نقد و بررسی
نقد شمارش معکوس (Countdown) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی ورزشی با قلبی گرم «Countdown» که با نام «Count» نیز شناخته میشود، در اصل قصهای آشنا را انتخاب میکند: معلمی سرسخت، گروهی از نوجوانان مسئلهدار و ورزشی که به آنان میآموزد چگونه دوباره به خود و دیگری اعتماد کنند. بااینحال، فیلم بیش از آنکه به دنبال غافلگیری باشد، بر لذت همراهی با گروهی تکیه دارد که آرامآرام از پراکندگی به همدلی میرسند.
حاصل، درامی ورزشی و کمدی است که شاید مسیرش از همان ابتدا قابل حدس باشد، اما انرژی و صمیمیتش تماشاگر را با خود همراه میکند. قهرمانی که با گذشتهاش گلاویز است شیهون، بوکسور پیشین و مدالآور المپیک، اکنون معلم ورزش دبیرستانی است؛ مردی که لجاجت و شیوهی آمرانهاش همکاران و اطرافیان را خسته میکند.
اما پشت این ظاهر خشن، کسی قرار دارد که هنوز نسبت به بیعدالتی حساس است و نمیتواند بیتفاوت از کنار آن بگذرد. وقتی استعداد یونوو را میبیند و با ناعادلانه کنار گذاشتهشدن او روبهرو میشود، تصمیم میگیرد باشگاه بوکس مدرسه را راه بیندازد؛ تصمیمی که مقاومت مدیر مدرسه و تردیدهای نزدیکانش را برمیانگیزد.
« اما پشت این ظاهر خشن، کسی قرار دارد که هنوز نسبت به بیعدالتی حساس است و نمیتواند بیتفاوت از کنار آن بگذرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این نقطهی آغاز، به فیلم امکان میدهد دو مسیر را در کنار هم پیش ببرد: نوجوانان باید در تمرین و مسابقه با محدودیتهایشان روبهرو شوند، و شیهون نیز باید جایگاه تازهاش را بهعنوان مربی پیدا کند. او صرفاً قهرمانی نیست که تجربهاش را به نسل بعد منتقل میکند؛ گذشتهاش نیز بر تصمیمهای اکنون او سایه میاندازد.
فیلم این لایه را بهقدر کافی برای معنابخشیدن به شخصیت نگه میدارد، بیآنکه روایت را به زندگینامهای مفصل تبدیل کند. مربی و شاگردان؛ پیوندی تدریجی و باورپذیر گرمترین بخش «Countdown» رابطهی شیهون با دانشآموزان است. پیوند آنها با یک سخنرانی الهامبخش یا دگرگونی ناگهانی شکل نمیگیرد؛ بیشتر از دل تمرینهای دشوار، اختلافنظرها، شوخیها و تکرار روزمرهی کنار هم بودن بیرون میآید.
مربی ابتدا با همان سرسختی همیشگیاش پیش میرود، اما شاگردان بهتدریج او را از قالب یک معلم دردسرساز بیرون میکشند و به او فرصتی میدهند که دوباره نقش خود را در زندگی دیگران جدی بگیرد. در سوی دیگر، یونوو و دیگر اعضای گروه تنها ابزارهایی برای نمایش نجاتبخشی مربی نیستند. هر کدام با خلقوخو و دشواریهای خاص خود وارد این جمع میشوند و به مرور، معنای عضویت در یک تیم را میآموزند.
« مربی و شاگردان؛ پیوندی تدریجی و باورپذیر گرمترین بخش «Countdown» رابطهی شیهون با دانشآموزان است. »
شخصیتها و اجرا
البته پرداخت شخصیتها یکسان نیست: بعضی لحظههای عاطفی مجال چندانی برای ماندن پیدا نمیکنند و فیلم پیش از آنکه تأثیر کاملشان را بپروراند، به صحنهی بعدی میرود. بااینهمه، شیمی گروهی کمک میکند رابطهی میان اعضا زنده بماند و به مجموعهای از تیپهای کلیشهای فروکاسته نشود. کمدی و بازی گروهی لحن فیلم میان درام و کمدی رفتوآمد میکند و بخش مهمی از جذابیتش را از برخورد شخصیتها میگیرد.
شیهون با خشکی و کلهشقیاش، در برابر نوجوانانی قرار میگیرد که واکنشهایشان گاه از منطق مربی فاصله دارد؛ همین تضاد، موقعیتهای بامزهای میسازد. طنز فیلم معمولاً بهجای آنکه فضای عاطفی را بشکند، فشار تمرین و تنش گروه را سبکتر میکند. بازیگران نیز در حفظ این تعادل نقش مهمی دارند.
جین سون-کیو در نقش شیهون، ترکیبی از خشونت بیرونی، شوخطبعی ناخواسته و آسیبپذیری پنهان را عرضه میکند. سونگ یو-بین نیز سرکشی و استعداد یونوو را به شخصیتی قابلپیگیری تبدیل میسازد. مهمتر از تکاجراها، هماهنگی میان اعضای گروه است؛ تماشاگر باور میکند که این افراد، با همهی تفاوتهایشان، کمکم به یک تیم بدل شدهاند.
« طنز فیلم معمولاً بهجای آنکه فضای عاطفی را بشکند، فشار تمرین و تنش گروه را سبکتر میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بوکس؛ زبان روایت و میدان آزمون بوکس در فیلم تنها پسزمینهای برای صحنههای پرتحرک نیست. این ورزش، زبان مشترکی میشود که شخصیتها از طریق آن انضباط، شکست، خشم و اعتماد را تجربه میکنند. تمرینها نشان میدهند پیشرفت نه از یک لحظهی قهرمانانه، بلکه از تکرار، تحمل خستگی و پذیرش راهنمایی دیگران حاصل میشود.
رینگ نیز جایی است که نوجوانان میتوانند خود را در برابر فشار بیازمایند؛ نه فقط برای پیروزی، بلکه برای فهمیدن اینکه تا کجا حاضرند پیش بروند. مسابقهها از پرانرژیترین بخشهای فیلماند. ضربهها، رفتوبرگشت مبارزه و واکنش اطرافیان، هیجان لازم را فراهم میکند و ریتم سرزندهی اثر را حفظ میسازد.
فیلم در این صحنهها خوب میداند چگونه انتظار تماشاگر را بسازد و او را به تشویق تیم وادارد. البته این هیجان با واقعگرایی تلخ و پیچیدهی یک درام ورزشی سنگین همراه نیست؛ بیشتر در خدمت سرگرمی و شور جمعی است. برای فیلمی که از ابتدا بر امید و حالخوبکنندگی تکیه دارد، این انتخاب با لحن کلی اثر سازگار است.
« بوکس؛ زبان روایت و میدان آزمون بوکس در فیلم تنها پسزمینهای برای صحنههای پرتحرک نیست. »
قوتها و کاستیها
کلیشهها و محدودیتهای روایت ساختار «Countdown» از الگوی آشنای فیلمهای ورزشی پیروی میکند: تیمی کمامید، مربیای ناسازگار، مخالفتهای بیرونی و تمرینهایی که اعتمادبهنفس را ذرهذره میسازند. بنابراین مسیر کلی داستان چندان غافلگیرکننده نیست. بسیاری از لحظهها را میتوان پیشبینی کرد و فیلم نیز تلاش نمیکند این الگو را به شکلی بنیادین دگرگون سازد.
جذابیتش بیشتر در نحوهی اجرای فرمول است تا در تازگی خود فرمول. مشکل زمانی پررنگتر میشود که فیلم میخواهد چند کشمکش را همزمان به جریان بیندازد. بعضی از این موقعیتها با سرعتی بیش از حد جمع میشوند و پیامد عاطفیشان فرصت کافی برای رسوبکردن پیدا نمیکند. در بخشهایی هم ریتم اندکی کش میآید؛ نه آنقدر که تماشای فیلم را فرسوده کند، اما بهاندازهای که انسجام بعضی لحظههای میانی را تحتتأثیر قرار دهد.
در نتیجه، اثری که از نظر عاطفی ظرفیت بیشتری دارد، گاهی بهجای مکث و تعمیق، به ایستگاه بعدی روایت میشتابد. امید، نه وعدهی معجزه فیلم در نهایت بر این ایده تکیه دارد که داشتن یک گروه حامی و فرصتی برای تلاش، میتواند نگاه آدمها به خودشان را تغییر دهد. این امید ساده و مستقیم است و «Countdown» آن را پیچیده یا تلخ نمیکند؛ بااینحال، اثرگذاریاش صرفاً به شعار وابسته نیست.
« بنابراین مسیر کلی داستان چندان غافلگیرکننده نیست. »
جمعبندی
لحظههایی که اعضای تیم از انزوا فاصله میگیرند، مسئولیت میپذیرند و به تواناییهای یکدیگر اعتماد میکنند، به داستان نیروی انسانی میبخشد. این خوشبینی گاهی به سادهسازی میانجامد و برخی موانع را کمهزینهتر از انتظار نشان میدهد، اما فیلم بهندرت ادعا میکند که ورزش همهی زخمها را درمان میکند.
بوکس در اینجا بیشتر راهی برای ایستادن دوباره است: فرصتی برای آزمودن اراده و پیدا کردن جمعی که در آن شکست، پایان رابطه نیست. همین نگاه، حالوهوای گرم فیلم را از خوشبینی توخالی تا اندازهای جدا میکند. جمعبندی «Countdown» اثری تازهپرداز یا عمیقاً متفاوت در ژانر ورزشی نیست؛ قصهاش آشناست و گاه بعضی درامهایش را زودتر از حد لازم پشت سر میگذارد.
اما رابطهی دلنشین مربی و شاگردان، بازی گروهی هماهنگ، کمدیهای بهجا و مسابقههای پرهیجان، آن را به فیلمی سرگرمکننده و خوشتماشا تبدیل میکنند. این اثر را بهتر است نه برای غافلگیری روایی، بلکه برای لذت همراهی با تیمی دید که آرامآرام به خودش باور پیدا میکند. «Countdown» شاید قواعد بازی را عوض نکند، اما با صداقت و انرژیاش بهخوبی از پس اجرای همان بازی آشنا برمیآید.
« همین نگاه، حالوهوای گرم فیلم را از خوشبینی توخالی تا اندازهای جدا میکند. »
ثبت دیدگاه