نقد و بررسی
نقد کریپ ۲ (Creep 2) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به کابوس، با قواعدی تازه «Creep 2» به کارگردانی Patrick Brice دنبالهای بر فیلمی است که بخش بزرگی از هراس خود را از ندانستن میگرفت: ندانستن اینکه مردی ظاهراً مهربان چه میخواهد و دوربین تا چه اندازه میتواند ابزار اعتماد یا تهدید باشد. این بار فیلم از همان ابتدا بخشی از ابهام را کنار میزند و قهرمانش را با مردی روبهرو میکند که خود را قاتل زنجیرهای میخواند.
چنین انتخابی در نگاه نخست ممکن است از تعلیق بکاهد، اما فیلم بهجای پرسش سادهٔ «او واقعاً چهکاره است؟» پرسشی پرتنشتر پیش میکشد: وقتی خطر آشکارا اعلام شده، چرا کسی باید در آن موقعیت بماند؟ پاسخ، دستکم در آغاز، به جاهطلبی هنری سارا مربوط است. او برای ساختن اثری چشمگیر و متفاوت، خطر را نه فقط میپذیرد، بلکه بخشی از سرمایهٔ خلاقهٔ خود میبیند.
همین انگیزه، هستهٔ اخلاقی و روانشناختی فیلم را شکل میدهد: میل به دیدهشدن، ثبت تجربهای بیواسطه و تبدیل آدمها به مادهٔ خام یک اثر هنری. فیلم از همان ابتدا نمیگذارد مخاطب سارا را صرفاً قربانی ناآگاهی بداند؛ او میفهمد که در قلمرو نامطمئنی قدم گذاشته، اما گمان میکند دوربین و هوشیاریاش برای مهار آن کافی است.
دوربین؛ شاهد، ابزار و دام در سنت فیلمهای مبتنی بر تصویر پیداشده، دوربین معمولاً وسیلهای برای نزدیککردن تماشاگر به واقعه است؛ گویی هرچه تصویر خامتر و ناپایدارتر باشد، تجربه واقعیتر خواهد شد. «Creep 2» این قرارداد را به موضوعی درونمایهای تبدیل میکند. دوربین فقط رویدادها را ثبت نمیکند، بلکه بر رفتار شخصیتها اثر میگذارد: آنها میدانند که دیده میشوند و گاه برای لنز نقش بازی میکنند، خود را میسازند یا دیگری را وادار به اجرای نقشی خاص میکنند.
« پاسخ، دستکم در آغاز، به جاهطلبی هنری سارا مربوط است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از این منظر، فیلم دربارهٔ مرز باریک میان مستندسازی و بهرهکشی نیز هست. سارا میخواهد تجربهٔ مردی ناشناس را به محتوایی تماشایی بدل کند؛ اما مرد نیز دوربین را در خدمت روایت خودش میگیرد. هر دو میکوشند تعیین کنند چه چیزی ثبت شود و معنای آن تصویر چه باشد. تماشاگر در نتیجه، صرفاً ناظر بیرونی نیست؛ او نیز در جایگاه مصرفکنندهٔ تصویری قرار میگیرد که ممکن است حاصل همکاری، فریب یا نوعی بازی روانی باشد.
این خودآگاهی، به فیلم لایهای فراتر از ترساندن میدهد. سارا؛ جسارت، خودخواهی و تناقض بازی Desiree Akhavan از مهمترین امتیازهای فیلم است. سارا در برابر رفتارهای نامتعارف و تهدیدآمیز، واکنشی یکدست نشان نمیدهد؛ گاه کنجکاو است، گاه خونسرد، گاه متهور و گاه بهطرزی قابلفهم عصبی. این نوسان باعث میشود شخصیت از قالب آشنای «قربانی وحشتزده» بیرون بیاید.
او فقط در انتظار فرار نیست؛ میکوشد موقعیت را تحلیل کند، طرف مقابل را به چالش بکشد و از شرایط، تصویری ارزشمند برای کار خود بسازد. در عین حال، همین سرسختی گاهی به لجاجتی آزاردهنده نزدیک میشود. برخی تصمیمهای سارا ممکن است برای مخاطب شتابزده یا نامعقول جلوه کند، بهویژه وقتی خطر پیش روی او قرار دارد و همچنان بر ادامهٔ فیلمبرداری پافشاری میکند.
با این همه، این ویژگی را نمیتوان صرفاً لغزش فیلمنامه دانست؛ فیلم آن را با عطش او برای موفقیت و دیدهشدن پیوند میدهد. سارا حاضر است برای ساختن اثری که زندگی حرفهایاش را دگرگون کند، مرزهای امن خود را جابهجا کند. این میل هم او را جذاب میکند و هم گاه به شخصیتش وجهی ناخوشایند میبخشد.
« از این منظر، فیلم دربارهٔ مرز باریک میان مستندسازی و بهرهکشی نیز هست. »
شخصیتها و اجرا
آرون؛ صمیمیتی که آرامش نمیآورد Mark Duplass در نقش آرون، شخصیتی میسازد که نیروی اصلیاش در تغییر مداوم لحن است. او میتواند مؤدب، کودکانه، اندوهگین یا تهدیدکننده به نظر برسد، بیآنکه این حالتها بهسادگی در هم حل شوند. خطر او فقط در خشونت احتمالی نیست؛ در این است که رفتارهایش مدام معنای تازهای پیدا میکنند.
یک لحظه ممکن است سخنش مانند اعترافی صادقانه شنیده شود و لحظهای بعد همان صمیمیت، بخشی از نمایشی حسابشده به نظر برسد. دستاورد فیلم آن است که آرون را صرفاً بازتولید چهرهٔ آشنای قاتل مرموز نمیکند. رابطهاش با سارا او را از موقعیت شکارچیِ بیرقیب بیرون میآورد و به میدان نوعی کشمکش دوطرفه میکشاند.
او باید واکنشهای زنی را بخواند که بهسادگی مرعوب نمیشود؛ سارا نیز در برابر مردی قرار دارد که بیثباتیاش را به بخشی از نمایش بدل کرده است. در این رویارویی، پرسش همیشگی فیلمهای تعلیقی ــ «چه کسی کنترل را در دست دارد؟» ــ بارها پاسخ عوض میکند. طنز سیاه در کنار هراس روانی «Creep 2» از شوخیهای نامتعارف و لحظههای کمیک بهره میگیرد، اما طنزش برای سبککردن کامل فضا نیست.
خنده معمولاً از همان جایی سر برمیآورد که باید احساس ناامنی کنیم: از تناقض میان لحن مؤدبانه و مضمون هولناک، از مکثهای طولانی، یا از رفتارهایی که آنقدر عجیباند که واکنش طبیعی به آنها دشوار میشود. این ترکیب، فیلم را از وحشتی متکی بر شوکهای پیدرپی جدا میکند و به آن کیفیتی کجومعوج و نامطمئن میدهد.
« او میتواند مؤدب، کودکانه، اندوهگین یا تهدیدکننده به نظر برسد، بیآنکه این حالتها بهسادگی در هم حل شوند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، پیوند طنز و ترس همیشه به یک اندازه موفق نیست. گاهی شوخیها بیش از آنکه تنش را پیچیدهتر کنند، آن را موقتاً متوقف میسازند؛ گویی فیلم از شدت اضطراب خود عقبنشینی میکند. اما در بهترین لحظهها، خنده و هراس به یکدیگر میچسبند: تماشاگر میخندد و بلافاصله از خندهٔ خود احساس ناراحتی میکند.
همین واکنش دوگانه با جهان اخلاقی فیلم هماهنگ است؛ جهانی که در آن هیچکس را نمیتوان بهسادگی در جایگاه امن ناظر نشاند. شباهت به قسمت نخست؛ تداوم یا تکرار؟ بزرگترین محدودیت «Creep 2» نزدیکی آشکارش به الگوی قسمت نخست است: آگهی اینترنتی، خانهای دورافتاده، فیلمبرداری و مواجهه با مردی که حضورش هر لحظه نگرانکنندهتر میشود.
برای مخاطبی که فیلم قبلی را بهتازگی دیده باشد، بخشی از موقعیتها آشنا و حتی قابلپیشبینی جلوه میکنند. فیلم نمیتواند تمام بار تعلیق را بر ناشناختگی موقعیت بگذارد، زیرا از همان ابتدا میداند با چه نوع جهانی روبهرو است. بااینحال، دنباله در رابطهٔ مرکزی خود تغییر مهمی ایجاد میکند: این بار زن مقابل آرون صرفاً دریافتکنندهٔ بازی او نیست.
سارا هم نگاه میکند، سؤال میپرسد، واکنش نشان میدهد و گاه قواعد مواجهه را تغییر میدهد. همین جابهجایی، تازگی نسبی فیلم را میسازد. شباهت به قسمت نخست در سطح موقعیت و ابزار باقی میماند، اما پویایی میان دو شخصیت مسیر جداگانهای پیدا میکند. بنابراین، تکرار هم نقطهضعف است و هم زمینهای برای مقایسه: فیلم از همان عناصر آشنا استفاده میکند تا بسنجد این بار چه کسی میتواند دیگری را به بازی بگیرد.
« بااینحال، پیوند طنز و ترس همیشه به یک اندازه موفق نیست. »
قوتها و کاستیها
ریتم و ساختار پایانی فیلم بهواسطهٔ تمرکز بر دو شخصیت و محدودماندن فضای داستان، ریتمی فشرده و بیاتلاف دارد. صحنهها غالباً با گفتوگو و تغییر ظریف در مناسبات قدرت پیش میروند، نه با رخدادهای پرشمار. این انتخاب با قالب کمهزینه و نزدیک به مستند آن تناسب دارد و به بازیگران مجال میدهد که تنش را از سکوت، نگاه و مکث بسازند.
در بخش عمدهٔ اثر، انتظار برای فهمیدن نیت طرفین، جایگزین هیجان پرتحرک میشود. اما ساختار پایانی اندکی بیش از اندازه امتداد مییابد. پس از آنکه فشار روانی به اوج خود رسیده، چند دقیقهٔ پایانی میتوانست موجزتر باشد؛ ادامهای که برای بعضی تماشاگران توضیحی اضافه یا تکرار حس پیشین به نظر میرسد.
این کشآمدن از تأثیر کلی فیلم نمیکاهد، اما از ضربهٔ نهایی آن میکاهد و نشان میدهد اثر در حفظ ابهام گاهی میان پایانبندی قاطع و تأکید دوباره بر فضای ناامن مردد است. جمعبندی «Creep 2» دنبالهای است که با تکیه بر بازیهای قدرتمند Desiree Akhavan و Mark Duplass، یک موقعیت آشنا را به کشمکشی زنده و غیرقابلپیشبینی تبدیل میکند.
فیلم در بهترین لحظههایش دربارهٔ ترس از غریبه نیست، بلکه دربارهٔ وسوسهٔ نزدیکشدن به خطر برای تولید معنا، شهرت یا اثری هنری است؛ و دربارهٔ این پرسش که دوربین تا چه اندازه میتواند ما را از آنچه ثبت میکنیم جدا نگه دارد. شباهت داستانی به قسمت نخست، گاه مانع تازگی میشود؛ رفتارهای سارا نیز ممکن است بخشی از مخاطبان را از او دور کند، و پایانبندی از فشردگی مطلوب فاصله میگیرد.
« ریتم و ساختار پایانی فیلم بهواسطهٔ تمرکز بر دو شخصیت و محدودماندن فضای داستان، ریتمی فشرده و بیاتلاف دارد. »
جمعبندی
بااینهمه، تقابل دو شخصیت و طنز سیاه فیلم به آن هویتی مستقل میبخشد. حاصل، اثری روانشناختی و سرگرمکننده است که بیش از آنکه بر ترساندن ناگهانی تکیه کند، با ناپایداری رابطهٔ میان دو انسان و با میل ما به تماشای امر هولناک بازی میکند.
« بااینهمه، تقابل دو شخصیت و طنز سیاه فیلم به آن هویتی مستقل میبخشد. »



ثبت دیدگاه