نقد و بررسی
نقد Daphne & Velma | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
پیشدرآمدی بر یک دوستی آشنا «Daphne & Velma» فیلمی مستقل در جهان «اسکوبیدو» است که به سراغ روزهای پیش از شکلگیری گروه مشهور میرود؛ زمانی که دافنه بلیک و ولما دینکلی هنوز در آغاز نوجوانیاند و دوستیشان را نخست در فضای آنلاین پروراندهاند. انتقال دافنه به دبیرستان ریجولی، جایی که ولما درس میخواند، فرصت دیدار رودررو را فراهم میکند؛ اما مدرسهای که به ظاهر نماد آموزش پیشرفته و فرصتهای درخشان است، بهسرعت چهرهای مشکوک پیدا میکند.
ناپدیدشدن شاگردان ممتاز و بازگشت آنان در وضعیتی زامبیوار، پروندهای تازه پیش پای این دو میگذارد. فیلم از همین نقطه، معمای نوجوانانهاش را با طنز سبک و حالوهوای آشنای مجموعه درمیآمیزد. انتخاب زاویهای تازه یکی از تصمیمهای قابلتوجه فیلم آن است که قهرمانانش را پیش از همراهی با اسکوبی و دیگر اعضای گروه، در مرکز روایت قرار میدهد.
این انتخاب، امکان میدهد رابطهٔ دافنه و ولما نه بهعنوان بخشی فرعی از یک تیم، بلکه بهعنوان نیروی محرک داستان دیده شود. در این نسخه، هر یک باید راهی برای حضور مستقل در ماجرا پیدا کند و در عین حال به دیگری اعتماد داشته باشد. فیلم با این جابهجایی، از نوستالژی صرف فاصله میگیرد و میکوشد پرسشی ساده اما مؤثر طرح کند: این دو شخصیت، پیش از آنکه به چهرههایی آشنا در یک گروه تبدیل شوند، چه چیزی در یکدیگر مییابند؟
بااینحال، بازآفرینی شخصیتهای شناختهشده همیشه خطر فاصلهگرفتن از تصویر تثبیتشدهٔ مخاطب را دارد. دافنه و ولما در اینجا نوجوانانی معاصرند و رفتارشان بیشتر با قالب کمدی ماجراجویانهٔ فیلم هماهنگ شده است تا با تصور دقیق و تغییرناپذیر طرفداران از نسخههای پیشین. این تفاوت برای برخی بینندگان میتواند تازگی داشته باشد و برای برخی دیگر نشانهای از ناهماهنگی.
« ناپدیدشدن شاگردان ممتاز و بازگشت آنان در وضعیتی زامبیوار، پروندهای تازه پیش پای این دو میگذارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم بیش از آنکه مدعی بازسازی قطعی شخصیتها باشد، از نام و خاطرهٔ آنها برای ساختن روایتی سبک و مستقل بهره میگیرد. دوستی، هستهٔ عاطفی فیلم بهترین دستاورد «Daphne & Velma» رابطهٔ میان دو قهرمان آن است. دافنه با خوشبینی، جسارت و میل به ورود به موقعیتهای تازه، نیرویی رو به بیرون دارد؛ ولما در برابر او محتاطتر و تحلیلیتر است و تمایل دارد پیش از پذیرفتن هر فرضیهای، شواهد را بررسی کند.
این تقابل بهجای آنکه به رقابت ساده یا شوخیهای تحقیرآمیز بینجامد، زمینهای برای تکمیل متقابل فراهم میکند. هر یک از آنها در جاهایی توانمند است که دیگری آسیبپذیرتر به نظر میرسد؛ بنابراین رفاقتشان در عمل چیزی فراتر از یک برچسب داستانی است. آشنایی آنلاین آنها نیز به رابطه رنگی امروزی میدهد.
فیلم از فاصلهٔ میان دوستی مجازی و دیدار واقعی بهره میبرد و از این راه، لحظههایی کمیک و گاه دلنشین میسازد. جذابیت این دوستی بیشتر از آنکه در دیالوگهای عمیق یا تحول پیچیده باشد، از هماهنگی دو بازیگر و حس همراهیشان میآید. این پیوند، هرچند بهسادگی ترسیم شده، به فیلم گرما میدهد و سبب میشود تماشاگر برای ادامهٔ ماجرا فقط به کشف راز مدرسه وابسته نباشد.
معمایی با کشش محدود طرح رازآلود فیلم ظرفیت سرگرمکنندهای دارد: مدرسهای مجهز، دانشآموزانی ممتاز، غیبتهای مشکوک و بازگشتهایی نگرانکننده. ریجولی از همان ابتدا فضایی دوگانه میسازد؛ محیطی که ظاهراً برای شکوفایی استعدادها طراحی شده، اما زیر سطح منظم و پرزرقوبرقش پرسشهایی ناخوشایند پنهان است.
« دوستی، هستهٔ عاطفی فیلم بهترین دستاورد «Daphne & Velma» رابطهٔ میان دو قهرمان آن است. »
شخصیتها و اجرا
حضور توبیاس بلوم، پشتیبان فناوریدوست مدرسه، نیز به این فضا رنگی از خیالپردازی نوجوانانه میدهد؛ هرچند نمایش امکانات و ابزارهای پیشرفته گاهی چنان اغراقآمیز است که باورپذیری جهان داستان را کاهش میدهد. ضعف اصلی معما، نه در نقطهٔ آغاز، بلکه در چگونگی حفظ تعلیق آن است. سرنخها و جهت حرکت داستان چندان پیچیده نیستند و تماشاگر میتواند نسبتاً زود به حدسهایی دربارهٔ منشأ ماجرا برسد.
در نتیجه، تحقیق دافنه و ولما بیشتر نقش پیشبردن صحنهها را دارد تا ساختن زنجیرهای از غافلگیریهای سنجیده. فیلم برای مخاطبی که معمایی چندلایه میخواهد، احتمالاً ساده و سرراست جلوه میکند؛ اما برای تماشاگر جوانتر یا کسی که به حالوهوای سبک «اسکوبیدو» علاقه دارد، همین سادگی میتواند بخشی از جذابیت باشد.
این اثر بیش از آنکه بر پیچیدگی معما تکیه کند، بر انرژی زوج اصلی و لحن بازیگوشانهاش حساب باز میکند. طنز و میراث «اسکوبیدو» شوخیهای فیلم در بهترین لحظات، به اندازهای سرحالاند که ضربآهنگ روایت را سبک نگه دارند. طنز آن معمولاً متکی بر تفاوت خلقوخو، موقعیتهای مدرسهای و فاصلهٔ میان ظاهر پیشرفتهٔ محیط و رفتارهای گاه مضحک آن است.
این شوخیها همواره ظریف یا ماندگار نیستند، اما به فیلم کمک میکنند از جدیت بیش از حد دور بماند. گاهی نیز همان اغراق در فناوری که جهان داستان را نامتقاعدکننده میکند، منبع خنده میشود؛ گویی فیلم در لحظههایی میداند که ایدههایش بیش از اندازه پرطمطراق شدهاند و از همین افراط استفادهٔ کمیک میکند.
« ضعف اصلی معما، نه در نقطهٔ آغاز، بلکه در چگونگی حفظ تعلیق آن است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حس نوستالژیک «اسکوبیدو» هم در ساختار ماجراجویی و فضای رازآلود مدرسه حضور دارد. مخاطب با جهانی روبهروست که در آن نشانههای تهدیدآمیز، موقعیتهای نامعمول و کنجکاوی دو کارآگاه جوان، یادآور روح مجموعهاند. بااینهمه، نبودن اعضای دیگر گروه برای بخشی از تماشاگران خلأ محسوسی ایجاد میکند.
فیلم اساساً بر دافنه و ولما متمرکز است، اما آن حس جمعی و رفتوآمد شخصیتها که از عناصر دلپذیر مجموعه به شمار میرود، اینجا حضور ندارد. بنابراین نوستالژی بیشتر در لحن و چارچوب ماجراست تا در بازآفرینی کامل تجربهٔ گروهی. اجرا، ظاهر و محدودیتها بازی سارا جفری و سارا گیلمن در نقش دافنه و ولما، به رابطهٔ مرکزی فیلم کمک میکند.
هر دو بازیگر میکوشند تفاوت شخصیتها را روشن نگه دارند و در عین حال، دوستیشان را باورپذیر جلوه دهند. بخشی از دیالوگها و اجراها اما حالتی تصنعی پیدا میکند؛ گویی فیلم گاهی بهجای آنکه اجازه دهد شخصیتها طبیعی با هم تعامل کنند، آنها را در مسیر شوخی یا توضیح لازم برای داستان هل میدهد.
نتیجه، لحظههایی است که از ریتم سبک فیلم بیرون میزنند و بیش از حد طراحیشده به نظر میرسند. ظاهر فیلم نیز کیفیتی نامتعارف دارد. لباسها و نورپردازی در برخی صحنهها با حالوهوای داستان همخوانی کامل پیدا نمیکنند و فضای مدرسه، با وجود تأکید بر فناوری و امکانات، همیشه حس مکانی زنده و باورپذیر را منتقل نمیکند.
« حس نوستالژیک «اسکوبیدو» هم در ساختار ماجراجویی و فضای رازآلود مدرسه حضور دارد. »
قوتها و کاستیها
این موارد بهتنهایی تجربه را از بین نمیبرند، اما نشان میدهند که فیلم در اجرای بصری و پرداخت جزئیات، به اندازهٔ ایدهٔ اصلی خود مطمئن نیست. همین ناهمواریها برای عدهای بخشی از جذابیت کمخرج و سادهٔ اثر است و برای عدهای دیگر عاملی برای بیرونآمدن از فضای داستان. ضربآهنگ و فرود داستان روایت در بخشهای آغازین، با معرفی مدرسه و نزدیککردن دو دوست، حرکت نسبتاً روانی دارد.
سپس تمرکز بر تحقیق و شوخیهای موقعیتی، فیلم را به سوی یک ماجرای نوجوانانهٔ سبک میبرد. مسئله آن است که این حرکت در ادامه تعادل خود را کاملاً حفظ نمیکند: معما زودتر از آنچه برای ایجاد تعلیق لازم است روشن میشود و در بخش پایانی، برخی رخدادها با شتاب از پی هم میآیند. از این رو، رسیدن داستان به نقطهٔ فرود آنقدر که باید فرصت نمییابد تا پیامدهای ماجرا را آرام و کامل جمع کند.
این شتاب در جمعبندی، بهویژه در مقایسه با زمانی که فیلم صرف آمادهسازی فضای مدرسه و معرفی مسئله میکند، محسوس است. پایانبندی بدون آنکه لازم باشد جزئیاتش فاش شود، از نظر ضربآهنگ اندکی عجولانه به نظر میرسد و احساس بستهشدن کامل داستان را ایجاد نمیکند. ضعف مزبور به هستهٔ دوستی لطمهٔ جدی نمیزند، اما مانع میشود رازآلودگی فیلم به تجربهای منسجم و رضایتبخش تبدیل شود.
جمعبندی «Daphne & Velma» فیلمی سبک و جمعوجور است که ارزش اصلیاش را در همراهی دو قهرمان جوان و بازآفرینی سادهٔ حالوهوای «اسکوبیدو» مییابد. رابطهٔ دافنه و ولما دوستداشتنی است، شوخیها در لحظاتی بهخوبی مینشینند و فضای مدرسهٔ پر از فناوری، بستری مناسب برای یک معمای نوجوانانه فراهم میآورد.
« ضربآهنگ و فرود داستان روایت در بخشهای آغازین، با معرفی مدرسه و نزدیککردن دو دوست، حرکت نسبتاً روانی دارد. »
جمعبندی
در مقابل، راز داستان زود قابلحدس میشود، بعضی اجراها و دیالوگها تصنعیاند و پایان شتابزده فرصت کافی برای جمعبندی نمیدهد. این اثر برای تماشاگرانی مناسبتر است که از نوستالژی، طنز سبک و قصهای دربارهٔ دوستی لذت میبرند و انتظار معمایی پیچیده یا بازسازی موبهموی شخصیتهای کلاسیک را ندارند.
«Daphne & Velma» نه تلاشی برای دگرگونکردن جهان «اسکوبیدو» است و نه اثری کاملاً بیروح؛ فیلمی کوچک و گهگاه بامزه است که در بهترین لحظات، با تکیه بر پیوند دو شخصیت اصلی، دلیل کافی برای تماشایش فراهم میکند.



ثبت دیدگاه