نقد و بررسی
نقد بهزودی (Coming Soon) | 1999
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نوجوانی در حاشیهٔ رؤیای بزرگشهری «Coming Soon» ساختهٔ Colette Burson، کمدی بلوغی مستقلی است که نوجوانی را از دریچهٔ سه دختر دبیرستانیِ مرفه در منهتن مینگرد. جنی، نل و استریم در آستانهٔ پایان دبیرستاناند؛ دورهای که در آن فشار انتخاب دانشگاه و جدایی از خانواده با پرسشهای مربوط به عشق، میل و شناخت خویشتن درهم میآمیزد.
فیلم بهجای آنکه بلوغ را صرفاً ماجرایی عاشقانه یا مجموعهای از شوخیهای مدرسهای بداند، محور روایت را بر خواستهای میگذارد که سینمای نوجوانانهٔ آن دوره کمتر از زاویهٔ تجربهٔ دختران به آن میپرداخت: لذت و حقِ تعریفکردن آن به دست خود فرد. استریم که رابطهٔ جنسی را تجربه کرده، درمییابد آنچه رخ داده با آنچه میخواسته یکی نیست.
هدف دوستانش نیز در آغاز کمک به او برای گذر از تجربهٔ نخستین است، اما موضوع بهتدریج به مسئلهای گستردهتر بدل میشود: تفاوت میان انجامدادن کاری که از نظر اجتماعی نشانهٔ بزرگشدن تلقی میشود و فهمیدن اینکه واقعاً چه میخواهی. این تمایز، مهمترین ظرفیت فکری فیلم است؛ هرچند اثر همیشه به اندازهٔ موضوعش از ظرافت و ژرفا برخوردار نیست.
جسارت موضوع و محدودیت نگاه فیلم در طرح پرسشی که معمولاً در کمدیهای نوجوانانه به حاشیه رانده میشود، جسور است. در بسیاری از آثار همدوره، تجربهٔ جنسی پسران بهعنوان هدفی برای فتح یا دستمایهٔ رقابت تصویر میشود؛ اما «Coming Soon» توجه را به رضایت، نابرابری در انتظارها و نادیدهگرفتهشدن خواستههای دختران معطوف میکند.
« استریم که رابطهٔ جنسی را تجربه کرده، درمییابد آنچه رخ داده با آنچه میخواسته یکی نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
استریم صرفاً در پی از دستدادن بکارت نیست؛ مسئله این است که تجربهٔ او نیز باید بهعنوان تجربهای شخصی و مهم به رسمیت شناخته شود. همین جابهجاییِ مرکز توجه، فیلم را از الگوی رایج «ماجرای پسران برای رسیدن به رابطه» فاصله میدهد. بااینحال، جسارت موضوع بهخودیخود به معنای پختگی در پرداخت نیست.
اثر گاهی چنان مشتاق است که نکتهٔ اصلیاش را صریح اعلام کند که امکان کشف تدریجی آن را از تماشاگر میگیرد. برخی موقعیتها بیش از آنکه از مشاهدهٔ دقیق رفتار و احساس شخصیتها برآیند، شبیه سکویی برای بیان موضع فیلماند. در نتیجه، نگاه انتقادی آن به کلیشههای جنسی و معیارهای دوگانه قابلتوجه است، اما این نگاه همیشه در دل روایت به شکلی طبیعی و دراماتیک جا نمیافتد.
دوستی؛ نیروی زندهٔ روایت رابطهٔ سه دوست، جاندارترین بخش فیلم است. جنی، نل و استریم یک گروه همشکل و بیتفاوت نیستند؛ تفاوت خلقوخو و شیوهٔ مواجههشان با محیط، به گفتوگوها و همراهی آنها انرژی میدهد. شوخیها و همدلی میانشان از این حس نیرو میگیرد که هر یک میکوشد دیگری را بفهمد، حتی وقتی خودش هنوز پاسخ روشنی برای پرسشهای شخصیاش ندارد.
در برابر دنیای بزرگسالان و روابطی که غالباً بر ظاهر، موقعیت اجتماعی یا خودخواهی بنا شدهاند، دوستی آنها فضایی برای آزمودن فکرها و بیان تردیدها فراهم میکند. شیمی گروهی بازیگران نیز به این بخش از فیلم کمک میکند. Bonnie Root، Gaby Hoffmann و Tricia Vessey هرکدام به شخصیت خود کیفیتی متمایز میدهند و در کنار هم لحظههایی میسازند که از دیالوگهای طراحیشده فراتر میروند.
« همین جابهجاییِ مرکز توجه، فیلم را از الگوی رایج «ماجرای پسران برای رسیدن به رابطه» فاصله میدهد. »
شخصیتها و اجرا
گاه حس میشود آنچه بر پرده جریان دارد، بیش از آنکه محصول طرحی دقیق باشد، از صمیمیت و جنبوجوش جمعی سرچشمه میگیرد. همین کیفیت، فضای نوجوانانهٔ فیلم را باورپذیرتر میکند و در صحنههایی که روایت از انسجام میافتد، همچنان تماشاگر را با شخصیتها همراه نگه میدارد. شخصیتپردازی و روابط عاطفی ضعف اصلی فیلم در این است که شخصیتها را بهطور کامل از موقعیت مرکزی داستان فراتر نمیبرد.
استریم بیش از همه صاحب مسیر روایی است، اما دروننگری او گاه به چند خواسته و واکنش آشکار محدود میماند. جنی و نل نیز، با آنکه حضورشان برای تعادل و طنز روایت ضروری است، فرصت یکسانی برای شکلگیری درونی پیدا نمیکنند. ویژگیهای شخصیتیشان بیشتر بهصورت نشانههایی سریع معرفی میشود تا لایههایی که در طول داستان دگرگون شوند.
این کاستی در روابط عاطفی آشکارتر است. بعضی پیوندها بیش از آنکه از شناخت تدریجی و نزدیکی دو نفر ساخته شوند، بر نقشهایی تکیه دارند که از ابتدا برایشان در نظر گرفته شده است. بههمین سبب، لحظههای عاشقانه همیشه وزن احساسی لازم را پیدا نمیکنند و گاه نتیجهای از پیش قابلحدس به نظر میرسند.
فیلم دربارهٔ اهمیت توجه به خواستههای فردی حرف میزند، اما در بازنمایی بعضی رابطهها خود نیز به راهحلهای آشنا و سادهساز پناه میبرد. این فاصله میان حرف و صورت دراماتیک، مانع از آن میشود که بُعد عاطفی اثر به اندازهٔ ایدهٔ محوریاش اثرگذار باشد. کمدی، لحن و ضرباهنگ «Coming Soon» میخواهد هم کمدی نوجوانانه باشد و هم نگاهی انتقادی به ناآگاهی و خودمحوری در روابط جنسی داشته باشد.
« استریم بیش از همه صاحب مسیر روایی است، اما دروننگری او گاه به چند خواسته و واکنش آشکار محدود میماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این دو وجه همیشه بهآسانی در کنار هم نمینشینند. برخی شوخیها از تضاد میان ادعاهای نوجوانان و تجربهٔ محدودشان سرچشمه میگیرند و در آنها طنزی خوشریتم و گاه خودآگاه دیده میشود. اما بخش قابلتوجهی از شوخیها به موقعیتهای قابلپیشبینی یا واکنشهای اغراقشده متکی است؛ ازاینرو، خنده گاهی جای مشاهدهٔ دقیق را میگیرد.
ریتم فیلم نیز یکنواخت نیست. روایت میان دغدغههای عاطفی، مسائل خانوادگی و فضای مدرسه رفتوآمد میکند، اما این خردهمسیرها همواره در خدمت یک خط دراماتیک روشن قرار نمیگیرند. بعضی بخشها کش میآیند و بعضی دیگر پیش از آنکه فرصت کافی برای جاافتادن بیابند، کنار گذاشته میشوند. پراکندگیِ حاصل، به فیلم حالوهوایی آزاد و نامنظم میبخشد؛ این بیقاعدگی با روحیهٔ آشوبناک نوجوانی تناسب دارد، ولی گاهی به قیمت انسجام تمام میشود.
تماشاگر با مجموعهای از لحظههای بهیادماندنی روبهرو است، نه روایتی که همهٔ اجزایش با دقتی یکسان به هم متصل شده باشند. فضای اواخر دههٔ نود و جایگاه فیلم اثر در فضای فرهنگی اواخر دههٔ نود شکل گرفته است؛ دورهای که کمدیهای نوجوانانه بهطور فزایندهای از رابطهٔ جنسی و اضطرابهای پیرامون آن حرف میزدند، اما اغلب این تجربهها را با معیارهای مردانه و بهقصد شوخی روایت میکردند.
«Coming Soon» در همان قلمرو حرکت میکند، ولی میکوشد زاویهٔ دید را به دختران منتقل کند و پرسشهایی را مطرح سازد که معمولاً از مرکز تصویر حذف میشدند. این انتخاب به فیلم هویتی مستقل میدهد، حتی اگر اجرای آن همیشه از سطح ایده فراتر نرود. تجربهٔ پخش فیلم نیز با جسارت موضوعش پیوند خورده است: اثر ابتدا در جشنوارهٔ فیلم لسآنجلس در سال ۱۹۹۹ نمایش داده شد و سپس با تدوینهایی برای رسیدن به ردهبندی تجاری مناسبتر، به اکران محدود راه یافت.
« این دو وجه همیشه بهآسانی در کنار هم نمینشینند. »
قوتها و کاستیها
حساسیتها و کشمکشهای مربوط به نمایش میل زنانه، بخشی از زمینهٔ تاریخیای است که تماشای فیلم را معنادارتر میکند. این زمینه، البته، جای نقد خود اثر را نمیگیرد؛ اهمیت فرهنگی یک فیلم لزوماً ضعفهای رواییاش را برطرف نمیکند. اما نشان میدهد چرا حتی یک کمدی نابرابر نیز میتواند پرسشی مهم را در زمانی مطرح کند که طرح صریح آن با مقاومت روبهرو بوده است.
جمعبندی «Coming Soon» فیلمی بینقص یا کاملاً منسجم نیست؛ شوخیهای سطحی، شخصیتپردازی کمعمق، روابط عاطفی نهچندان باورپذیر و ضرباهنگ نامتوازن، مانع از آن میشوند که اثر به تمامی ظرفیت موضوعش دست یابد. بااینهمه، نگاه دخترمحور آن به بلوغ و توجهش به تفاوت میان تجربهٔ جنسی و شناخت خواستههای شخصی، همچنان ارزشمند است.
بهترین لحظههای فیلم نه در بیان مستقیم پیام، بلکه در صمیمیت سه دوست و تلاششان برای گفتوگو دربارهٔ آن چیزی شکل میگیرد که معمولاً ناگفته میماند. برای تماشاگر، جذابیت اثر بیش از آنکه در کمدیِ بیوقفه یا روایت منسجم باشد، در ترکیب لحن مستقل، انرژی بازیگران و نگاه متفاوتش به نوجوانی نهفته است.
«Coming Soon» گاهی خام و پراکنده به نظر میرسد، اما همین ناپختگی در کنار جسارتش تصویری از دورهای فرهنگی میسازد که هنوز در حال یافتن زبان مناسب برای بیان تجربهٔ دختران جوان بود.
« این زمینه، البته، جای نقد خود اثر را نمیگیرد؛ اهمیت فرهنگی یک فیلم لزوماً ضعفهای رواییاش را برطرف نمیکند. »



ثبت دیدگاه