نقد و بررسی
نقد Cyrano Agency | 2010
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای آشنا با سازوکاری تازه «Cyrano Agency» ساختهٔ Kim Hyun-seok، کمدی رمانتیکی کرهای است که ایدهٔ مرکزیاش را از قصهٔ «سیرانو دو برژراک» میگیرد و آن را به جهان امروز میآورد: گروهی از بازیگران و طراحان صحنه، به جای آنکه احساسات خود را بیان کنند، برای دیگران موقعیتهایی میسازند تا بتوانند به عشق نزدیک شوند.
فیلم از همان آغاز، این فرض را به بازی میگیرد که آیا میتوان دلبستگی را همچون اجرایی صحنهپردازیشده هدایت کرد؟ جذابیت طرح در همین تناقض نهفته است: آژانس میخواهد عشق را مهندسی کند، اما خود عشق همواره از نقشهها سرپیچی میکند. ورود سانگیون به ماجرای آژانس، روایت را از یک سلسله موقعیتهای کمدی به داستانی پیچیدهتر بدل میکند.
بیونگهون، سرپرست گروه، باید برای مشتریاش نقشهای طراحی کند، در حالی که زن مورد علاقهٔ او، عشقی از گذشتهٔ خودش است. این تداخل میان کار و عاطفه، موتور اصلی کشمکش فیلم را میسازد؛ بیآنکه لازم باشد داستان برای ایجاد تعلیق به حادثههای بزرگ یا هیجانهای پرصدا متوسل شود. کمدیِ پشت صحنهٔ عشق بخش سرگرمکنندهٔ فیلم بیش از آنکه به شوخیهای کلامی متکی باشد، از فاصلهٔ میان ظاهر عاشقانهٔ موقعیتها و سازوکار پنهانی پشت آنها نیرو میگیرد.
اعضای آژانس با دقتی شبیه گروه تئاتری، زمانبندی، مکان و برخوردهای ظاهراً اتفاقی را تنظیم میکنند. آنچه برای دو شخصیت عاشقانه و خودجوش جلوه میکند، برای تماشاگر نتیجهٔ برنامهریزی، هماهنگی و گاه بداههپردازی است. این اختلافِ آگاهی، زمینهٔ طنزی دلنشین میسازد و در عین حال به فیلم امکان میدهد دربارهٔ نمایشدادن خود در روابط عاطفی شوخی کند.
« ورود سانگیون به ماجرای آژانس، روایت را از یک سلسله موقعیتهای کمدی به داستانی پیچیدهتر بدل میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در این موقعیتها از پشت صحنهٔ قرار عاشقانه پرده برمیدارد، اما نگاهش به شخصیتهای خجالتی یا ناتوان از ابراز علاقه، تحقیرآمیز نیست. دستپاچگی آنان بخشی از لطافت اثر است. طنز، بیشتر متوجه این باور است که با یک نقشهٔ کامل میتوان نتیجهٔ عاطفی را تضمین کرد؛ گویی عشق هم پروژهای است که با طراحی درست، بیخطا پیش میرود.
همین شوخی، در لایهای عمیقتر، پرسشی جدیتر طرح میکند: اگر احساسات از پیش هدایت شوند، چهقدر از آنچه رخ میدهد حقیقتاً از آنِ خود آدمهاست؟ ریشههای ادبی و معنای تازهٔ سیرانو ارجاع به «سیرانو دو برژراک» صرفاً تکیهگاهی برای نامگذاری آژانس نیست. الگوی مردی که به دیگری در ابراز عشق یاری میرساند، در فیلم به شکلی معاصر و گروهی بازسازی شده است.
به جای یک نامهنویس یا سخنور تنها، اینجا تشکیلاتی کوچک با ابزارهای ارتباطی و برنامههای عملیاتی وارد میدان میشود. با این تغییر، قصه از پرسش کلاسیکِ «چه کسی سزاوار عشق است؟» به پرسشهایی دربارهٔ صداقت، نقشآفرینی و حق انتخاب نیز میرسد. نکتهٔ مهم آن است که فیلم سیرانو را قهرمانی بینقص نمیسازد.
بیونگهون، با آنکه در کارش مهارت دارد، در زندگی شخصی با گذشتهای روبهروست که نمیتواند بهسادگی آن را در قالب یک نقشهٔ حرفهای مهار کند. در نتیجه، تفاوت میان توانایی او در ساختن صحنه برای دیگران و ناتوانیاش در مواجههٔ مستقیم با احساس خودش، هم سرچشمهٔ درام است و هم راهی برای وارونهکردن الگوی رمانتیک آشنا.
« ریشههای ادبی و معنای تازهٔ سیرانو ارجاع به «سیرانو دو برژراک» صرفاً تکیهگاهی برای نامگذاری آژانس نیست. »
شخصیتها و اجرا
میراث ادبی فیلم در همینجا کارکردی زنده پیدا میکند: قصهٔ قدیمی نه بازگویی میشود و نه کنار گذاشته، بلکه در قالب رابطههای تازه بازآزمایی میشود. بازیها و شیمی گروهی بازیها به گرمای اثر کمک میکنند. Uhm Tae-woong در نقش بیونگهون میان اعتمادبهنفس مدیر گروه و تردیدهای مردی گرفتار گذشته، تعادلی مناسب برقرار میکند.
او شخصیت را به یک عاشق آرمانی یا قربانی صرف بدل نمیسازد؛ همین نارساییهاست که بیونگهون را انسانیتر میکند. Choi Daniel نیز در نقش سانگیون از ویژگیهایی چون خجالت و ناهماهنگی اجتماعی برای ساختن لحظههای کمدی بهره میبرد، بیآنکه شخصیت را به مجموعهای از شوخیهای ساده تقلیل دهد.
Lee Min-jung به زن مورد توجه دو مرد، استقلال و حضوری میبخشد که مانع میشود او صرفاً جایزهٔ نهایی یک رقابت عاشقانه به نظر برسد. Park Shin-hye و دیگر اعضای گروه نیز به جنبوجوش صحنههای پشت صحنه کمک میکنند؛ حضور آنان حس یک گروه کاری واقعی را پدید میآورد، گروهی که هم در اجرای نقشهها مهارت دارد و هم از خطا و اختلاف مصون نیست.
انسجام بازیگران، بهویژه در لحظههای کمدی، فیلم را از اتکای بیش از اندازه به طرح داستانی نجات میدهد. فضا، تصویر و حالوهوای رمانتیک «Cyrano Agency» جهان خود را با لحنی گرم و خیالانگیز میسازد. فضاهای شهری و مکانهای قرار، نه کاملاً واقعگرا و روزمرهاند و نه به قلمرویی رویایی و جدا از زندگی تعلق دارند.
« بازیها و شیمی گروهی بازیها به گرمای اثر کمک میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این حد میانه با ماهیت فیلم سازگار است: ماجرا دربارهٔ آدمهایی است که میکوشند زندگی معمولی را کمی شبیه صحنهای رمانتیک کنند. نرمی بصری و حالوهوای دلپذیر فیلم به تماشاگر اجازه میدهد در بازیهای عاشقانهاش همراه شود، حتی وقتی مسیر روایت از پیش آشنا به نظر میرسد. با این همه، این شیرینی گاه به بهای کاهش تیزی درام تمام میشود.
فیلم معمولاً ترجیح میدهد از تلخی یا آشفتگی عاطفی فاصله بگیرد و به فضایی امن بازگردد. چنین انتخابی برای یک کمدی رمانتیک قابل درک است، اما گاهی اجازه نمیدهد پیامدهای اخلاقیِ دستکاری موقعیتها یا پیچیدگی رابطهها به اندازهٔ کافی بررسی شوند. فضای گرم اثر هم نقطهٔ قوت آن است و هم محدودهای که روایت کمتر از آن بیرون میرود.
ریتم و محدودیتهای روایت شروع فیلم سرزنده است: معرفی سازوکار آژانس، اجرای نقشهها و برخورد میان برنامهریزی و اتفاق، ریتمی پرتحرک به آن میدهد. اما با گسترش خط عاطفی اصلی، شتاب روایت کاهش مییابد. نیمهٔ دوم بیشتر به مکثها و بازنگریهای احساسی تکیه میکند و برخی صحنهها آنقدر که باید پیشبرنده نیستند.
این کندی، بهخصوص پس از شروع پرجنبوجوش، محسوس میشود. از سوی دیگر، شماری از تصمیمها و تصادفهای داستانی بیش از آنکه از منطق شخصیتها برآیند، برای نگهداشتن چرخدندههای قصه به کار گرفته شدهاند. تماشاگر ممکن است در بعضی لحظهها بپذیرد که شخصیتها به دلیل نیاز فیلم چنین رفتار میکنند، نه به این دلیل که رفتارشان کاملاً طبیعی است.
« با این همه، این شیرینی گاه به بهای کاهش تیزی درام تمام میشود. »
قوتها و کاستیها
همچنین، با وجود ایدهٔ متمایز آژانس، روایت در نهایت از چند قرارداد شناختهشدهٔ کمدی رمانتیک فاصله نمیگیرد. پیشبینیپذیری بخشی از لذت این گونه است، اما در این فیلم گاهی ظرفیت ایدهٔ مرکزی را محدود میکند. عشق، اجرا و صداقت در لایهٔ تأملی، فیلم میان اجرای عشق و تجربهٔ واقعی آن رفتوآمد میکند.
اعضای آژانس میدانند چگونه برخوردی اتفاقی را طراحی کنند یا به مشتری کمک کنند تا کلمات مناسب را بیابد؛ اما نمیتوانند به جای او احساس کنند. همین فاصله، پرسش اخلاقی روایت را شکل میدهد: کمککردن به کسی برای نزدیکشدن به محبوبش تا کجا یاری است و از کجا به دستکاری بدل میشود؟ فیلم پاسخ فلسفی و قاطعی عرضه نمیکند، اما نشان میدهد که مهارت در ساختن موقعیت، جای شناختن دیگری و پذیرفتن آسیبپذیری را نمیگیرد.
این ایده به شخصیت بیونگهون نیز بازمیگردد. او میتواند برای دیگران نقش بنویسد، اما در برابر احساس شخصی خود ناچار است با محدودیتهایش روبهرو شود. بنابراین، داستان تنها دربارهٔ رسیدن یا نرسیدن به معشوق نیست؛ دربارهٔ این نیز هست که آیا آدمها میتوانند از نقشهایی که برای خود ساختهاند بیرون بیایند و بیواسطه سخن بگویند.
این وجه، هرچند در چارچوبی سبک و سرگرمکننده باقی میماند، به فیلم معنایی فراتر از یک سلسله قرارهای عاشقانه میدهد. جمعبندی «Cyrano Agency» کمدی رمانتیکی گرم و خوشتماشا است که ایدهٔ آژانس عاشقانه را با ارجاعی هوشمندانه به الگوی سیرانو پیوند میزند. بازیهای دلنشین، موقعیتهای کمدیِ مبتنی بر پشت صحنه و فضای خیالانگیز، از مهمترین امتیازهای آناند.
« همچنین، با وجود ایدهٔ متمایز آژانس، روایت در نهایت از چند قرارداد شناختهشدهٔ کمدی رمانتیک فاصله نمیگیرد. »
جمعبندی
در مقابل، افت ریتم در نیمهٔ دوم، برخی رخدادهای کمباور و پایبندی به مسیرهای آشنای این ژانر، مانع میشوند فیلم از ظرفیت ایدهٔ اصلیاش تا نهایت بهره ببرد. با وجود این محدودیتها، اثر در پرسش محوری خود موفق است: آیا عشق را میتوان طراحی کرد، یا تنها میتوان برای شکلگرفتنش فرصتی فراهم آورد؟
پاسخ فیلم نه در نقشههای آژانس، بلکه در فاصلهٔ میان نقشآفرینی و صداقت عاطفی جستوجو میشود. نتیجه، فیلمی است که بیش از آنکه به غافلگیری متکی باشد، با لطافت و بازیگوشی خود مخاطب را همراه میکند.
« پاسخ فیلم نه در نقشههای آژانس، بلکه در فاصلهٔ میان نقشآفرینی و صداقت عاطفی جستوجو میشود. »



ثبت دیدگاه