نقد و بررسی
نقد کرانک (Crank) | 2006
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی با موتورِ همیشه روشن «Crank» از همان آغاز، قرارداد خود را با تماشاگر روشن میکند: قرار نیست داستانی واقعگرا یا شخصیتی پیچیده ارائه دهد؛ قرار است مخاطب را در تعقیبی نفسگیر بیندازد و تا پایان، فرصت چندانی برای مکث باقی نگذارد. چِو چلیوس، آدمکشی که قصد دارد از زندگی خلافکارانهاش فاصله بگیرد، صبحی درمییابد که مسموم شده و تنها راه زندهماندنش بالا نگهداشتن آدرنالین بدن است.
این فرض ساده، بیشتر از آنکه سکوی روایتی جنایی باشد، ماشینی برای تولید موقعیتهای پیاپی و پرتنش است. «Crank» این ایده را بهانه میکند تا قهرمانش را از یک بحران به بحرانی دیگر پرتاب کند و خود فیلم نیز مانند بدن او، گویی از آرامگرفتن عاجز باشد. روایت؛ تعقیب بهجای مکث ساختار فیلم بر فوریت بنا شده است.
مهلت محدود، جستوجوی پادزهر و ضرورت حفظ ضربان قلب، سه نیرویی هستند که چلیوس را به حرکت وامیدارند. در نتیجه، روایت کمتر به مسیرهای فرعی یا توضیحهای مفصل پناه میبرد و بیشتر با رشتهای از برخوردها و واکنشها پیش میرود. حرکت داستانیاش مستقیم و بیتعارف است: خطر تازهای پدیدار میشود، قهرمان راهی برای عبور از آن پیدا میکند و حادثه بعدی از راه میرسد.
« این فرض ساده، بیشتر از آنکه سکوی روایتی جنایی باشد، ماشینی برای تولید موقعیتهای پیاپی و پرتنش است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این سادگی هم امتیاز فیلم است و هم محدودیتش. از یک سو، تماشاگر میفهمد قهرمان چه میخواهد و چرا باید عجله کند؛ از سوی دیگر، شخصیتها و روابطشان مجال چندانی برای شکلگرفتن پیدا نمیکنند. فیلم به جای آنکه انگیزهها را لایهلایه بکاود، آنها را در دل تعقیب و درگیری به حرکت درمیآورد.
بنابراین کشش اصلی از پرسشهای روانشناختی نمیآید، بلکه از تماشای این میآید که ایده مرکزی تا کجا میتواند موقعیتهای تازه بسازد. کارگردانی؛ آشوبی حسابشده Mark Neveldine و Brian Taylor فیلم را با انرژی بصریِ ناآرامی پیش میبرند. دوربین پرتحرک، تدوین تند و تغییر مکرر اندازه و زاویه نماها، حس بیقراری را به تصویر منتقل میکند؛ گویی خود قاب نیز از توقف میترسد.
این شیوه، صرفاً تزئین اکشن نیست: ریتم بصری با وضعیت چلیوس پیوند دارد و به تماشاگر مجال نمیدهد از فشار موقعیت بیرون بماند. بااینحال، آشوب در همه لحظهها به یک اندازه مؤثر نیست. گاهی حرکت و برشها چنان متراکم میشوند که هیجان جای وضوح را میگیرد و تماشاگر بهجای دنبالکردن کنش، فقط شدت آن را دریافت میکند.
« این سادگی هم امتیاز فیلم است و هم محدودیتش. »
شخصیتها و اجرا
این شلوغی بخشی از هویت فیلم است، اما هرگاه بیوقفه ادامه مییابد، اثرگذاریاش کاهش مییابد. «Crank» در بهترین لحظات، از شتاب برای ساختن تعلیق استفاده میکند؛ در لحظات ضعیفتر، صرفاً با صدای بلندتری اعلام میکند که پرشتاب است. Jason Statham؛ قهرمانی جدی در جهانی نامعقول Jason Statham در نقش چلیوس از همان کاریزمای آشنای قهرمانان اکشن بهره میبرد: چهرهای خونسرد، حضور فیزیکی مقتدر و واکنشی نسبتاً خشک در برابر اتفاقات عجیب.
نکته مهم آن است که او جهان فیلم را با جدیتی نسبی میپذیرد. اگر قهرمان همپای محیط، هر لحظه در حال چشمکزدن به تماشاگر بود، احتمالاً همهچیز به شوخیای یکدست و کماثر تبدیل میشد. خونسردی او در برابر هرجومرج، تضادی میسازد که خود سرچشمه بخشی از طنز فیلم است. چلیوس قهرمانی نیست که برای فهم او به گذشتهای طولانی یا اعترافهای مفصل نیاز باشد.
حضورش در لحظه تعریف میشود: باید زنده بماند، باید به هدفش برسد و باید مانع فرونشستن نیروی محرکش شود. این الگو، با قالب اکشن سازگار است، اما بهایش کمعمقماندن شخصیت است. فیلم بهندرت از فرصت استفاده میکند تا نشان دهد قصد ترک زندگی خلافکارانه چه معنای اخلاقی یا عاطفی برای او دارد؛ این انگیزه بیشتر چارچوب داستان است تا مسئلهای که اثر بهطور جدی میکاود.
« این شلوغی بخشی از هویت فیلم است، اما هرگاه بیوقفه ادامه مییابد، اثرگذاریاش کاهش مییابد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Amy Smart و کارکرد طنز Amy Smart در نقش ایو، به فیلم حضوری زنده و پرتحرک میبخشد. او در جهانی که پیوسته از قواعد متعارف فاصله میگیرد، صرفاً همراهی منفعل برای قهرمان نیست؛ واکنشها و انرژیاش به بخشی از لحن کمیک اثر بدل میشود. شیمی میان او و Statham نیز به فیلم کمک میکند تا از خشونت و تعقیب صرف فاصله بگیرد و لحظاتی از سبکسری و بازیگوشی پیدا کند.
طنز «Crank» اغلب از برخورد دو سطح متفاوت پدید میآید: خطر برای قهرمان واقعی است، اما راهحلها و موقعیتهایی که پیش رویش قرار میگیرند، گاه عمداً بیپروا و مضحکاند. فیلم از این فاصله برای ساختن لحظاتی سرگرمکننده بهره میگیرد. بااینحال، شوخی همیشه از دل موقعیت زاده نمیشود؛ گاهی اثر چنان بر غیرعادیبودن خود تأکید میکند که حس میشود برای خنداندن یا شگفتزدهکردن مخاطب بیش از اندازه تلاش دارد.
همین زیادهروی میتواند برای یک تماشاگر نشانه اعتمادبهنفس باشد و برای دیگری دلیلی برای دلزدگی. اکشن و مرز اغراق اکشن فیلم بر واقعنمایی استوار نیست. بدنها، درگیریها و زنجیره رخدادها تابع منطق اغراقاند؛ فیلم به جای پنهانکردن این ویژگی، آن را به بخشی از سرگرمی خود تبدیل میکند.
« Amy Smart و کارکرد طنز Amy Smart در نقش ایو، به فیلم حضوری زنده و پرتحرک میبخشد. »
قوتها و کاستیها
ازاینرو، تماشاگر بهتر است با انتظار دیدن تریلری واقعگرایانه وارد فیلم نشود. «Crank» بیشتر به نمایشگاهی از انرژی بدل میشود که در آن هر موقعیت میتواند بهانهای برای تشدید هیجان یا افزودن شوخی باشد. این انتخاب، فیلم را از یکنواختی نجات میدهد، اما همزمان خطر فرسودگی را در پی دارد.
وقتی هر صحنه میکوشد از صحنه پیشین بلندتر، عجیبتر یا بیپرواتر باشد، شیب هیجان مجال شکلگیری پیدا نمیکند؛ همهچیز در نقطه اوج به نظر میرسد و اوج واقعی کمتر احساس میشود. برخی لحظهها نیز از مرز اغراقِ سرگرمکننده عبور میکنند و بهجای برانگیختن خنده یا هیجان، تصنعی جلوه میکنند.
این همان بهایی است که فیلم برای انتخاب لحن افراطیاش میپردازد. مخاطب و نوع لذتی که فیلم عرضه میکند «Crank» برای کسی که از اکشن انتظار درامی سنجیده، جهانسازی دقیق یا تحول شخصیتی عمیق دارد، انتخاب مناسبی نیست. قوت آن در نوع دیگری از لذت است: ریتمی پرشتاب، ایدهای روشن و اجرای آگاهانهای که میخواهد از محدودیتهای منطق واقعگرا فاصله بگیرد.
« ازاینرو، تماشاگر بهتر است با انتظار دیدن تریلری واقعگرایانه وارد فیلم نشود. »
جمعبندی
حتی ضعفهایش نیز تا حدی با همین خصلت پیوند دارند؛ داستان کممایه و لحظات بیشازحد اغراقشده، از یک سو مانع شکلگیری اثری متوازن میشوند و از سوی دیگر، بخشی از شخصیت ناهنجار و بازیگوش فیلماند. تماشای آن، بیش از آنکه دعوتی به تحلیل عمیق باشد، تجربهای جسمانی از سرعت و آشوب است. فیلم توجه مخاطب را با حادثه و تغییر مداوم حفظ میکند و اجازه نمیدهد زمان زیادی در فضای سکون سپری شود.
اگر کسی با همین انتظار سراغش برود، احتمالاً از جسارت و سرزندگی آن لذت میبرد؛ اگر در پی قصهای محکم و شخصیتپردازی چندلایه باشد، کمبودها را زودتر از جذابیتهایش خواهد دید. جمعبندی «Crank» فیلمی است که ایده سادهاش را به موتور محرک روایتی پرهیاهو بدل میکند. Jason Statham با خونسردی آشنایش مرکز ثقل این آشوب است و Amy Smart نیز به فضای شوخطبعانه اثر جان میبخشد.
ریتم تند، اکشن پرتحرک و لحن عامدانه نامعقول، آن را به سرگرمیای پرانرژی تبدیل میکنند؛ اما اغراقهای پیدرپی، داستان کمعمق و اصرار گاهوبیگاه بر دیوانهواربودن، مانع از آن میشوند که همه لحظاتش به یک اندازه اثرگذار باشند. این فیلم را باید با همان قواعدی سنجید که خودش برمیگزیند: نه بهعنوان درامی عمیق، بلکه بهعنوان تجربهای پرشتاب و شوخوشنگ که گاهی از مهار شور خود درمیرود، اما همچنان نیروی سرگرمکنندگی قابلتوجهی دارد.
« تماشای آن، بیش از آنکه دعوتی به تحلیل عمیق باشد، تجربهای جسمانی از سرعت و آشوب است. »



ثبت دیدگاه