نقد و بررسی
نقد Curiosa | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان میل و تصویر «کنجکاو» ساختهٔ لو ژونه، در پاریس واپسین سالهای قرن نوزدهم میگذرد؛ جهانی که در آن شعر، ازدواج، آبرو و میل، هر یک قواعد خود را دارند و پیوسته در کشمکشاند. فیلم با الهام آزاد از رابطهٔ ماری دو رنیه و پییر لوئیس، داستان زنی را پیش میکشد که میان خواست شخصی و الزامهای اجتماعی گرفتار شده است.
ماری که دلبستهٔ پییر است، برای کمک به خانوادهاش با آنری دو رنیه ازدواج میکند؛ تصمیمی که راه را برای بازگشت و شکلگیری رابطهای پرتنش میان او و پییر باز میگذارد. روایت در ادامه میل، حسادت، آزادی جنسی و عکاسی اروتیک را به هم گره میزند، بیآنکه داستان به شرح زندگینامهای خشک فروکاسته شود.
نام فیلم نیز به مجموعهای از تصاویر اروتیک اشاره دارد؛ تصاویری که در زمانهٔ داستان، هم موضوع میل و کنجکاویاند و هم محل برخورد نگاه هنرمند با بدنِ بهتصویرکشیدهشده. این امکان، بهخودیخود ظرفیت دراماتیکی چشمگیری دارد: چه کسی نگاه میکند، چه کسی تصویر میشود و چه کسی حق دارد معنای تصویر را تعیین کند؟
«کنجکاو» بارها به این پرسش نزدیک میشود، اما همیشه آن را تا عمق لازم دنبال نمیکند. پاریسی آراسته و پرجزئیات یکی از کامیابیهای آشکار فیلم، ساختن فضای تاریخی آن است. لباسها، دکورها و جزئیات محیطی، جهانی دیدنی از محفلهای ادبی و خانههای بورژوایی میآفرینند؛ جهانی که زیباییاش تنها آرایهای تزئینی نیست و بهخوبی با انضباط اجتماعی و مناسبات طبقاتی زمانه پیوند میخورد.
« کنجکاو» بارها به این پرسش نزدیک میشود، اما همیشه آن را تا عمق لازم دنبال نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
قابها اغلب چنان سنجیده و آراستهاند که گویی خود فیلم نیز در پی ساختن تصویری از گذشته است؛ تصویری پرجاذبه، اما گاه بیش از اندازه صیقلی. این زیبایی بصری در بخشهایی به سود روایت کار میکند. فاصلهٔ میان ظاهر موقر جامعه و تمناهای سرکوبشدهٔ شخصیتها، در تضاد میان پوششهای رسمی و صحنههای خصوصی جلوهای ملموس مییابد.
بااینحال، فیلم گاهی به جذابیت سطح تصویر بسنده میکند. جزئیات تاریخی و ترکیببندیهای چشمنواز فضا میسازند، اما همیشه به لایهای تازه از معنا نمیرسند. در نتیجه، تماشاگر ممکن است بیش از آنکه درگیر فشارهای اجتماعی بر شخصیتها شود، مجذوب ظاهر دلنشین جهان فیلم بماند. ماری؛ نیروی زندهٔ فیلم نوئمی مرلان در نقش ماری، نیروی عاطفی اصلی اثر است.
بازی او میان سرزندگی و آسیبپذیری، میان میل به انتخاب و آگاهی از محدودیتها، تعادلی باورپذیر برقرار میکند. ماری در دستان او صرفاً موضوع خواست دو مرد نیست؛ زنی است که میکوشد در مناسباتی نابرابر، سهمی از اختیار و صدای خویش را به دست آورد. حتی هنگامی که روایت بهسرعت از یک وضعیت عاطفی به وضعیتی دیگر میرود، حضور مرلان به شخصیت پیوستگی میبخشد.
این نقش، بهویژه در پیوند میان میل و خلاقیت، امکانهای جالبی پیش مینهد. ماری در رابطهاش با پییر تنها به دنبال شور عاشقانه نیست؛ او در جریان این تجربه، به ظرفیت بیان و خیالپردازی خود نیز نزدیک میشود. از همین رو، بازی مرلان گاه پیچیدگیای را منتقل میکند که فیلمنامه فرصت بسط کاملش را نمییابد.
« این زیبایی بصری در بخشهایی به سود روایت کار میکند. »
شخصیتها و اجرا
نگاهها و مکثهای او از کشمکش درونی خبر میدهند، اما فیلم همواره آن کشمکش را در گفتوگو یا کنش دراماتیک پی نمیگیرد. رابطههایی پرحرارت، اما کمعمق رابطهٔ ماری و پییر با کشش، حسادت و نوعی بازی قدرت پیش میرود. فیلم بهدرستی نشان میدهد که آزادی در این جهان معنایی یکسان برای همه ندارد: مردان میتوانند از مرزهای اخلاقی عبور کنند، اما وقتی زنی همان حق را مطالبه میکند، واکنش اطرافیان و پیامدهای عاطفی آن شکل دیگری مییابد.
در این تضاد، زمینهای برای نقد معیارهای دوگانهٔ جامعه فراهم میشود؛ زمینهای که میتوانست به یکی از محورهای نیرومند فیلم بدل شود. اما رابطهها گاه بیش از آنکه از تحول شخصیتها برآیند، تابع موقعیتهای پرشور و تحریککنندهاند. پییر، با بازی نیلز اشنایدر، واجد جذابیتی سرکش است، ولی انگیزهها و تناقضهایش کمتر از آنچه موضوع فیلم اقتضا میکند کاویده میشوند.
آنری نیز میتوانست از جایگاه شوهر، رقیب و عضو همان ساختار اجتماعی، حضوری چندوجهیتر داشته باشد. نتیجه آن است که سهگانهٔ عاطفی فیلم ظرفیت چشمگیری دارد، اما همیشه از مرحلهٔ طرح اولیه فراتر نمیرود. شور حاضر است؛ ژرفای روانشناختی، نه به همان اندازه. عکاسی: هنر، تملک یا تماشا؟ مهمترین ایدهٔ فیلم، پیوند عکاسی با میل است.
دوربین در اینجا ابزار ثبت بیطرفانه نیست؛ بخشی از رابطه و سازوکار قدرت است. عکاس انتخاب میکند که چه چیزی دیده شود و چگونه دیده شود، و سوژه ناگزیر با پرسشی دشوار روبهروست: آیا در برابر نگاه دیگری صرفاً به تصویر بدل میشود، یا میتواند در ساختن تصویر و معنای آن سهم داشته باشد؟ این پرسش بهویژه دربارهٔ ماری اهمیت مییابد، زیرا مسیر او به سوی خودآگاهی با بازنگری در جایگاهش در برابر نگاه مردانه پیوند میخورد.
« رابطههایی پرحرارت، اما کمعمق رابطهٔ ماری و پییر با کشش، حسادت و نوعی بازی قدرت پیش میرود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
با وجود این، فیلم در پرداخت این مضمون به اندازهٔ کافی پیگیر نیست. صحنههای عکاسی و برهنگی، گاه بهجای آنکه ما را به تأمل دربارهٔ نگاه، رضایت و اختیار برسانند، به نمایش زیبایی بدن محدود میشوند. همینجا فاصلهای میان ادعای اثر و دستاوردش پدیدار میشود: فیلم از رهایی و خودآفرینی سخن میگوید، اما تصویر گاه همان بدن را به منظرهای برای تماشا تبدیل میکند.
این تنش میتوانست عامدانه و ثمربخش باشد، ولی اثر کمتر از حد لازم آن را به پرسشی روشن بدل میسازد. روایت پراکنده و ریتم نابرابر روایت «کنجکاو» بهجای حرکت در مسیری کاملاً استوار، میان دورهها و وضعیتهای عاطفی مختلف جابهجا میشود. این پراکندگی با زندگیای که در آن میل و تعهد پیوسته یکدیگر را مختل میکنند، تناسبی بالقوه دارد؛ اما در اجرا، پیوند برخی رخدادها سست میماند.
تغییرات مهم در رابطهها گاه چنان سریع رخ میدهند که اثر عاطفیشان فرصت رسوبکردن پیدا نمیکند. در بخشهایی، فیلم با شتاب از کشمکشی به کشمکش دیگر میرسد و در بخشهایی دیگر، مکثهایش بیش از آنکه تنش را افزایش دهند، از نیروی روایت میکاهند. این ناهماهنگی باعث میشود تماشاگر همزمان با دو فیلم روبهرو باشد: درام عاشقانهای که به شدتِ احساس متکی است، و فیلمی دربارهٔ هنر و تصویر که نیاز به تأمل و پیوندهای مفهومی دارد.
اثر گاهی به اولی نزدیک میشود و با جذابیت صحنهها پیش میرود، اما وقتی به دومی میرسد، از بسط ایدههایش بازمیماند. موسیقی و میزانسن به حفظ حالوهوای اثر کمک میکنند، ولی نمیتوانند بهتنهایی جای انسجام روایی را بگیرند. جسارت در دل محدودیت «کنجکاو» در مرکز خود با پرسشی مهم سروکار دارد: آیا عبور از هنجارها بهتنهایی آزادی میآورد؟
« با وجود این، فیلم در پرداخت این مضمون به اندازهٔ کافی پیگیر نیست. »
قوتها و کاستیها
فیلم پاسخ سادهای نمیدهد؛ رابطههایش نشان میدهند که رهایی میتواند با وابستگی، حسادت و نابرابری درآمیزد. این نکته از ارزش اثر میکاهد یا بر آن میافزاید، بسته به آنکه فیلم تا چه اندازه بتواند پیچیدگی را صورتبندی کند. بهترین لحظاتش هنگامی شکل میگیرند که میل را نه نشانهٔ آزادی مطلق، بلکه نیرویی ناپایدار و گاه متناقض نشان میدهد.
بااینهمه، جسارت موضوعی فیلم با جسارت تحلیلی همسنگ نیست. اثر به فضای اروتیک خود اعتماد فراوان دارد، اما کمتر از آن برای واکاوی سازوکارهای اجتماعی و هنری بهره میگیرد. از همین رو، اهمیتش بیشتر در طرح پرسشهایی نهفته است که پاسخ کاملشان را نمیدهد: زن چگونه میتواند نگاه دیگری را پس بزند یا بازتعریف کند؟
هنر در چه نقطهای از تجربهٔ شخصی جدا میشود و به بهرهبرداری از آن میرسد؟ و آیا آزادی در رابطهای نامتوازن، واقعاً آزادی است؟ جمعبندی «کنجکاو» فیلمی دیدنی و نابرابر است؛ اثری که در طراحی صحنه، لباسها و حضور پرشور نوئمی مرلان توانایی خود را آشکار میکند، اما در کاوش روانشناختی شخصیتها و پیوندزدن مضمونهایش به ساختاری محکمتر، به همهٔ ظرفیت خود نمیرسد.
رابطهٔ ماری و پییر، عکاسی اروتیک و میل به عبور از هنجارها، مصالحی غنی برای درامی چندلایه فراهم میکنند؛ بااینحال، زیبایی بصری و شهوانیت گاه پیش از آنکه به تأملی ماندگار بدل شوند، به جاذبهٔ سطحی تصویر تکیه میکنند. تماشای فیلم برای علاقهمندان به درامهای تاریخیِ عاشقانه و آثاری دربارهٔ پیوند هنر و میل، تجربهای جذاب خواهد بود؛ بهشرط آنکه از آن انتظار واکاوی کامل تاریخ، جنسیت و روان آدمی نداشته باشند.
« فیلم پاسخ سادهای نمیدهد؛ رابطههایش نشان میدهند که رهایی میتواند با وابستگی، حسادت و نابرابری درآمیزد. »
جمعبندی
«کنجکاو» در نهایت بیش از آنکه پاسخی نهایی عرضه کند، تصویری زیبا و ناآرام از کسانی میسازد که میخواهند زندگی و میل خویش را از نو تعریف کنند.



ثبت دیدگاه