نقد و بررسی
نقد بابا یا مامان (Daddy or Mommy) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی معکوس برای طلاق «Daddy or Mommy» یا «Papa ou maman» ساختهٔ مارتن بوربولون، کمدی فرانسویای است که از یک وارونگی ساده اما پربار نیرو میگیرد: فلورانس و ونسان لوروا، زوجی موفق با زندگیای ظاهراً کامل، نه برای بهدستآوردن حضانت فرزندانشان، بلکه برای رهایی از آن با یکدیگر رقابت میکنند.
ارتقای شغلی همزمانِ آنها، جدایی را از تصمیمی شخصی به نبردی بر سر آینده تبدیل میکند؛ نبردی که در آن هر دو میکوشند دیگری را بهعنوان والد مناسبتر جلوه دهند، حتی اگر این کوشش به بهای آزردن بچهها تمام شود. جذابیت اولیهٔ ایده در همین جابهجایی نقشهاست. فیلم بهجای آنکه طلاق را صرفاً رویدادی اندوهبار یا زمینهای برای آشتی و مصالحه بداند، آن را میدان رقابتی میکند که قواعدش پیدرپی به هم میریزد.
عنوان اثر نیز این رقابت را به پرسشی ساده و خانوادگی فرو میکاهد، درحالیکه برای والدین پاسخ مطلوب، برخلاف انتظار، «هیچکدام» است. کمدی سیاه و مرز ناراحتی طنز فیلم از موقعیتهایی برمیآید که در آنها رفتار والدین بیش از آنکه مهربانانه یا مسئولانه باشد، حسابگرانه و بیرحمانه میشود.
« جذابیت اولیهٔ ایده در همین جابهجایی نقشهاست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فلورانس و ونسان برای آنکه فرزندانشان را به انتخاب والد دیگر سوق دهند، دست به رفتارهایی میزنند که در یک کمدی خانوادگی متعارف پذیرفتنی نیست. فیلم از تضاد میان تصویر آشنای والد دلسوز و این پدر و مادرِ مشتاقِ فرار از مسئولیت، نیروی کمیک میسازد. اما همینجا محل اختلاف تماشاگران است.
برخی لحظههای پرتنش و شلوغ، بهسبب غافلگیری و اغراق، خندهدار از آب درمیآیند؛ برخی دیگر بهجای خنده، حس دلآشوبی یا عذابوجدان ایجاد میکنند. این واکنش دوگانه نه نقصی تصادفی، بلکه بخشی از سازوکار فیلم است: خنده باید با آگاهی از این واقعیت همراه شود که قربانی شوخیها، کودکانی هستند که در جنگ بزرگترها نقشی ندارند.
بااینحال، فیلم همیشه نمیتواند این تعادل را حفظ کند. گاهی شوخی از مرز هجو عبور میکند و به رفتاری آزارنده بدل میشود که تماشاگر را از شخصیتها دور میسازد. والدین در مقام رقیب فلورانس و ونسان نه قهرمانانی دوستداشتنیاند و نه نمونههایی ساده از والدین بد. فیلم آنها را بهصورت دو آدم جاهطلب و خودمحور ترسیم میکند که بهتدریج منطق رقابت، احساس مسئولیتشان را میبلعد.
« فیلم از تضاد میان تصویر آشنای والد دلسوز و این پدر و مادرِ مشتاقِ فرار از مسئولیت، نیروی کمیک میسازد. »
شخصیتها و اجرا
آنها میخواهند طلاق را نیز مانند دیگر عرصههای زندگی «موفق» مدیریت کنند؛ گویی جدایی پروژهای است که باید در آن پیروز شد. در این چارچوب، فرزندان بهجای آنکه انسانهایی با نیازهای مستقل باشند، به طرفهای ناخواستهٔ یک بازی بدل میشوند. این انتخاب روایی امکان طنز تند را فراهم میآورد، اما بهای خود را هم دارد.
هرچه رفتار والدین افراطیتر میشود، باورپذیری عاطفی رابطهٔ آنها با بچهها دشوارتر میگردد. فیلم از تماشاگر میخواهد هم به نقشههای والدین بخندد و هم از پیامدهایشان ناراحت باشد؛ خواستهای جسورانه که گاهی به نتیجه میرسد و گاهی به سردرگمی میانجامد. تماشاگر ممکن است بیش از آنکه درگیر سرنوشت زوج شود، نگران اثر این کشمکش بر کودکان بماند.
بازیها و نیروی تقابل مارینا فوی و لوران لافیت بار اصلی تقابل فیلم را بر دوش دارند. بازی آنها بر برخورد دو شخصیت شکل گرفته است: هرکدام میکوشد در ظاهر منطقی و مسلط بماند، اما در عمل وارد رقابتی میشود که هر مرحلهاش از مرحلهٔ پیشین افراطیتر است. انرژی بازیگران، بهویژه در صحنههایی که گفتوگو به جدال بدل میشود، به فیلم شتاب میدهد و کمک میکند رفتارهای نامتعارف زوج در محدودهٔ کمدی باقی بماند.
« این انتخاب روایی امکان طنز تند را فراهم میآورد، اما بهای خود را هم دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، این نیروی اجرایی همیشه برای ایجاد همدلی کافی نیست. شخصیتها بیشتر بهعنوان عاملانِ آشوب کار میکنند تا آدمهایی که درونشان با تناقضی عمیقتر دستوپنجه نرم میکنند. فیلم علاقهمند است آنان را در حال پیشبردن نقشههایشان نشان دهد، اما فرصت کمتری برای مکث، آسیبپذیری یا کاوش در علتهای عاطفی این رفتارها فراهم میکند.
در نتیجه، بازیها پرتحرکاند، اما عمق رابطهٔ خانوادگی گاه پشت شوخی و هیاهو پنهان میماند. ریتم، تکرار و طراحی صحنهها فیلم با زمانی فشرده و ریتمی تند پیش میرود و از موقعیتهای خانگی برای ساختن آشوب بهره میگیرد. خانه در اینجا صرفاً پسزمینه نیست؛ فضایی است که نظم ظاهری زندگی مرفه خانواده در آن پیدرپی آسیب میبیند.
همین محیط مرتب و خوشساخت در کنار رفتارهای ویرانگر شخصیتها، تضادی دیداری میسازد و به طنز موقعیت کمک میکند. برای برخی تماشاگران، جزئیات خانه و فضای زندگی خانواده حتی بهاندازهٔ خود ماجرا جلب توجه میکند. اما سازوکار اصلی فیلم بر تشدید مداوم خرابکاریها استوار است. این روش در ابتدا مؤثر است، زیرا هر رفتار تازه مرزهای رقابت را جابهجا میکند؛ ولی پس از چند دور، تکرار الگو آشکار میشود.
« بااینحال، این نیروی اجرایی همیشه برای ایجاد همدلی کافی نیست. »
قوتها و کاستیها
دعوا، نقشه، واکنش و نقشهای افراطیتر، زنجیرهای است که اگر تغییر عاطفی یا معنایی کافی در آن رخ ندهد، کشدار به نظر میرسد. فیلم در بعضی لحظهها بهجای افزودن لایهای تازه به کشمکش، صرفاً شدت آن را بیشتر میکند. کودکان؛ مرکز اخلاقی قصه گرچه داستان عمدتاً از رقابت والدین نیرو میگیرد، کودکان مرکز اخلاقی آن هستند.
آنان نه ابزار شوخی، بلکه کسانیاند که پیامدهای تصمیمهای بزرگترها را تحمل میکنند. هرچه والدین بیشتر برای فرار از حضانت تلاش میکنند، فاصلهٔ میان بازیگوشی کمیک و آسیب واقعی پررنگتر میشود. به همین دلیل، واکنش تماشاگر به فیلم تا حد زیادی به تحمل او در برابر دیدن کودکانی وابسته است که در میانهٔ جنگی خانوادگی گیر افتادهاند.
فرزندان در برخی لحظهها عمداً میتوانند آزاردهنده یا دشوار به نظر برسند، اما این ویژگی بهتنهایی بار مسئولیت را از دوش والدین برنمیدارد. فیلم گاهی از حضور و واکنشهای آنان برای تقویت آشوب استفاده میکند، بیآنکه همیشه به پیامدهای عاطفی آن آشوب به اندازهٔ کافی بپردازد. این نابرابری، هم سرچشمهٔ بخشی از کمدی سیاه اثر است و هم دلیل سنگینی آن: خنده با این پرسش همراه میشود که آیا فیلم از رنج کودکان انتقاد میکند یا صرفاً آن را به سوژهٔ شوخی بدل کرده است.
« فیلم در بعضی لحظهها بهجای افزودن لایهای تازه به کشمکش، صرفاً شدت آن را بیشتر میکند. »
جمعبندی
جمعبندی «Daddy or Mommy» کمدیای نامتعارف دربارهٔ طلاق است که بهجای نمایش رقابت برای بهدستآوردن فرزندان، جنگی برای شانه خالیکردن از حضانت را به مرکز ماجرا میآورد. ایدهٔ تند و بازیهای پرانرژی، لحظههایی غافلگیرکننده و گاه واقعاً خندهدار میسازند؛ فضای آراستهٔ خانه نیز در برابر رفتارهای آشفتهٔ شخصیتها تضادی مؤثر پدید میآورد.
بااینحال، تکرار دعواها و سختیِ تماشای آزار کودکان میتواند از لذت کمدی بکاهد. این فیلم بیش از آنکه کمدیای برای خندهٔ بیدغدغه باشد، آزمونی برای تحمل طنز تلخ است. برای تماشاگرانی که از اغراق، رفتارهای بیملاحظه و خندهای آمیخته به ناراحتی استقبال میکنند، اثری متفاوت و بحثبرانگیز خواهد بود؛ اما کسانی که از شخصیتهای دوستداشتنی، لطافت خانوادگی یا شوخیهایی با مرزهای روشن انتظار دارند، احتمالاً با آن فاصله خواهند گرفت.
« بااینحال، تکرار دعواها و سختیِ تماشای آزار کودکان میتواند از لذت کمدی بکاهد. »



ثبت دیدگاه