نقد و بررسی
نقد چهره تاریک جرم (Dark Figure of Crime) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شکافی تاریک در دل جنایت «Dark Figure of Crime» از آن تریلرهایی نیست که معمای اصلیاش را در پی یافتن قاتل بنا کند؛ قاتل از همان آغاز در برابر ماست، پشت میلهها نشسته و با خونسردی از جنایتهایی میگوید که هنوز اثری از قربانیانشان پیدا نشده است. پرسش محوری فیلم، بنابراین، نه «چه کسی مرتکب قتل شده؟»، بلکه این است: آیا میتوان به اعتراف کسی اعتماد کرد که دروغگویی و دستکاری دیگران را بخشی از بازی خود کرده است؟
همین جابهجایی نقطهٔ ثقل، به اثر هویتی روانشناختی میبخشد و آن را از یک تعقیبوگریز جنایی متعارف دور میکند. فیلم با الهام آزاد از رویدادهایی واقعی ساخته شده است؛ اما نیروی دراماتیکش بیش از آنکه در بازسازی صرفِ پروندهها باشد، در کشمکش دو مردی قرار دارد که هر کدام میکوشند روایت دیگری را مهار کنند.
بازی موش و گربه رابطهٔ کارآگاه و قاتل، موتور اصلی فیلم است؛ رابطهای که پیوسته میان همکاری و رویارویی، اعتماد و سوءظن نوسان میکند. کارآگاه برای یافتن سرنخها به اطلاعات زندانی نیاز دارد، اما هر امتیازی که به او میدهد ممکن است بخشی از نقشهٔ طرف مقابل باشد. قاتل نیز با پیشکشیدن اطلاعات تازه، گفتوگو را به میدان قدرت تبدیل میکند: او فقط از گذشته حرف نمیزند، بلکه میکوشد بر نحوهٔ فهم آن گذشته اثر بگذارد.
« همین جابهجایی نقطهٔ ثقل، به اثر هویتی روانشناختی میبخشد و آن را از یک تعقیبوگریز جنایی متعارف دور میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم هوشمندانه مخاطب را در همین منطقهٔ نامطمئن نگه میدارد. سرنخها گاه راهگشا به نظر میرسند و گاه پرسشهای تازه میسازند؛ تماشاگر نیز، مانند کارآگاه، ناچار است میان گفتهها، تناقضها و جزئیات پراکنده داوری کند. از این رو تعلیق اثر بر پنهانکردن هویت مجرم تکیه ندارد، بلکه از بیثباتی حقیقت و دشواری اثبات آن زاده میشود.
هر اعتراف میتواند دری به سوی کشف باشد یا دام تازهای برای منحرفکردن تحقیق. دو بازیگر، دو شیوهٔ تسلط کیم یونسوک در نقش کارآگاه، شخصیتی کمادعا و فرسوده از تجربه میسازد که پافشاریاش بیش از نمایش قهرمانانه، از حس مسئولیت میآید. او با نگاه، مکث و واکنشهای سنجیده نشان میدهد ذهنش همواره مشغول سنجیدن گفتههای طرف مقابل است.
بازیاش پرهیاهو نیست؛ قدرتش در مهار احساسات و انتقال اضطرابِ کسی است که میداند یک اشتباه میتواند پرونده را از مسیر خارج کند. در سوی مقابل، جو جیهون قاتلی را تصویر میکند که آزارندگیاش بخشی از شخصیتپردازی اوست. رفتارهای تحریکآمیز و تغییرهای ناگهانی لحن، تماشاگر را از آسودگی محروم میکند؛ او نه با خشونت نمایشیِ پیوسته، بلکه با بیاعتنایی و میل به کنترل فضا نگرانکننده میشود.
« فیلم هوشمندانه مخاطب را در همین منطقهٔ نامطمئن نگه میدارد. »
شخصیتها و اجرا
تقابل دو بازیگر به فیلم جان میدهد: یکی میکوشد گفتوگو را به حقیقت نزدیک کند، دیگری از همان گفتوگو برای ساختن ابهام بهره میبرد. این دوگانه، از مهمترین عوامل حفظ کشش فیلم است. قربانیان و معنای پیگیری یکی از انتخابهای اخلاقی مهم فیلم آن است که پروندهها را صرفاً به معمایی برای سرگرمی بدل نمیکند.
در پس نامها و شواهد، انسانهایی غایباند که نبودنشان ممکن است در شلوغی روند قضایی و روزمرگی اداری نادیده گرفته شود. کارآگاه در پیگیری پروندهها فقط دنبال پیروزی حرفهای نیست؛ او میخواهد قربانیان به رسمیت شناخته شوند و خانوادههایشان از بیخبری مطلق بیرون بیایند. این زاویه به داستان وزنی انسانی میدهد و عنوان فیلم را نیز معنادارتر میکند: جنایتهایی که ثبت نشده یا بهدرستی پیگیری نشدهاند، در تاریکی آماری و اجتماعی باقی میمانند.
در چنین روایتی، حل پرونده به معنای بازگرداندن قربانیان نیست، اما میتواند مانع محو کامل آنان از حافظهٔ عمومی شود. فیلم در بهترین لحظاتش یادآور میشود که پشت هر سرنخ، زندگیای بوده که دیگر فرصت روایتکردن خود را ندارد. ریتم و اتکای فیلم به گفتوگو ساختار اثر بر بازجوییها، گفتوگوها، بررسی پروندهها و آزمودن سرنخها استوار است.
« این دوگانه، از مهمترین عوامل حفظ کشش فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این انتخاب با موضوع فیلم تناسب دارد: حقیقت از راه گفتوگوهای طولانی و سنجش جزئیات بیرون میآید، نه از صحنههای پرتحرک و نمایش مداوم خشونت. بااینحال، همین ویژگی برای بعضی تماشاگران به مانعی بدل میشود. بخشهایی از فیلم کند پیش میروند و تکرار پرسشوپاسخها ممکن است از شدت تعلیق بکاهد.
مشکل آن نیست که فیلم حرف میزند؛ مسئله این است که گاهی تفاوت میان گفتوگوی روشنگر و گفتوگویی که صرفاً زمان میخرد، بهاندازهٔ کافی محسوس نیست. هرگاه اطلاعات تازه، برداشت پیشین را دگرگون میکند، سکون ظاهری صحنهها به تنش تبدیل میشود. اما در لحظاتی که پیشروی پرونده کند است، همان سکون میتواند خستهکننده باشد.
این ناهمواری سبب میشود کشش فیلم برای همهٔ مخاطبان یکسان نماند. فضاسازی و روایت بصری کارگردانی کیم تهکیون بهجای آنکه بر صحنههای پرزرقوبرق یا خشونت آشکار تکیه کند، فضای سرد و مهارشدهای میسازد که با ماهیت پروندهها هماهنگ است. گذشته در فیلم به شکل خاطرهای کاملاً مطمئن و بیچونوچرا عرضه نمیشود؛ برخی بازگشتها به گذشته حس بازسازی ذهنی دارند و همین امر مرز میان آنچه واقعاً رخ داده و آنچه کارآگاه تصور میکند، اندکی لغزان میکند.
« بااینحال، همین ویژگی برای بعضی تماشاگران به مانعی بدل میشود. »
قوتها و کاستیها
این تمهید، شک را از سطح گفتوگو به شکل روایت منتقل میسازد. تصویرپردازی و تدوین، در مجموع، در خدمت تعلیقاند، نه خودنمایی. فیلم از نظر بصری کمتر از روایت کلامیاش هیجانطلب است؛ نتیجه اثری است که بیشتر ذهن را درگیر میکند تا حواس را با ضرباهنگ تند و حادثههای پیدرپی. این خویشتنداری با فضای واقعگرایانهٔ اثر سازگار است، اما بهتنهایی نمیتواند کندی برخی بخشها را جبران کند.
پرهیز از هیجانسازی آسان «Dark Figure of Crime» از قالب تریلری که خشونت را به منظرهای جذاب بدل میکند فاصله میگیرد. اهمیت روایی قتلها در آنها نیست که چگونه میتوانند به صحنههایی تکاندهنده تبدیل شوند، بلکه در پیامدهای انسانی و دشواری اثباتشان است. روایت بیش از آنکه تماشاگر را با کنشهای پرشتاب سرگرم کند، او را وادار میکند به اعتبار اعتراف، مسئولیت نهادها و ارزش پیگیری پروندههای فراموششده بیندیشد.
این رویکرد امتیاز اخلاقی فیلم است، اما بهایی نیز دارد: ممکن است کسانی که از یک فیلم جنایی انتظار تعقیب، خطر و چرخشهای پیاپی دارند، با آن ارتباط نگیرند. اثر از کشش معما بهره میبرد، ولی خود را به قواعد سرگرمیِ پرشتاب محدود نمیکند. جذابیتش بیشتر از تنش میان دو شخصیت و تدریجیبودن کشفها میآید.
« این تمهید، شک را از سطح گفتوگو به شکل روایت منتقل میسازد. »
جمعبندی
جمعبندی «Dark Figure of Crime» تریلری شخصیتمحور و گفتوگومحور است که با تکیه بر بازیهای قدرتمند، کشمکش روانی و دغدغهٔ فراموشنشدن قربانیان، به داستان جنایی خود عمق میدهد. در بهترین لحظات، هر گفتوگو آزمونی برای سنجش حقیقت و هر سرنخ فرصتی برای تغییر توازن قدرت است. در مقابل، ریتم نامنظم و اتکای زیاد به دیالوگها میتواند صبر تماشاگر را بیازماید.
این فیلم بیش از آنکه تجربهای پرشتاب باشد، روایتی آرام و فشرده دربارهٔ وسوسهٔ دروغ، مسئولیت پیگیری و ناپدیدشدن انسانها در سایهٔ پروندههای حلنشده است؛ اثری که برای علاقهمندان به تریلرهای روانشناختی و بازیگری دقیق، تماشایی و بحثبرانگیز خواهد بود.
« در بهترین لحظات، هر گفتوگو آزمونی برای سنجش حقیقت و هر سرنخ فرصتی برای تغییر توازن قدرت است. »



ثبت دیدگاه