نقد و بررسی
نقد دنی بوی (Danny Boy) | 2021
«Danny Boy» در ظاهر یک درام جنگی و حقوقی درباره پیامدهای یک نبرد در عراق است، اما در لایه عمیقتر، اثری درباره حافظه، مسئولیت، حقیقت و دشواری تشخیص مرز میان خشونت مشروع و جنایت در شرایط جنگی به شمار میرود. فیلم به جای آنکه صرفاً یک ماجرای نظامی را بازسازی کند، تلاش میکند نشان دهد جنگ چگونه پس از پایان میدان نبرد، در ذهن سرباز، خانواده او و حتی ساختارهای حقوقی و سیاسی ادامه پیدا میکند. حاصل کار، اثری جدی و بازیگرمحور است که در کنار لحظات تأثیرگذار، از محدودیتهای قالب فیلم تلویزیونی و فشردگی روایت نیز آسیب میبیند.
وعده ژانری؛ جنگ در دادگاه، جنگ در ذهن
«Danny Boy» از نقطهای جذاب وارد داستان میشود: یک سرباز بریتانیایی که زمانی بهعنوان قهرمان جنگ شناخته شده، در معرض اتهامهایی قرار میگیرد که میتواند تمام تصویری را که خودش و دیگران از گذشته او ساختهاند، زیر سؤال ببرد. در سوی دیگر، وکیلی حقوق بشری قرار دارد که با جدیتی شدید به دنبال کشف حقیقت و پیگیری ادعاهای مربوط به رفتار نیروهای بریتانیایی است. همین تقابل، از ابتدا امکان شکلگیری یک درام کلاسیک «قهرمان در برابر بازپرس» را فراهم میکند؛ اما فیلم آگاهانه تلاش میکند این دوگانه را ساده و قطبی نکند. T The Guardian +1 نکته مهم این است که فیلم بیش از آنکه به خود نبرد بهعنوان یک نمایش اکشن علاقهمند باشد، به پژواک آن در سالهای بعد توجه دارد. نبردی که ممکن است در چند ساعت رخ دهد، در ذهن آدمهایی که در آن حضور داشتهاند یا درباره آن قضاوت میکنند، به مسئلهای طولانی و فرساینده تبدیل میشود. به همین دلیل، عنوان اثر صرفاً یادآور یک نقطه جغرافیایی یا عملیات نظامی نیست؛ نامی است که به تدریج وزن اخلاقی و روانی پیدا میکند. در اینجا میدان جنگ، دادگاه رسمی نیست، اما پرسشهای دادگاه را با خود حمل میکند: چه کسی چه چیزی را دیده است؟ حافظه تا چه اندازه قابل اعتماد است؟ و آیا میتوان رفتار انسانی را در شرایطی که ترس و غریزه بقا بر همهچیز مسلط است، با معیارهای ساده سنجید؟ فیلم همچنین از تبدیل شدن به یک اثر تبلیغاتی آشکار درباره ارتش یا ضدارتش پرهیز میکند، هرچند همین رویکرد در میان واکنشهای مخاطبان و منتقدان محل اختلاف بوده است. برخی منتقدان بر ارزش فیلم در نمایش منطقه خاکستری میان وظیفه نظامی و مسئولیت اخلاقی تأکید کردهاند و برخی دیگر معتقد بودهاند که فیلم در تقسیم همدلی میان دو شخصیت اصلی، بیش از اندازه محتاط یا نامتوازن عمل میکند. T The Standard +1
« در جنگ، حقیقت همیشه به اندازه یک گزارش رسمی روشن نیست. »
روایت و ریتم؛ حقیقتی که تکهتکه آشکار میشود
یکی از مهمترین ویژگیهای روایی «Danny Boy» استفاده از ساختاری غیرخطی است. فیلم میان دورههای مختلف زندگی شخصیت اصلی حرکت میکند و اطلاعات را به شکل تدریجی در اختیار تماشاگر قرار میدهد. این شیوه با مضمون اصلی اثر ارتباط مستقیمی دارد؛ زیرا مخاطب نیز مانند شخصیت اصلی ناچار است گذشته را از میان قطعات ناقص، خاطرات پراکنده و اطلاعاتی که بعدها مطرح میشوند بازسازی کند. منتقدان نیز به همین ساختار رفتوبرگشتی و نقش آن در انتقال آشفتگی ذهنی شخصیتها اشاره کردهاند. S Screen Daily +1 با این حال، همین تکنیک در بعضی لحظات به نقطه ضعف فیلم تبدیل میشود. «Danny Boy» زمان زیادی برای ساختن هر یک از خطوط داستانی خود ندارد و در نتیجه برخی تغییر مسیرها بیش از آنکه طبیعی به نظر برسند، فشرده و ناگهانی احساس میشوند. فیلم میخواهد هم درباره تجربه سرباز در میدان جنگ صحبت کند، هم درباره خانواده، هم درباره آسیب روانی، هم درباره فرآیند حقوقی و هم درباره اخلاق حرفهای وکیل. هرکدام از این موضوعات بهتنهایی ظرفیت یک درام مفصل را دارند و قرار دادن همه آنها در یک اثر نسبتاً کوتاه، ناگزیر به حذف یا خلاصهسازی برخی لایهها منجر شده است. همین مسئله یکی از دلایلی است که بعضی ارزیابیها فیلم را اثری دارای ایدههای فراوان اما گاه ناتمام یا شتابزده دانستهاند. P Pop Culture Maniacs +1 در مقابل، ریتم فشرده فیلم همیشه به ضرر آن تمام نمیشود. «Danny Boy» در بخشهایی که به فروپاشی تدریجی اطمینان شخصیتها نسبت به گذشته میپردازد، از همین سرعت بهره میبرد. مخاطب فرصت نمیکند در یک برداشت قطعی مستقر شود، زیرا اطلاعات تازه دائماً معنای اطلاعات قبلی را تغییر میدهد. فیلم در بهترین لحظاتش از این وضعیت برای ساختن نوعی اضطراب اخلاقی استفاده میکند؛ اضطرابی که نه از این پرسش که «چه اتفاقی خواهد افتاد»، بلکه از این پرسش ناشی میشود که «واقعاً چه چیزی را باید باور کرد» شکل میگیرد.
« فیلم نمیخواهد حقیقت را آسان کند؛ میخواهد دشواری رسیدن به حقیقت را نشان دهد. »
آنتونی بویل و توبی جونز؛ ستونهای اصلی درام
بخش قابلتوجهی از قدرت «Danny Boy» بر دوش بازیگران اصلی آن قرار دارد. آنتونی بویل در نقش سربازی که میان هویت نظامی، زندگی خانوادگی و خاطرات جنگ گرفتار شده، بازیای کنترلشده و در عین حال بسیار جسمانی ارائه میکند. او برای نمایش آشفتگی شخصیتش بیش از آنکه به دیالوگهای توضیحی متکی باشد، از نگاه، مکث، تغییر حالت صورت و نوع ایستادن و حرکت استفاده میکند. نتیجه، شخصیتی است که بسیاری از بحرانهایش پیش از آنکه به زبان آورده شوند، در چهرهاش دیده میشوند. T The Guardian +1 نقطه قوت بازی بویل در این است که شخصیت او را صرفاً به یک سرباز متهمشده یا قربانی آسیب روانی تقلیل نمیدهد. او باید همزمان مردی باشد که به هویت نظامی خود افتخار میکند، پدری که میخواهد برای فرزندانش الگو باشد، همسری که زندگی مشترکش تحت فشار قرار گرفته و انسانی که ناگهان مجبور شده به حافظه خودش شک کند. همین چندلایگی باعث میشود اضطراب او فقط نتیجه اتهام حقوقی نباشد؛ مسئله اصلی، فرو ریختن تصویری است که از خودش داشته است. فیلم در نمایش این فرسایش درونی، بهخصوص در سکوتها و لحظات خانوادگی، بسیار مؤثر عمل میکند. در سوی دیگر، توبی جونز با نقشی کاملاً متفاوت قرار دارد. شخصیت او وکیل حقوق بشری است؛ فردی پرانرژی، مصمم و از نظر فکری کاملاً متقاعدشده که باید برای قربانیان احتمالی جنگ عدالت طلب کند. جونز این شخصیت را به شکلی بازی میکند که در ابتدا میتوان انگیزههای انسانی و اخلاقی او را درک کرد، اما همزمان نوعی سرسختی در رفتار او وجود دارد که نشان میدهد اعتقاد شدید میتواند به تدریج توانایی دیدن شواهد مخالف را محدود کند. منتقدان بارها بازی جونز را از نقاط برجسته اثر دانستهاند و توانایی او در ایجاد همزمان همدلی و ابهام اخلاقی، یکی از دستاوردهای اصلی فیلم است. T The Guardian +1
« بازیهای اصلی فیلم، بیشتر از آنکه جواب بدهند، پرسش ایجاد میکنند. »
فضا و فرم؛ جنگی که به خانه برمیگردد
«Danny Boy» از نظر بصری به دنبال نمایش پرزرقوبرق جنگ نیست. حتی زمانی که به فضای نبرد بازمیگردد، هدف اصلی فیلم ساختن یک spectacle نظامی نیست؛ بلکه میخواهد آشوب، سردرگمی و فقدان کنترل را منتقل کند. طراحی صدا در این بخش اهمیت زیادی دارد و صدای تیراندازی، فریادها و آشفتگی محیطی کمک میکند تا تجربه نبرد بیش از آنکه یک سلسله تصویر منظم باشد، به تودهای از محرکهای حسی تبدیل شود. این رویکرد با هدف فیلم برای قرار دادن مخاطب در وضعیت ذهنی سرباز هماهنگ است. S
Screen Daily
در مقابل، خانه و محیط زندگی روزمره شخصیت اصلی عمداً از آرامش کامل برخوردار نیست. رنگهای سرد، فضای گرفته و حس دائمی رطوبت و تیرگی، زندگی پس از جنگ را همچون ادامهای از همان میدان نبرد تصویر میکنند. این انتخاب بصری اهمیت زیادی دارد، زیرا فیلم نمیخواهد آسیب جنگ را صرفاً در تصاویر خشونتآمیز خلاصه کند. گاهی یک سکوت در خانه، یک نگاه به اعضای خانواده یا یک لحظه انزوا، تأثیری بیشتر از بازسازی مستقیم نبرد دارد. فضای بیرونی آرام شده است، اما فضای درونی شخصیت هنوز به آرامش نرسیده است. T The Standard +1 فرم فیلم نیز در خدمت همین ایده قرار میگیرد. پرشهای زمانی و جابهجایی میان زندگی سرباز و مسیر حقوقی پرونده، نوعی دوگانگی ایجاد میکند: در یک سو تجربه زیسته قرار دارد و در سوی دیگر تلاش برای تبدیل آن تجربه به سند، شهادت و استدلال حقوقی. این تضاد یکی از جالبترین عناصر فیلم است؛ زیرا خاطره شخصی، واقعیت عینی و حقیقت حقوقی الزاماً بر یکدیگر منطبق نیستند. «Danny Boy» در بهترین لحظاتش دقیقاً در فاصله میان این سه مفهوم نفس میکشد.
« جنگ در فیلم پایان نمییابد؛ فقط شکل حضورش تغییر میکند. »
قوتها و ضعفها؛ اثری جدی با دامنهای بزرگتر از زمان خود
بزرگترین نقطه قوت فیلم، جدی گرفتن موضوع بدون افتادن کامل در دام ملودرام است. «Danny Boy» میتوانست به داستانی ساده درباره سربازی بیگناه در برابر یک وکیل متعصب تبدیل شود، اما تلاش میکند پیچیدگی اخلاقی ماجرا را حفظ کند. در نتیجه، حتی زمانی که همدلی مخاطب به سمت شخصیت خاصی متمایل میشود، فیلم همچنان پرسشهایی را باقی میگذارد که اجازه نمیدهند مسئله در قالب قهرمان و ضدقهرمان حل شود. این ویژگی در نقدهای منتشرشده نیز بهعنوان یکی از وجوه مهم اثر مورد توجه قرار گرفته است. T The Guardian +1 نقطه قوت دیگر، تمرکز بر پیامدهای انسانی جنگ است. فیلم به جای آنکه سرباز را تنها در لحظه شلیک یا در فضای عملیات تعریف کند، او را در کنار همسر، فرزندان و پدرش قرار میدهد. به این ترتیب، مسئله مسئولیت نظامی به مسئلهای خانوادگی تبدیل میشود. قضاوت درباره گذشته یک فرد دیگر فقط درباره گذشته او نیست؛ بر تصویری که خانواده از او دارد و تصویری که او از خودش ساخته نیز تأثیر میگذارد. این نگاه، فیلم را از یک درام صرفاً جنگی جدا میکند و به مطالعهای درباره هویت تبدیل میسازد. اما محدودیت اصلی فیلم، فشردگی آن است. خط داستانی وکیل، گذشته سرباز، نبرد، خانواده، آسیب روانی و فرآیند تحقیقاتی، همگی موضوعاتی سنگیناند و فیلم برای پرداخت کامل همه آنها فرصت کافی ندارد. در نتیجه برخی شخصیتهای فرعی بیشتر کارکرد روایی دارند تا اینکه واقعاً فرصت تبدیل شدن به شخصیتهایی مستقل پیدا کنند. حتی بعضی موقعیتهای مهم نیز به جای آنکه بهتدریج ساخته شوند، در قالب چند صحنه یا دیالوگ توضیح داده میشوند. برخی نقدها دقیقاً از همین مسئله بهعنوان عاملی یاد کردهاند که مانع رسیدن فیلم به ظرفیت کامل داستان واقعی آن میشود. T The Independent +1 از سوی دیگر، انتخاب روایت چندلایه برای همه مخاطبان یکسان عمل نخواهد کرد. کسانی که انتظار یک درام حقوقی کلاسیک با روند تحقیقاتی منظم دارند، ممکن است از میزان تمرکز فیلم بر ذهنیت و آسیب روانی شخصیت اصلی شگفتزده شوند. کسانی هم که انتظار یک فیلم جنگی پرتنش دارند، احتمالاً با اثری مواجه میشوند که اکشن را در اولویت قرار نمیدهد. «Danny Boy» عمداً میان چند ژانر حرکت میکند و همین ویژگی هم جذابیت آن است و هم منشأ برخی ناهماهنگیهایش.
مضمون اصلی؛ وقتی قهرمان بودن کافی نیست
یکی از جالبترین پرسشهای فیلم درباره مفهوم قهرمانی است. «Danny Boy» نشان میدهد که عنوان قهرمان، مدال یا ستایش عمومی لزوماً پایان داستان یک سرباز نیست. ممکن است جامعه در یک مقطع خاص فردی را به خاطر شجاعتش تحسین کند، اما همان فرد بعدها با پرسشهایی مواجه شود که هیچ مدالی قادر به پاسخ دادن به آنها نیست. از این منظر، فیلم درباره فاصله میان تصویری است که جامعه از سرباز میسازد و انسانی که پس از بازگشت از جنگ باید با گذشته خودش زندگی کند. در کنار آن، مفهوم حافظه نیز نقش تعیینکنندهای دارد. خاطره در فیلم یک آرشیو دقیق و بیطرف نیست؛ چیزی است که زیر فشار ترس، زمان، احساس گناه، دفاع از خود و روایت دیگران تغییر میکند. مسئله این نیست که فیلم میخواهد بگوید حافظه بیارزش است، بلکه نشان میدهد تبدیل یک تجربه پیچیده انسانی به یک روایت حقوقی قطعی تا چه اندازه دشوار است. همینجا است که فیلم از یک داستان درباره یک پرونده مشخص فراتر میرود و به پرسشی عمومیتر درباره ماهیت حقیقت نزدیک میشود. در طرف دیگر، فیلم درباره خطر اعتقاد مطلق نیز حرف میزند. جستوجوی عدالت میتواند از انگیزهای شریف آغاز شود، اما وقتی هدف اولیه جای خود را به نیاز به اثبات یک فرضیه بدهد، خود فرآیند جستوجوی حقیقت در معرض آسیب قرار میگیرد. «Danny Boy» این موضوع را بدون تبدیل کردن آن به یک درس اخلاقی ساده مطرح میکند و همین ابهام، ارزش بحثبرانگیز اثر را افزایش میدهد. درام نه میگوید همه طرفها به یک اندازه درست میگویند و نه جهان را به دو اردوگاه اخلاقی ساده تقسیم میکند؛ بلکه نشان میدهد حقیقت در موقعیتهای جنگی و حقوقی چگونه میتواند زیر فشار روایتهای رقیب قرار گیرد.
« پرسش اصلی فقط این نیست که چه کسی مقصر است؛ پرسش این است که چگونه میتوان درباره حقیقت قضاوت کرد. »
جایگاه اثر و مخاطب هدف؛ درامی برای تماشای دوباره و فکر کردن
«Danny Boy» بیش از آنکه اثری برای سرگرمی سریع باشد، فیلمی برای مخاطبی است که از درامهای تاریخی و حقوقی انتظار طرح پرسشهای اخلاقی دارد. کسانی که به داستانهای جنگی علاقهمندند، احتمالاً از آنچه فیلم درباره زندگی پس از بازگشت از میدان نبرد میگوید بیشتر بهره خواهند برد تا از خود صحنههای جنگ. علاقهمندان به درامهای دادگاهی نیز باید بدانند که اینجا دادگاه و فرآیند حقوقی ابزار اصلی داستاناند، نه تمام موضوع آن. فیلم از پروندهای واقعی بهعنوان دریچهای برای بررسی روان انسان استفاده میکند. از نظر جایگاه در میان درامهای تلویزیونی بریتانیایی، اثر بیش از هر چیز به کیفیت بازیها و رویکرد جدی فیلمنامه متکی است. این فیلم قصد ندارد با مقیاس تولید یا صحنههای عظیم جنگی خودنمایی کند؛ ارزش آن در تمرکز بر دو شخصیت و شکاف میان تجربه شخصی و حقیقت رسمی است. همین تمرکز باعث میشود بازی بویل و جونز اهمیت ویژهای پیدا کند و بخش بزرگی از بار دراماتیک اثر بر دوش آنها قرار گیرد. T The Guardian +1 در نهایت، «Danny Boy» فیلمی بینقص نیست و حتی میتوان گفت بزرگترین مشکلش این است که داستانی بسیار بزرگ را در قالبی محدود روایت میکند. برخی مسیرهای داستانی میتوانستند با زمان بیشتر، عمق روانشناختی و حقوقی بیشتری پیدا کنند و ساختار غیرخطی نیز گاهی به جای ایجاد ابهام ثمربخش، حس شتابزدگی به وجود میآورد. با این حال، جدیت موضوع، بازیهای قدرتمند، فضای سرد و سنگین و امتناع نسبی از سادهسازی اخلاقی، فیلم را به اثری قابل تأمل تبدیل میکند. T The Standard +1 در جمعبندی، «Danny Boy» بیش از آنکه درباره یک نبرد باشد، درباره زندگیای است که پس از نبرد ادامه پیدا میکند؛ درباره سربازی که باید با حافظه خودش کنار بیاید، وکیلی که باید میان باور و حقیقت حرکت کند و جامعهای که میخواهد درباره گذشته قضاوت کند. فیلم در برخی بخشها به دلیل محدودیت زمانی، از رسیدن به تمام ظرفیت خود بازمیماند، اما در مهمترین دستاوردش موفق است: جنگ را از یک واقعه تاریخی دوردست به مسئلهای انسانی، روانی و اخلاقی تبدیل میکند. بدون نیاز به افشای نتیجه ماجرا، میتوان گفت ارزش اصلی فیلم نه در پاسخ نهایی، بلکه در پرسشهایی است که پس از پایان آن همچنان باقی میمانند. T T S Sources



ثبت دیدگاه