نقد و بررسی
نقد Coonskin | 1975
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
حکایتی که از دل خیابان بیرون میآید «Coonskin» فیلمی است که از همان آغاز، قراردادهای تماشاگر را برهم میزند. اثر میان صحنههای زندهٔ فرار از زندان و حکایتی پویانماییشده در هارلم رفتوآمد میکند؛ حکایتی که در آن خرگوش برادر، خرس برادر و روباه واعظ برای بقا و قدرت در جهانی پر از فریب، خشونت و تبعیض تلاش میکنند.
این چارچوب روایی صرفاً پوششی برای قصهای جنایی نیست؛ فیلم از آن برای نمایش برخورد دو شیوهٔ روایت و دو سطح از واقعیت استفاده میکند: خیابانهای ملموس و بدنهای زنده، در کنار جهان اغراقشده و بیپروای افسانه. رالف بکشی بهجای آنکه داستان را در قالبی هموار و متعارف پیش ببرد، آن را همچون رشتهای از قصههای خیابانی میسازد؛ قصههایی که گاه به یکدیگر راه میبرند و گاه با پرشی ناگهانی مسیر خود را عوض میکنند.
این گسستها ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار پیرنگی منظم دارند دشوار باشد، اما با روح اثر نیز تناسب دارد: جهانی که در آن هیچ روایت مطمئن و بیطرفی وجود ندارد و حقیقت، مانند قدرت، مدام دستبهدست میشود. طنز نژادی؛ حملهای به تصویرهای تثبیتشده هستهٔ سیاسی فیلم، نقد نژادپرستی و مناسبات قدرت در آمریکاست؛ اما ابزار این نقد، خود عامدانه برانگیزاننده و خطرناک است.
اثر با تصویرهای اغراقشده و کلیشههایی روبهرو میشود که تاریخ فرهنگ عامهٔ آمریکا آنها را ساخته و تکرار کرده است. در نتیجه، تماشاگر ناچار میشود بپرسد این تصویرها در خدمت افشای کلیشهاند یا ناخواسته همان کلیشه را بازتولید میکنند. پاسخ فیلم به این پرسش همیشه ساده و قانعکننده نیست؛ همین دوپهلو بودن بخشی از نیروی آن و نیز سرچشمهٔ مهمترین اعتراضها به آن است.
« حکایتی که از دل خیابان بیرون میآید «Coonskin» فیلمی است که از همان آغاز، قراردادهای تماشاگر را برهم میزند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بکشی تنها نژادپرستی آشکار را هدف نمیگیرد؛ ریاکاری، بهرهکشی، فساد و نمایشهای عوامپسندانهٔ قدرت نیز در تیررس هجو او قرار دارند. مأمور پلیس نژادپرست، تبهکاران و چهرههای ظاهراً محترمِ جهان زیرزمینی، همگی اجزای یک سازوکار خشناند. فیلم در این نگاه، بهجای آنکه شر را به یک فرد یا گروه محدود کند، آن را در شبکهای از منافع و سلطه میبیند.
بااینحال، زبان تصویری فیلم آنقدر تند و گاه خشن است که فاصلهٔ میان بازنماییِ کلیشه و تأیید آن همیشه روشن نمیماند. هارلم؛ صحنهای زنده و بیقرار هارلم در «Coonskin» پسزمینهای خنثی برای ماجراها نیست؛ فضایی است که انرژی، تهدید و طنز تلخ اثر از آن نیرو میگیرد. خیابان، محله و جهان تبهکاری در هم تنیدهاند و شخصیتها در محیطی حرکت میکنند که قانون رسمی در آن نه الزاماً پناهگاه، بلکه گاه بخشی از خطر است.
این فضا سرزنده است، اما سرزندگیاش آسودگی نمیآورد؛ زیر سطح شوخی و جنبوجوش، احساس ناامنی و رقابت برای بقا جریان دارد. فیلم با استفاده از چهرههای متنوع در جهان جنایت، از تصویر سادهانگارانهٔ تبهکاری فاصله میگیرد. مافیا، پلیس فاسد و حقهبازان خیابانی هرکدام به شکلی در گردش قدرت نقش دارند.
از همین رو، صعود شخصیتها در سلسلهمراتب زیرزمینی صرفاً یک ماجرای جاهطلبی نیست؛ روایتی است دربارهٔ آنکه چگونه قواعد خشن یک جامعه، حتی کسانی را که میخواهند از آن بگریزند، به بازی خود میکشاند. برخورد پویانمایی و فیلم زنده مهمترین انتخاب فرمی فیلم، پیوند دادن تصویر زنده با پویانمایی است.
« مأمور پلیس نژادپرست، تبهکاران و چهرههای ظاهراً محترمِ جهان زیرزمینی، همگی اجزای یک سازوکار خشناند. »
شخصیتها و اجرا
این ترکیب، صرفاً جلوهای تازهنما نیست؛ به اثر امکان میدهد از واقعگرایی مستقیم فاصله بگیرد و در عین حال، خشونت و آشفتگی اجتماعی را به شکلی ملموس نگه دارد. بازیگران زنده، قاب بیرونی روایت را میسازند، درحالیکه شخصیتهای حیوانی پویانماییشده میتوانند قواعد افسانه و هجو را با آزادی بیشتری به کار گیرند.
همین دوگانگی به فیلم هویتی بصری نامتعارف میبخشد. سبک طراحی نیز به همین ناهماهنگیِ سنجیده دامن میزند. پویانمایی «Coonskin» به دنبال صیقل و ظرافت رایج در آثار خانوادگی نیست؛ خطوط و چهرهها خشن، گاه زمخت و عمداً ناآراماند. این ظاهر با جهان فیلم سازگار است، اما همیشه به انسجام کمک نمیکند.
تغییر مداوم میان دو رسانه ممکن است پیوند عاطفی تماشاگر با داستان را قطع کند و گاهی بهجای آنکه معنا را روشنتر سازد، بر آشفتگی روایت بیفزاید. روایت، ریتم و پراکندگی ساختار فیلم بیش از آنکه به پیرنگی خطی متکی باشد، به انباشتن حکایتها، برخوردها و تصویرهای هجوآمیز وابسته است. این روش در بهترین لحظات، حسی از قصهگویی شفاهی و خیابانی ایجاد میکند؛ گویی هر شخصیت یا رویداد، دریچهای تازه به سوی چهرهای دیگر از قدرت میگشاید.
اما همین وفور ایدهها باعث میشود برخی بخشها از مسیر اصلی دور شوند یا بهسرعت از کنار موضوعی بگذرند که ظرفیت پرداخت بیشتری دارد. ریتم نیز به همین دلیل یکدست نیست. فیلم میتواند ناگهان از گفتوگویی طعنهآمیز به خشونتی آشکار برسد و سپس به حکایتی فرعی یا تصویری گروتسک پناه ببرد. این ضرباهنگ برای ساختن حس بیثباتی مفید است، اما گاهی تماشاگر را از پیگیری عاطفی داستان بازمیدارد.
« همین دوگانگی به فیلم هویتی بصری نامتعارف میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
«Coonskin» بیشتر به اثرگذاری لحظهها و ضربههای تصویری اعتماد میکند تا به رشد پیوستهٔ شخصیتها؛ انتخابی که هم به جسارت فیلم یاری میرساند و هم محدودیت آن را آشکار میکند. خشونت، اغراق و مرزهای آزار خشونت در این اثر صرفاً وسیلهای برای هیجانآفرینی نیست؛ بخشی از زبان هجو آن است. اغراق، بدنهای کارتونی و برخوردهای خشن، جهان را به صحنهای مضحک و هولناک بدل میکنند.
این شیوه میتواند ادعای نظم و تمدن را زیر سؤال ببرد و نشان دهد که خشونتِ نهادی و خیابانی، پشت نقابهای متفاوت پنهان میشود. در مقابل، شدت تصویرها گاه چنان بالاست که توجه را از نقد اجتماعی به خودِ شوک منتقل میکند. این مسئله دربارهٔ تصویرهای نژادی اثر نیز صدق میکند. فیلم میخواهد کلیشهها را از راه اغراق افشا کند، اما تماشاگر باید خود دربارهٔ نتیجهٔ این راهبرد داوری کند: آیا فیلم کلیشه را رسوا میسازد، یا آن را چنان برجسته میکند که از کنترل سازندگانش بیرون میرود؟
در چنین آثاری، نیت هنرمند بهتنهایی برای رفع ابهام کافی نیست. اثر باید در سطح تصویر و تجربهٔ تماشاگر نیز سنجیده شود، و «Coonskin» بهعمد در ناحیهای پرتنش و حلنشده باقی میماند. جایگاه فیلم در کارنامهٔ بکشی «Coonskin» نمایندهٔ رویکردی است که پویانمایی را نه قالبی کودکانه، بلکه ابزاری برای پرداختن به موضوعات سیاسی، شهری و اجتماعی میداند.
بکشی در اینجا از امکانات پویانمایی برای شکستن واقعگرایی و ساختن جهانهایی استفاده میکند که هم تمثیلیاند و هم آغشته به جزئیات روزمره. پیوند رسانهها نیز بخشی از همین جستوجوست: فیلم میخواهد از قواعد تثبیتشدهٔ سینمای انیمیشن و روایت جنایی فاصله بگیرد و زبانی متناسب با آشفتگی موضوع خود بیابد.
« خشونت، اغراق و مرزهای آزار خشونت در این اثر صرفاً وسیلهای برای هیجانآفرینی نیست؛ بخشی از زبان هجو آن است. »
قوتها و کاستیها
البته جسارت فرمی، بهخودیخود انسجام نمیآفریند. فیلم گاهی چنان شیفتهٔ برخوردهای ناگهانی و تصاویر تند خود میشود که فرصت نمیکند میان اجزایش پلی محکم بسازد. بااینهمه، همین ناتمامی و اصطکاک است که آن را از اثری بیخطر و قابلپیشبینی جدا میکند. «Coonskin» بیش از آنکه تماشاگر را به آرامش برساند، او را درگیر میکند: هم با آنچه میخواهد افشا کند و هم با شیوهای که برای افشا برگزیده است.
جمعبندی «Coonskin» تجربهای نامتعارف، تندخو و از نظر بصری متمایز است؛ فیلمی که با آمیزش پویانمایی و بازی زنده، هجو نژادپرستی و نمایش خشن جهان زیرزمینی، به سراغ موضوعاتی میرود که همچنان محل مناقشهاند. بهترین لحظههایش در انرژی خیابانی، جسارت فرمی و حمله به ریاکاریِ قدرت شکل میگیرند؛ ضعفهایش نیز در پراکندگی روایت، نوسان ریتم و ابهام اخلاقیِ تصویرهای نژادی و خشونت آشکار میشوند.
این اثر را نمیتوان صرفاً ستایشی بیقیدوشرط از جسارت هنری دانست، همانطور که نمیتوان پیچیدگی آن را با برچسبی ساده کنار گذاشت. ارزش «Coonskin» در همین تنش است: فیلمی که قصد دارد تصویرهای مسلط را به پرسش بکشد، اما خود نیز از پرسش و داوری مصون نمیماند. Такой است که تماشاگر را به دیدنِ دوباره و سنجیدنِ فاصلهٔ میان نیت، تصویر و پیام وامیدارد.
« البته جسارت فرمی، بهخودیخود انسجام نمیآفریند. »
ثبت دیدگاه