نقد و بررسی
نقد نبرد لانگتان: خطر نزدیک (Danger Close: The Battle of Long Tan) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی از نبردی کمتر دیدهشده «Danger Close: The Battle of Long Tan» ساختهٔ Kriv Stenders، به واقعهای از جنگ ویتنام میپردازد که در بازنماییهای سینمایی این جنگ کمتر از تجربهٔ نیروهای آمریکایی دیده شده است: حضور استرالیا و نیوزیلند و نبرد لانگتان در اوت ۱۹۶۶. فیلم، گروهانی جوان و کمتجربه را در فضایی جنگلی و ناآشنا قرار میدهد؛ جایی که مأموریتی نظامی به رویاروییای سخت و فرساینده بدل میشود.
عنوان اثر نیز از اصطلاحی نظامی میآید که به نزدیکی خطر اشاره دارد؛ مفهومی که فیلم میکوشد آن را نه فقط در گفتوگوها، بلکه در فشار دائمی محیط و تصمیمهای دشوار سربازان مجسم کند. اهمیت چنین انتخابی در آن است که جنگ ویتنام را از قاب آشنای هالیوودی بیرون میبرد و به تجربهٔ سربازان استرالیایی و نیوزیلندی نزدیک میشود.
بااینحال، فیلم بیش از آنکه دربارهٔ سیاست و پیچیدگیهای تاریخی جنگ باشد، به موقعیت رزمی و تجربهٔ محدود سربازانی میپردازد که ناگهان خود را در محاصرهٔ خطر مییابند. بنابراین، آشنایی با این فصل کمتر روایتشدهٔ تاریخ، یکی از امتیازهای اثر است؛ اما نباید از آن انتظار یک بررسی جامع تاریخی یا سیاسی داشت.
ساختار روایی و ریتم فیلم پس از معرفی نیروها، بهسرعت به سوی میدان نبرد حرکت میکند و در بخش بزرگی از زمانش بر رویارویی نظامی متمرکز میماند. این انتخاب، ریتمی روان و نسبتاً جمعوجور به اثر میدهد: روایت کمتر در حاشیهها مکث میکند و تماشاگر را پیوسته با موقعیتهای تازهٔ خطر روبهرو میسازد.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
برای مخاطبی که میخواهد یک درام جنگی پرتحرک ببیند، این تمرکز میتواند نقطهٔ قوت باشد؛ قصه بیجهت کش پیدا نمیکند و ضرباهنگ آن حس فشار را حفظ میکند. در مقابل، همین شتاب مجال چندانی برای شکلگیری آرام شخصیتها باقی نمیگذارد. معرفی گروهی بزرگ از سربازان در ابتدای فیلم، گاه شتابزده و ناموزون است؛ برخی چهرهها پیش از آنکه هویت و تمایزشان در ذهن تماشاگر جا بیفتد، در دل آشوب نبرد قرار میگیرند.
از این رو، فیلم در ساختن مجموعهای از موقعیتهای پرتنش موفقتر است تا در ترسیم زندگی درونی تکتک افراد. تماشاگر ممکن است بهخوبی بفهمد این سربازان در چه خطری هستند، اما کمتر فرصت مییابد دریابد هر یک بیرون از میدان جنگ چه کسی بودهاند. نبرد بهمثابه تجربهٔ حسی مهمترین دستاورد فیلم، ساختن فضای نبرد است.
میان درختان کائوچو، میدان دید محدود و تهدیدی که میتواند از هر سو سر برسد، حس سردرگمی و ناامنی را تقویت میکند. صدای شلیکها، ارتباط رادیویی، انفجارها و مکثهای کوتاه میان برخوردها، تماشاگر را در وضعیت انتظار و اضطراب نگه میدارند. فیلم در این بخشها بهجای آنکه همهچیز را با توضیح روشن کند، اغلب اجازه میدهد صدا و تصویر فشار موقعیت را منتقل کنند.
منتقدان نیز به تأثیرگذاری اجرا و طراحی صحنههای نبرد و نقش تدوین و صدا در حفظ تنش اشاره کردهاند. بااینهمه، شدت صحنهها همیشه با باورپذیری کامل همراه نیست. گاهی منطق حرکت شخصیتها یا نحوهٔ قرارگرفتنشان در موقعیت، بیش از آنکه حاصل مشاهدهٔ دقیق میدان نبرد به نظر برسد، تابع نیازهای نمایشی است.
« در مقابل، همین شتاب مجال چندانی برای شکلگیری آرام شخصیتها باقی نمیگذارد. »
شخصیتها و اجرا
نتیجه آن است که فیلم در ایجاد هیجان موفق میشود، اما بعضی لحظهها ممکن است برای تماشاگر آشنا با آثار جنگی یا واقعیتهای نظامی ساختگی جلوه کند. این کاستی از اثرگذاری حسی فیلم نمیکاهد، ولی فاصلهای میان «نبردِ باورشدنی» و «نبردِ تماشایی» باقی میگذارد. رفاقت، انضباط و انسانهای زیر آتش در مرکز عاطفی فیلم، پیوند میان سربازان قرار دارد.
همرزمی در اینجا نه صرفاً شعاری دربارهٔ وفاداری، بلکه ضرورتی عملی است: افراد باید به یکدیگر اعتماد کنند، وضعیت هم را دریابند و در لحظههای دشوار تنها به بقای فردی نیندیشند. این توجه به مراقبت متقابل، به فیلم گرمایی انسانی میدهد و مانع میشود که همهچیز به نمایش سلاح و انفجار فروکاسته شود.
رابطهٔ فرماندهی نیز بخشی از همین تنش است؛ تصمیمها پیامد دارند و مسئولیت هدایت نیروها در شرایط ناپایدار، خود به باری سنگین بدل میشود. اما عاطفهٔ فیلم گاهی بیش از آنکه از پیچیدگی رابطهها برآید، بر الگوهای آشنای ژانر تکیه میکند. سرباز باتجربه، نیروی جوان و خطاپذیر، و همرزمی که در لحظهٔ خطر معنای واقعی خود را نشان میدهد، همگی عناصر مؤثری هستند، اما بارها در سینمای جنگ به کار رفتهاند.
همین آشنایی، پیشبینیپذیری بعضی مسیرهای شخصیتی را افزایش میدهد. فیلم میتواند همدلی برانگیزد، ولی همیشه موفق نمیشود این همدلی را به شناختی عمیقتر از فردیت سربازان تبدیل کند. بازیها و کیفیت فیلمنامه Travis Fimmel در نقش سرگرد Harry Smith محور اصلی روایت است و حضورش به فیلم یک مرکز ثقل میدهد.
« این کاستی از اثرگذاری حسی فیلم نمیکاهد، ولی فاصلهای میان «نبردِ باورشدنی» و «نبردِ تماشایی» باقی میگذارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شخصیت او با مسئولیت فرماندهی و فشار موقعیت تعریف میشود و بازیگر میکوشد این وزن را در رفتار و واکنشهای کنترلشدهاش نشان دهد. بااینحال، در بخشهایی از فیلم، بازیها خشک یا کمجان به نظر میرسند؛ گویی شخصیتها بیش از آنکه از درون شکل بگیرند، برای انجام وظیفهٔ داستانی خود در قاب حاضر شدهاند.
تعدد چهرهها نیز فرصت پرداخت یکدست را محدود میکند. نامهای اصلی گروه بازیگران و نقش Fimmel در مقام سرگرد Smith در معرفی فیلم ثبت شدهاند. فیلمنامه در پیشبرد ماجرا کارآمد است، اما از نظر عمق و ظرافت کم میآورد. گفتوگوها بیشتر برای انتقال اطلاعات، روشنکردن خطر یا تأکید بر روحیهٔ گروه به کار میروند تا برای آشکارکردن تضادهای پیچیدهٔ درونی.
در نتیجه، بعضی شخصیتها بهسرعت در قالبهای شناختهشده قرار میگیرند و تصمیمهایشان چندان غافلگیرکننده نیست. از سوی دیگر، فیلم در پرداخت تاریخی نیز گزینشی عمل میکند: بازسازی یک رویداد واقعی ناگزیر به انتخاب و فشردهسازی نیاز دارد، اما این اثر بیشتر به ساختن درامی پرتنش علاقهمند است تا به طرح کامل زمینهها و اختلافنظرهای مربوط به روایت تاریخی نبرد.
نقدها نیز به محدودیت فیلم در مقام درس تاریخ اشاره کردهاند. تماشاگر و تجربهٔ تماشای فیلم «Danger Close» برای مخاطبی مناسب است که از درامهای جنگی متکی بر نبرد، صدای سنگین و خطر مداوم استقبال میکند. فیلم در این چارچوب تجربهای نسبتاً منسجم و دیدنی فراهم میآورد و زاویهٔ استرالیایی و نیوزیلندی آن میتواند برای کسی که پیشتر با این بخش از جنگ ویتنام آشنا نبوده، کنجکاویبرانگیز باشد.
« تعدد چهرهها نیز فرصت پرداخت یکدست را محدود میکند. »
قوتها و کاستیها
اما کسانی که از خشونت جنگی یا تعلیقهای طولانی و اضطرابآور پرهیز میکنند، ممکن است با بخشهای زیادی از اثر احساس ناراحتی کنند. خشونت در اینجا تزئینی نیست؛ بخش مهمی از زبان فیلم است و تماشاگر را در فضایی فشرده و ناآرام نگه میدارد. از سوی دیگر، فیلم برای کسانی که در جستوجوی درامی شخصیتمحور، پیچیدگی سیاسی یا بازخوانی انتقادی جنگ هستند، احتمالاً رضایت کاملبخشی ندارد.
آنچه ارائه میدهد، بیشتر روایتی رزمی و متمرکز بر گروهی از سربازان است تا تصویری فراگیر از جنگ و پیامدهای اجتماعی آن. این محدودیت را باید در کنار دستاورد اصلی فیلم دید: بازآفرینی فشردهٔ تجربهٔ حضور در میانهٔ نبرد و توجه به مردانی که در شرایطی بیرون از کنترل خود، ناگزیر به اتکا بر یکدیگر میشوند.
جمعبندی «Danger Close: The Battle of Long Tan» فیلمی جنگی خوشریتم و متمرکز است که در ساختن تنش میدانی و نمایش همرزمی سربازان توانایی دارد. صحنههای نبرد، فضای محدود و تهدیدآمیز جنگل و توجه به مراقبت متقابل نیروها، بهترین جنبههای آن هستند. در مقابل، شخصیتپردازی کمعمق، الگوهای آشنا، بازیهایی که گاه به خشکی میگرایند و بعضی لحظههای نهچندان باورپذیر، مانع میشوند فیلم به اثری عمیقتر و ماندگارتر بدل شود.
با این همه، ارزش فیلم فقط در کیفیت اجرای نبردها خلاصه نمیشود. انتخاب واقعهای که در روایتهای رایج جنگ ویتنام کمتر دیده شده، به آن جایگاهی متمایز میدهد؛ هرچند نباید آن را جایگزین پژوهش تاریخی دانست. حاصل، اثری قابلقبول و گاه تأثیرگذار است که بیش از پیچیدگیهای جنگ، بر فشار لحظه، مسئولیت فرماندهی و معنای تکیهکردن بر همرزمان تمرکز دارد.
« خشونت در اینجا تزئینی نیست؛ بخش مهمی از زبان فیلم است و تماشاگر را در فضایی فشرده و ناآرام نگه میدارد. »



ثبت دیدگاه