نقد و بررسی
نقد آبهای تاریک (Dark Waters) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی از حقیقتی که آرامآرام رخنه میکند «Dark Waters» ساختهٔ تاد هینز، درام حقوقیای است برآمده از پروندهٔ واقعی رابرت بیلوت؛ وکیلی که در آغاز، جهان حرفهایاش را با دفاع از شرکتهای بزرگ میشناسد، اما مواجهه با شکایت یک دامدار او را به مسیری میکشاند که از چارچوب یک پروندهٔ معمولی فراتر میرود.
فیلم از همان ابتدا بر تقابل فردی کموبیش تنها با ساختاری عظیم تکیه میکند، اما اهمیتش فقط در الگوی آشنای «قهرمان در برابر قدرت» خلاصه نمیشود. پرسش اصلی آن است که وقتی حقیقت میان اسناد، ملاحظات اقتصادی و زبان رسمی دفن شده، چگونه میتوان آن را آشکار کرد؟ هینز این پرسش را با شتاب یک تریلر پرحادثه پیش نمیبرد.
او به جای آنکه هر چند دقیقه یک افشاگری یا رویارویی تماشایی عرضه کند، روند کند و فرسایندهٔ تحقیق را در مرکز تجربه میگذارد. داستان بهتدریج از شکایتی محلی به مسئلهای گستردهتر تبدیل میشود، بیآنکه راز اصلی یا پایان ماجرا را پیشاپیش آشکار کند. همین شیوه، هم سرچشمهٔ قدرت فیلم است و هم مهمترین علت دشواری آن برای تماشاگرانی که انتظار هیجان پیوسته دارند.
« پرسش اصلی آن است که وقتی حقیقت میان اسناد، ملاحظات اقتصادی و زبان رسمی دفن شده، چگونه میتوان آن را آشکار کرد؟ »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
قدرت در برابر فرد یکی از انتخابهای سنجیدهٔ فیلم، نمایش قدرت شرکت نه در هیئت یک شرور نمایشی، بلکه از راه سازوکارهای عادی و روزمره است: نامهنگاری، جلسههای اداری، قراردادها، ارزیابیهای فنی و تأخیرهای حقوقی. تهدید در این جهان لزوماً با خشونت مستقیم ظاهر نمیشود؛ گاهی در جملهای مبهم، سندی که دیر به دست میرسد یا قاعدهای قانونی نهفته است.
از این نظر، فیلم بهخوبی نشان میدهد چگونه نابرابری قدرت میتواند حتی پیش از آنکه مسئلهای به دادگاه برسد، نتیجهٔ آن را شکل دهد. رابرت بیلوت نیز قهرمانی بینقص و پرهیاهو نیست. او بیشتر با ماندن پای کار، خواندن و بازخوانی مدارک، پیگیری جزئیات و تحمل فشار پیش میرود. این تصویر، قهرمانی را از ژستهای قاطعانه به کنشهای کوچک و تکرارشونده منتقل میکند.
با این حال، فیلم گاه بیش از اندازه به مسیر یک قهرمان مرکزی وفادار میماند و گسترهٔ تجربهٔ دیگران را در حاشیه قرار میدهد. مسئلهای که زندگی یک جامعه را درگیر میکند، اغلب از دریچهٔ تصمیمها و فرسودگی یک وکیل روایت میشود. بازیها و تنشهای انسانی مارک رافالو در نقش بیلوت، بازیای مهارشده و باورپذیر ارائه میدهد.
« رابرت بیلوت نیز قهرمانی بینقص و پرهیاهو نیست. »
شخصیتها و اجرا
او شخصیت را نه با سخنرانیهای پرشور، بلکه با مکثها، خستگی، نگاههای نگران و حضور ذهنی مداوم درگیر پرونده میسازد. این انتخاب با حالوهوای فیلم همخوان است: قهرمان قصه بیش از آنکه در میدانهای پرهیجان بجنگد، در اتاقهای کار و میان تودهای از کاغذها فرسوده میشود. رافالو موفق است این فرسایش را قابل لمس کند، بیآنکه شخصیت را به نمادی یکبعدی بدل سازد.
بازیگران مکمل نیز به جهان فیلم وزن میدهند. بیل کمپ، در نقش دامداری که نگرانیاش را جدی میگیرد و از آن دست نمیکشد، به روایت وجهی زمینی و شخصی میبخشد. تیم رابینز و آن هتوی نیز در شکلدادن به محیط حرفهای و خانوادگی بیلوت نقش دارند. بااینهمه، شخصیت سارا، همسر رابرت، گاهی بیشتر کارکردی پشتیبان پیدا میکند تا حضوری مستقل.
فیلم پیامدهای پرونده بر زندگی خانوادگی را نشان میدهد، اما همیشه به شخصیتهای پیرامونی به همان اندازهٔ قهرمانش مجال و عمق نمیبخشد. تصویر و صدای یک جهان ناآرام فیلمبرداری ادوارد لاکمن و طراحی بصری هینز، فضایی سرد و کمرمق میسازند که با موضوع داستان تناسب دارد. رنگها اغلب خاموشاند و محیطهای کاری، خانهها و چشماندازهای بیرونی، حس آسودگی و امنیت چندانی منتقل نمیکنند.
« رافالو موفق است این فرسایش را قابل لمس کند، بیآنکه شخصیت را به نمادی یکبعدی بدل سازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این انتخاب صرفاً آرایش تصویری نیست؛ بهتدریج این تصور را پدید میآورد که آلودگی فقط در آب و خاک حضور ندارد، بلکه به شکل اضطرابی فراگیر در زندگی روزمره نفوذ کرده است. هینز در کارگردانی از اغراقهای مرسوم درامهای دادگاهی فاصله میگیرد. سکوتها، قابهای محتاطانه و جزئیات محیطی جای موسیقیِ هیجانطلب یا تدوین شتابزده را میگیرند.
حاصل، فیلمی است که بیشتر حس خفگی و نگرانی میسازد تا تعلیق متعارف. فضای سنگین اثر ماندگار است، اما این خویشتنداری گاهی به یکنواختی نزدیک میشود؛ بهویژه هنگامی که چند صحنهٔ پیاپی در جلسات، دفترها یا میان اسناد میگذرد. کاغذها، حقیقت و دشواری روایت اسناد در «Dark Waters» صرفاً ابزار پیشبرد داستان نیستند؛ خودشان بخشی از میدان نبردند.
پرونده با انبوهی از گزارشها، مکاتبات و دادهها شکل میگیرد و فیلم از این طریق به نکتهای مهم میرسد: حقیقت ممکن است وجود داشته باشد، اما دسترسی به آن، فهم آن و اثباتش فرایندی جداگانه و دشوار است. یکی از جنبههای جذاب فیلم نیز همین است که خواندن دقیق یک سند یا پیبردن به معنای یک عبارت میتواند به اندازهٔ یک رویارویی حضوری اهمیت دراماتیک پیدا کند.
« هینز در کارگردانی از اغراقهای مرسوم درامهای دادگاهی فاصله میگیرد. »
قوتها و کاستیها
اما همین تمرکز بر جزئیات، هزینهٔ روایی دارد. حجم اطلاعات و نامها گاه تماشاگر را از پیوند عاطفی با رخدادها دور میکند؛ برخی بخشها بیشتر شبیه مرور مرحلههای پروندهاند تا صحنههایی که تنش درونی تازهای میسازند. اثر از تماشاگر میخواهد به روند توجه کند و برای رسیدن به نتیجه شکیبا باشد، ولی همیشه نمیتواند این شکیبایی را به هیجان بدل کند.
بنابراین کندی فیلم صرفاً مسئلهای سلیقهای نیست؛ گاهی ریتم چنان کش میآید که وزن اطلاعات از نیروی درام پیشی میگیرد. مسئولیت اجتماعی، فراتر از دادگاه قلب اخلاقی فیلم در این پرسش نهفته است که مسئولیت در برابر آسیب عمومی بر دوش چه کسی است. فیلم نشان میدهد چگونه نگرانیهای اقتصادی، قدرت حقوقی و وابستگی جامعه به کارفرمایان بزرگ میتوانند طرح پرسش را دشوار کنند.
در چنین فضایی، سکوت همیشه به معنای بیتفاوتی نیست؛ ممکن است حاصل ترس از دست دادن شغل، اعتماد به وعدههای رسمی یا ناتوانی در مقابله با نهادی قدرتمند باشد. «Dark Waters» از این جهت، اثری دربارهٔ آلودگی محیطزیست هست، اما به همان اندازه دربارهٔ فرسودگیِ مبارزه با بیعدالتی است. مسیر حقوقی در فیلم راهحلی ساده و فوری عرضه نمیکند و پیروزی را به پایان بیدردسر بدل نمیسازد.
« اما همین تمرکز بر جزئیات، هزینهٔ روایی دارد. »
جمعبندی
این پرهیز از آسودگی کاذب به اثر اعتبار میدهد. در عین حال، گاهی لحن فیلم چنان سنگین میشود که فاصلهگرفتن از موضوع و دیدن پیچیدگیهای متنوع جامعه دشوار است؛ خشم اخلاقی آن موجه است، اما بیان سینماییاش همیشه به همان اندازه چندلایه نیست. جمعبندی «Dark Waters» در بهترین لحظههایش نشان میدهد که مقابله با قدرتهای عظیم، بیش از قهرمانیهای ناگهانی به شکیبایی، دقت و پایداری نیاز دارد.
بازی محکم مارک رافالو، کارگردانی سنجیدهٔ تاد هینز و فضای بصری سرد و ناآرام، پروندهای واقعی را به تجربهای تلخ و تأملبرانگیز تبدیل میکنند؛ تجربهای که پس از پایان نیز ذهن را رها نمیکند. نقطهضعف اصلی فیلم، ریتم کند و گاه خشک آن است: انبوه مدارک و بازگشت مکرر به روند حقوقی ممکن است بعضی تماشاگران را خسته کند و هیجانی کمتر از انتظار به همراه آورد.
بااینحال، این کندی تا حدی با موضوع فیلم پیوند دارد. اثر میخواهد نشان دهد حقیقت در جهان واقعی معمولاً با یک افشاگری ناگهانی به دست نمیآید؛ گاهی باید آن را صفحهبهصفحه از دل نظامی بیرون کشید که برای پنهانماندنش دلیلهای فراوان دارد. «Dark Waters» نه سرگرمیای پرشتاب، بلکه درامی جدی دربارهٔ هزینهٔ دیدن، دانستن و پیگیری حقیقت است.
« این پرهیز از آسودگی کاذب به اثر اعتبار میدهد. »
ثبت دیدگاه