نقد و بررسی
نقد روست کمدی سنترال: دونالد ترامپ (۲۰۱۱) (Comedy Central Roast of Donald Trump) | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه اثر و سازوکار روست «Comedy Central Roast of Donald Trump» ویژهبرنامهای است که قالب روست را به صحنه میآورد: چهرهای شناختهشده در مرکز مجلس مینشیند و گروهی از کمدینها و مهمانان، با شوخیهای تند و طعنههای شخصی، او را آماج قرار میدهند. در اینجا دونالد ترامپ سوژهٔ اصلی است و Seth MacFarlane نقش استاد مراسم را بر عهده دارد؛ در کنار او چهرههایی چون Whitney Cummings، Jeffrey Ross، Lisa Lampanelli، Snoop Dogg، Larry King و Anthony Jeselnik حضور دارند.
بنابراین برنامه نه روایت داستانی دارد و نه قرار است تصویری جامع از شخصیت سوژه ارائه کند؛ منطقش نمایش پیدرپی اجراها و واکنشهای زنده است. طنز بهمثابه آزمون قدرت جذابیت محوری این قالب از وارونگی موقت قدرت میآید. کسی که معمولاً در موقعیت نمایش ثروت، اعتمادبهنفس و تسلط قرار دارد، این بار باید هدف شوخی دیگران باشد و در برابر حملههای کلامی واکنش نشان دهد.
از این منظر، روست فقط مجموعهای از لطیفهها نیست؛ صحنهای است که در آن شهرت و اقتدار عمومی برای مدتی در اختیار کمدینها قرار میگیرد. حضور ترامپ در مرکز این مناسبات، برنامه را به مواجههای نمایشی میان تصویر عمومی او و نگاه طعنهآمیز اجراکنندگان بدل میکند. بااینحال، این وارونگی حد و مرز دارد.
« طنز بهمثابه آزمون قدرت جذابیت محوری این قالب از وارونگی موقت قدرت میآید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
روست در نهایت یک آیین سرگرمی است که سوژه در آن مشارکت میکند و قواعدش را پذیرفته است. ازاینرو، حملههای کلامی را نباید با نقدی عمیق یا مناقشهای واقعی اشتباه گرفت. برنامه بیشتر از آنکه شخصیت ترامپ را تحلیل کند، از شهرت او بهعنوان مادهٔ خام کمدی بهره میبرد. اجراها و تنوع لحن از امتیازهای برنامه، تفاوت صداها و شیوههای اجراست.
حضور کمدینهایی با لحنهای گوناگون، از طنز صریح و تهاجمی تا شوخیهای متکی بر مکث، کنایه و بازی با انتظار مخاطب، به اجراها رنگی یکسان نمیدهد. Seth MacFarlane با تسلط بر نقش میزبان، مراسم را در مسیری قابلفهم نگه میدارد و به آن حالوهوای یک نمایش زنده میبخشد. Jeffrey Ross و Lisa Lampanelli نیز با مهارت در فضای روست، به زبان بیپرده و ضرباهنگ تند آن نزدیکاند.
تنوع مهمانان، از جمله حضور Larry King و Snoop Dogg، دامنهٔ اجراها را گستردهتر میکند؛ اما تفاوت تجربه و سبک، همیشه به هماهنگی منجر نمیشود. برخی بخشها با اطمینان و ریتمی سنجیده پیش میروند و برخی دیگر بیشتر به حضور چهرهٔ مشهور متکیاند تا به ساختار شوخی. حاصل، برنامهای است که انرژی خود را حفظ میکند، اما کیفیت لحظهبهلحظهٔ آن یکنواخت نیست.
« روست در نهایت یک آیین سرگرمی است که سوژه در آن مشارکت میکند و قواعدش را پذیرفته است. »
شخصیتها و اجرا
ریتم و ساختار نمایشی روست ذاتاً بر توالی اجراهای کوتاه استوار است؛ از همینرو ریتم آن نه از پیشرفت روایی، بلکه از تغییر پیاپی اجراکنندگان و واکنش حاضران شکل میگیرد. تماشاگر فرصت چندانی برای ماندن در یک لحن ندارد: شوخیای تمام میشود، چهرهای دیگر وارد میدان میشود و فضای سالن دوباره تنظیم میگردد.
این شتاب، انرژی برنامه را بالا نگه میدارد و از ایستایی جلوگیری میکند. در مقابل، همین ساختار میتواند به پراکندگی بینجامد. چون اجراها باید در زمانی محدود اثر بگذارند، بعضی شوخیها پیش از آنکه ایدهای را بپرورانند، به ضربهٔ بعدی میرسند. در جاهایی نیز تفاوت میان حضور صحنهای شرکتکنندگان، پیوستگی کلی را مختل میکند.
برنامه از این جهت بیش از آنکه اثری یکپارچه باشد، مجموعهای از لحظههای کموبیش موفق است که یک قالب مشترک آنها را کنار هم نگه میدارد. دامنهٔ شوخیها و محدودیتهای آنها بخش مهمی از طنز برنامه به شهرت، ثروت و تصویر پرزرقوبرق ترامپ بازمیگردد. این مواد برای مخاطب آشنا و بهسرعت قابلفهماند؛ بنابراین شوخیها معمولاً بیدرنگ ارتباط برقرار میکنند.
« این شتاب، انرژی برنامه را بالا نگه میدارد و از ایستایی جلوگیری میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین دسترسپذیری، درعینحال، محدودیت میآفریند: وقتی چندین اجرا به محورهای مشابه تکیه کنند، طعنهها بهجای آنکه لایهای تازه از سوژه را آشکار کنند، به بازگویی همان تصویر عمومی نزدیک میشوند. تندی زبان نیز بهخودیخود تضمینکنندهٔ خلاقیت نیست. گاهی شدت توهین از ظرافت ساختاری شوخی جلو میزند و نتیجه بیشتر مستقیم و پیشبینیپذیر است تا غافلگیرکننده.
این نقطهضعف در قالبی که عمداً مرزهای ادب را کنار میزند، تناقضی مهم پدید میآورد: روست میخواهد با بیپروایی خود تازگی بسازد، اما اگر شوخی فقط به صراحت و گزندگی متکی باشد، خیلی زود اثرش را از دست میدهد. مخاطب، سوژه و واکنشهای زنده حضور سوژه در سالن، به شوخیها بُعدی دیداری میدهد.
واکنشها، سکوتها و خندههای او بخشی از نمایشاند و تماشاگر را به سنجش فاصلهٔ میان حملهٔ کلامی و پذیرش آن دعوت میکنند. این بُعد زنده، برنامه را از مجموعهای از متنهای طنز جدا میکند: شوخیها در حضور کسی ادا میشوند که موضوعشان است و همین رویارویی، انتظار و تنش میآفریند. اما این تنش نیز عمدتاً کنترلشده است.
« تندی زبان نیز بهخودیخود تضمینکنندهٔ خلاقیت نیست. »
قوتها و کاستیها
مخاطب میداند با رویدادی سرگرمیمحور روبهروست و اجراکنندگان نیز در چارچوبی از پیشتعریفشده کار میکنند. بنابراین واکنش ترامپ هرقدر هم در لحظه جذاب باشد، برنامه را به مطالعهای روانشناختی از او تبدیل نمیکند. آنچه اهمیت دارد، چگونگی ایفای نقش سوژه در برابر جمع و توان برنامه در حفظ توهمِ خطر کلامی، بیآنکه از قرارداد نمایشی خود بیرون برود، است.
جمعبندی «Comedy Central Roast of Donald Trump» در بهترین لحظههایش، نمایشی پرانرژی و بیپرده است که از برخورد سبکهای متفاوت طنز سود میبرد. Seth MacFarlane و دیگر اجراکنندگان به برنامه نیروی صحنهای میدهند و حضور خود ترامپ، ساختار روست را به نوعی نمایش وارونگی موقت قدرت تبدیل میکند.
در عین حال، تکرار شوخیهای مربوط به ثروت و شهرت، ناهمواری کیفیت اجراها و اتکای برخی بخشها به توهین مستقیم، مانع از آن میشود که همهٔ لحظهها به یک اندازه تازه یا دقیق باشند. ارزش اثر، در نهایت، کمتر در ژرفای تحلیل و بیشتر در انرژی جمعی، جسارت قالب و لذت تماشای کشاکش کلامی نهفته است؛ سرگرمیای که از محدودیتهای روست آگاهانه بهره میبرد، اما همیشه از کلیشههای همان قالب فراتر نمیرود.
« مخاطب میداند با رویدادی سرگرمیمحور روبهروست و اجراکنندگان نیز در چارچوبی از پیشتعریفشده کار میکنند. »



ثبت دیدگاه