نقد و بررسی
نقد Daddy | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان تاریخ و اسطوره «Daddy» به کارگردانی Ashim Ahluwalia، سرگذشت آرون گاولی را نه صرفاً بهعنوان شرح صعود یک تبهکار، بلکه بهمثابه تلاشی برای فهم سازوکار ساختهشدنِ چهرهای عمومی روایت میکند؛ مردی که در داگدی چاوالِ بمبئی، میان فقر، تعطیلی کارخانهها و مناسبات خشن محله رشد میکند و بهتدریج به یکی از نامهای پرنفوذ جهان زیرزمینی شهر بدل میشود.
فیلم، بخشهایی از چند دهه زندگی او را دنبال میکند و در کنار رویاروییهای باندی، به خانواده، سیاست و تصویری میپردازد که اطرافیان و جامعه از او میسازند. جذابیت چنین سوژهای آشکار است: زندگی گاولی در مرز میان قدرت و محرومیت، جنایت و سیاست، ترس و احترام عمومی حرکت میکند. اما همین ظرفیت بزرگ، مسئولیتی دشوار بر دوش فیلم میگذارد.
«Daddy» میخواهد هم بازسازی تاریخی باشد، هم مطالعهای روانشناختی و هم درامی جنایی پرتنش؛ حاصل، اثری است که لحظاتی به جهان خود عمق میدهد، اما در پیوند دادن همه این لایهها همیشه موفق نیست. فیلم بهجای آنکه زندگی شخصیتش را به روایتی کاملاً یکپارچه تبدیل کند، اغلب مجموعهای از ایستگاههای مهم و چهرههای پیرامون او را پیش چشم میگذارد.
روایت غیرخطی و دشواری پیوندها ساختار روایت بر رفتوآمد میان دورهها و بازسازی گذشته از خلال روایتها و خاطرهها تکیه دارد. این انتخاب با موضوع فیلم تناسب دارد: گاولی در زندگی عمومی خود همواره موضوع روایتهای متعارض بوده و دیگران از زاویهای متفاوت او را به یاد میآورند. بنابراین، شکل غیرخطی میتواند نشان دهد که حقیقتِ یک چهره تاریخی چگونه در میان شهادتها، شایعات و مصلحتها پراکنده میشود.
« اما همین ظرفیت بزرگ، مسئولیتی دشوار بر دوش فیلم میگذارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، شیوه روایت گاهی بیشتر از آنکه به ابهام هنری بینجامد، به گسست میرسد. انتقال میان دورههای مختلف همیشه نشانهگذاری روشنی ندارد و بعضی رویدادها بهاندازه کافی زمینهچینی نمیشوند تا تماشاگر نسبتشان را با مسیر کلی شخصیت دریابد. فیلم در بخشهایی با شتاب از یک مقطع به مقطع دیگر میرود، اما در لحظههایی دیگر بر صحنههایی میماند که نیروی دراماتیکشان رو به کاهش است.
در نتیجه، ساختار چندپاره بهجای آنکه بهطور پیوسته بر فهم شخصیت بیفزاید، گاه توجه را از او به مسئله سادهترِ دنبالکردن خط زمانی منحرف میکند. بمبئی؛ بستر اجتماعی و نیروی داستان یکی از امتیازهای مهم فیلم، توجه به محیطی است که شخصیت در آن شکل میگیرد. بمبئی در «Daddy» صرفاً پسزمینهای برای تعقیبوگریز یا تبادل آتش نیست؛ شهر با محلههای فشرده، فضای کارگری و مناسبات محلیاش به عاملی اثرگذار در روایت بدل میشود.
اشاره به زندگی فرودستان و دگرگونیهای اقتصادی، دستکم در سطح طرح، از این تصور فاصله میگیرد که گنگسترشدن فقط حاصل میل فردی به قدرت است. فیلم میکوشد نشان دهد چگونه محدودیت فرصتها و پیوندهای خشن محله میتوانند در ساختن چنین مسیری نقش داشته باشند. بازآفرینی بمبئیِ دهههای گذشته نیز به جهان فیلم انسجام بصری میدهد.
طراحی فضاها و حالوهوای دوره، حس زیستن در زمانی دیگر را منتقل میکند و به قصه وزنی تاریخی میبخشد. بااینحال، زمینه اجتماعی گاهی بیش از آنکه در تار و پود شخصیتها و انتخابهایشان تنیده شود، به اطلاعاتی برای توضیح پسزمینه تبدیل میشود. فیلم نشانههای محیط را ارائه میکند، اما همیشه فرصت نمیدهد تا پیامدهای آنها در زندگی روزمره و تصمیمهای اخلاقی قهرمان با پیچیدگی کافی دیده شود.
« بااینحال، شیوه روایت گاهی بیشتر از آنکه به ابهام هنری بینجامد، به گسست میرسد. »
شخصیتها و اجرا
آرون گاولی؛ انسان، قدرت و خطر همدلی اجرای Arjun Rampal محور اصلی فیلم است. او با تغییر ظاهر، لهجه و حرکات بدنی، میکوشد از قالب یک نقشپردازی ساده فراتر برود و حضور مردی را بسازد که اقتدارش را با خویشتنداری نشان میدهد. بازی او در لحظات آرام و خانوادگی، بهویژه در برابر تصویر عمومیِ خشن گاولی، بُعدی انسانی به شخصیت میبخشد.
این انتخاب از نظر دراماتیک قابل دفاع است: تماشاگر برای فهم جاذبه قدرت، باید چیزی از زندگی خصوصی و عاطفی او نیز ببیند. مشکل از جایی آغاز میشود که انسانیکردن شخصیت به نرمکردن داوری درباره اعمال او نزدیک میشود. فیلم با تأکید بر نقش خانواده و شرایط اجتماعی، گاه تصویری بیش از حد همدلانه میسازد و هزینه خشونت را در حاشیه نگه میدارد.
درام گنگستری میتواند شخصیت مجرم را پیچیده و حتی جذاب نشان دهد، بیآنکه مسئولیت او را از میان ببرد؛ اما «Daddy» همیشه این فاصله را حفظ نمیکند. ازاینرو، تصویری که از گاولی شکل میگیرد، گاه بیشتر به ساختن افسانهای درباره مردی گرفتار شرایط شباهت دارد تا مواجههای کامل با تناقضهای فردی که هم قربانی ساختارهاست و هم در بازتولید خشونت سهم دارد.
بازیگران مکمل و حضورهای ناتمام Aishwarya Rajesh در نقش همسر گاولی، حضوری متین و مؤثر دارد و در صحنههایی که رابطه خانوادگی در مرکز قرار میگیرد، به فیلم نوعی آرامش عاطفی میبخشد. Nishikant Kamat نیز در نقش افسر پلیس، حضوری مقتدر و تهدیدآمیز دارد؛ او میتواند در برابر جهان گاولی نیرویی بازدارنده بسازد و تنش میان قانون و قدرت زیرزمینی را ملموس کند.
« آرون گاولی؛ انسان، قدرت و خطر همدلی اجرای Arjun Rampal محور اصلی فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این دو نقش از آن جهت اهمیت دارند که امکان میدهند قهرمان فقط از درون حلقه نزدیکان و هوادارانش دیده نشود. با وجود این، بسیاری از شخصیتهای فرعی بیش از آنکه زندگی مستقل پیدا کنند، در خدمت پیشبرد رخدادها باقی میمانند. فیلم آدمهای زیادی را وارد میدان میکند، اما برای برخی از آنان فرصت کافی نمیگذارد تا انگیزه، ترس یا تغییرشان شکل بگیرد.
این تراکم چهرهها، در کنار روایت چندپاره، گاهی از وضوح روابط میکاهد. بازیهای قابلقبول بهتنهایی نمیتوانند خلأیی را پر کنند که از کمبود زمان و پرداخت در فیلمنامه پدید آمده است. ریتم، تصویر و صدا از نظر بصری، فیلم به فضاسازی متکی است و در ثبت جزئیات دوره و محیط، لحظاتی چشمگیر دارد.
قاببندیها و بافت تصویر به جهان داستان حس سنگینی و فرسودگی میدهند؛ انگار شهر و آدمهایش زیر فشار تاریخ و خشونتی ممتد قرار گرفتهاند. طراحی صدا نیز در ساختن فضای تهدید سهم دارد و به صحنهها عمق میبخشد، بیآنکه همیشه به هیاهوی صرف متوسل شود. موسیقی متن هم میکوشد نیروی عاطفی و جنایی قصه را تقویت کند.
اما این تواناییهای فنی همواره به ریتمی زنده منتهی نمیشوند. فیلم در بعضی بخشها کند و کشدار میشود؛ صحنهها گاه بیش از اندازه طول میکشند، بیآنکه اطلاعات تازه یا دگرگونی عاطفی مهمی به روایت اضافه کنند. از سوی دیگر، رویدادهای مهم ممکن است بهسرعت از کنار تماشاگر بگذرند. این ناهمترازی میان مکثهای طولانی و گذرهای شتابزده، ضرباهنگ کلی را ناپایدار میکند و از تأثیر برخی لحظات کلیدی میکاهد.
« این دو نقش از آن جهت اهمیت دارند که امکان میدهند قهرمان فقط از درون حلقه نزدیکان و هوادارانش دیده نشود. »
قوتها و کاستیها
قدرت روایت و مسئولیت اخلاقی فیلم درباره مردی است که نفوذش تنها از اسلحه و سازمان جنایی نمیآید؛ جایگاه اجتماعی و تصویری که از او ساخته شده نیز در قدرتش سهم دارد. «Daddy» به این نکته نزدیک میشود، بهخصوص هنگامی که نشان میدهد چگونه یک چهره میتواند هم ترسناک باشد و هم برای بخشی از مردم معنای پناه یا حمایت پیدا کند.
این تناقض، بالقوه مهمترین موضوع فیلم است: چگونه خشونت در شرایطی خاص میتواند با زبان عدالت محلی عرضه شود و چگونه افسانه «مرد مردم» بر واقعیت جنایت سایه میاندازد. بااینهمه، فیلم پرسشهای اخلاقی خود را به اندازه کافی پی نمیگیرد. بهجای آنکه پیوسته میان همدلی و قضاوت رفتوآمد کند، گاه در همدلی متوقف میشود و مخاطب را با تصویری نسبتاً آراسته از قهرمان تنها میگذارد.
همین محدودیت، اثر را از یک مطالعه عمیق درباره اسطورهسازی سیاسی و جنایی دور میکند. فیلم به مسئله نزدیک میشود، اما همیشه جرئت یا انسجام لازم را برای گشودن همه سویههای آن ندارد. جمعبندی «Daddy» فیلمی است با سوژهای غنی و فضاسازی قابلتوجه که در بهترین لحظاتش میتواند پیوند میان فقر شهری، قدرت محلی و شکلگیری یک چهره اسطورهای را پیش چشم بگذارد.
بازی Arjun Rampal، حضور مؤثر برخی بازیگران مکمل و بازآفرینی فضای بمبئیِ گذشته، به اثر هویت میبخشند. در سوی دیگر، روایت غیرخطیِ گاه گیجکننده، ریتم نامتوازن، شخصیتهای فرعی کمپرداخت و همدلیِ بیش از حد با قهرمان مانع میشوند که فیلم به کاوشی کاملاً منسجم و بیپروا تبدیل شود. ارزش فیلم در این است که زندگی گاولی را به یک افسانه ساده قهرمانانه فرو نمیکاهد، هرچند همیشه هم از افتادن در دام همان افسانه دور نمیماند.
« بااینهمه، فیلم پرسشهای اخلاقی خود را به اندازه کافی پی نمیگیرد. »
جمعبندی
حاصل، درامی جنایی است که بیش از آنکه پاسخ نهایی بدهد، امکان پرسش درباره مرز میان قدرت، محبوبیت و مسئولیت را فراهم میکند؛ اثری پرظرفیت و نابرابر که قوتهای بصری و بازی محوریاش را نمیتوان نادیده گرفت، اما محدودیتهای رواییاش نیز پیوسته خود را یادآوری میکنند.
ثبت دیدگاه