنچه ماندگار میشود، بیشتر شیمی لحظهای گروه و شوخیهای میان آنهاست تا مسیر عاطفیشان. »
جمعبندی
اثر در ایجاد کنجکاوی و حفظ انرژی روایی موفق است و با لحن شوخ و سبک بصری پرتحرک، از قالب معمول تریلرهای هکری فاصله میگیرد. در برابر این امتیازها، نابرابری ریتم، سطحیماندن برخی شخصیتها و نوسان میان تعلیق و کمدی، مانع شکلگیری تجربهای کاملاً منسجم میشود. فیلم در مقام سرگرمیِ رازآلود و پرحادثه میتواند مخاطب را همراه کند، بهویژه اگر انتظار یک درام واقعگرایانه و موشکافانه دربارهٔ سیکادا نداشته باشد.
جذابیت اصلیاش نه در پاسخهایی که عرضه میکند، بلکه در ایدهٔ بازیوارِ دنبالکردن نشانهها و پرسشهایی است که از دل آنها سر برمیآورند.
ثبت دیدگاه