نقد و بررسی
نقد پلیس مخفی (Cop Secret) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینی یک ژانر آشنا در جغرافیایی نامنتظر «راز پلیس» فیلمی ایسلندی است که با جدیت ظاهریِ فیلمهای پلیسی آغاز میشود، اما خیلی زود روشن میکند که قصد ندارد قواعد ژانر را بیچونوچرا بپذیرد. بوسی، پلیسی سرسخت و قانونگریز، مأمور رسیدگی به رشتهای از سرقتهای بانکی است؛ پروندهای که او را در کنار همکار تازهاش، هوردور، قرار میدهد.
همین ترکیب آشنا ــ پلیس خشن و فردی که با روشهای او همخوان نیست ــ سکوی پرتاب فیلم برای شوخی با سنت «دو پلیس نامتجانس» در سینمای اکشن است. فیلم را هانس تور هالدورسون کارگردانی کرده؛ فیلمسازی که پیشتر در فوتبال حرفهای حضور داشته و این اثر نخستین تجربه بلند اوست. ویژگی مهم فیلم آن است که صرفاً از بیرون به کلیشههای هالیوودی نمیخندد.
«راز پلیس» به الگوهای سینمای پلیسی علاقه دارد و همین علاقه را به بخشی از شوخی خود بدل میکند: تعقیبوگریز، رئیس خسته اداره، قهرمان خودسر و گفتوگوهای پرطمطراق، همگی در فیلم حضور دارند، اما اغلب با اندکی اغراق یا چرخشی طنزآمیز. اثر در عین هجو، میخواهد یک کمدی اکشن واقعی هم باشد؛ ترکیبی که گاه به نفع فیلم تمام میشود و گاه محدودیتهایش را آشکار میکند.
« ویژگی مهم فیلم آن است که صرفاً از بیرون به کلیشههای هالیوودی نمیخندد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بوسی؛ قهرمانی ساختهشده از اغراق بوسی از همان ابتدا بیشتر شمایل یک قهرمان اکشن است تا تصویری واقعگرایانه از یک مأمور پلیس. سرسختی، خودسری و اعتمادبهنفس افراطی او، بخشی از شوخی فیلم را میسازند. او در جهانی زندگی میکند که انگار از دل نسخهای پرهیاهو از سینمای پلیسی بیرون آمده است؛ جهانی که در آن قهرمان میتواند قوانین را نادیده بگیرد و همچنان محور اصلی ماجرا باقی بماند.
نکته جالب این است که فیلم شخصیت بوسی را تنها بهعنوان موضوع تمسخر عرضه نمیکند. بخشی از جذابیت او از این میآید که آشکارا در قالبی آشنا و کمی مضحک فرو میرود، اما فیلم با لحنی بیاعتنا به او مجال میدهد تا همچنان حضوری سرگرمکننده داشته باشد. بازی اودون بلوندال نیز بر همین تناقض تکیه میکند: بوسی هم جدی گرفته میشود و هم فاصله طنزآمیز فیلم از او حفظ میشود.
نتیجه، شخصیتی است که ممکن است برای بعضی تماشاگران خندهآور و برای بعضی دیگر بیش از اندازه پرادعا باشد. شیمی دو همکار و ظرفیت کمدی رفاقتی در مرکز فیلم، رابطه بوسی و هوردور قرار دارد. تفاوت نگرش این دو، موتور اصلی بخش بزرگی از شوخیها و موقعیتهای داستانی است. یکی با غرور و روشهای شخصی خود پیش میرود و دیگری نظم و روال حرفهایتری را نمایندگی میکند.
« سرسختی، خودسری و اعتمادبهنفس افراطی او، بخشی از شوخی فیلم را میسازند. »
شخصیتها و اجرا
این تضاد بهتنهایی تازه نیست، اما فیلم با بازی در جزئیات رابطهشان، از جمله مکثها، واکنشها و ناهمزمانی در شیوه برخوردشان با بحران، لحظههایی زنده میآفریند. شیمی میان این دو بازیگر به فیلم کمک میکند تا از تبدیلشدن به مجموعهای از لطیفههای جداافتاده فاصله بگیرد. وقتی شوخیها بر رابطه شخصیتها بنا میشوند، بهتر در دل روایت مینشینند؛ زیرا تماشاگر صرفاً با یک جمله بامزه روبهرو نیست، بلکه تفاوت دو جهانبینی را میبیند.
هوردور فقط وسیلهای برای اصلاح یا تحریک بوسی نیست و بوسی نیز صرفاً همکار دردسرساز او باقی نمیماند. البته این پیوند همیشه به عمق عاطفی نمیرسد، اما برای کمدی پلیسیِ پرتحرک فیلم، کارکرد مؤثری دارد. طنز؛ از هجو هوشمندانه تا زمختی «راز پلیس» در بهترین لحظاتش از شناخت دقیق کلیشههای ژانر نیرو میگیرد.
فیلم میداند تماشاگر با چه انتظاراتی به یک کمدی پلیسی وارد میشود و گاهی با چرخاندن موقعیت یا بالا بردن بیملاحظه شدت آن، خنده میآفریند. بخشی از طنز نیز متوجه تصویر سنتی مردانگی در فیلمهای اکشن است؛ تصویری که قهرمانان را به خشونت، بیاعتنایی به قواعد و نمایش قدرت پیوند میدهد. فیلم با بزرگنمایی این خصایص، از خود ژانر فاصله میگیرد و در عین حال از عناصر پرطرفدار آن بهره میبرد.
« شیمی میان این دو بازیگر به فیلم کمک میکند تا از تبدیلشدن به مجموعهای از لطیفههای جداافتاده فاصله بگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
با اینحال، لحن هجوآمیز اثر همیشه یکدست نیست. بعضی شوخیها دقیق و غافلگیرکنندهاند، اما برخی دیگر به زمختی و صراحتی متکی میشوند که جای ظرافت موقعیت را میگیرد. وقتی فیلم برای رسیدن به خنده صرفاً شدت لحن یا بیپروایی را افزایش میدهد، نتیجه ممکن است بهجای شادابی، خستگی ایجاد کند.
این نوسان در ریتم کمدی بهویژه در بخشهایی محسوس است که شوخیها پشت سر هم میآیند، بیآنکه هرکدام فرصت کافی برای اثرگذاری پیدا کنند. مخاطبی که طنز بیپرده را میپسندد، احتمالاً با فیلم همراهتر خواهد بود؛ تماشاگر خواهان شوخیهای ظریفتر ممکن است بخشی از آن را بیشازحد زمخت بیابد.
اکشن؛ انرژی بالا، واقعگرایی پایین فیلم در طراحی صحنههای اکشن، انرژی قابلتوجهی دارد. تعقیبوگریزها و درگیریها به روایت تحرک میبخشند و کمک میکنند اثر در محدوده گفتوگوهای طنزآمیز محصور نماند. سازندگان بهخوبی دریافتهاند که برای موفقیت یک هجو اکشن، صرفاً اشاره به کلیشهها کافی نیست؛ خود فیلم نیز باید بتواند هیجان ژانر را تولید کند.
« با اینحال، لحن هجوآمیز اثر همیشه یکدست نیست. »
قوتها و کاستیها
از این رو، صحنههای پرتحرک در کنار شوخیها قرار میگیرند، نه در برابر آنها. البته اکشن فیلم بیشتر در خدمت اغراق کمدی است تا بازنمایی واقعگرایانه. این انتخاب با جهان پرتصنع اثر سازگار است، اما ضعف جلوههای ویژه گاهی توهم سینمایی را میشکند. هنگامی که میزان اغراق از کیفیت اجرا جلو میزند، صحنه بهجای آنکه همزمان مضحک و هیجانانگیز باشد، صرفاً تصنعی به نظر میرسد.
بنابراین فیلم در خلق هیجانهای مقطعی کامیابتر است تا در ساختن اکشنی کاملاً منسجم و باورپذیر. روایت پلیسی و محدودیتهای آن پرونده سرقتها چارچوبی فراهم میکند تا دو شخصیت اصلی در موقعیتهای تازه قرار گیرند و فشار فزاینده داستان بر بوسی آشکار شود. با این حال، روایت در اصل بر طرحی آشنا بنا شده است: پروندهای که باید حل شود، زمانی که رو به پایان است و همکاریای که از اختلاف آغاز میشود.
این الگو برای فیلمی که قصد هجو ژانر را دارد، انتخابی منطقی است؛ اما آشنایی بیش از اندازه آن باعث میشود مسیر کلی داستان بهندرت غافلگیرکننده باشد. فیلم بهجای آنکه معمای پلیسی را به تجربهای پیچیده و چندلایه تبدیل کند، بیشتر بر موقعیتهای کمیک، واکنش شخصیتها و صحنههای اکشن تکیه دارد.
« از این رو، صحنههای پرتحرک در کنار شوخیها قرار میگیرند، نه در برابر آنها. »
جمعبندی
این اولویت با ماهیت کمدی اثر هماهنگ است، اما بهایی هم دارد: سازوکار پرونده گاه بیش از آنکه با کشف و استدلال پیش برود، بهانهای برای رساندن شخصیتها از یک موقعیت نمایشی به موقعیت بعدی میشود. در بخشهای پایانی نیز جمعکردن ماجراها بیش از اندازه آسان به نظر میرسد. بدون ورود به جزئیات روایی، میتوان گفت فیلم در گرهگشایی به اندازه ساختن فضای طنزآمیز خود صبور و دقیق نیست.
جمعبندی «راز پلیس» کمدی اکشنی است که از دل آشنایی با قواعد ژانر نیرو میگیرد: هم از قهرمان سرکش و همکار نامتجانسش استفاده میکند و همزمان با اغراق در همان الگوها، آنها را به بازی میگیرد. شیمی دو بازیگر اصلی، شوخیهای گاه هوشمندانه و صحنههای اکشن پرتحرک، فیلم را به تجربهای سرگرمکننده بدل میکنند؛ بهویژه برای تماشاگرانی که با لحن بیپرده و هجو صریح کنار میآیند.
در سوی دیگر، زمختی بعضی شوخیها، پیشبینیپذیری قصه، جلوههای ویژه کمرمق و گرهگشایی آسان، مانع از آن میشوند که فیلم از یک سرگرمی خوشانرژی فراتر برود. اثر بیش از آنکه در ساختن داستانی پلیسیِ ماندگار موفق باشد، در بازی با شمایلهای آشنای سینمای اکشن کامیاب است. حاصل، فیلمی نامتوازن اما صاحبهویت است: گاهی بامزه و سرزنده، گاهی خام و شتابزده، و در مجموع تجربهای مناسب برای کسانی که کمدی پلیسی را با اغراق و خودآگاهی میخواهند.
« در بخشهای پایانی نیز جمعکردن ماجراها بیش از اندازه آسان به نظر میرسد. »
ثبت دیدگاه