نقد و بررسی
نقد زنجیره (Continuum) | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای آشنا با پرسشی زنده «Continuum» از آن فرضهای علمیتخیلی آغاز میکند که هم ظرفیت سرگرمی دارند و هم امکان طرح پرسشهای سیاسی و اخلاقی: گروهی از مخالفان نظم آینده، همراه با مأمور پلیسی که مأموریت دستگیریشان را بر عهده دارد، به گذشته پرتاب میشوند. ونکوورِ سال ۲۰۱۲ برای آنان نه صرفاً مکانی بیگانه، بلکه جامعهای است که هنوز به نظمی نرسیده که شورشیان از آن گریختهاند و مأمور پلیس در آن زیسته است.
در نتیجه، گذشته هم میدان تعقیب و گریز است و هم صحنهای برای کشمکش بر سر اینکه آینده چگونه ساخته میشود. سریال از همان ابتدا پرسشی محوری پیش میکشد: آیا خشونت انقلابی برای جلوگیری از سلطهٔ شرکتها توجیهپذیر است؟ و اگر مأمور قانون خود از جهانی آمده باشد که قانون در آن به ابزاری برای تثبیت قدرت بدل شده، وفاداری به وظیفه چه معنایی پیدا میکند؟
«Continuum» این پرسشها را در قالب یک تریلر پرحادثه عرضه میکند؛ گاهی به تأمل سیاسی مجال میدهد و گاهی آن را به سود ضرباهنگ و تعلیق کنار میزند. ونکوور میان اکنون و آینده یکی از امتیازهای مجموعه، بهرهگیری از تضاد میان دو دوره است. آیندهٔ ۲۰۷۷ در ذهن تماشاگر حاضر است، اما روایت بیشتر در ونکوورِ آشنا و روزمرهٔ ۲۰۱۲ جریان دارد.
همین فاصله، جهانسازی را از نمایش پرزرقوبرق فناوری جدا میکند: آینده در شیوهٔ نگاه شخصیتها به پلیس، شرکتها، آزادی و نظم اجتماعی حضور دارد، نه فقط در ابزارهای پیشرفته و پوششهای متفاوت. این انتخاب به سریال هویتی رازآلود میدهد. مخاطب از خلال واکنشهای کیرا کامرون به محیط پیرامونش درمییابد که آنچه برای دیگران بدیهی است، برای او حامل نشانههایی از مسیری تاریخی است که هنوز رخ نداده.
« در نتیجه، گذشته هم میدان تعقیب و گریز است و هم صحنهای برای کشمکش بر سر اینکه آینده چگونه ساخته میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در سوی دیگر، شورشیان نیز گذشته را نه پناهگاهی امن، بلکه فرصتی برای تغییر معادلهٔ قدرت میبینند. ونکوور به این ترتیب به فضای برخورد دو تصور از آینده بدل میشود: آیندهای که نظم مسلط آن را اجتنابناپذیر میداند و آیندهای که مخالفان میخواهند با دخالت در زمان از نو بسازند. روایت و تعادل میان پرونده و دنباله ساختار روایی مجموعه میان ماجراهای جنایی و خط اصلی مربوط به زمان، تاریخ و کشمکش سیاسی حرکت میکند.
پروندههای پلیسی به داستان امکان میدهند که از محدودهٔ بحثهای انتزاعی خارج شود و شخصیتها را در موقعیتهای ملموس قرار دهد؛ در عین حال، هر رخداد میتواند پیامدهایی برای آینده یا رابطهٔ شخصیتها با یکدیگر داشته باشد. این الگو بهویژه در آغاز، ریتمی پرحادثه و دسترسپذیر میسازد. اما همین دوگانه گاه به ناهماهنگی میانجامد.
بخشهایی از روایت میکوشند همزمان یک ماجرای مستقل را پیش ببرند و گرهای بزرگتر از تاریخ جایگزینشده، مناسبات شرکتی و انگیزههای شورشیان باز کنند. بعضی قسمتها در نتیجه بیش از آنکه مسیر کلی را غنی کنند، آن را موقتاً متوقف میسازند. خردهداستانهای شخصی، بهخصوص آنهایی که به روابط عاطفی الک و تغییر خط زمانی پیوند میخورند، گاه با کندکردن پیشروی داستان، از نیروی تعلیق میکاهند.
کیرا؛ مأمور قانون در موقعیتی ناممکن محور عاطفی و دراماتیک سریال، کیرا کامرون است؛ مأموری که باید در جامعهای ناآشنا عمل کند، در حالی که حقیقت هویت و منشأ خود را پنهان نگه میدارد. موقعیت او بهطور طبیعی تنشی چندلایه میآفریند: او هم مجری قانون است، هم شاهدی از آیندهای که دیگران هنوز نمیشناسند، و هم فردی که برای بازگشت به زندگی پیشین خود به حفظ خط زمانی نیاز دارد.
« در سوی دیگر، شورشیان نیز گذشته را نه پناهگاهی امن، بلکه فرصتی برای تغییر معادلهٔ قدرت میبینند. »
شخصیتها و اجرا
این تضاد به شخصیت عمق میبخشد و مانع میشود که او صرفاً به قهرمانی بیتردید در تعقیب مجرمان تقلیل یابد. بازی ریچل نیکولز متکی بر انضباط و کنترل است؛ ویژگیهایی که با تربیت و کارکرد حرفهای کیرا تناسب دارند. او حس بیگانگی شخصیت را بیاغراق منتقل میکند و در لحظاتی که وظیفه با تردید اخلاقی درگیر میشود، شکاف میان ظاهر قاطع و آسیبپذیری درونی را آشکار میسازد.
رابطهٔ او با کارلوس نیز موقعیتی مناسب برای نمایش فاصلهٔ میان تجربهٔ شخصی کیرا و واقعیتهای زمان حال فراهم میآورد، هرچند این رابطه همیشه از کلیشههای درام پلیسی فاصله نمیگیرد. بازیگران و مناسبات قدرت بازیگران مکمل، بهویژه در نقشهایی که میان وفاداری، منفعت شخصی و آرمان سیاسی معلقاند، به جهان سریال تنوع میبخشند.
ویکتور وبستر در نقش کارلوس حضوری متین دارد و شخصیتش در برابر رازهای کیرا، نمایندهٔ نگاه زمینیتر و قانونمحورتر به وقایع است. اریک کنودسن نیز در نقش الک، جوانی را تصویر میکند که تواناییهای فنیاش با موقعیتی روبهرو میشود که پیامدهای اخلاقی و تاریخی آن بسیار بزرگتر از یک مسئلهٔ صرفاً علمی است.
جذابیت مجموعه تنها در تقابل مأمور پلیس و شورشیان خلاصه نمیشود. شخصیتها یکسره در جایگاههای ثابت اخلاقی قرار ندارند؛ وفاداریها تغییر میکنند و انگیزهها همیشه با شعارهای سیاسی یکی نیستند. همین ناپایداری، بهخصوص هنگامی که منافع فردی با آرمان جمعی برخورد میکند، به روایت کشش میدهد.
« این تضاد به شخصیت عمق میبخشد و مانع میشود که او صرفاً به قهرمانی بیتردید در تعقیب مجرمان تقلیل یابد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، برخی گفتوگوها بیش از آنکه از تجربه و لحن متمایز هر شخصیت برخیزند، در خدمت توضیح مضمون یا پیشبرد صحنه قرار میگیرند. در چنین لحظاتی، دیالوگها کلیشهای یا کمرمق به نظر میرسند و بازیگران ناچارند با حضور خود به کلمات نیرویی بدهند که متن همیشه فراهم نمیکند. سفر در زمان و سایهٔ آشنایی «Continuum» از سفر در زمان نه فقط برای ساختن تعلیق، بلکه برای بههمریختن رابطهٔ علت و معلول بهره میگیرد.
رخدادهای کوچک میتوانند معنایی بزرگتر پیدا کنند و تصمیمهای امروز با تصور شخصیتها از فردا سنجیده شوند. این سازوکار برای بازنمایی اضطراب کیرا بسیار کارآمد است: هر مداخله ممکن است همان آیندهای را که او میخواهد حفظ کند تغییر دهد، یا راه را برای نظمی متفاوت باز کند. بااینحال، بخشهایی از این بازی روایی برای مخاطب آشنا با علمیتخیلی تازگی بنیادی ندارند.
خطر تغییر گذشته، تناقضهای زمانی و پیچشهایی که برداشت تماشاگر از روابط علت و معلولی را جابهجا میکنند، پیشتر بارها در آثار این ژانر به کار رفتهاند. ارزش مجموعه بیشتر در نحوهٔ پیوند دادن این تمهیدات با کشمکش سیاسی و تجربهٔ شخصیتهاست تا در اختراع قواعدی کاملاً نو. افزون بر این، هرگاه روایت بیش از اندازه بر رازها و چرخشهای ناگهانی تکیه میکند، ممکن است پیچیدگی به جای عمق بنشیند و بخشی از بار احساسی داستان زیر انباشت اطلاعات پنهان شود.
مضمون سیاسی و اخلاق خشونت تقابل شورشیان با آیندهٔ شرکتی، بُعدی از نقد اجتماعی به سریال میدهد. در ظاهر، اختلاف بر سر آن است که چه کسی باید قدرت را در دست داشته باشد؛ اما پرسش پیچیدهتر این است که آیا هدف سیاسی میتواند ابزارهای خشونتآمیز را مشروع کند. کیرا نیز در برابر این پرسش آسوده نیست: مأموریتی که در ابتدا روشن به نظر میرسد، در برخورد با جامعهٔ آینده و پیامدهای آن، معنای اخلاقی سادهای ندارد.
« رخدادهای کوچک میتوانند معنایی بزرگتر پیدا کنند و تصمیمهای امروز با تصور شخصیتها از فردا سنجیده شوند. »
قوتها و کاستیها
در بهترین لحظات، مجموعه از داوری شتابزده پرهیز میکند و نشان میدهد که ساختارهای قدرت میتوانند هم از راه نظم و امنیت و هم از راه سرکوب عمل کنند. بااینحال، پرداخت سیاسی همیشه به ژرفای پرسشهایی که طرح میکند نمیرسد. گاهی شخصیتها به نمایندگان آشکار ایدهها بدل میشوند و گفتوگوها به جای آنکه تضاد را از دل تجربهٔ زیسته بیرون بکشند، مضمون را مستقیم بیان میکنند.
نتیجه، اثری است که جاهطلبی فکری دارد، اما همواره در تبدیل آن به درامی ظریف و چندوجهی کامیاب نیست. جمعبندی «Continuum» مجموعهای علمیتخیلی و پلیسی است که جذابیتش را از برخورد دو زمان، دو تصور از عدالت و دو تعریف از آینده میگیرد. فضاسازی رازآلود، ریتم پرحادثه، بازیهای باورپذیر و موقعیت دشوار کیرا به آن نیروی تماشایی میبخشند؛ در عین حال، بعضی دیالوگهای کلیشهای، ایدههای آشنای سفر در زمان و خردهداستانهایی که روند اصلی را کند میکنند، از انسجام و تازگی آن میکاهند.
این اثر بیش از آنکه در قواعد سفر زمانی یا پیچشهای غافلگیرکنندهاش انقلابی باشد، در پیوند دادن تعقیب پلیسی با پرسشهایی دربارهٔ قدرت، آزادی و مسئولیت اخلاقی ارزش مییابد. برای مخاطبی که هم تعلیق روایی میخواهد و هم زمینهای برای اندیشیدن به پیامدهای سیاسی آینده، «Continuum» تجربهای پرکشش و قابلتأمل است؛ تجربهای که گاه از ظرفیت ایدههایش عقب میماند، اما بهندرت از طرح پرسشهای جذاب دست میکشد.
« بااینحال، پرداخت سیاسی همیشه به ژرفای پرسشهایی که طرح میکند نمیرسد. »



ثبت دیدگاه